شماره212- بروزرسانی  پنجشنبه 30/3/1387                             بازگشت به صفحه اصلی

 

پيرامون نوشته «خطر جنگ امپرياليستی، صلح و اتحاد نيروها»

 

انوشه کيوان پناه

 

 

 

در کلاس پنجم ابتدايی معلمی داشتيم که هر هفته بيت زير از عرفی شيراری را بعنوان سر مشق تمرين خط درشت تعيين می کرد:

چنان با نیک و بد خو کن که بعد از مردنت عرفی

مسلمانت به زم زم شوید و هندو بسوزاند

 

خواندن مطلب «خطر جنگ امپریالیستی، صلح و اتحاد نیروها» به قلم آقای صادق شکيب و ديدن آن در سايت هایی که در ارتباط با موضوع مطلب مورد نظر دارای سياست های متقارن هستند، ناخود آگاه مرا سالها به عقب برد و بياد آن کلاس و آن تک بيت انداخت. با خود گفتم به اين می گويند تبحر در روزنامه نگاری سياسی!

در مورد يکی از مهمترين موضوعات سياسی-اجتماعی طوری اظهار نظر بشود که هر طرف موضوع خيال کند طرف ديگر و نه خود او مخاطب اصلی گوينده يا نويسنده بوده است! اين شيوه موضع گيری و اظهار نظر اگر به روشن شدن موضوع کمک نکند ممکن است در امر اتحادها موثر واقع شود!

 

آقای شکيب در بخشی از نوشته خود چنين می گويند :

«از آن‌جايي که کارآرایی و اهمیت اتحاد نیروهای مترقی ضد امپریالیستی در این شرایط حساس را نئولیبرال‌های فاشیست با هوشیاری دریافته اند، از جمله یکی از عرصه های عمده سرمایه گذاریشان برای پیش برد سیاست سبعآنه خود ایجاد تفرقه و دامن زدن به تشتت مابین نیروهای مترقی در کشورمان می ‌باشد. عده ای از کارگزارانشان را واداشته تا با ماسک چپ، نقش مخرب محوله از سوی ارتجاع جهانی را بازي کند. این چپ نویسان برای هرچه بهتر انجام وظیفه خود با همه توش و توان قلم فرسایی‌ها می کنند. اذهان را مشوب ساخته آشفته انديشی‌ها را دامن می زنند. جایگاه عمده را با غیر عمده زیرکانه با ریا و رندی جا به جا ساخته با ایجاد جو بی‌اعتمادی بین نیروهای مترقی در بستر حرکت عقلانی مردمی سنگ اندازی می ‌کنند. چپ نویسان کارگزار امپریالیسم شگرد شناخته شده مشخص و آشکاری دارند. ترفندشان چیدن چندین گزاره درست و منطقی در زرورقی بعاریت گرفته از ادبیات نیروهای راستین چپ و درهم تنیدنشان با مباحثی انحرافی در صدد انجام ماموریتشان می ‌باشند. به‌طور مشخص در مورد ضرورت همياري و اتحاد نیروها و عدم شکل گیری آن چه آه و ناله‌ها كه نمی‌کنند. با تعمقی بر نوشتجات و مباحثی که در این عرصه به راه می‌اندازند کاملا روشن می شود، هدف واقعی این دلسوزان چپ! چه نیت پلیدی است.»

 

آقاب شکيب که حتماً خطر را خوب شناخته اند، بدون آنکه به سياست های عريان «نئوليبرال های فاشيست» در اين عرصه اشاره ای بکنند، انگشت خطر را بسمت گروهی از چپ ها که گويا به دستور اين نئوليبرال ها انجام وظيفه می کنند نشانه گرفته اند و طرح می کنند که اتحاد نيروها از مقابله با «چپ نويسان امپرياليسم» می گذرد!

 

خوب می بود اگر آقای شکيب کمی در باره «ادبيات نيروهای راستين چپ» پيرامون موضع جنگ و صلح می نوشتند تا خوانندگان کم تجربه و احتمالاً گمراه، حداقل دنبال آدرس عوضی نروند و خيال نکنند که «منظور ديگرانند

 

در زير چند پرسش را مطرح می کنيم، به اميد آنکه جهت روشن تر شدن صفوف دشمنان و دوستان مردم به آنها فکر شود:

1- ادبيات چپ راستين در اينمورد کدام است؟ همان نظراتی است که بطور فشرده در مقاله «مارکسيسم و جنگ» آمده است:

 

http://www.donyayema.info/articles_detail.php?aid=990

 

 

يا نظرات صدای سومی است که به خيال خود می خواهند راه سومی بين ميليتاريسم و بنيادگرايی پيدا کنند:

 

http://www.rasanews.blogfa.com/post-112.aspx

 

 

2- آيا چپ های راستين آنهايی هستند که در همه حال نوک تيز حمله را متوجه امپرياليسم قرار می دهند يا آنهايی اند که با پخش خبر و عکس مراسم «راه پيمايی روز اول ماه مه حزب کمونيست عراق» رويای «شهريور بيست بدون شوروی» را در مخيله های خود می پرورانند؟

 

3- کدام يک از دو گروه زير چپ راستين بشمار می آيند: گروه هايی که کنفرانس جهانی ضد جنگ را برگزار کردند:

 

http://www.edalat.org/sys/content/view/858/47/

 

 

يا آنهايی که بعلت «چپ رويی» از آن طرد شدند؟

 

http://www.edalat.org/sys/content/view/873/47/

 

 

4- چپ راستين آنهايی هستند که در راهروهای کنگره آمريکا و پارلمان اروپا منتظر جمع آوری امضا بالا و پايين می روند يا آنهايی هستند که با دکتر زرافشان های همه کشورهای جهان در کنفرانس شورای جهانی صلح در کاراکاس شرکت و اعلاميه مشترک زير را امضاء کردند:

 

http://10mehr.org/wordpress/?p=319

 

مفاد اين اعلاميه نظر چپ راستين است يا نظر برديای دروغين؟ نمی دانم ولی فکر می کنم شايد اگر کمی روشن تر صحبت بشود برای صلح و اتحاد کمی خوب باشد.

 

***********************************

 

صادق شکیب

 

فرهنگ توسعه

 

sadeg.shakib@yahoo.com

 

خطر جنگ امپریالیستی، صلح و اتحاد نیروها

 

ابرهای تیره‌ای آسمان میهنمان را فرا گرفته است. شبح جنگ و خطر تجاوز نظامی امپریالیسم آمریکا هر دم افزون تر از قبل کشورمان را تهدید می کند. در این میان حساسیت وضعیت ایجاب می کند با تمامی مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در همه‌ي ابعاد و حیطه‌های زندگی و جامعه مسئولانه برخورد شود. لحظه‌ای غفلت، بی احتیاطی و حتی کم توجهی به اهمیت و عمق موضوع، تاریخ هرگز نخواهد بخشید. پي‌آمد هرگونه رفتار نابخردانه ای در این زمینه که بلاشک و تردید فاجعه‌ای بس عظیم برایمان خواهد بود را می توان هم رده خیانت دانست.

 

با درک ژرفنای تهدید خطر جنگ امپریالیستی بر کشورمان است که اتحاد میهن ‌پرستان حول مبارزه با این تهدیدات بیشتر از همیشه‌ي ایام تاریخ معاصر کشورمان، طلب یگانگی و اتحاد را مبرم و حیاتی می‌کند. واژه‌هاي صلح، خطر جنگ امپریالیستی و اتحاد نیروها را نمی ‌بایستی بر مبانی لغوی معنا نمود. بل باید در نظر داشتن مصداق عینی و عملی آن در شرایط بحرانی حاکم بر کشور در نظر گرفت. بر این مبنا نمی توان بی ‌تفاوت از برخی رفتارهایی که دقیقا دانسته یا ندانسته آتش بیارعفریت معرکه اند، گذشت. توجه و دقتی در خور بایست.

 

از آن‌جايي که کارآرایی و اهمیت اتحاد نیروهای مترقی ضد امپریالیستی در این شرایط حساس را نئولیبرال‌های فاشیست با هوشیاری دریافته اند، از جمله یکی از عرصه های عمده سرمایه گذاریشان برای پیش برد سیاست سبعآنه خود ایجاد تفرقه و دامن زدن به تشت ما بین نیروهای مترقی در کشورمان می ‌باشد. عده ای از کارگزارانشان را واداشته تا با ماسک چپ، نقش مخرب محوله از سوی ارتجاع جهانی را بازي کند. این چپ نویسان برای هرچه بهتر انجام وظیفه خود با همه توش و توان قلم فرسایی‌ها می کنند. اذهان را مشوب ساخته آشفته انديشی‌ها را دامن می زنند. جایگاه عمده را با غیر عمده زیرکانه با ریا و رندی جا به جا ساخته با ایجاد جو بی‌اعتمادی بین نیروهای مترقی در بستر حرکت عقلانی مردمی سنگ اندازی می ‌کنند.

 

چپ نویسان کارگزار امپریالیسم شگرد شناخته شده مشخص و آشکاری دارند. ترفندشان چیدن چندین گزاره درست و منطقی در زرورقی بعاریت گرفته از ادبیات نیروهای راستین چپ و درهم تنیدنشان با مباحثی انحرافی در صدد انجام ماموریتشان می ‌باشند. به‌طور مشخص در مورد ضرورت همياري و اتحاد نیروها و عدم شکل گیری آن چه آه و ناله‌ها كه نمی‌کنند. با تعمقی بر نوشتجات و مباحثی که در این عرصه به راه می‌اندازند کاملا روشن می شود، هدف واقعی این دلسوزان چپ! چه نیت پلیدی است.

 

در این شرایط دشوار با تحولاتی که در اعماق جامعه می‌رود تا جنبش کیفیتا نوینی شکل گیرد. شناخت و شناساندن این چپ نویسان و طرد آن‌ها از صفوف خود از اهم وظایف چپ واقعی است.

 

انبوه مقالاتی که این دانشمند نمایان در مورد ضرورت اتحاد نیروها نبشته و می‌نویسند می‌توان تفرقه انگیزترین تفکرات و رفتارها را در این عرصه تشخيص داد. برخی با واژگان و ادبیاتی چپ‌تر از خود (چپ) رسالت تاریخی چپ را در این شرايط صرفا شناخت و باز شناخت تاریخ می ‌نمایانند. تا انرژی چپ بجای مبارزه با دسیسه‌های امپریالیستی و مرتجعان واپسگرا در دور تسلسل بحث‌های بی سرانجام به هرز و هدر رود. البته شناخت تاریخ چپ در متن مبارزات مردمی برای اخذ تجربه و برداشتن گام‌هایی سنجیده در عرصه تحولات جامعه و رفع اصولی و عقلانی ضعف‌ها از وظایف تعطیل ناپذیر چپ است. ولی چپ ‌نویسان با درهم ريزی اولویت‌ها به تشتت فکری دامن زده با کاربرد وسیع سفسطه و تحریف، توان جنبش را فرسوده می نمایند.

 

برای همین است که چپ بمثابه یکی از گردان‌های اساسی جنبش مردمی ضرورت علمی شکل‌گیری اتحاد را در داشتن اهداف حداقلی برای هرچه گسترده کردن طیف نیروهایی که می‌توانند و باید در یک جبهه باشند، را ارائه می‌دهد. بدرستی و کاملا بجا فرق مابین اتحاد و ادغام را نیز تشریح و تبیین می نماید. و از هیچ بحث و گفتمان سازنده‌ای در هر شرایط و عرصه‌ای طفره نمی رود. بشرط آن که این مباحث برای گشودن گره‌هایی در مسیر راه آینده ای تابناک باشد. برای برداشتن گام‌هايی عملی در این راه چپ بیشترین تلاش‌ها را نموده و مهلک‌ترین ضربات را در تاريخ از سوی مرتجعین خورده است. ولی چون آرمان چپ ریشه در خواست عادلانه و بحق زحمتکشان دارد با همه گستردگی سرکوب و لطمات به زانو در نیامده و سرفرازانه هنوز هم در سنگر نخستین دفاع از آرمان‌های والای انسانی است.

 

اینک در این وضعیت فوق العاده دشوار و بحرانی که مردمان زحمتکش با هزاران مشکلات زندگی، مصایب و مشقات وصف ناپذیری دست و پنجه نرم می نمایند. بر هر انسان آزاده میهن پرستی است در راه اصولی ترین وظایف بخردانه، تزلزل ناپذیر و استوار گام نهد.

 

رهروان راه تاریک اندیشی و واپسگرایی فرجامشان شکست و ناکامی است. در این راه بایست هرچه بیشتر هوشمند و دقیق بود که امپریالیسم آمریکا هیچ ترحمی بر ما نکرده و نخواهد کرد . این هیولا برای تامین منافع سیری ناپذیرش کشورمان را آماج سهمناک‌ترین توطئه‌ها ساخته است . قساوت و وحشیگری امپریالیسم حد و مرزی ندارد .

 

با تحکیم صفوف وهماهنگی گام‌ها درپیكارى تاریخی پیروزی از آن مردمان است. برای پیشبرد راه ترقی و توسعه کشور تنها راه، مبارزه عملی و پیگیر و خستگی ناپذیر با امپریالیسم است. یاس و ناامیدی را باید از وجود خود زدود . هدف میهن پرستان عادلانه و بحق است. پیروزی حتمی است...

 

گرفته از دنیای ما:

http://www.donyayema.info/articles_detail.php?aid=1164

 

 

 

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید