شماره  217 - بروزرسانی چهارشنبه 12/4/1387                           بازگشت به صفحه اصلی

 

برجهای مجلل و برج زهرمار و مافیای مسکن

 

منوچهر بصیر

 

 

یکی را داده ای، صد ناز و نعمت

 

یکی را قرص نان، آغشته برخون

                                         «بابا طاهر»

 

از قدیم کارمندان به برج فروردین، برج زهرمار می گفتند که نه تنها حقوق و پاداش شب عید خرج می شد، بلکه مجبور بودند که چیزی هم روی آن بگذارند، بطوری که در نیمه فروردین آن‌چنان آس و پاس می شدند که وسط برج علی می ماند و حوضش!

 

اما با بحران اقتصادی و بالارفتن نرخ تورم تمام زندگی برای آن‌ها زهرمار شده. مثلا بحران مسکن بجایی رسیده که دیگر نه کسی می تواند خانه بخرد یا اجاره کند.

 

مستاجرها غالبا دچار کابوس می شوند. چون از یک‌طرف صاحب‌خانه به آن‌ها فشار می‌آورد یا به اجاره اضافه کن یا بلند شو. بیشتر آن‌ها، خصوصا کارمندان قدرت پرداخت بیشتر را ندارند. از طرف دیگر هر چقدر می‌گردند، جایی متناسب با پول خود پیدا نمی‌کنند.

 

کسانی هم هستند که خانه را به قیمت روز فروخته‌اند اما با ترقی سریع قیمت مسکن قادر به خرید خانه جدید نیستند. منصوره زنی است که از شوهرش به خاطر اعتیاد با 4 بچه طلاق گرفته و با کارکردن در خانه مردم و نگهداری از سالمندان امرار معاش می‌کند. او مثل خیلی از طبقات محروم اجاره نشین و خانه بدوش است. می‌گوید بمحض این‌که متوجه می‌شوند که من بیوه هستم و چهار بچه هم دارم حاضر نیستند، حتی لانه سگ هم به من اجاره دهند. گرچه هر جا که من تابحال زندگی کرده‌ام سگ هم حاضر نیست زندگی کند. اما الان طوری شده که حسرت همان لانه سگ هم به دلم مانده. صبح تا عصر خانه مردم کار می‌کنم عصر هم باید دنبال اتاق خالی سگ‌دو بزنم.

 

چند وقت پیش تو یکی از برج‌ها در شمال شهر کار می‌کردم که مثل بهشت بود. معلوم نیست امثال ما چه گناهی کردیم که باید تو جهنم این دنیا آنقدر زجر بکشیم ...

 

گاهی بنظرم می‌رسد شارژ ماهانه آپارتمان‌های این برج‌ها چند برابر حقوق ماهانه امثال منصوره است. امکانات طبقه مرفه فقط به منزل یا برج های مسکونی ختم نمی‌شود غیر از ویلاهای مجللی که در شمال، اطراف تهران یا کیش دارند، در دوبی، حتی اروپا، آمریکا و کانادا هم خانه و ویلا دارند. تا کور شود هر که نتواند دید.

 

یک مسافرکش شخصی برای من درد و دل می کرد که کارمندی است و بعد از اداره ناچار است برای کسری مخارج مسافرکشی کند. مثل اغلب کارمندان اجاره نشین و خانه بدوش است. سالی است که تعاونی مسکن آن‌ها را معطل یک سرپناه کرده چند بار معلوم شد کلاه برداری شده و کار به شکایت و دادگاه رسید. اعضاء تعاونی چند بار عوض شدند و این وسط عده‌ای هم دق مرگ شدند و به خانه آخرت رفتند.

 

سرمایه داری دلال چون می داند که تقاضا برای مسکن چقدر زیاد است و چه سود بی درد و سر و سریعی دارد، بهمین دلیل در همین رشته سرمایه گذاری می کند. آژانس یا بنگاه‌های معاملات املاک مثل قارچ همه جا سبز می‌شوند. هر کس سرمایه‌ای داشته در بساز و بفروشی یا بقول خودشان ساخت و ساز انداخته.

 

به قول حافظ:  دولت آن است که            بی خون دل آید به کنار!

 

یکی از آژانس های املاک محل ما، هم از توبره می‌خورد هم از آخور، هم تو کار معامله است، هم مشارکت و ساخت وساز و حتما فعالیت‌های دیگر. شنیده‌ام حاج آقا در جنوب فرانسه ویلا دارد و هر چند وقت یک‌بار برای معالجه حتی رسیدگی به دندان‌های مبارک و در ضمن استراحت به اروپا تشریف می‌برند و غالبا می‌فرمایند: مردم خیلی تنبل و ناشکر هستند، من از بچگی جون کندم و هنوز هم نمی توانم بیکار باشم. از تو حرکت و از خدا برکت.

 

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید