شماره  221 - بروزرسانی چهارشنبه 26/4/1387                           بازگشت به صفحه اصلی

گفتاری پیرامون خطر جنگ امپریالیستی و بر خی کج اندیشی ها

صادق شکیب 

Sadeg.shakib@yahoo.com 

دلبستگی چه حاصل و پیوستگی چه سود

  با دلبـــری که هر که توانــد دلــش ربــود

اینک که میهن ما با لحظات و شرایط بس دشوار ، خطیر و بحرانی روبرو است از هر پهنه و گوشه ای آوا ها و ساز های مختلف ، متفاوت و حتی بعضاً متضادی به گوش می رسد . حساسیت فوق العاده با اهمیت وضعیت عمدتاً از آنجا ناشی می شود که امپریالیسم آمریکا هر دم افزون تر از قبل کشورمان را به انحای گوناگون به جنگ و آتش افروزی تهدید می نماید. چنگ و دندان نشان دادن امپریالیسم علیه میهن ما و تنش افزایی در منطقه ی خاور میانه موردی نیست که بتوان آن را کتمان نموده به سادگی از کنارش رد شده و نادیده اش انگاشت . امپریالیسم و کار گزاران مرتجعش برای تأمین منافع غارتگرانه ی خود ناجوانمردانه به هر حیلتی دست یازیده ، با مدد گرفتن از نیرو های واپسگرا و به کار گیری کسانی که با نقاب های فریبنده در خدمت این هیولای جنایت کارند ، نقشه ی ویرانگر و مخربی علیه کشورمان تدارک دیده است . دقیقاً از همین جاست که اولویت وظایف نیرو های میهن دوست مترقی ، مبارزه با ترفند های امپریالیستی بوده و با تمامی توان برای عقیم گذاردن سیاست های حیوانی و سبعانهی آن تلاش و مبارزه‌ی بی امانی می کنند.

نگارنده اخیراً با نوشتن چند مقاله پیرامون این موارد به سهم خود در صدد شرکت در این موج عظیم ضد امپریالیستی مردم کشورمان و با کوشش در حد توان و بضاعت خویش برای افشای سیاست های آتش افروزانه ی امپریالیستی بر آمده است.

نشر دو مقاله از این مقالات و مباحث مطروحه در آن ها باعث برخی دل آزردگی ها و انتقاد هایی گشته است . از جمله فردی به نام آقای نادر اکبری به این بهانه مطالبی را در حول این دو مقاله در نوشته ای با عنوان ((یا وارد بحث شوید یا سکوت پیشه کنید)) از موضع قدرت مطرح فرموده اند که جای تأمل و تعجب یا صریح تر گفته باشم مایه تأسف این جانب گردید . از آن جایی که در این شرایط حساس کشور واکاوی تمامی مقولات مربوط به مباحث پیش گفته بنا به دلایل کاملاً مشخص و روشن ، موردی نیست که با سهل انگاری شانه از مسئولیت اخلاقی خویشتن خالی کرد . لذا بنا به توصیه و نظر جناب اکبری بدون هیچ گونه پوشیده گویی (البته هیچ گاه نگارنده اعتقادی به پوشیده گویی نداشته) بخش هایی از نوشته ی (اتهامات) ایشان در حد مقدور تا آن جایی که چار چوب یک مقاله اجازه دهد ، شکافته می شود:

ایشان در پاراگراف اول این جانب را متهم به هراس و طعنه زدن و پوشیده گویی می‌نمایند . آیا صحبت از خطر مهیب جنگ امپریالیستی و لزوم حیاتی صلح و آرامش و اتحاد عمل نیرو های ترقی خواه در راستای این امر در کشورمان و افشای چگونگی سیاست های ددمنشانه مرتجعین امپریالیستی و پی آمد نقشه های ویرانگرش برای هستی میهن و به کارگیری مزدورانی برای پیشبرد سیاست امپریالیسم را می توان صریح تر از آن چه اینجانب نوشته ام ، نوشت . اگر در توان فرضی ایشان صراحت ما فوق تصوری هست ، این گوی و این میدان ...

آقای اکبری حضرتعالی مقالات این جانب را مخرب تشخیص داده دستور داده اید که به سرعت می بایست در برابر آن واکنش نشان داد . و از ترویج ادبیات به کار رفته در آن مباحث در جامعه ی مطبوعاتی جلوگیری نمود . بزرگواری نموده به چند سؤال نگارنده پاسخ دهید:

مقدار سرعت واکنشی مد نظرتان را مشخص فرمایید . مثلاً چند کیلومتر در ساعت ؟ 100 یا 200 کیلومتر یا سرعتی مافوق صوت ...

جنابعالی بر مبنای کدامین وکالت و صلاحیت آمرانه برای جامعه ی مطبوعاتی تعیین تکلیف می کنید؟ محض اطلاع به عرض می رساند به طور مشخص سایت فرهنگ توسعه که اینجانب افتخار همکاری با آن را دارم سر دبیری دارد  به نام آقای بابک پاکزاد. اگر تا کنون نوشته ای از ایشان نخوانده اید لطف فرموده در آرشیو سایت فرهنگ توسعه مقالاتی از ایشان را مطالعه فرمایید . آیا پس از آن باز هم به خود جرات می دهید  در مقام متولي فرهنگ  گفتگو و روشن گرى به شخصیت دانشمند ترقی خواهی چون پاکزاد تعیین تکلیف فرمایید ؟ تصدیق کنید نوشته ی پر تخطئه ی شما قبل از آن که متلکی به اینجانب باشد توهین به سردبیر محترم سایت فرهنگ توسعه می باشد. و بالا تر از آن به کل جامعه ی مطبوعاتی کشور که وجود امثال پاکزاد ها در آن مجموعه کم نیستند. هیچ اندیشیده اید ادب ، شکسته نفسی و سنجيده سخن گفتن از خصال نیک و پسندیده ی افراد است.

 در پاراگراف دوم مطلبی را نوشته اید که واقعاً محیر العقول و اوج تهمت و افترا و ضدیت با افراد و نیروهای مترقی است . مرقوم فرموده اید ((نیروهای چپ با یکدیگر اختلاف نظر دارند. و به جای بحث، اقدام به مچ گیری می کنند و قادر نیستند به مباحث نظام داده و آن را مفید و کار ساز کنند))

سؤال این است: تصویر و ارائه ی چنین برداشت وارونه ای از چپ ضدیت کین توزانه با چپ نیست ؟ اگر چپ چنین باشد که نیست آنگاه نه بر مرده بر زنده باید گریست . ولی صراحتاً معروض می دارد بر خلاف تصور یا آرزوی شما این چنین سیاه نمایی ها و وصله ها با هزاران من سریش هم به چپ نمی چسبد . این چپ نمایان چپ نویس و مرتجعان همدست شان اند که با شلوغ کاری به عبث می خواهند اینسان تصویر کج و کوله ای از چپ به نمایش گذارند . چپ واقعی به بلندای تاریخ موجودش پیگیرانه طرفدار و منادی سر سخت بحثی اصولی و کار ساز بوده و با تمامی توان خود برای ترویج این فرهنگ علمی و عقلانی کوشیده است . با همه ی مشقات و سختی های کار باز هم در این شرایط دشوار و تلخ کامی های زمانه ، در این راه از انجام وظایف بخردانه و تاریخی اش شانه خالی نمی کند . گرد و غبار به راه انداختن و خاک پاشیدن بر چشم افراد ، تا چپ را نه بر مبنای موجودیت واقعی اش ، بل بر تصورات مبهم مبتنی بر اوهام خود دیدن کاری است که قبل از شما خیل عظیمی از نیرو های ارتجاعی بدعت گذاشته و وقیحانه به نمایش گذارده اند . سر انجام شان را نیز همه دیده اند . آخر و عاقبت رسوای پس مانده هایشان هم در روند حرکت تاریخ به وضوح دیده خواهد شد.

جناب اکبری نوشته های اینجانب را در دو مقاله ی ذکر شده تشبیه به رفتار یک پیاده نظام حزبی نموده اند . محترمانه به عرض می رساند توهین شما آن قدر بی معنی و برچسبی است نا چسب که حتی ارزش جواب گویی ندارد . ولی گویی چون شما با عنایت به نوشته ی خودتان در عرصه ی کار فرهنگی به وجود پیاده نظام باور د ارید لطفاً مشخص فرمایید حضرتعالی پیاده نظام کدام جریان ضد چپی هستید که این چنین بی مهابا نصویر کج و معوج و تحریف شده ای از چپ ارایه می دهید .

در پایان ذکر مطلبی بی مناسبت نیست:

آقای اکبری صراحتاً به عرض می رساند تمامی نوشته های اینجانب چه در مجلات گوناگون کشور و چه در سایت های مختلف با نام واقعی ام چاپ و درج شده است . آیا شما که بی پروا به دیگران درس شهامت و اخلاق می دهید نه با نام مجازی بل با نام واقعی تان مطلب (توهین نامه) خود را نگاشته اید ؟ ذهی تأسف.

 صادقانه و با همان صراحت مورد ادعایتان گویید آیا با این کار از اعتبار سایت وزین فرهنگ توسعه می خواهید سؤ استفاده نموده به سردبیر آن اهانت و نوع نگاه و نگرش همکاران سایت را به  زیر علامت سؤال ببرید . و باعث تفرقه و تشتت ما بین دوستان شوید . ولی مطمئن باشید تیرتان به هدف نخواهد خورد.

گویا فراموش کرد ه اید قایم باشک بازی سرگرمی متعلق به دوران کودکی است که من و احتمالاً شما مدت های مدیدی است آن ایام را پشت سر گذاشته ایم.

مطالب مرتبط :

یا وارد بحث شوید یا سکوت پیشه کنید

تشکیل شورای ملی صلح و قلقلک کج اندیشان

خطر جنگ امپریالیستی، صلح  و اتحاد نیروها

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید