![]() |
|
شماره 216 - بروزرسانی سه شنبه 11/4/1387 بازگشت به صفحه اصلی |
|
روياي بازگشت به قدرت هژمونيك گذشته
اردشير زارعي قنواتي
شروع هزاره سوم براي روسيه به نوعي با تعيين هويت و بازگشت به گذشته ابرقدرتي، حداقل به طور نسبي قابل تعريف بوده است. اين بار بيداري خرس قطبي نه با تاريخ اكتبر 1917 و مجسمه بزرگ " ولاديمير ایلیچ لنين " بنيانگذار اتحاد جماهير شوروي كه با دست به افق هاي دور اشاره مي كند، كه در قالب ملي گرائي روسي، همسان اميدهاي " پتر كبير" مفهوم يافته است. پس از فروپاشي شوروي در سال 1991 و پايان جنگ سرد ايدئولوژيك بين دو اردوگاه سرمايه داري و سوسياليستي، بعد از يك دوره به كما رفتن در زمان " بوريس يلتسين " رئيس جمهور شيفته غرب و با ظهور " ولاديمير پوتين " جانشين وي، چشم انداز يك روسيه قدرتمند بار ديگر زنده شده است. هر چند كه بازگشت به دوران شوروي و ابرقدرتي مسكو در نظام نوين بين المللي تقريبا محال به نظر مي رسد ولي تجربه چند سال اخير نشان داده است كه ميراث دار يك نياكان ثروتمند چنانچه اهل حساب و كتاب باشد، به راحتي مي تواند از اين ميراث استفاده لازم را ببرد. كشوري با بيشترين پهنه سرزميني، بزرگترين منابع اوليه، دومين زرادخانه تسليحاتي متعارف و غيرمتعارف، موقعيت ژئوپلتيكي منحصر به فرد، منبع اصلي و شاهراه انرژي به بزرگترين قطب صنعتي جهان و دارا بودن جغرافياي طبيعي مناسب براي هرگونه مانوري در زمان بروز منازعه همان گونه كه " ناپلئون" و " هيتلر " را در يخ و برف سيبري به زانو در آورد، صاحب ادعا خواهد بود. اين تصوير، هر رهبر عاقل و سياستمدار زيركي را به سمت بزرگ بودن و بلنداي سرزميني وسوسه خواهد كرد، همان گونه كه در اين سال ها پوتين و حلقه اطرافيان وي را به اين سمت سوق داده است. از طرف ديگر ساختار اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي كاملا ناهمگون اين كشور با اروپا و ايالات متحده، پروسه حل و ذوب شدن اين دو موقعيت متفاوت را در درون هم منتفي كرده است. واقعيات كنوني نشان مي دهد كه در بهترين حالت مسكو و محور بروكسل – واشينگتن مي توانند در چارچوب رقابت – همكاري به سوي يك همزيستي مبتني بر كسب منافع ملي گام بردارند بدون اينكه هيچ كدام مصلحت تمكين به ديگري را بپذيرند. روز 25 ژوئن " الكسي كودرين " معاون نخست وزير روسيه در ششمين نشست سالانه اتحاديه صنعتگران و كارفرمايان اين كشور گفته است كه بايد ضمن افزايش بازدهي مخارج بودجه اي نسبت به تامين هزينه هاي نظامي هيچ گونه امساكي به خرج نداد. وي مي افزايد "روسيه تنها كشوري است كه مي تواند تساوي هسته اي را با آمريكا برقرار نمايد و مانع از بروز هرگونه جنگ هسته اي شود و ديگران چون چين، فرانسه و بريتانيا قادر به اين كار نيستند". اين سخنان زماني كه با تهديدات متناوب فرماندهان نظامي و شخصيت هاي سياسي اين كشور و همچنين تضاد آشكار آنان با غرب در خصوص مسائل مهم بين المللي از جمله استقلال كوزوو، مخالفت با استقرار سپر دفاع موشكي آمريكا در اروپا، گسترش ناتو به سمت شرق، تنش در روابط با گرجستان و اوكراين و موضوعات مطرح ديگر در يك ارتباط ديالكتيكي نگريسته شود گوياي يك نبرد پنهان در عرصه بين المللي است. چالش هاي هفته هاي اخير در مورد نقش نيروهاي صلحبان روسي در منطقه آبخازيا و تنش با گرجستان كه روسيه را در مقابل اتحاديه اروپائي و آمريكا قرار داده است نشاندهنده عزم رهبران مسكو براي تحميل جايگاه خود به رقباي غربي مي باشد. تا جائي كه در هفته گذشته " ديمتري مدويدف " رئيس جمهور كنوني روسيه به همتاي گرجي خود " ميخائيل ساكاشويلي " هشدار داد كه مسكو تهديد و تحريكات بر عليه صلحبانان خود كه در آبخازيا مستقر مي باشند را تحمل نخواهد كرد. موضوع آبخازيا و صلحبانان روسي از آنجا بار ديگر در صدر مجادلات في مابين قرار گرفت كه گرجستان آنان را به مداخله در امور داخلي خود متهم كرد و هفته پيش چهار صلحبان روسي را با يك كاميون حامل موشك توقيف كرد. به هر حال چيدمان قطعات پازل كنوني در كنار هم به روشني مويد آن است كه رهبران كرملين از سهم كنوني خود در معادلات بين المللي و چينش در قدرت هژموني در مناطق ژئوپلتيكي به هيچ عنوان راضي نبوده اند. آنان به افق هاي دوردست تري مي انديشند هر چند كه شايد اين خواست بيش از ظرفيت واقعي آنان تلقي شده يا اين كه به صورت بالفعل قابل دستيابي نباشد ولي مطمئنا موقعيت كنوني آنان در سهام بين المللي بالاتر از سهم كنوني خواهد بود. روسيه امروز به غول چراغ جادو مي ماند كه بعد از مدت ها بيرون جهيده است، با اين غول اگر به مدارا رفتار نشود مي تواند بسيار خطرناك و غيرقابل پيش بيني باشد.
7/4/87
|
|
فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |