شماره214- بروزرسانی  سه شنبه 4/4/1387                           بازگشت به صفحه اصلی

تروريسم و بنيادگرائي مولود مطلق انديشي 

 

اردشير زارعي قنواتي

 

 

بحث تروريسم و بنيادگرائي بواسطه رابطه عيني آن در شرايط كنوني با تفكرات اسلامي، موجب شده است تا اساس و مبناي اين پديده ضد انساني به طور يكجانبه مورد توجه قرار گيرد. از سه دهه پيش كه مجاهدين افغاني و داوطلبان عرب در قالب نيروهاي جهادگر به معركه افغانستان پاي گذاشتند، افكار عمومي بين المللي تروريسم بنيادگرا و مذهبي را در چنين موقعيتي ديده است. اما اين موقعيت كه تحت تاثير حوزه ميداني شكل گرفته است تا حدودي " بنياد موضوع " را كه بدون شك ريشه در ذات تفكرات مطلق گرا و واپسگرا در چارچوب ارتباط ارگانيكي با حوزه سياسي دارد، به صورت تك بعدي به بيراهه برده است.

 در بررسي پديده هاي اجتماعي هرگز نبايد بدون در نظر گرفتن شرايط ذهني و عيني در قالب مكاني و زماني، فقط به صورت زمان حال و در حوزه ميداني اقدام به مفهوم سازي كرد. به همين دليل اينكه هم اكنون تروريست هاي بنيادگرا در قالب گروه هاي شبه نظامي اسلامي در عرصه بين المللي نقش آفريني مي كنند اصلا به اين مفهوم نيست كه ديگران فاقد قابليت و پتانسيل ماهوي اين موضوع  مي باشند. اين مسئله مي تواند براي هر نوع تفكر يكجانبه و مطلق گرائي قابل انتظار باشد، همانگونه كه مدت ها قبل از ظهور تروريسم انتحاري اسلامي، تاميل هاي سريلانكا و سيك هاي هندي از اين حربه براي از ميان برداشتن مخالفان سياسي و اكثريت سينهالي و هندوي حاكم بر كشور خود و حتي رهبران دهلي چون " اينديرا گاندي " و پسر وي " راجيو گاندي " استفاده مي كرده اند.

روز چهارشنبه 18 ژوئن " بال تاكراي " يكي از رهبران حزب تندروي هندوي " شيو سنا " مستقر در ايالت ماهاراشتراي در مقاله اي در روزنامه سامنا ارگان حزب خود، مي گويد " براي محافظت و حراست از هند مي بايست گروه هاي انتحاري هندو براي عمليات بمب گذاري در محله هاي مسلمان نشين تشكيل شود ". اين سخنان هر چند با محكوميت رهبران حزب كنگره و حزب ناسيوناليست " باهاراتيا جاناتا " به عنوان احزاب اصلي هند روبرو گرديد ولي نشان مي دهد كه ايده عمليات انتحاري و تندروي هاي سياسي در چارچوب مذاهب ديگر  نيز مي تواند جذابيت خاص خود را داشته باشد. در روزهائي كه مشعل المپيك در شهرهاي اروپائي در حال گردش بود همه خبرگزاري هاي غربي راهبه هاي زعفراني پوش بودائي را در صدر اعتراضات سياسي تبتي ها بر عليه چين به نمايش مي گذاشتند. اين تصاوير دقيقا مشابه تصاوير سه دهه قبل بود كه غرب شولاپوشان افغان را به عنوان مجاهدين مورد تمجيد خود قرار مي داد و 20 سال بعد از آن، همين قهرمانان به تروريست هاي مورد تنفر غرب تبديل شدند. اشتباه بزرگي كه هم اينك در حال اتفاق افتادن مي باشد، خلاصه كردن پديده تروريسم مذهبي به گروه هائي چون طالبان و القاعده (اسلامي) و فراموش كردن صورت مسئله اي مي باشد كه تا به امروز تنها يكي از شيوه هاي حل ونتايج آن ديده شده است. اصولا صف آرائي دو نيروي قومي يا مذهبي در چارچوب تعصبات كور و خارج از راهكارهاي مدرن و مبتني بر تعامل، مي تواند زمينه ساز اينگونه اقدامات نابهنجار باشد. حتي در درون يك دين، فرقه هاي متعدد آن و در درون يك فرقه نيز گروه هاي رقيب در صورت تقابل با هم، قادرند اين موقعيت ناخوشايند را ايجاد كنند. به لحاظ تئوري و اخلاقي تمامي اديان موجود داعيه نجات بشريت را دارند ولي تفاسير متفاوت و همچنين پيوند برداشت هائي مختلف بر اساس منافع مشروع و نامشروع، خود مي تواند زمينه ساز مطلق انگاري هائي باشد كه موج هاي تروريستي و بنيادگرائي را ايجاد و تشديد كند. از سوي ديگر غيرعادلانه بودن و نقض حقوق مشروع گروه ها و طبقات اجتماعي در تمامي حوزه ها و به خصوص حوزه سياسي – نظامي نيروهاي نابرخوردار از قدرت متعارف براي رقابت را به سمت استفاده از شيوه هاي غير متعارف همچون تروريسم سوق مي دهد. اينكه تروريسم سياسي از سده ها قبل بدون پيوند با مسائل و ديدگاه هاي مذهبي وجود داشته است و حتي در دنياي مدرن و پيشرفته اروپاي غربي هم فعال بوده است، خود نشانگر اين موضوع مي باشد. تنها فرق مسئله در اينجاست كه اين پديده به صورت عام، زماني كه در پيوند با مطلق انديشي و ايمان مذهبي (گمراه و اشتباه از ذات واقعي مذهب) قرار مي گيرد، پتانسيل دوچنداني به خود گرفته و به جهت گستردگي اين حوزه، قدرت تبديل شدن به يك جنبش اجتماعي ويرانگر و واپسگرا را كسب مي كند

  

31/3/87

 

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید