![]() |
|
شماره207- بروزرسانی جمعه 17/3/1387 بازگشت به صفحه اصلی |
|
بازي ريا و ترس در فضاي خاكستري
اردشير زارعي قنواتي
موضوع صلح خاورميانه با سفر هفته گذشته جورج بوش رئيس جمهور ايالات متحده به منطقه، بار ديگر در صدر خبرهاي بين المللي قرار گرفت. وي كه ابتدا به مناسبت 60 سالگي تاسيس كشور اسرائيل به اين كشور سفر كرده بود پس از آن با حضور در شرم الشيخ مصر پروسه صلح فلسطيني – اسرائيلي را به تروريسم اسلامي و افراط گرائي منطقه اي پيوند زده و ديوار نفوذ ناپذيري را بين اين مسئله چند بعدي كشيد. بنا به زعم آقاي بوش هيچ كس حق ندارد از اين ديوار خودساخته عبور كرده و با آن سوي ديوار مراوده اي داشته باشد. چنين مطلق انگاري در ديپلماسي ريشه در مفاهيم دوران جنگ سرد و تكليف سازي دين مدارانه دارد كه از قبل براي هر موضوعي راه حل جزمي و غير قابل انعطاف دارد. دنياي خير و شري كه جورج بوش بلافاصله بعد از حوادث تروريستي يازدهم سپتامبر نيويورك ترسيم كرده است ناگزير به چنين استنتاج دگم و صخره گوني خواهد رسيد چرا كه تصوير شيطان در صفوف دشمن هر مومني را از ترس ورود به جهنم بيمناك مي كند. جايگاه دو شقه شده فلسطيني كه جنبش فتح و " محمود عباس " رئيس تشكيلات خودگردان را در كرانه باختري رود اردن حاكم كرده است و جنبش حماس و " اسماعيل هنيه " نخست وزير بركنار شده فلسطين را در نوار غزه بر مصدر قدرت نشانده است، در فضاي اين چنين انعطاف ناپذيري تاكنون همه بازيگران داخلي و خارجي را در منطقه صفر مرزي به خود مشغول نموده است. نه اين و نه آن، نه فتح و نه حماس، هيچ كدام از اين دو جناح تا به امروز قادر نبوده اند كه پروسه دولت فراگير را در كل سرزمين هاي فلسطيني به مورد اجرا گذاشته و مدعي مشروعيت سخنگوئي ملي را براي مذاكرات صلح و اصولا هدايت امور كسب كنند. اين وضعيت پارادوكسيكال و پر از تناقضات غير قابل حل در كنار رقابت هاي منطقه اي و بين المللي توسط قدرت هاي پيراموني، هر دو گروه را در چنبره دورهاي باطل گرفتار كرده است. همين واقعيت كافي است تا بطالت سياست مبتني بر منازعه و عدم پذيرش جايگاه جناح هاي موجود در شرايط كنوني را به اثبات برساند. آنچه كه در طي روزها و هفته هاي اخير قابل تامل مي باشد مجادلات سياسي و تا حدودي امنيتي در خصوص چرائي مذاكرات صلح و خطوط قرمزي است كه براي آن ترسيم مي شود. بدون شك سفر " جيمي كارتر " رئيس جمهور اسبق آمريكا و ملاقات هاي وي با تمامي بازيگران اصلي و تاثيرگذار از جمله رهبران حماس، يخ هاي اين وضعيت قطبي را تا حدودي آب كرد. اينكه بسياري از سياستمداران و حتي كارشناساني كه در تئوري به خروج از بن بست فعلي يا مذاكرات فراگيرتر اعتقاد دارند زير تاثير تبليغات و فشارهاي سياسي به اجبار كار وي را ملامت كردند، دقيقا همان نقطه كوري مي باشد كه تا به امروز روند صلح را در موقعيت ايستائي كنوني نگاهداشته است. ورود بحث مذاكره با حماس به متن مبارزات انتخاباتي آمريكا و همچنين تفاوت ديدگاه هاي جمهوريخواهان و دمكرات ها، هر چند كه در استراتژي در يك مسير قرار دارند، مجادلات كلامي و سياسي در اين خصوص را ابعاد دو چنداني بخشيده است. سخنان بوش در شرم الشيخ و اتهام وي به رقباي دمكرات كه از مذاكره با مخالفان حمايت مي كنند موجب گرديد تا " باراك اوباما " كانديداي پيشتاز و احتمالي براي رقابت هاي انتخابات رياست جمهوري آينده، اين مسئله را يك تخطي آشكار از قوانين اخلاقي در مبارزات داخلي به حساب آورده و بوش را به سختي سرزنش كند. سناتور " مك كين " كانديداي جمهوريخواهان نيز خود را وارد اين مهلكه كرده و با حمايت از بوش، رقيب دمكرات خود را به بي تجربگي در موضوع امنيت ملي متهم كرده است. اوج اين مجادلات در درون آمريكا مصادف شد با گزارش رسانه هاي خبري فرانسه مبني بر اينكه دولت فرانسه نيز با جنبش حماس به طور رسمي در ارتباط بوده است. چنانچه " برنارد كوشنر " وزير امور خارجه فرانسه بالاخره زير فشار مطبوعات به اين امر اذعان كرده و به طور تلويحي از آن دفاع نمود. از آن طرف روسيه و چين نيز كه از همان ابتدا با گروه حماس در ارتباط بوده و به صورت رسمي نيز از اين سياست تماس علني دفاع مي كنند. حال جاي اين سوال وجود دارد كه در مناقشه و منازعات ملي، منطقه اي و بين المللي بدون مذاكره با طرفين درگير چگونه مي توان به مصالحه و پروسه صلح دست يافت. اگر قرار باشد كه حكومت خودگردان در كرانه باختري با حاكمان حماس در نوار غزه هيچگونه مذاكره و مصالحه اي را برقرار نكند و حاميان بين المللي پروسه صلح نيز از اين قاهده تبعيت نمايند، به چه طريق مي توان به صلح دست پيدا كرد. اصولا تروريسم و افراطي گري تا زماني كه در اندازه گروه هاي منزوي و هسته هاي محدود فردي قرار داشته باشد مي توان تنها به برخورد فيزيكي با آن تاكيد داشت ولي تبديل اين طيف به جنبش هاي اجتماعي، هر چند به اعتقاد كساني ارتجاعي، هرگز قابل ناديده گرفته شدن نخواهد بود. هم اينك در افغانستان نيروهاي ائتلاف به رهبري آمريكا و دولت " حامد كرزاي " به طور رسمي با گروه هائي از طالبان در حال مذاكره و معامله مي باشند. در حالي كه مي توان با طالبان مذاكره و مصالحه كرد چگونه قابل توجيه است كه جنبش معتدل تري چون حماس شايسته ورود به مذاكرات صلح نيست. از طرفي افشاي مذاكرات فرانسوي ها با حماس و اذعان كوشنر به اينكه بسياري از كشورهاي اروپائي نيز در خفا اين كار را انجام داده اند، گوياي يك نوع رياكاري بسيار زيانبار در روند صلح است كه واقعيت پشت پرده را از واقعيت علني واقعا موجود جدا مي كند. 31/2/87
|
|
فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |