شماره214- بروزرسانی  سه شنبه 4/4/1387                           بازگشت به صفحه اصلی

جنگ  آب و هوا


نويسنده: جفري ساچ
مترجم: بابك پاكزاد

 

نظام سياسي ما و سياست هاي جهاني، براي مواجهه با چالش هاي جهاني امروز آماده و مجهز نيست. رشد اقتصاد جهاني و افزايش جمعيت، فشار بي سابقه اي بر محيط زيست فيزيكي وارد كرده و اين فشارها منجر به چالش هاي بي سابقه اي براي جوامع ما شده اند.


    اما هنوز سياستمداران در ابعاد وسيعي نسبت به اين گرايشات بي توجه اند. دولت ها به گونه اي سازمان نيافته اند تا به اين نيازها پاسخ دهند. بحران هايي كه در اساس و طبيعت خود، زيست محيطي هستند، از طريق استراتژي هاي از مد افتاده ديپلماسي و جنگ هدايت و مديريت مي شوند.


    براي مثال وضعيت دارفور در سودان را در نظر بگيريد. اين منازعه وحشتناك از طريق تهديد نظامي، تحريم و عمدتاً زبان جنگ و نيروهاي پاسدار صلح مورد رسيدگي قرار گرفت. اما منشاء انكارناشدني اين منازعه در فقر توانفرساي منطقه اي نهفته كه به شكل فاجعه آوري وضع آن در دهه 80 به دليل خشكسالي كه تا امروز طول كشيده، بدتر شده است. به نظر مي رسد تغييرات آب و هوايي بلندمدت نه تنها به ريزش باران كم تر در سودان بلكه در بخش اعظم آفريقا به ويژه در جنوب ناحيه صحراي آفريقا جايي كه زندگي به باران بستگي دارد و خشكسالي در معناي مرگ است، منجر شده است.


    دارفور در تله مرگ ناشي از خشكسالي گرفتار آمده، اما هيچ كس بحران در دارفور را از چشم انداز توسعه بلندمدت به جاي چشم انداز جنگ مورد بررسي قرار نداده است.


    دارفور بيش از يك استراتژي نظامي، نيازمند يك استراتژي تامين آب است. هفت ميليون جمعيت اين منطقه بدون رويكردي جديد كه براي آن ها امكان رشد محصولات و تامين آب دام ها را فراهم كند، نمي توانند زنده بمانند. اما تمام گفت وگو ها در سازمان ملل پيرامون تحريم ها و ارسال نيروهاي نظامي است و هيچ مسيري به سوي صلح نيز در افق ديد قرار ندارد.


    فشارهاي ناشي از كمبود آب يكي از موانع اصلي توسعه اقتصادي در بخش هاي مختلف جهان است. بحران آب در غزه دليل بيماري و رنج و مشقت فلسطينيان و يكي از دلايل عمده تنش بين اسراييل و فلسطين است. اما با اين حال، مكرراً ميلياردها دلار صرف بمباران و تخريب منطقه مي شود. در حالي كه هيچ اقدامي براي حل معضل بحران رشد يابنده آب در منطقه صورت نمي گيرد.


    چين و هند با بحران فزاينده آب در سال هاي آتي مواجهند. بحراني كه مي تواند تبعات بالقوه وحشتناكي را با خود به همراه آورد. جهش اقتصادي اين دو غول، 40 سال پيش با توليد محصولات كشاورزي بيش تر و پايان بخشيدن به قحطي آغاز شد. اما بخشي از اين افزايش محصول در نتيجه ميليون ها چاهي بود كه منابع زيرزميني آن از طريق آب باران احيا مي شد. هم اكنون ميزان بارندگي در ابعاد خطرناكي كاهش پيدا كرده و آب هاي زيرزميني با سرعتي بسيار بيش از آن كه بارندگي بتواند آن ها را احيا كند، به سطح زمين پمپ مي شوند.


    علاوه بر اين، جدا از ميزان بارندگي، تغيير و تحولات آب و هوايي به طغيان رودخانه ها و آب شدن يخچال ها بر اثر گرم شدن كره زمين منجر مي شود. برف ها در كوهستان ها زودتر از فصل مقرر آب مي شوند و به اين دليل است كه آب رودخانه ها در ماه هاي تابستان كم تر از هر زمان ديگري است. بنا به تمام اين دلايل هند و چين با بحران آب بسيار جدي كه در آينده بيش تر تشديدخواهد شد، مواجهند.
    
    ايالات متحده نيز با خطرات مشابهي مواجه است. ايالت هاي غربي و جنوب غربي مدت ها ست كه با خشكسالي دست و پنجه نرم مي كنند كه مي توان آن را نتيجه گرم شدن زمين و تكيه بيش از اندازه ايالت ها ي كشاورزي به آب ذخاير زيرزميني قلمداد كرد.


    درست نظير فشارهاي ناشي از تامين نفت و گاز كه قيمت هاي انرژي را بالا برده، فشارهاي زيست محيطي هم اكنون قيمت مواد غذايي و آب را در بخش هاي متعددي از جهان بالا برده است. موج گرما، خشكسالي و ديگر فشارهاي آب و هوايي در ايالات متحده، اروپا، استراليا و ديگر مكان ها در سال جاري، قيمت گندم را به بالاترين سطح در دهه جاري رساند. بنابراين فشارهاي زيست محيطي هم اكنون به نهايت رسيده و درآمد و معيشت در سطح جهان را تحت تاثير قرار داده است.
    
    با افزايش جمعيت، رشد اقتصادي و تغييرات آب و هوايي، ما با تشديد خشكسالي ها، گردبادها، توفان هاي دريايي، ال نينوهاي قدرتمند، كمبود حاد آب، امواج گرما، انقراض گونه ها و... مواجه خواهيم شد.


    موضوع سهل و شيك محيط زيست و آب و هوا به موضوع مشكل برانگيز و استراتژيك قرن 21 بدل خواهد شد. اما تقريباً در دولت ما و در سياست جهاني هيچ نشانه اي از به رسميت شناختن اين حقيقت اساسي وجود ندارد. مردمي كه درباره گرسنگي و بحران هاي زيست محيطي سخن مي گويند، اخلاق گراياني در نظر گرفته مي شوند كه در برابر واقع گراياني كه با مساله جنگ و صلح درگيرند قرار گرفته اند; اما همه اين ها مزخرف است. واقع گرايان نامبرده، منبع تنش ها و فشارهايي كه به برخي بحران هاي رشديابنده در جهان منتهي شده را درك نمي كنند.
    
    تمام دولت ها بايد وزارتخانه توسعه پايدار ايجاد كنند كه به صورت تمام وقت خود را وقف مديريت رابطه تحولات زيست محيطي با نيك ورزي انسان كنند. وزراي كشاورزي به خودي خود توانايي رسيدگي به مشكل كمبود آب كه كشاورزان با آن مواجه خواهند شد را نخواهند داشت. وزراي بهداشت توانايي رسيدگي به افزايش بيماري هاي عفوني بر اثر گرم شدن زمين را نخواهند داشت. وزراي محيط زيست توانايي رسيدگي به فشارهاي وارده بر اقيانوس ها ، جنگل ها و يا تبعات تغييرات شديد آب و هوايي نظير توفان كاترينا يا سونامي را نخواهند داشت. يك وزارتخانه قدرتمند جديد بايد مسوول هماهنگ كردن پاسخ ها به تغييرات آب و هوايي، كمبود آب يا ديگر بحران ها در اكوسيستم شود.


    در سطح جهاني، دولت هاي جهان نهايتاً بايد درك كنند كه معاهده هايي كه همه آن ها در سال هاي اخير پيرامون آب و هوا، محيط زيست و تكثرزيستي به امضا رسانده اند، حداقل به اندازه مساله امنيت جهاني و به اندازه تمام مناطق جنگي و نقاط بحران كه تيتر اول روزنامه هاست و همچنين بودجه ها و اذهان را به خود جلب مي كند، اهميت دارد و با تمركز به چالش هاي ناشي از فقدان توسعه پايدار، دولت آمريكا مي توانست به راحتي به بحران هاي جاري (نظير بحران دارفور) پايان بخشد و از بروز بحران هاي بيش تر در آينده جلوگيري كند.


    
    
i پروفسور اقتصاد و رييس انستيتوي مطالعات زمين در دانشگاه كلمبيا
    
    

منبع:

www.Tompaine.com
   

 

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید