شماره  220 - بروزرسانی یکشنبه 23/4/1387                           بازگشت به صفحه اصلی

 افغانستان يعني توهم در تاريخ و جغرافيا 

 

 اردشير زارعي قنواتي

 

 

زماني كه باد در شولاي مرد افغان مي وزد و برقع زنان اين ديار چهره زشت و زيباي آنان را در پشت پرده اي از پارچه ضخيم مي پوشاند، بسياري را در غرب بر اين گمان است كه با موجوداتي از جنس غير زميني روبرو مي باشند. اين تصوير غير آشنا از جماعت انساني و فرهنگ سنتي اين مردمان در طي اين سال ها بي گمان آنان را به تنديس خشونت و انعطاف ناپذيري در ذهن مهاجمان غربي تبديل كرده است. همين ذهنيت زميني – مريخي موجب شده است كه از يك سو جماعت بومي كينه مهمانان ناخوانده را به دل گرفته و هر از چندي به صورت آنان چنگال كشيده و از ديگر سو همان مهمان ناخوانده كه خود را منجي و بشارت دهنده زندگي مدرن براي قوم وحشي تلقي مي كند همواره دست بر ماشه تفنگ به سمت هر جنبنده اي و سايه اي شليك كند. به يك تعبير پشتون هاي بنيادگرا هنوز تاريخ را در برهه ماقبل مدرنيته  و جغرافيا را خارج از مرزهاي قراردادي نوين تعريف مي كنند و مهاجمان غربي در توهم دهكده جهاني رشته كوه هاي هندوكش را با دامنه هاي آلپ اشتباه گرفته اند. همين درك اشتباه دو طرفه بين دو نيروي دفع كننده در كنار برهم خوردن توازن هاي منطقه اي، اهداف غير مشروع فرامنطقه اي، گسست نژادي بين شمال و جنوب كشور، فقر مزمن، توليد و تجارت مواد مخدر، بيسوادي، بيكاري، نبود بهداشت و به طور كلي عدم وجود هر نوع امكان اوليه زيست معمول زندگي انساني، از اين سرزمين نفرين شده تنها بوي خون و باروت را به مشام مي رساند.

روز دوشنبه 7 ژوئيه خبرگزاري هاي بين المللي دو خبر مهم و دهشتناك را در كنار هم مخابره كردند كه در اولي حمله هوائي نيروهاي عضو ناتو در روز يكشنبه به يك عروسي در منطقه ننگرهار  منجر به كشته شدن حدود 40 تن شد و در دومي با انفجار يك اتومبيل بمب گذاري شده توسط يك عامل انتحاري در نزديكي سفارت هند بيش از 30 تن كشته و 140 تن زخمي شدند. حمله به مردم غيرنظامي در ننگرهار دقيقا تنها سه روز بعد از حمله مشابه اي بود كه در آن بيش از 20 غيرنظامي افغان كشته شده بودند و حمله انتحاري به سفارت هند نيز دنباله سريالي حملات طالبان به نيروهاي غربي و مردم غيرنظامي بود كه در آخرين مورد آن يكي از نمايندگان ايالت قندهار به دست مهاجمان مسلح ترور گرديد.  اين در حالي است كه بر طبق آمارهاي مستند ماه ژوئن با كشته شدن حدود 49 تن از نيروهاي ائتلاف ضدتروريستي بالاترين ميزان تلفات پس از حمله به افغانستان در سال 2001 را به خود اختصاص داده و براي اولين بار افغان ها ركورد تلفات ماهانه نيروهاي مهاجم بعد از حمله به عراق را از برادران شورشي خود در سرزمين بين النهرين بازستاندند. طنز بزرگ كنوني در مورد وضعيت افغانستان در آنجا اتفاق مي افتد كه هر روز خبرگزاري هاي بين المللي بر طبق آمارهاي نيروهاي ائتلاف و دولت كابل از كشته شدن و دستگيري ده ها شورشي خبر داده در صورتي كه هم زمان از تقويت مواضع و موقعيت طالبان نيز هشدار مي دهند. درحالي كه به دليل همين وضعيت، پيمان آتلانتيك شمالي ( ناتو ) از اعضاي اروپائي خود مي خواهد كه نقش فعال تر و حضور اكتيوتري را در مناطق جنوبي و پر خطر افغانستان به عهده گيرند، به نظر مي رسد كه تنها واشينگتن است كه به اجبار تاوان هژموني خود را با افزايش هزينه و نفرات اضافي پرداخت مي كند. سطح و نوع تلفات نيروهاي نظامي و غيرنظامي در اين منطقه آشوب زده و تغيير در آرايش جبهه هاي نبرد نشان مي دهد كه به تدريج نيروهاي ائتلاف تمركز خود را از دست داده و عصبي مي شوند در حالي كه طالبان هم به لحاظ نظامي و هم نفوذ در بين لايه هاي اجتماعي ابتكار عمل را به دست گرفته و رويكرد ارتجاعي خود را به منطقه نبرد ديكته مي كند. شرايط در افغانستان و به طور كلي منطقه خاورميانه به گونه اي است كه هر چه زمان در موقعيت بحران بگذرد و وضعيت فرسايشي ميدان منازعه تعميق شود به زيان نيروهاي غربي و به سود نيروهاي شورشي بومي خواهد بود. اين دقيقا در چارچوب ذات و نوع تركيب آموزشي – لجستيكي نيروهاي غربي است كه در قالب نيروهاي " واكنش سريع " براي نبرد و پيروزي هاي فوري تعريف و قالب بندي شده اند. در صورتي كه در جبهه مقابل نيروهاي شورشي بواسطه موقعيت بومي خويش به تمديد زمان و تشديد سطح مكاني ميدان جنگ احتياج دارند تا به جهت آشنائي به محل و سازگاري با موقعيت بومي دشمنان خود را فرسوده كنند. اين اتفاق هم اكنون به نفع شورشيان طالبان در حال انجام است. در حالي كه ائتلاف به رهبري آمريكا هنوز در حال چانه زني براي اولي ترين نياز يك جنگ طولاني مدت مي باشد در پشت جبهه نيز وضعيت به همان اندازه به زيان نيروهاي غربي در حال رقم خوردن است و افكار عمومي اروپائيان و آمريكا به شدت در پي بازگرداندن سربازان به وطن خويش مي باشند. در عوض موقعيت پشت جبهه به نفع شورشيان افغان مي باشد چرا كه بعد از 6 سال جنگ و ناامني و همچنين عدم دستيابي به ابتدائي ترين شرايط زيست انساني، مردم افغانستان و يا حداقل پشتون هاي اين كشور امنيت طالباني را به چنين وضعيت بي ثبات و مختل كننده اي ترجيح مي دهند. اين تصوير بسيار اسفبار و دهشت انگيز از وضعيت امروز افغانستان، پيامد رويكرد بسيار غلط و خطرناك ايالات متحده مي باشد كه با طناب پوسيده دمكراسي خاورميانه اي و سياست ضدتروريستي خويش بسياري از اروپائيان را نيز به قعر چاه ويل سلطه طلبي خود رهسپار كرده است. چنانچه هر چه زودتر تغييرات اساسي در سياست هاي كنوني واشينگتن و متحدين آن در افغانستان انجام نگيرد به نظر مي رسد كه مي بايست در انتظار سخت تر شدن وضعيت كنوني و موقعيت نيروهاي ائتلاف در اين كشور سخت سر و مانده در زمان قبل از " نوزائي تاريخ " بود. 

 

           17/4/87

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید