شماره 22- بروزرسانی:4/6/1384

بازگشت به صفحه اصلی

نامه اي از يك خواننده

دوران خطرناكي است . در آستانه جنگي هستيم كه ناخواسته خود نيز شايد در آرزوي آن باشيم . با اينكه چيزي جز وحشت و مرگ و دود و آتش و صداي خمپاره در انتظارمان نيست ، باز هم ناخواسته در انتظار سربازان دشمنيم. و خود را براي هورا كشيدن و استقبال از آنان همانند قهرمانان فيلم هاي جنگ امپرياليستي دوم -زمانيكه وارد شهرهاي آزاد شده مي گشتند - آماده مي كنيم  نمي دانم چند سال طول مي كشد تا باور كنيم كه آمريكا با توپ و تانكش براي نابوديمان مي آيد . نه دمكراسي دروغينش را با خود مي آورد و نه آزادي بيانش را . ( كه تازه آنهم در خود آمريكا وجود ندارد ) .

در كجاي دنيا آرامش برقرار نموده است كه ما هم نمونه ديگري از آن باشيم ؟ شايد بهتر باشد اينگونه بگويم كه در كجاي دنيا درگيري يا مخاصمه اي به وجود آمده كه آمريكا يك پاي آن نباشد ؟ اگر هم خود رسماً حضور نداشته ، به صورتهاي ديگري مانند فروش اسلحه و ارسال سرباز و مستشاران نظامي و مزدوران حقوق بگير و يا جاسوسان و سازمانهاي اطلاعاتي  حضور خود را نشان داده است .

باز هم چشمانمان را مي بنديم و فرياد جنگ را سر مي دهيم . نمي دانم آيا پس از اينكه اجساد عزيزانمان را از زير آوارهاي خانه هاي سوخته كه از اصابت موشكهاي مدرن آمريكايي نابود گشته اند  بيرون كشيديم ، باز هم شعار دمكراسي آمريكايي را سر خواهيم داد ؟ آيا باز هم فرياد خواهيم زد آمريكا نماد دمكراسي است ؟

آمريكا نماد است ، اما نماد سرمايه داري كه در جنگ و سياست بازي و دروغ خلاصه مي شود . ياد جمله اي مي افتم كه در يكي از مقالات روزنامه همشهري نوشته شده بود : ” بعد از ورود به wto   شركتهاي زيادي ورشكسته خواهند شد، اما آنهايي كه باقي مي مانند ، شركتهاي موفق خواهند بود كه توان رقابت با رقيبان خارجي خود را خواهند داشت ! ”

كافي است جاي بعضي كلمات اين نويسنده محترم را با كلمات طرفداران دمكراسي آمريكايي عوض كنيم : ” بعد از حمله نظامي انسانهاي زيادي كشته خواهند شد ! اما آنها كه زنده مي مانند خواهند توانست طعم دمكراسي را بچشند ! ”

بايد پرسيد كدام دمكراسي . آيا اصلا چيزي به نام دمكراسي آمريكايي وجود دارد ؟ آيا اصلاً آن كراوات زده هاي اتوكشيده كاخ سفيد ! به چه چيزي به غير از قدرت و استثمار فكر مي كنند . كشوري كه رئيس جمهورش را قاضي دادگاه عالي ايالتي منصوب مي كند ، چطور مي تواند ادعاي دمكراسي داشته باشد ؟

بايد از اين تازه به دوران رسيدگان طرفدار آمريكا پرسيد : آيا شما خود حاضريد به عنوان اولين قربانيان جنگ كشته شويد ؟ آيا حاضريد اولين موشك هدايت شونده آمريكايي كه براي نابودي منازل مسكوني شليك مي شود ، به منزل و كاشانه شما اصابت كند ؟ آيا مي توانيد كشته شدن دوستان و دلبران و عزيزان خود را شاهد باشيد ؟

سرمايه داران عزيز كه هميشه منتظر فرصتي هستند تا نتيجه استثمار طبقه كارگر را كه به لطف قوانين مصوب اخير كه نمونه بارز آنها تصويب قوانين در مجالس پنجم ، ششم و هفتم مي باشد ، روز به روز بيشتر مي شود از كشور خارج كنند ؛ از ورود نيروهاي اشغالگر دفاع مي نمايند . شايد مي پرسيد چرا مجلس پنجم و ششم ؟ در پاسخ بايد گفت تصويب قانون خروج كارگاههاي زير پنج نفر از قانون كار ، مگرمصو به همين مجلس نبوده است .

آيا اين قانون جز افزودن به رنج اين طبقه محروم كه صدايش را هيچ كس نمي شنود ، سود ديگري هم داشته است ؟ آيا دست صاحبان مشاغل را براي بيگاري كشيدن از اين بيچارگان تاريخ كه ” جز استخوانهاي پوسيده مردگانشان ” چيزي براي افتخار كردن ندارند ، سود ديگري هم داشته است . آيا خارج كردن كارگاههاي زير 10 نفر پرسنل شاغل از 30 ماده حياتي قانون كار ، كه از شاهكارهاي همين آقايان نمايندگان است منفعتي تا كنون براي نيروي كار داشته است ؟ اين صاحبان مشاغل عزيز كه بر سرمايه هايشان افزوده مي شود به جاي اينكه شاكر حكومت باشند ، در آرزوي آمدن نيروهاي خارجي هستند تا بتوانند در پناه آن تمامي سرمايه هاي خويش را كه دسترنج مليونها كارگر و كارمند رنج ديده است از كشور خارج كند و در روياهايشان در شهرهاي اروپايي و آمريكايي و كانادايي اقامت گزينند . گويي كه دشمن مسلح با توپ و تانكش براي انتخاب شهروندان جديد لشگركشي مي كند . از ميليونها كيلومتر آنطرف تر سربازانش را مي فرستد تا خاورميانه بزرگ را بسازد و شهروندان جديد انتخاب كند ؟ ذهي خيال باطل.

 در هر صورت باز هم با تمام اين حرفها عده اي تلاش خواهند نمود كه هر چه زودتر در گودال جنگ فرو افتيم ، از سركوب اجتماع مخالفان ضد جنگ كه انگار از جنگ خطرناكترند تا انتشار شبنامه در جدال با آمريكا و دعوت به توليد تجهيزات نظامي هسته اي !!

از سوي ديگر دولت آمريكا نيز هرگاه با بحراني روبرو گشته ، سيل عظيمي از سربازانش را به گوشه اي از جهان گسيل داشته است . آنها خوب مي دانند چگونه از جنگ براي عبور از بحرانهاي اقتصاديشان سود ببرند .

با تمام اين اوصاف وظيفه جمعي ماست كه حداقل در راه تبليغات ضد جنگ ، آنچه در توان داريم انجام دهيم .

در پايان تنها به شعري اكتفا مي كنم . ياد شاعرش گرامي باد

فريادهاي ما اگر چه رسا نيست        

بايد يكي شود

بايد كه چون خزر بخروشيم

بايد يكي شويم

قبل از نواخته شدن ناقوس جنگ ، شايد بهتر باشد چاره اي انديشيم .

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید