شماره210- بروزرسانی  پنجشنبه 23/3/1387                             بازگشت به صفحه اصلی

 

سرود چاوش ژنده پوش

بایز افروزی

سخن نمی گویم

با مردگان ،

که قیام ایشان را ،

عیسای ناصری

بشارت می‌داد .

 

مرا عصایی نیست

تا فرو برد افعی فرعون را و بخواند به یهوه ،

ستم کاره را.

 

بودا نیستم من ،

که گرسنه گان را

پذیرا باشم ،

با دو کف دست

تهی از آب و نان !

 

من نمی خوانم ستم دیده را ،

به بردباری ،

به حب فردوس ،

در آسمان‌ها .

مرا هیچ خدایی ،

کسوت نبوت اعطا نکرده.

 

مرا سرودیست

در تقسیم نان

در وصف آزادی .

 

20/3/1387

 

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید