![]() |
|
شماره211- بروزرسانی یکشنبه 26/3/1387 بازگشت به صفحه اصلی |
|
پوپولیسم به مثابه جوهر هسته ای فاشیسم[1]
مقاله ای از وب سایت انجمن پژوهش های سیاسی[2]
برگردان: مسعود امیدی
فاشیسم[3] جریان سیاسی پیچیده ای است که انگل ایدئولوژیهای دیگرشده ، در بردارنده تنشها وتناقضات درونی بسیار بوده و در راستای سازگار نمودن خود با نمادهای تاریخی ویژه ،تندیس ها و تصاویر،شعارها،سنن، افسانه ها وقهرمانان جامعه ای که در صدد بسیج آن است، رفتاری مارمولک گونه دارد[4]. علاوه براین ، فاشیسم به عنوان یک حرکت اجتماعی اغلب به صورتی آشکار متفاوت از فاشیسمی که قدرت دولتی را در دست دارد، عمل می کند. فاشیسم زمانی که قدرت دولتی را در دست دارد، به شدت تمایل به سلسله مراتبی بودن ، استبداد و نخبه سالاری دارد، در حالی که فاشیسم به عنوان یک حرکت اجتماعی جاذبه های پوپولیستی[5] را در برابر رژیم موجود به کار می گیرد و دگرگونی ای مهیج وسریع در وضعیت موجود را نوید می دهد. در جنگ داخلی اروپا سه شکل متمایز از فاشیسم وجود داشت: فاشیسم متحد اقتصادی ایتالیا[6](فاشیسم اصیل)، نازیسم ملی گرای نژادپرستانه آلمان[7] و فاشیسم وابسته به روحانیون مذهبی[8] که مشخصاً در حرکت های مذهبی / ملی در کرواسی[9]، مجارستان[10]، لیتوانی[11]، رومانی[12]، اسلواکی[13] و اوکراین[14] و سایر موارد مشاهده شد. پوپولیسم دست راستی می تواند به موازات دسیسه چینی ضد نخبه سالارانه ، قربانی شدن های نژادپرستانه را هم به عنوان عناصر مشترک و جوهر و سنگ بنای فاشیسم به کار گیرد. جریان پوپولیسم دست راستی در جنگ داخلی آلمان (که تاریخچه آن توسط پیتر فریتسشه [15]در"تمرین هایی برای فاشیسم: پوپولیسم و بسیج سیاسی در آلمان وایمار"[16]تشریح گردید ) درتعامل با فاشیسم بود و فاشیسم را یاری می نمود. فریتسشه نشان داد که پوپولیست های نگران طبقه متوسط در وایمار حملات تندی را هم برعلیه دولت و هم شرکت های بزرگ شروع نمودند. این موج خروشان پوپولیستی بعداً توسط نازیسم که انگل روش ها و زمینه های پوپولیستی شد ، مورد بهره برداری قرار گرفت و پایگاه خود را دور از راست در میان جاذبه های ایدئولوژیک پوپولیستی از قبیل عوام فریبی، مظلوم نمایی های نژادی و دسیسه چینی تغییر مکان داد. ..."نازیها حسرت های اساسی پوپولیستی طبقه متوسط را اظهارمی کردند وهمزمان از یک بسیج قدرتمند و مصمم ضد مارکسیستی دفاع می کردند... ناسیونال سوسیالیستها[17] خودشان را در مقابل احزابی که از نظر آنها تفرقه انداز و "غیر طبیعی" بودند و گروه های منتقد سازمان یافته ذی نفع ، به عنوان نماینده خیر و رفاه عمومی مطرح کردند با این ادعا که آنها با پیشگیری از در هم شکستن مرزهای پایگاه های اجتماعی و نظام طبقاتی آلمان بقول معروف در جهت ممانعت از خیانت و تسلیم آلمان عمل می کنند و در عین حال آرزوهای جامعه آلمان را حداقل به صورت لفظی مورد تجلیل قرار می دادند..." برمبنای نظر فریتسشه ، لفاظی پوپولیستی نازیستها "بررنجش های دیرینه متداول طبقه متوسط آلمان در مقابل استقرار بورژوازی و مزیت اقتصادی وسیاسی آن و با نوید از بین بردن این رنجش ها در یک چشم انداز شایسته تکنولوژیکی در یک مدینه فاضله [18]"متمرکز شد. آنگونه که آمبرتو اکو[19] توضیح می دهد به هرحال لفاظی پوپولیستی فاشیسم ، گزینش شده و گمراه کننده است: " افراد به عنوان افراد حقی ندارند و مردم به عنوان یک کیفیت و یک موجودیت یکپارچه بیانگر اراده عمومی درک می شوند. از آنجا که هیچ کمیت بزرگی از بشر نمی تواند یک اراده مشترک داشته باشد، رهبر ، خود را مدعی ترجمه این اراده عمومی می داند. در این صورت شهروندان با از دست دادن قدرت نمایندگی ، اقدام مستقلی انجام نمی دهند، آنها تنها فراخوانده می شوند برای اینکه نقش مردم را بازی کنند. از این رو مردم، فریبی نمایشی بیش نیست... اکنون پوپولیسمی تلویزیونی یا اینترنتی در پیش روی ما است که واکنش های احساساتی یک گروه از شهروندان گزینش شده را ارائه می کند وسعی می کند آن را به عنوان صدای مردم معرفی کند... هرجا سیاستمداری حقانیت پارلمانی برخاسته از آرای مردم را با این ادعا که پارلمان بدرستی صدای مردم را نمایندگی نمی کند، مورد تردید قرارداد ، می توان بوی فاشیسم را استشمام نمود." فریتسشه مشاهده کرد که " بدون شناخت دگرگونی عمیق جریان سیاست های اصلی مرتبط با انتخابات در دهه 1920 که بیانگرانحلال وفاداریهای حزبی سنتی بود، فاشیسم آلمان را نمی توان درک نمود. "او همچنین ادعا کرد که نازیسم تا هنگامی که یک جنبش متمرکز بر آرا بود، لفاظی عمومی بیشتری داشت و خود را در ارتباط با جنبش های اصلاحی طبقه متوسط بیشتراز جنبش های ارتجاعی واپس گرا صاحب سبک می دانست. بدین ترتیب نازیسم به عنوان جنبشی پدیدار شد که تغییرات اجتماعی بنیادی را تامین کند در حالی که در عمل پایگاه خود را به راست منتقل کرد. موفقیت جنبش های فاشیستی در جذب اعضاء از پایگاه های پوپولیستی اصلاح طلب ناشی از عوامل بسیار پیچیده ای است که همپوشانی زیادی با هم دارند اما عوامل کلیدی مطمئناً بحران ها ودگرگونی های عمیق اجتماعی واقتصادی و دگرگونی و درجه خشم و ناامیدی کسانی است که می بینند نیازهایشان تامین نمی شود. ملت به جان آمده تدابیر بسیار بدی را به کار خواهد گرفت.[20 [1] -Populism as Core Element of Fascism [2] -Political Research Associates [3] -Fascism [4]-Chameleon-like adaptations منظور تغییر رنگ مارمولک برای انطباق با محیطش می باشد. [5] -populistویکردی سیاسی که به فعالیت های سیاسی یا اندیشه هایی که بر مبنای علایق ،عقاید وتعصبات مردم معمولی استوار است،برمی گردد. [6] -Italian economic corporatist fascism [7] -German racial nationalist Nazism [8] -Clerical fascism [9] -Croatia [10] -Hungary [11] -Lithuania [12] -Romania [13] -Slovakia [14] -Ukraine [15] -Peter Fritzsche [16] -Rehearsals for Fascism: Populism and Political Mobilization in Weimar Germany [17] -National Socialists [18] -Utopia [19] -Umberto Eco [20]-Desperate people turn to desperate solutions.
|
|
فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |