![]() |
|
شماره211- بروزرسانی دوشنبه 27/3/1387 بازگشت به صفحه اصلی |
|
صادق هدايت و سياست مهندس سهراب مژده
انسان
زيباست! تنها هنگامي كه " انسان" است !
(س- م)
نويسنده ي اين سياهه، با حسي عاشقانه احساس مي كند، كه روح هدايت عزيزما، كه اكنون در كنار منست، از اينكه درباره ي اين موضوع سخن ميرود، بسيار شاد و شنگول و رقصان خواهد شد!
پاره هايي از انديشه ها ي هدايت هدايت در باره ي سفر خويش به تاشكند چنين مي نويسد: "توي طياره دكتر سياسي پرسيد از كتابهايت چه داري، بده بخوانم. چونكه اصلا يكي از آنها را نخوانده بود، گفتم همراهم نيست. اما وقتي رسيديم تاشكند، يك دوره ي كامل از معلوماتم را دادم به كتابخانه شان. به رياست عظماي دانشگاه تهران برخورد. بهش گفتم اينها همان ازبكهاي سابق خودمان هستند، حالا ببيتيد دختر بچه هايشان پيانو ميزنند، باله ميرقصند، تراخمي و كچل هم نيستند، سالك هم ندارند... زير سبيلي در كرد. بعد رفت همه جا نشست و گفت فلاني بلشويك شد... بدبختي اينست كه نه اين وريم و نه آن وري، نه اهل سياست..." عزيز صادق ما، در ادامه مي گويد: "سياست چيز گهي است، كار من نيست، تو يك مملكت حسابي سياست را ميدهند دست متخصص، نه دست من و امثال من. ولي ضمنا همه مان بچه ي سياستيم، با سياست كاري نداريم، سياست با ما كار دارد. وقتي هم پايش بيفتد بايد حقش را گذاشت كف دستش. سارتر همين كار را كرد. با سلام و صلوات به آمريكا دعوتش كردند. اولا يك ربع ساعت بهش وقت دادند كه حرف بزند. به جاي اينكه راجع به ادبيات و فلسفه صحبت بكند، پريد به وضع آمريكا، سياهها، حق كشي، راسيسم. بعد هم كه بر گشت، معلوماتي را نوشت كه روز اولي كه ديدمت(اشاره به همسفر خود) دستت گرفته بودي: روسپي بزرگوار. از سناتور ها گرفته تا مردم عادي، دهان همه شان را چائيده. حالا لابد دمار از روزگارش خواهند كشيد. ولي او ديگر جا افتاده ما چي؟ مرده شور اين جور شهرت را ببرند( اشاره به شهرت خويش است)!.." همانگونه كه ديده مي شود، هدايت سياست را در ابعادي بالا مي بيند، او تنها بدنبال پاكي است و در جستجوي حقيقت خستگي ناپذير است و سازش ناپذير. او در اين جستجو، با تمامي وساطت بزرگان آن زمان، حتي با پدر خويش نيز به سازش نمي رسد. هدايت در پندار و گفتار و كردار خويش نماينده ي رشته هاي پاك فرهنگ كهن ميهن عزيز ما ايرانست كه در طي هزاره ها بافته و تافته، و در او حك گرديده است، و از اين ديدگاه جوانان كشور ما، اين اميد هاي آيندگان، بايد هدايت را به گونه ي عميق تري بشناسند. هدايت و كنگره ي جهاني صلح صادق هدايت در سال 1328، در كنگره ي جهاني صلح شركت كرد. بايد توجه داشت كه در آن زمان رئيس سازمان صلح ايران، شاعر بزرگ ايران، ملك الشعراي بهار بود ( بهار، كفتر بازي خبره بود و شعر كبوتر او، بيانگر آنست). در چارچوب دوستي هاي او شخصيت هايي چون نيما يوشيج و احسان طبري قرار داشتند. شخصيتهائي با اين قامت انساني، بي شك، به فعاليت سياسي محتوايي ديگر داده بودند و اين باعث شده بود تا پيشرو ترين و پاكترين انديشمندان مردمي و ميهن دوستان در حزب توده ايران اطراق كنند.
خند و لبخند هدايت نسل جديد چپ ايران بايد آگاه باشد كه، از آنجا كه عقب افتادگي و غير تخصصي بودن جامعه ي ما، ما را به سياسي بودن مجبور مي كند، پس باجبار بايد سياسي بودن را به انساني بودن آن مشروط كنيم. بايد هر عمل سياسي ما نشاندهنده يك عمل انساني باشد و اين بويژه نشان ميدهد كه تمامي رهبري سياسي كنوني چپ ايران بايد از رفتارهاي لجوجانه، تصميمات بدون انديشه، گفتارها و نوشته هاي شعاري، رتوريك و انفاتيك و ادعاهاي پوچ و بدون پشتوانه فكري و فلسفي- انساني دست شويد، مستقل بينديشد، در دفاع از آداب و فرهنگ و حقوق توده هاي رنج سازش ناپذير بوده و در مسيري حركت كنند كه از طرف انديشمندان نامبرده، پيموده و كوبيده شده است، تا نيروهاي چپ ايران بتوانند در راه آمال بزرگ انسان كه دستيابي به يك "جامعه ي انساني" است بدرستي گام بردارند، و نقش شايسته ي خويش را با پاكي وشفافيت، در صحنه ي تئاتر هستي بازي كنند. در نبشته هاي آينده به نقد اثر زيباي هدايت كه "حاجي آقا" نام گرفته است، خواهيم پرداخت. اين اثر در سال 1324 از طرف وي به كلك كشيده شده است. 25 خرداد ماه 1387 پايان صادق هدايت (1)
|
|
فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |