شماره206- بروزرسانی  دوشنبه 13/3/1387                             بازگشت به صفحه اصلی

خصوصيسازي، ره به ناكجاآباد ميبرد

هادی پاکزاد

 

 

 

بهدنبال فروپاشي اتحاد شوروي، امپرياليستها توانستند مفهوم «مالكيت همگاني بروسايل توليد» را با مالكيت منوپوليسمِ دولتي كه با اتحاد شوروي خورشچف شروع شده بود، يكسان معنا سازند و هرگونه توسعه، پيشرفت و برخورداري از سعادت را در گرو تبعيت و دنبالهروي از نظام مبتني بر «مالكيت خصوصي» القاء کنند. اين امر تا آنجا پيش رفته است كه هر كشوري نتوانسته در اين مسابقهی «خصوصيسازي» گامهاي بلندتري نسبت به ديگران بردارد، تمام بدبختيها را به گردن اين  ناتوانايياش گذاشتهاند تا جایی که مجبورش میکنند باران سرزنشهاي بانك جهاني و صندوق بينالمللي پول را بهجان خريدار باشد.

 

خصوصيسازي سرمايه كه رهبري بيچون و چراي آن را امپرياليستهاي تروريسمساز توطئهگر جهاني در دست دارند، آنگونه مقدس ميشود كه گويي داروي هر نابساماني اقتصادي و به تبع آن هرگونه نابساماني سياسي و اجتماعي كشورها را در چنته دارد. خصوصيسازي بيكاري را رفع و استعدادها را شكوفا  ميکند، مغزهاي گريزان را از فرار بازميدارد، اقتصاد را به حركت و جنبوجوش مياندازد، كارفرما را تغيير ماهيت ميدهد و نامِ كارآفرين را در قد و اندازهاش مناسب مييابد، آشتي طبقاتي را موجب ميشود و خلاصه اينكه «خصوصي سازي» هزاران كار قشنگ ديگر را بهعلاوه محو فقر انجام ميدهد.

آيا با گذشت همين ده سال كه ادعاهای امپرياليستها در ميدان بيرقيبشان گوش فلك را كر كرده است، آنان چه دستهگلي تقديم بشريت کردهاند؟ در آغاز سده  بيست و يكم  با غرور و قدرت و سرمست از پيروزيهاي خيالگونهاشان، وحشت و ترس را نهتنها براي ديگر مردمان جهان بلكه براي ملل و كشورهاي خودشان نيز به ارمغان آوردهاند. فقر جهاني را فزوني بخشيده، رنج و محنت را براي بيش از سهچهارمِ جمعيت جهان ارزاني داشتهاند. «وحدت ملي و هويت ملي» كشورها را درهم پيچيده و نويد دهندهی انفجاري شدهاند كه پيآمد آن را كسي به سادگي نميتواند پيشبيني كند.

آيا «خصوصيسازي» در بعضي كشورهاي به ظاهر موفق كه بهعنوان الگوهاي «تميز» از آنها ياد ميشود، توانسته است به معاني توسعه پايدار، وحدت ملي، حذف و يا كم كردن فاصله طبقاتي، عدالت همگاني و... پاسخ دهد؟ همين كشورها كه توانستهاند نمايشي از توسعهيافتگي مادي و تكنولوژيكي خصوصي را تابو سازند، با تلنگر بانك جهاني و صندوق بينالمللي پول، روزگارشان را تيره و تار مییابند. وابستگي به امپرياليسم و پذيرش دستورالعملهاي آن، چيزي جز فريب تودهها نيست، رهنمودهاي امپرياليستها سرابي است كه تلاش دارد تا آشفتگي ايدئولوژيك حاكم برجهان امروز را نهادينه سازد تا بتواند در عرصه رقابت آزاد سرمايه (جهانیسازی) همهی مردمان جهان را آسانتر ببلعد و هضم كند.

خصوصي سازي، ره به ناكجاآباد ميبرد. اينكه كشورها، سرمايههاي ملي در اختيار دولتها را سخاوتمندانه تقديم سرمايهدارها كنند و سرنوشت نان مردم را دربست در دست كساني قرار دهند كه در برابر سود تضمين شدهی صددرصدي به خودفداسازي هم تن درميدهند، نجات كشورها را در بحرانها و نابسامانيهاي بيشمار نويد نميدهد.

 

گرفته از: کتاب «جهان دیگری ممکن است»، نشر فروغ مهرگان، ص 54

از: فرهنگ توسعه آرشیو شماره 82 با عنوان «خصوصي سازي سرمايه، ديگر موفقيت امپرياليستها»

 

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید