شماره  220 - بروزرسانی دوشنبه 24/4/1387                           بازگشت به صفحه اصلی

تنش بين روسيه و غرب پيامد ژلاتين بين المللي

اردشير زارعي قنواتي

 

روابط بين روسيه و غرب را بايد به عنوان يك مجموعه ارگانيك و با درك ديالكتيكي از وضعيت تلاش هاي ژئوپلتيك براي كسب منافع ملي در تمامي ابعاد مورد توجه قرار داد. از آنجا كه مسكو براي خود نقش فراملي قائل است بنابراين سياست هاي اين كشور در منطقه و عرصه بين المللي مفهوم به مراتب بالاتري از ديگر بازيگران كوچك در حوزه ديپلماسي خواهد داشت. بر اساس تعريفي كه براي بازيگران بزرگ جهاني مي شود بدون شك نقش و تاثيرگذاري آنان همواره اصطكاك منافع و رقابت در ابعاد بين المللي را با ديگر اضلاع قدرت ايجاد مي كند. ساختاري كه در دكترين خود براي تثبيت موقعيت و منافع، تعريف قدرت و بازيگري فرامنطقه اي داشته باشد، به طور خودكار در كوران رقابت و چالش هاي مداوم قرار خواهد گرفت. اين وضعيت به لحاظ هزينه هاي كلاني كه براي ساختار ملي به ارمغان مي آورد تنها از عهده قدرت هاي ذاتا بزرگ بر مي آيد و چنانچه در يك مقطع كوتاه يك قدرت معمولي يا كوچك در توهم، خود را در اين مسير قرار دهد پس از صرف هزينه هاي كمرشكن به اجبار پا پس خواهد كشيد. اما روسيه كه ميراث دار شوروي سابق تلقي مي شود در تمامي ابعاد از اين پتانسيل رقابت و ضلع بندي قدرت برخوردار است و مي تواند هزينه هاي آن را پرداخت و به تبع آن سود حاصله را نيز به خزانه خود واريز كند. براي روسيه قبل از اينكه بحث بر سر موضوعاتي چون استقرار سيستم دفاع موشكي آمريكا در اروپا، استقلال كوزوو، موقعيت بازار انرژي، گسترش ناتو به سمت شرق، برخورد با سياست گريز از مركز حوزه هاي اقماري چون اوكراين و گرجستان، عدم دخالت نيروهاي فرامنطقه اي در درياي خزر و پيمان تسليحات متعارف با اروپا، يك انتخاب آزاد باشد، بايد به مفهوم يك ضرورت اجتناب ناپذير به حساب آيد. به همين دليل در نقطه مقابل نيز تنش كنوني بر روي اين موضوعات با محور بروكسل – واشينگتن، قبل از آنكه دعواي يك بازيگر چموش تلقي شود مي بايست چالشي در راستاي فهم و كسب منافع ملي در چارچوب يك رقابت چند سويه به حساب آيد. ناديده گرفتن اين وضعيت انكارناپذير از سوي هر كدام از رقباي اين ميدان رقابت، به مفهوم نقض منافع كلان و حذف از هرم قدرت بين المللي خواهد بود. از سوي ديگر زياده روي هر كدام از اين بازيگران براي تحميل حداكثر منافع بر ديگران و عبور از ظرافت موازنه هاي منطقي، مي تواند موقعيت بالقوه ي تنش موجود را به سطح برخوردها و بحران هاي بالفعل و غيرقابل كنترل سوق دهد. 

در روزهاي اخير با سفر " كاندو ليزا رايس " وزير امور خارجه آمريكا به اروپا و اقدام براي امضاي قرارداد استقرار رادار و سامانه موشكي با جمهوري چك و لهستان، بار ديگر اختلافات بين مسكو و غرب را تشديد كرده است. اينكه گفته شده است وي 8 ژوئيه در پراگ قرارداد با جمهوري چك را امضاء مي كند و يك روز قبل از آن در ورشو مذاكرات وي با " دونالد توسك " نخست وزير و " رادوسلاو سيكورسكي " وزير خارجه لهستان به نتيجه نرسيد، دقيقا نشان دهنده همين وضعيت ژلاتيني و اخلال در ظرافت هاي نهفته در روابط مسكو با رقباي غربي مي باشد. از يك طرف به نظر مي رسد كه رهبران چك كه در مورد معاهده ليسبون بواسطه اختلافات خود با اتحاديه اروپائي جانب راي منفي ايرلندي ها را گرفته اند با عبور از اين مرزبندي متحد ديروزي خود را به چالش گرفته اند. از طرف ديگر رهبران ورشو كه در خصوص دعواي صادرات گوشت به روسيه در طي دو سال اخير مانع اصلي توافق بين مسكو – بروكسل براي قرارداد همكاري هاي كلان بوده اند، با درك درست از خشم مسكو و همچنين زياده خواهي خويش براي كسب امتياز متقابل از واشينگتن، فعلا خطوط موازنه را رعايت مي كنند. جواب روسيه نسبت به رسميت شناختن استقلال كوزوو توسط اتحاديه اروپائي را مسكو با اعلام تمايل خويش براي رسميت بخشيدن به استقلال آبخازيا و اوستياي جنوبي داده است. همان طور كه قبلا گفته شد بازي بين روسيه و غرب يك بازي چند جانبه است كه معمولا ابعاد آن در يك پيوستگي ارگانيك با هم قرار دارند. اين واقعيت را در مورد چالش كنوني آبخازيا و اوستياي جنوبي با گرجستان به وضوع هم اينك مي توان مشاهده كرد. جدا از عكس العملي كه مي تواند در مورد استقلال كوزوو در اين خصوص به آن اشاره نمود، اين واكنش در راستاي تقابل با گسترش ناتو به سمت شرق و تقاضاي عضويت تفليس و كيف در اين پيمان نظامي – سياسي نيز خواهد بود.  اينكه در طي روزهاي اخير برخوردهاي متعددي در آبخازيا و اوستياي جنوبي بين نيروهاي گرجي و نيروهاي محلي رخ داده و به تازگي نيز در مركز آبخازيا چندين انفجار بمب اتفاق افتاده است، ناديده گرفتن موقعيت مسكو در ترسيم موازنه هاي منطقه اي – بين المللي از سوي تفليس و به نوعي بازي با آتش خواهد بود. خروج يكجانبه مسكو از پيمان تسليحات متعارف در اروپا و چالش مداوم در مورد ترانزيت گاز به اين قاره اهرم هاي فشاري رهبران كرملين جهت تاثيرگذاري بر حوزه هاي ژئوپلتيك به خصوص در اروپا بوده است. اظهارات " ديميتري مدويدف " رئيس جمهور روسيه مبني بر اينكه سياست هاي كلان اين كشور بايد متعادل و پايدار باشد و با جابجائي افراد در آن تغييري ايجاد نشود، به روشني نشاندهنده مسير كسب منافع ملي، منطقه اي و بين المللي توسط مسكو از زمان به قدرت رسيدن " ولاديمير پوتين" رئيس جمهور سابق و نخست وزير فعلي تلقي مي شود. اظهارات " باراك اوباما " كانديداي رياست جمهوري از سوي حزب دمكرات و بسياري از سناتورهاي با نفوذ آمريكائي مبني بر اينكه عدم همكاري روسيه در بسياري از مناقشات بين المللي از جمله پرونده هسته اي ايران، نتيجه سياست هاي يكجانبه جورج بوش از جمله استقرار سيستم دفاع موشكي در اروپا است، بيانگر درك رئاليستي وضعيت چالش برانگيز كنوني در روابط روسيه با غرب مي باشد. تا زماني كه ژلاتين كنوني در چينش هاي ژئوپلتيكي و به رسميت شناختن حوزه نفوذ روسيه در باشگاه قدرت هاي بين المللي به طور مشروع و منطقي انجام نگيرد، هرگونه انتظاري براي توافقات استراتژيك بين اين دو حوزه متفاوت بين المللي يك توهم ذهني بيش نخواهد بود.

 

                                                18/4/87

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید