شماره207- بروزرسانی  چهارشنبه 15/3/1387                             بازگشت به صفحه اصلی

آزادی خواهی این آقایان لیبرال

سیامک طاهری

 

چندی پیش آقای دکتر طبیبیان مصاحبه ای با روزنامه سرمایه انجام داده بودند و نگاه پرنخوت لیبرالی خود را به عموم عرضه نموده بودند. در پاسخ ایشان نوشتار زیر را تهیه نموده و شخصا به دفتر روزنامه تحویل دادم نزدیک به سه هفته وقت لازم بود تا روشن شود که دوستان از درج آن خودداری می کنند. و این برای من به هیچ وجه تعجب برانگیز نبود. پیشتر نیز تجربه مشابهی را با ضمیمه اعتماد داشتم. در آنجا نیز یک هفته پس از تحویل نوشته؛ سردبیر وقت ضمیمه اعتماد پس از چندین بار تلفن مرا از گمشدن مطلب مطلع کرد.

برای بار دیگر شخصا مقاله را تحویل دادم؛ و باز هم انتظار طولانی و سرانجام این پاسخ که مقاله امکان چاپ ندارد هرچند که از نظر ایشان چاپ آن بلامانع است و وقتی که تصمیم گیرنده نهایی را جویا شدم نام آقای حضرتی  برده شد. پس از تماس با دفتر ایشان منشی او از سوی ایشان اعلام کردند که ایشان مطلب را ندیده‌اند و لازم است که مجددا ارسال گردد. برای سومین بار مقاله برای ایشان ارسال شد (اینبار با پست سفارشی) و باز هم مقاله به چاپ نرسید. و سرانجام مقاله در سایت فرهنگ توسعه و چند سایت دیگر با نام "دردم نهفته به زطبیبان مدعی" به چاپ رسید. لازم به توضیح است که این نگارنده نه این بار و نه بار پیش به هیچ وجه دچار این توهم نبودم که آقایان لیبرال ممکن است مطالب چپ را چاپ کنند. من پس از سال‌ها کار با چنین نشریاتی از نزدیک این آقایان لیبرال را بخوبی می‌شناسم. آن‌چه که مرا به چنین پیگیری‌هایی وامی‌داشت نشان دادن این واقعیت به نحوی بود که جای هیچ بهانه‌ای را باقی نگذارد. اینک می‌توانم خطاب به آنان بگویم: آقایان !درست به این علت است که آزادی ادعایی شما را باور نداریم . آزادی از نظر ما همانگونه است که رزا لوکزامبورگ چشم در چشم فاشیسم گفت-آزادی همواره یعنی آزادی برای دگر اندیشان-.اساتید محترم، آن که در ایران از آزادی سخن می‌گوید باید از حق چپ برای سخن گفتن نیز دفاع کند وگرنه راست که همیشه در ایران قدرت را در دست داشته است و از آزادی برخوردار بوده است, هرچند که شاید آزادی بخش‌هایی از آن، اندکی محدود بوده است. آیا همین سخنان آقای طبیبیان و یا همکار و همراه ایشان آقای غنی نژاد چه در زمان حکومت شاه و چه در زمان جمهوری اسلامی چاپ شدنی نبوده و نیستند؟ یکی دیگر از ترفندهایی که مدتی است در میان پاره‌ای از روزنامه های تازه منتشر شده در ایران باب شده است بدین شکل می‌باشد که در ابتدای انتشار از نیرو و خلاقیت روزنامه نگاران چپ استفاده می کنند و به محض آن‌که تیراژ روزنامه بالا رفت ناگهان سر و کله یک لیبرال با جیب های انباشته از پول پیدا شده و...آن‌چه اکنون در بسیاری از نشریات ایران می‌گذرد سانسور لیبرالی است.که نام دیگر آن سانسور سرمایه داری است . نه آقایان لیبرال؛ ما دروغ‌های شما را باور نداریم .

 

 

                               باز هم آقای طبیبیان

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

 

آقای دکتر طبیبیان در مصاحبه ای با روزنامه سرمایه زیر تیتر "درک معیوب روشنفکران از مفهوم آزادی" از جمله چنین می‌نویسند:

"روشنفکران ایرانی به عنوان یک گروه اجتماعی عمدتا هیچ سنخیتی و همدلی‌ای با اقتصاد آزاد و آزادی سیاسی؛ همراه نبوده‌اند."

در رابطه با بخش اول جمله ایشان که روشنفکران ایرانی هیچ سنخیت و همدلی‌ای با اقتصاد آزاد -بخوانید اقتصاد بازار- نداشته‌اند ؛حق با ایشان است. اما همراه نبودن آنان با آزادی سیاسی یک دروغ بزرگ و تهمت نابجا است. نگاهی به آثار شاعران؛ داستان نویسان؛ مبارزان سیاسی نمایانگر آن است که آرمان خواهی و آزادی خواهی همواره در صدر خواسته‌های روشنفکران ایرانی صرفنظر از باورهای سیاسی آنان از صد سال پیش به این‌سو بوده است. ایشان در جایی دیگر در رابطه با علل مخالفت روشنفکران با اقتصاد آزاد می‌فرمایند "یکی از این دلایل به سوابق ما ایرانیان باز می‌گردد. روشنفکران ما اصلا به دلایل تاریخ سیاسی و اجتماعی خاص؛ درک صحیحی از مفهوم آزادی نداشتند از این رو با آزادی اقتصادی نیز مشکل داشتند."

در این‌جا نیز حق با آقای دکتر نمی‌باشد و ایشان به هیچ وجه برای این ادعای خود دلیلی نمی‌آورند. چنانکه در ادامه بحث می‌بینیم این خود آقای دکتر است که از تاریخ جهان هیچ اطلاع درستی ندارند و همه چیزها را با هم مخلوط می‌کنند. اما پیش از آن به ادامه گفتار ایشان توجه کنیم :

"دلیل دیگر این مخالفت مربوط به وضعیت ثروتمندان و شرایط ثروتمند شدن در جامعه ماست. در دوره های متفاوت افراد ثروتمند کشور ما چند دسته بوده‌اند. یا به قدرت وابسته بوده‌اند و با سوء استفاده از این قدرت به ثروت رسیده‌اند یا میراث خوار ثروت گذشتگانی بودند که آن‌ها از این طریق وابستگی به قدرت، مال و اموالی کسب کرده بودند. ثروتمندان در جامعه منفور بودند. طبیعی است روشنفکران هم علاقه‌ای به این‌گونه افراد نداشتند."

در این بخش از سخنان ایشان هم صد در صد حق با ایشان است. و اما ادامه بحث:

"اما در غرب این احساس نسبت به ثروتمندان وجود نداشت و مردم با آن ها مقابله ای نداشتند چرا که مشاهده می‌کردند اکثر ثروتمندانشان از طریق کار ؛ تولید؛ تجارت و اختراع و نوآوری و مانند آن به این موقعیت رسیده‌اند."

متاسفانه در این جا نیز حق با آقای دکتر نیست. آیا ایشان از تاریخ انقلاب کبیر فرانسه خبر ندارند؟ آیا از سنگر بندی‌های کمون پاریس و قتل عام کارگران به وسیله ارتش سرمایه داران بی‌اطلاعند؟ آیا از انقلاب به خون نشسته آلمان بی‌خبرند؟ جهت اطلاع آقای دکتر باید بگویم که نبردهای طبقاتی در ابعادی که در اروپا رخ داده است هرگز در کشور ما رخ نداده است.

ایشان در ادامه می فرمایند:

"واکنش نسبت به این نوع ثروت را غلط نمی‌دانم در واقع روشنفکر ایرانی به درستی در برابر رانت خواری و فساد بسیاری از ثروتمندان ایرانی اعتراض می کنند ولی آن ها متوجه این نکته نبوده اند که درمان همین مشکلات از طریق تثبیت آزادی اقتصادی است و نه از طریق دشمنی با آن و این نیز برخاسته از ضعف تئوریک و سستی پایگاه های فکری‌اشان بود. چرا که دشمنی با آزادی اقتصادی و کنار زدن آن بهترین زمینه را برای رشد و گسترش رانت خواری و مفت بری و زور گیری و غارت دولتی و خصوصی فراهم می کند."

به بیان دیگر ایشان تثبیت ثروت های به دست آمده از طریق "غارت و فساد مفت بری ؛ زور گیری و ارتشاء و مانند آن"-توجه کنید عین عبارت از خود آقای دکتر است- را تنها راه مبارزه با "غارت و فساد و مفت بری و ارتشاء" می‌دانند. به همین ترتیب می توان ادامه داد تنها راه مبارزه با دزدی پذیرفتن حق دزدان بر اموال دزدیده شده است آیا این است آن استدلالی که آقای دکتر می‌خواهند به روشنفکران ما بیاموزند؟ اگر آقای دکتر از این برداشت از سخنان ایشان موافق نیستند لطفا توضیح دهند پس چگونه می توان اموال ربوده شده مردم را از حلقوم ربایندگان این اموال بیرون کشید؟

ایشان در رابطه با اختلاف نظر "هایک" و "کینز" نیز چنین می نویسند:

" الان نیم قرن از آن نامه – نامه کینز به هایک – می‌گذرد شما خود بگویید حق با هایک بوده است یا با کینز ؛ کدام یک اثر ماندگارتری بر روند علمی اقتصاد داشته اند و افکار کدام یک امروز در امر سیاستگذاری اثر بارزتری داشته است."

در پاسخ باید گفت ؛ در جهان سرمایه داری – یا به قول آقای دکتر اقتصاد آزاد- در آن دورانی که سیاست های کینز بر افکار اقتصاد دانان تسلط داشت؛ یعنی دوران دولت رفاه؛ رشد و شکوفایی برجهان سرمایه داری حاکم  بود و اینک با بازگشت به افکار هایک و شاگردان امروزی‌اش آینده سرمایه‌داری تیره و تار به نظر می‌رسد . رشد اقتصادی آمریکا در سه ماهه نخست سال 2008؛0/1بوده است اروپا نیز وضع چندان بهتری ندارد و برای بار دیگر جهان با خطر شورش گرسنگان مواجه شده است .

واما دیگر نظرات آقای دکتر :

"هرکس که بخواهد اظهار نظر جدی‌ای داشته باشد باید در یکی از شاخه های علوم همچون اقتصاد ؛ سیاست ؛ جامعه شناسی ؛ تاریخ و... کارشتاس باشد ."

باز هم برای اطلاع آقای دکتر باید گفته شود ؛ بی‌گمان اسکار لافونتین یکی از مغزهای بی‌بدیل اقتصاد و سیاست آلمان پس از جنگ جهانی دوم  به حساب می‌آید . او با حل مشکل معدن‌های ذغال سنگ در ایالت زارلند به چنان محبوبیتی دست یافت که به او لقب ناپلئون دادند. او فوق لیسانس فیزیک داشت. خانم مرکل نخست وزیر آلمان هم در همین رشته تحصیل کرده است . آقای فیشر وزیر امور خارجه سابق آلمان اصلا تحصیلات دانشگاهی ندارد و راننده تاکسی بوده است. بسیاری از نمایندگان پارلمان‌های آلمان؛ فرانسه؛ انگلستان و دیگر کشورهای اروپایی و ایالات متحده هرگز به دانشگاه نرفته اند ولی به عنوان نمایندگان کارگران و دهقانان کشورشان از حقوق آنان در مقابل سرمایه‌داران دفاع می‌کنند. بی گمان سخنان این افراد بیش از سخنان آقای طبیبیان در جهان سیاست و اقتصاد جدی گرفته می‌شود.

ایشان در ادامه می‌گویند: "توزیع درآمد در آمریکا به مراتب از کشورهایی مثل هند و شوروی سابق عادلانه تر است... آیا کسی از آمریکا به کوبا فرار می‌کند؟ هزاران نفر اگر امکان آن را بیابند از کوبا به آمریکا فرارمی کنند."

اینکه "توزیع درآمد؛ در آمریکا به مراتب از کشور شوروی سابق عادلانه تر است" ادعایی تعجب برانگیز و حیرت آور است که هیچ دلیل و آماری برای آن ذکر نمی‌شود . اگر این ادعا در مورد آزادی انجام می‌شد شاید چندان تعجبی را بر نمی‌انگیخت . و عجیب تر آن‌که کشور آمریکا با منابع عظیم نفت و گاز و طلا و بااستثمار بیش از نیمی از جهان و غارت منابع اولیه با کشور کوچکی مانند کوبا مقایسه می‌شود . آیا اقای دکتر از میزان سودهای نجومی تجارت برده بی‌اطلاعند و یا آقای دکتر نمی‌دانند که صرف تفاوت قدرت، امکاناتی ایجاد می‌کند که شرایط مقایسه را از میان می برد . آری آمریکا می‌تواند کوبا را محاصره کند ولی کوبا نمی‌تواند همین عمل را با آمریکا انجام دهد . این توانایی نیز شرایط دیگری را ایجاد می‌کند. بدین ترتیب امریکا می‌تواند سرعت پیشرفت کوبا را کُند کند ولی کوبا از این توانایی محروم است. آمریکا می تواند برای کوبا مشکلات جدی امنیتی ایجاد کند ولی عمل متقابل از کوبا ساخته نیست. آیا این است آن متد علمی که ایشان در تحصیلاتی آموخته اند که دیگران را در صورت نیاموختن آن از حق اظهار نظر محروم می‌دانند ؟ آیا این نشان دادن عکس مار بجای نوشته مار به انسان‌های بی‌سواد نیست . چرا آقای دکتر کوبا را با هاییتی یا گواتمالا مقایسه نمی‌کنند تا مشخص شود در دو کشور با شرایط مشابه ولی با دو سیستم متفاوت وضعیت چگونه است. در پایان از آقای دکتر درخواست می‌کنم تا در یک مناظره دو طرفه در این باره بیشتر سخن بگوییم تا عیار اندیشه‌های گوناگون بیشتر محک بخورد.

 

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید