![]() |
|
شماره 223 - بروزرسانی چهارشنبه 2/5/1387 بازگشت به صفحه اصلی |
|
يك گذار تاريخي، نه شكست نه پيروزي
اردشير زارعي قنواتي Ardeshir250250@yahoo.com
در طي ماه ها و هفته هاي اخير بحث پيرامون وضعيت خاص كشور كلمبيا در آمريكاي لاتين ابعاد گسترده اي به خود گرفته است. در ابتدا با وساطت " هوگو چاوز " رئيس جمهور چپگراي ونزوئلا، شورشيان جنبش " فارك " كه به عنوان بزرگترين نيروي چريكي – سياسي چپ در كلمبيا، حاضر به آزادسازي گروگان هاي خود در مقابل مهار زدن حكومت " الوارو اوريبه " در سركوب و تهاجم به پايگاه ها و مناطق تحت كنترل آنان و به نوعي مصالحه ملي حول منازعات داخلي گرديدند. به همين دليل با تلاش نيروهاي ميانجي ونزوئلائي گروهي از گروگان ها بعد از سال ها اسارت آزاد شدند و اين موضوع در حالي كه موجب خوشنودي افكار عمومي و خانواده اين گروگان ها شد ولي خشم و ناخرسندي حكومت بوگوتا را برانگيخت. چرا كه از يك طرف چاوز به عنوان بزرگترين مخالف اوريبه در منطقه توانست با گذر از بسياري از تابوهاي حاكم بر محيط سياسي كلمبيا رهبران فارك را براي مصالحه اقناع كند. از طرف ديگر آزادسازي اين گروه از گروگان ها توسط فارك در شرايطي كه رهبران بوگوتا مدام از سركوب و حمله سخن مي گفتند موقعيت اخلاقي چريك هاي ماركسيست را در حوزه ژئوپلتيك منطقه اي و چينش هاي ملي تقويت مي كرد. قرار بود كه در مرحله بعدي در ازاي آزاد كردن تعدادي از رهبران و اعضاي جنبش فارك، اين گروه نيز " اينگريد بتانكور " كانديداي فرانسوي تبار رياست جمهوري اسبق، سه پيمانكار اسير آمريكائي و همچنين گروهي از نظاميان به گروگان گرفته را با مكانيزم قبلي با وساطت چاوز آزاد كند. به همين دليل از مدت ها قبل نيروهاي امدادي و پزشكي براي ارائه خدمات به گروگان هائي از جمله بتانكور كه گفته مي شد در حالت جسماني بسيار بدي قرار دارند مرتبا به اعماق مناطق تحت نفوذ چريك هاي فارك روانه مي شدند. در چنين هنگامه اي با تجاوز نيروهاي نظامي كلمبيا به درون خاك اكوادور نفر دوم فارك و مذاكره كننده اصلي آنان در طي يك اقدام غافلگير كننده به قتل رسيد. چند هفته بعد خبرهائي از كلمبيا درز كرد كه نشان مي داد بنيانگذار و رهبر فارك به مرگ طبيعي زندگي را وداع گفته است. هم زماني قتل و مرگ دو رهبر شناخته شده و اصلي جنبش فارك موجب اخلال و گسست تشكيلاتي در درون اين گروه اصلي مخالف دولت راستگراي اوريبه شد كه بدون ترديد پيامد گيچوارگي را در بدنه اين جنبش به دنبال داشته است. در چنين وضعيتي دولت كلمبيا كه با متهم كردن چاوز به ارتباط با فارك يك تهاجم تبليغاتي را در ميانه اقدامات آزادسازي گروگان ها به راه انداخته بود تحت پوشش نيروهاي امدادي و پزشكي، كه در جاي خود مي بايست به عنوان يك كار غير اخلاقي و نقض كننده توافقات به عمل آمده محسوب شود،گروهي از تكاوران زبده ارتش را به منطقه حاشيه اي و نقطه مبادله گروگان ها اعزام كرد و در يك غافلگيري خانم بتانكور و 14 گروگان ديگر را بدون هيچ درگيري و تنها با بازداشت دو محافظ از گروه فارك، كه بعدا از سوي اين گروه به خيانت و همدستي با مهاجمان متهم شدند، آزاد كرد. داستان كلمبيا و فارك با تمام ابعاد و موضوعاتي كه در طي هفته هاي اخير بوقوع پيوسته است و از طرف بعضي سياستمداران و كارشناسان پيروزي يا شكست براي مخالفين تلقي شده، مي بايست از دريچه يك دوربين بي طرف و با لنزهاي سالم مورد توجه قرار گيرد. مهمترين مسئله در اين بين اصولا پايان يك دوره تاريخي و ورود به دوره اي متفاوت خواهد بود كه به همين جهت پراتيك مبارزاتي را در شرايط جديد دگرگون كرده است. تجربه ونزوئلا، بوليوي، اكوادور و به خصوص نيكاراگوئه به ساختار نيروهاي چپ در آمريكاي لاتين آموخت كه زمان وداع با تاكتيك مبارزات چريكي فرا رسيده است. اصولا ماركسيست ها و تمامي طيف چپ شيوه هاي مبارزاتي خود را بنابر شرايط موجود و در طي يك عينيت ديالكتيكي انتخاب مي كنند و آنچه در دهه هاي قبل از 90 ميلادي ضرورت تحميلي ديكتاتوري هاي مستقر در آمريكاي لاتين بود را تنها در جنگ هاي چريكي تجربه مي كردند. پيروزي انقلاب ساندنيستي در نيكاراگوئه نتيجه اين موقعيت ويژه بود و در حالي كه ديكتاتوري راه هرگونه فعاليت سياسي و مشاركت در رقابت هاي انتخاباتي را از مخالفين سلب كرده بود، تفنگ ها تكليف قدرت را مشخص كردند. يك دهه بعد همان چريك ها بواسطه دگرگوني در شرايط بين المللي و منطقه اي به انتخابات آزاد گردن نهاده و به طور دمكراتيك قدرت را واگذار كردند تا يك دهه بعد دوباره با راي مردم به هرم قدرت بازگردند. به قول هوگو چاوز " زمان تفنگ ها در آمريكاي لاتين به تاريخ سپرده شده است و ما در شرايط ديگري زندگي مي كنيم ". اين گفته چاور در واقع همان اساس و بنيادي است كه هم اكنون در كلمبيا در مورد مباره بين دولت اوريبه و جنبش فارك در حال وقوع است. به همين دليل آزادسازي بتانكور و بقيه گروگان ها به شيوه شوهاي تلويزيوني توسط ارتش كلمبيا، نه يك پيروزي يا شكست براي دولت بوگوتا و جنبش فارك، بلكه پايان يك دوره تاريخي و گذار براي آغاز دوران تازه مي بايست به حساب آيد. از سوي ديگر هجوم تبليغاتي دولت كلمبيا و اكثر خبرگزاري هاي غربي مبني بر ماهيت خشن جنبش فارك با استناد به وضعيت گروگان هائي چون بتانكور كاملا غير منصفانه و غير واقعي است. البته در شرايط موقعيت هاي نظامي و ميدان هاي جنگ، خشونت يك وضعيت عيني است كه غير قابل كتمان است ولي ناديده گرفتن خشونت طرف ديگر نشان از عدم صداقت خبري، تحليلي و در بهترين شرايط عدم آگاهي از تمامي جوانب موجود مي باشد. جنبش فارك در شرايطي هنوز در چنبره تاكتيك هاي چريكي و ابزارهاي ميداني جنگ، همچون گروگانگيري قرار دارد كه دشمنان آنان در موقعيت دولتي اقدام به تشكيل " جوخه هاي مرگ " دست راستي براي سركوب و كشتار مخالفين دولت حاكم كرده اند. حتي فراتر از اين بازي هاي پنهان و كثيف، دولت كلمبيا بر طبق گزارش ماه گذشته نهادهاي حقوق بشري وابسته به سازمان ملل متحد در طي سال هاي اخير اقدام به كوچ و جابجائي اجباري بيش از سه ميليون روستائي ساكن در مناطق جنگلي كلمبيا نموده است. اين كوچ اجباري روستائيان، به بهانه مبارزه با فارك انجام گرفته و به استناد گزارش اين نهادهاي مسئول تاكنون به بهاي مرگ هزاران انسان، قاچاق انسان و اعضاي بدن آنان، فحشا و بردگي جنسي، بيكاري و گرسنگي و موارد ديگري از مصائب انساني تمام شده است. اتفاقا بر طبق حقوق بين المللي دولت هاي مستقر و رسمي در قبال نقض حقوق انساني و شهروندي مسئوليت بسيار بيشتري نسبت به اپوزيسيون دارند چرا كه دولت مسئول اجراي قانون و رعايت معاهدات پذيرفته شده بين المللي تلقي مي شود در حالي كه نيروهاي شورشي بيشتر به لحاظ اخلاقي و انساني در اين چنين مواردي مسئوليت خواهند داشت. البته اين نكته به مفهوم سلب مسئوليت حقوقي از نيروهاي مخالف و شورشي براي نقض قوانين نخواهد بود بلكه تاكيدي بر جايگاه به مراتب بالاتري جهت درك و رعايت موضوعات حقوقي توسط دولت ها مي باشد. به هر حال آنچه كه هم اينك مي توان در خصوص مسائل كلمبيا و موقعيت جنبش چريكي فارك بر آن تاكيد داشت همانا دگرديسي نيروها و تعريف تازه از يك دوران تاريخي متفاوت است كه نقش و جايگاه اپوزيسيون و پوزيسيون را مفهوم تازه اي مي بخشد و هر آنچه كه در مورد پيروزي و شكست در خصوص مسائل اخير بيان مي شود تنها فرافكني و حاشيه كم رنگي بر اين متن پر رنگ مي باشد. 26/4/87
|
|
فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |