![]() |
|
شماره205- بروزرسانی شنبه 11/3/1387 بازگشت به صفحه اصلی |
|
قرن بيست و يکم، قرن ضد-امپرياليستی
تارنگاشت عدالت
مراسم سالانه بزرگداشت کارل مارکس، امسال نيز در آرامگاه او برگزار شد. سخنران اصلی مراسم امسال، رفيق کارلوس وايمر، مسئول بخش روابط بين المللی حزب کمونيست ونزوئلا، معاون مجلس ملی ونزوئلا و معاون رئيس پارلمان آمريکای لاتين بود.
ترچمه ای از سخنرانی رفيق وايمر در «نامه مردم» شماره 791 مورخ 4 خرداد 1387 منتشر شده است. ترجمه مورد نظر مانند اغلب ترجمه هايی که در سالهای اخير از اسناد و اعلاميه های احزاب کمونيست و کارگری جهان در «نامه مردم» منتشر می شود نارسا و ناکامل است. در ترجمه «نامه مردم» از سخنرانی رفيق وايمر، در مواردی- مانند مقايسه روند گردش به چپ در آمريکای لاين با جنبش مقاومت در عراق- نظر سخنران بدرستی به خواننده فارسی زبان منتقل نشده است و در يک مورد- بند ماقبل آخر سخنرانی که به نقش و اهميت جنبش های بومی در مبارزه با سرمايه داری اشاره دارد- کاملاً از قلم افتاده است.
با توجه به اهميت موضوع ترجمه زير از روی متن منتشر شده در سايت حزب کمونيست بريتانيا در اختيار خوانندگان گرامی «تارنگاشت عدالت» قرار می گيرد.
***
امروز، که ما در اين مکان تاريخی 190-مين سالگرد تولد کارل مارکس را گرامی می داريم، صحبت با شما برای من افتخار بزرگی است.
من بخاطر دعوت گرم و مغتنم حزب کمونيست از خود، نه تنها برای حضور در گورستان های-گيت، بلکه همجنين بخاطر امکان بحث مبارزات پيروزمندانه مردم آمريکای لاتين عليه سرمايه داری، عليه امپرياليسم، و برای جامعه سوسياليستی در جلساتی که کارديف، بيرمنگهام، و در تالار بوليوار لندن برگزار شد سپاسگزارم.
همجنين موجب خوشوقتی من است که می توانم برخی نظرات را پيرامون موضوع 160-مين سالگرد انتشار مانيفست حزب کمونيست و اهميت کنونی آن در مبارزات در آمريکای لاتين، با شما در ميان بگذارم.
قيام عليه هژمونی ايالات متحده در آمريکای لاتين در سالهای آغازين قرن بيست و يکم، چيزی بجز يک برهه تاريخی نوين نيست. آمريکای لاتين در تلاش برای آزاد کردن خود از قرنها سلطه امپرياليستی، استقلال خود را دوباره بدست می آورد. جدی بودن اين تهديد نسبت به قدرت ايالات متحده، بنحو فزاينده ای توجه واشنگتن را جلب می کند.
قرن بيست و يکم احتمالاً بعنوان «قرن ضد-امپرياليستی» شناخته خواهد شد و عدم تحمل امپراطوری رو بزوال ايالات متحده را افزايش خواهد داد. از اين نقطه نظر، گردش به چپ سياسی در آمريکای لاتين، که حکومت ايالات متحده بر قاره آمريکا را متزلزل کرده است و «در مقياس کوچک جهانی» را نشان می دهد که «پيامبرانه» می توان آن را در سراسر دنيا انتظار داشت، حتا مقاومت در مقابل ماشين جنگی ايالات متحده در عراق را تحت الشعاع قرار داده است.
من اطمينان دارم که همه شما، رفقا و دوستان، خواهيد ديد که آمريکای لاتين و بويژه جمهوری بوليواری ونزوئلا، در راه مبارزه برای يک جامعه نوين، همراه با عدالت اجتماعی، صلح و سوسياليسم، ميراث کارل مارکس و فردريش انگلس را در کنار رهبران سياسی انقلابی خود مانند سيمون بوليوار و فرانسيسکو ميراندا بکار می بندد.
من ترديدی ندارم که تجربه آمريکای لاتين ثمربخش خواهد بود و نتايج آن به همه خلقها، همه کارگران يدی و فکری کمک خواهد کرد تا در تشديد مبارزه عليه سرمايه داری در اشکال کهنه و نوين آن، آنچه را که در توان دارند انجام دهند آمريکای لاتين ثابت می کند که اثر فراموش نشدنی کارل مارکس اهميت و فوريت معاصر خود را از دست نداده است. گرچه بعد از 1989 پايان تاريخ اعلام شد، تاريخ اخير در ونزوئلا و ديگر کشورهای آمريکای لاتين مانند برزيل، بوليوی، اکوادور، نيکاراگوئه، اوروگوئه، آرژانتين و اخيراً پاراگونه نشان می دهد که ماترياليسم ديالکتيک و تاريخی در همه کشورها و همه زمانها واقعی و علمی است.
از طرف ديگر، سوسياليسم در کره، کوبا، چين، لائوس و ويتنام ادامه دارد. توسعه آن با الهام از کارل مارکس اشکال مختلفی بخود گرفته، اما نشانگر واقعی اين است که انقلاب ضد-سرمايه داری، ضد-امپرياليستی در قرن بيست و يکم نيز با سرزندگی عظيمی ادامه دارد.
در واقع، بعد از 1989، نه تنها بخش های بسياری از جهان سوسياليسم را انکار کردند، بلکه اکثريت عظيم بشريت از صلح و امنيت نيز برخوردار نشد.
طبيعتاً، در اين شرايط، حضور احزاب کمونيست و کارگری، در کنار ديگر سازمانهای انقلابی و مترقی مانند گذشه، ضروری است. از طرف ديگر، اتجاد همه نيروهای انقلابی برای مبارزه ضد سرمايه داری ما تعيين کننده است. و آمريکای لاتين نمونه مهم و موفقی را ارائه می کند.
ما در ونزوئلا- با «حزب سوسياليست متحد» جديد، حزب کمونيست و ديگر سازمان های سياسی- ساختمان يک اتحاد ضد-سرمايه داری و ضد-امپرياليستی را آغاز کرده ايم.
در آمريکای لاتين نيز، اتحاد رو به ترقی دارد: کشورهای هر چه بيشتری در آلبا-گزينه بوليواری برای آمريکای لاتين- شرکت می کنند، بعد از کوبا و ونزوئلا، اکنون بوليوی و اکوادور و نيکاراگوئه، و در آينده نزديک پاراگوئه.
واقعيت تاريخی بما می گويد که اصول مارکسيسم بخشی از ملزمات اساسی بشريت برای پيروزی در مبارزه عليه فقر و رسيدن به هدف يک زندگی بهتر برای همه است-هدفی که تنها در يک جامعه سوسياليستی، آزاد از اشتباهات قرن بيستم، ولی بهره ور از تجربيات غنی و متنوع آن قابل تحقق است.
ما از آمريکای لاتين، خوشحاليم که شما تصميم گرفته ايد توجه خود را بر اين موضوع متمرکز کنيد، زيرا سرمايه داری جوهر ذاتی انسانيت را انکار می کند و می تواند انسان های بسياری را که در شرايط فقر زندگی می کنند، به احساس بیچارگی و استيصال بکشاند.
تجربيات روند انقلابی نشان می دهد که دگرگونی های انقلابی بطور مکانيکی اتفاق نمی افتد. آنها تنها برشالوده تصميمات آگاهانه با شناخت مارکسيستی مبنی بر اينکه سرمايه داری يک نقص ساختاری در جامعه انسانی جهانی به شمار می آيد، و اينکه، به اين علت، هيچ جامعه ای در جهان نمی تواند بدون بکار بستن تئوی و پراتيک آموزش کارل مارکس خود را از پيامدهای منفی سرمايه داری جدا کند، صورت می گيرند.
من معتقدم که طبقه کارگر معاصر ما متشکل در احزاب مارکسيستی، جنبش های تاريخی بومی و جنبش های اجتماعی نوين، با درک اين واقعيت که سرمايه داری يک تهديد جدی نسبت به انسجام جامعه انسانی بشمار می آيد، اکنون پتانسيل اشغال کردن صفوف خط اول مبارزه برای به عقب راندن مرزهای استثمار و بيعدالتی اجتماعی را دارند.
بر اين اساس، برای اينکه مرزهای سرمايه داری با موفقيت به عقب رانده شود، لازم است همه ما که در اينجا در اين مراسم يادبود برای کارل مارکس گردآمده ايم درسهای بسياری را که از مبارزات خلقها و طبقه کارگر کشورهايمان و از انقلابيونی مانند کارل مارکس، فردريش انگلس، ولاديمير ايليچ لنين، سيمون بوليوار در ونزوئلا، مارتی در کوبا، مارياتگوئی در پرو، ساندينو در نيکاراگوئه و بسياری ديگر، فرا گرفتته ايم بکار بنديم.
«بنا براين رفقا، به پيش و آخرين نبرد ما انترناسيونال نجات نوع بشر.» http://www.communist-party.org.uk/index.php?file=newsTemplate&story=303
گرفته از دنیای ما: http://www.donyayema.info/articles_detail.php?aid=1127
|
|
فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |