شماره  223 - بروزرسانی دوشنبه 31/4/1387                           بازگشت به صفحه اصلی

جنگ سرد جديد سوار بر سپر موشكي

 

 اردشير زارعي قنواتي

Ardeshir250250@yahoo.com

 

 

 

جنگ سرد پس از ماه عسل دوره فروپاشي شوروي و جهان غرب، سال هاي آغازين هزاره سوم را " زمان بازگشت " به دوران نظام نوين بين المللي انتخاب كرده است. اينكه چرا شبح اين هيولاي تهديدآميز و " شمشير داموكلس " بر بالاي سر جهان متمدن كنده نمي شود، قبل از آنچه ارتباطي به يك انتخاب آزاد داشته باشد بي شك متاثر از الزامات رقابت آميز محيط ژئوپلتيك بين المللي بوده است.

ماندگاري امپرياليسم و سلطه جوئي در نظام هاي سرمايه داري غرب در غياب شوروي سوسياليستي و اصطكاك منافع بنيادين و حتي تاكتيكي در بين قدرت هاي هژمون جهاني جهت كسب منافع برتر، هويت و همچنين جايگاه قدرت بازمانده از فروپاشي نظام كهن و ظهور قدرت هاي بزرگ و مطرح در عرصه جديد جهاني سايه اين " شر ضرور " را بر سر انسان مدرن و محيط ديجيتالي كنوني بار ديگر گسترده است. بدون شك اصطكاك منافع استراتژيك اضلاع قدرت بين المللي و برخورداري اين قدرت ها از اهداف و دكترين هاي رقابت آميز در دوراني كه يكجانبه گرائي جايگزين جنگ سرد قديمي و ايدئولوژيك شده است، انتخابي به غير از اين را نويد نمي دهد. در جشن تولد نظام نوين بين المللي در دهه نود ميلادي، زماني كه غرب بي دغدغه ديگران، برادران هم كيش را براي خوردن كيك اين تولد دور هم جمع كرده بود، در يك گوشه اي از اين جهان خرس زخمي و اژدهاي هفت سر زرد خود را بسيار مغبون از  عدم دعوت به اين مهماني مي ديدند. البته جنگ سرد جديد هرگز قابل مقايسه با نوع قديمي نيست چرا كه تئوري پشت آن به عكس گذشته ريشه در منازعات ايدئولوژيك بين دو نظام بديل سرمايه داري و سوسياليستي نداشته و بيشتر مبتني بر پراگماي كسب منافع ملي و تثبيت هژموني منطقه اي – بين المللي در چنين راستائي است. به همين دليل متحدين و بازيگران خرد و كوچك حاضر در حاشيه اين ميدان رقابت به هيچ وجه نمي بايست تعريف متحد و دشمن هميشگي را براي قدرت هاي هژمون كنوني قائل شوند چرا كه اتكاي به منافع ملي در چينش اين موقعيت به جايگاه متحد و رقيب معناي دوگانه بخشيده و وضعيت بازيگران مي تواند مدام در حال تغيير باشد.

سفر اروپائي خانم " كاندو ليزا رايس " وزير امور خارجه آمريكا به اروپا براي ديدار از چند پايتخت شرقي اين قاره كه بيشتر با هدف امضاي قرارداد سيستم سپر دفاع موشكي آمريكا با جمهوري چك و لهستان و همچنين حمايت از گرجستان در مناقشات اخير خود با روسيه انجام گرفته است، خشم شديد مسكو را برانگيخته است. وي در گام اول خود در پراگ همراه با مقامات  اين جمهوري قرارداد استقرار سيستم راداري اين سپر را برخلاف ميل 60 درصدي افكار عمومي اين كشور به امضاء رساند. امضاي مقامات چك پاي اين سند هر چند كه هنوز براي نهائي شدن مي بايست در پارلمان نيز به تصويب برسد، آن چنان خشم روس ها را برانگيخت كه بلافاصله " ديميتري مدويدف " رئيس جمهور روسيه از عكس العمل نظامي در مقابل آن سخن گفت. وي با اذعان به اينكه اين عمل بسيار ناراحت كننده است افزود كه بدون رفتاري غيرمعقول، دست به اقدامات تلافي جويانه خواهد زد. هم زمان وزارت امور خارجه روسيه نيز در بيانيه اي اعلام كرد كه چنانچه سيستم دفاع موشكي آمريكا در كنار مرزهاي ما ايجاد شود، ما نيز مجبور خواهيم بود كه با ابزار نظامي واكنش نشان دهيم نه با اصول ديپلماتيك. پس از اظهارات مدويدف و بيانيه وزارت خارجه روسيه، سخنگوي كاخ سفيد "گوردون جاندرو" با انتقاد از لحن خشمگينانه روسيه از اين كشور خواست تا اروپائيان را تهديد نكند. اين در شرايطي بود كه سفر خانم رايس و امضاي اين قرارداد با جمهوري چك و همچنين ديدار از تفليس در شرايطي كه " ميخائيل ساكاشويلي " رئيس جمهور پوپوليست گرجستان كه در هفته هاي اخير بارها با اقدامات تحريك آميز خود در مرزهاي " آبخازيا " خشم رهبران كرملين را برانگيخته بود، خود بزرگترين تحريك و تهديد بر عليه روسيه تلقي مي شود. چنانچه وي به محض حضور در تفليس از مسكو به سبب نقشي كه در افزايش تنش ها با گرجستان دارد به سختي انتقاد كرد. به نظر مي رسد كه بازي " موش و گربه " اي كه در طي سال هاي اخير بين روسيه و آمريكا برقرار بوده است به نوعي پايان يافته و هر دوي آنان به اين نتيجه رسيده اند كه مي بايست مرزبندي ها و جبهه هاي نبرد خويش را شفاف تر كرده و هر كدام در جايگاه واقعي خود سنگر بگيرند. دير زماني است كه تكبر آمريكائي در غياب قدرت رقيب، آنان را در موقعيت اربابي جهان قرار داده و به همين جهت احساس مي نمايند كه ديگران بايد در " سمفوني اوهام " آنان به ضرب موسيقي راكي و رامبوي آمريكائي برقصند. اما رهبران واشينگتن هزاره سوم را با دهه نود ميلادي اشتباه فرض كرده اند چرا كه در دهه نود روسيه ي زخمي در بستر نقاهت به سر مي برد و در شروع هزاره سوم آنان هم چون ققنوس برخاسته از درون آتش، پرواز دوباره با   " آنتوف – 160 " را تجربه مي كنند. روس ها به درستي مي دانند كه استقرار سپر دفاع موشكي آمريكا در كنار مرزهاي آنان به بهانه مقابله فرضي با موشك هاي كشورهاي ياغي چون ايران يك بهانه دروغ مي باشد. چرا كه قبلا با ارائه پيشنهاد همكاري در موقعيت رادار بزرگ   " گلوبال " در آذربايجان، گزينه منطقي و علمي تري را به همتايان آمريكائي خود جهت مقابله با موشك هاي ايراني بر سر ميز مصالحه قرار داده بودند. شايد سفر و اقدام خانم رايس در شرايط كنوني را بتوان يك سنجش اراده براي مدويدف رئيس جمهور تازه به قدرت رسيده روس ها نيز  به حساب آورد، واقعيتي كه نشان داد پسرك درجه دوم كرملين نيز چيزي كم از سخت سري      " ولاديمير پوتين " ارباب قبلي كرملين ندارد. بدون شك تهديدات مسكو در خصوص استقرار سيستم موشكي آمريكا در چك و لهستان هر چند كه بسيار بعيد و غير قابل باور است كه به اقدامي نظامي از قبيل تهاجم به اين مراكز ختم شود ولي بار ديگر " صلح مسلح " را براي اروپا به ارمغان خواهد آورد. روسيه در شرايطي قرار دارد كه براي بقاي اليگارشي حاكم بر اين كشور هر نيرو و شخصي در درون سيستم حاكم مي بايست در كنار همكاري هاي فزاينده اي كه با غرب خواهد داشت، سخت سري خود را براي تثبيت جايگاه برتر منطقه اي و سهم مشروع خويش در شركت سهامي محيط بين المللي به رخ كشيده و در جهت تضمين آن حركت كند.

 

              20/4/87

 

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید