![]() |
|
شماره 216 - بروزرسانی دوشنبه 10/4/1387 بازگشت به صفحه اصلی |
|
وضعیت به شدت اسفناک است بابک پاکزاد
وقتی در متنی با عبارت "جبههای وسیع از همه نیروهای مترقی و آزادی خواه" مواجه میشویم، ضرورت دارد که این نیروهای مترقی و آزادی خواه را معرفی کنیم آن هم نه یک معرفی صرفا نظری، مثل تولیدکنندگان و تجار خرد، بلکه یک معرفی کامل به عنوان یک نیروی شناسنامهدار و با سوابق مشخص، مثل فلان حزب، فلان جریان اجتماعی و... همانطور که در دیگر نوشتههایم تاکید کردهام نمیتوان با نگاهی سلبی وارد عرصهی سیاست شد و دچار آشفته اندیشی نشد. وقتی در بیانیهای منظور شما از فرد و جریان مرتجع کاملا مشخص است اما هیچ توضیح مشخصی در مورد "جبههای وسیع از همه نیروهای مترقی و آزادی خواه" داده نشده، ما به عنوان یک نیروی چپ با یک ایراد کلیدی مواجهیم. این سیاست، تکرار سیاست "همه با هم" است. البته یک جریان اجتماعی و یا یک حزب میتواند از شعار همه با هم استفاده کند به شرط آن که با طرح این شعار معادلات به سود او بچرخد. در اینجا با این پرسش اساسی مواجهیم که با طرح مکرر اتحادهای فراگیر اکنون به کجا رسیدهایم؟ کدام متحد پایدار را یافتهایم؟ معمولا ایجاد ائتلاف، حمایت از جریان مشخص و یا اتحاد عمل با توجیه ایجاد فضا برای فعالیت صورت میگیرد، آیا هنوز وقت آن نرسیده که در مورد ائتلافها، حمایتها و اتحاد عملهای خود به صورتی انتقادی اندیشه کنیم و بپرسیم که آیا برای خود ایجاد فضا کردیم یا برای دیگران و اگر فضایی هم ایجاد شد با آن چه کردیم؟ وضعیت به شدت اسفناک است. عدم ابتکارعملهای برآمده از شرایط واقعی و چسبیدن به مواضع گذشته و تکرار آنها در قالبهای جدید کاری از پیش نمیبرد. نمیتوان با بیانیههای سال 1357 شمسی جهان سال 2008 میلادی را توضیح داد. تمام جریانات چپی که از اصلاح طلبان دفاع کردند چه مشروط ، چه غیر مشروط، چه انتقادی، چه غیر انتقادی، باید پاسخ دهند که مثلا به عنوان یک حزب با فضای ایجاد شده چه کردند؟ کدام گفتمان را مسلط کردند؟ آیا عملا جاده صاف کن نشدند؟ رسانههای همین اصلاح طلبان اکنون در خط مقدم جریان ضد چپ قرار دارند، اینان نه امروز بلکه از مدتها پیش، از همان زمان که اصطلاح روزنامههای چپی و راستی را به روزنامههای اصلاح طلب و محافظه کار تبدیل کردند، تکلیف خود را با چپها یک سره نمودند. اما طیفی از چپ هنوز تکلیف خود را با اینان مشخص نکرده است. این دسته از احزاب و جریانات باید اعلام کنند که آیا پتانسیلی واقعا مترقی در درون جریان اصلاح طلب وجود دارد؟ اگر چنین پتانسیلی وجود دارد باید جلوههای آن توضیح داده شود و از درون آن جلوهها نمایندگان این جریان مشخص شوند و بعد تازه این سوال مطرح شود که آیا این جلوهها و نمایندگان آن در برابر شکافهای طبقاطی فزایندهی جامعه و نیروهایی که سر بر میآورند ارزش سرمایه گذاری را دارند یا خیر؟ چقدر روی سازماندهی طبقهی کارگر کار کردهایم و چقدر انرژی صرف اصلاح طلبان و اصلاح طلبی کردهایم؟ آیا نئولیبرالیسم پیگیر اصلاح طلبان، با شعارهای آنان مبنی بر تکثر گرایی، حقوق اجتماعی و... تضاد ندارد؟ و بسیار سوالهای دیگر که باید صریحا به آنها پاسخ داد. من مخالف "جبههای وسیع از همه نیروهای مترقی و آزادی خواه" نیستم به شرط آن که توضیح داده شود که این نیروهای مترقی و آزادی خواه کیستند؟ و عمیقا اعتقاد دارم که کیستی و چیستی آزادی خواهی و مترقی بودن، از مسیر نقد بی رحمانهی ائتلافها، حمایتها و اتحاد عملهای پیشین بدست میآید.
|
|
فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |