![]() |
|
شماره 223 - بروزرسانی جمعه 4/5/1387 بازگشت به صفحه اصلی |
|
بالاتر از جنگ سرد، جنگ همه با همه Ardeshir250250@yahoo.com اردشير زارعي قنواتي
آرام آرام نوك كوه يخي كه محيط جغرافيائي پاكستان و افغانستان را احاطه كرده است از ميان هواي مه آلود بيرون مي آيد و در برابر ديدگان حيرت زده جهانيان و مردم دو كشور، خود را به رخ مي كشد. اصولا سنت تعجب و حيرت كردن در ژئوپلتيك خاورميانه اگر چه براي مردم بومي معمول و عادي است ولي براي ديگران و به خصوص غربي ها موجب انگشت به دهان گرفتن و گيجوارگي مي شود. در طي هفته هاي اخير رهبران هر دو كشور و همچنين مقامات ائتلاف جنگي مستقر در افغانستان هر كدام بنابر دليلي عنان اختيار از كف داده و ديگري را مسبب تمام بدبختي هاي خود فرض مي كنند. البته در اين اتهام افكني ها عناصري از واقعيت نيز نهفته است كه هيچكدام از آنان نمي خواهند به ريشه و بنيان آن توجه كنند، چرا كه افشاي اين حقايق آبرو و حيثيت همه را يكجا بر باد مي دهد. تاريخ سه دهه منازعه در افغانستان نشان مي دهد كه بدون تعارف ريشه فاجعه سازان امروز دقيقا در كشتزار مجاهديدن و طلاب افغاني، پشت جبهه پاكستاني، پول سعودي و رهبري غرب براي تكميل پازل " جنگ مقدس " بر عليه متجاوزين ملحد شوروي، آبياري شده است. اينكه امروز بيانيه ي دولت كابل و اخطارهاي مستقيم " حامد كرزاي " رئيس جمهور افغانستان بر عليه اسلام آباد و به خصوص سازمان اطلاعاتي ارتش پاكستان ( اي اس اي ) صادر مي شود، تنها بيان يك واقعيت در سطح عمودي قضيه بوده است كه بعد از سه دهه خود را به سطح افقي تحميل كرده است. فاجعه كنوني يك شبه بوجود نيامده است كه با نسخه هاي اورژانسي چند روزه سامان پذيرد و اصولا اين درد را دردسازان نمي توانند درمان كنند. زماني كه ليلي افغانستان در لباس عروس و در جشن عروسي خود در " ننگرهار " با بمب هواپيماهاي نيروهاي ائتلاف تحت هدايت ناتو همراه با ده ها مهمان و زن و كودك در خون مي غلتد و مجنون خويش را داغدار مي كند، چگونه مي توان انتظاري بهتر از اين ديگ دهان گشوده آش نذري خشونت فعلي را داشت. زماني كه كشت و تجارت مواد مخدر در اين كشور فقير و بلاخيز هر ساله رشدي چند برابري را تجربه مي كند، چگونه مي توان اميد به ثبات و دمكراسي را براي مرد شولا پوش و زن برقع پوش افغان انتظار كشيد. زماني كه " دنبالگي قومي " در قالب محيط ماقبل ملت سازي، افغانستان را به جزاير جداگانه اي تبديل كرده است ( اين دنبالگي قومي امروزه حتي در جوامع مدرني چون بلژيك شكاف اجتماعي – سياسي مابين هلندي زبانان و فرانسوي تباران را به نقطه جوش گسست ملي كشانده است ) و پشتون هاي دو سوي مرز به عنوان قدرتمندترين اقليت بازي ساز در اين كشور، قبيله گرائي خود را در زرورق تروريسم و بنيادگرائي بر محيط پيراموني خود تحميل مي كند، چگونه مي توان به رهبري دولت مستقر در كابل اميد بست. بيدار خوابي تازه رئيس جمهور كرزاي بعد از سال هاي متمادي كه از دفن ذباله هاي اتمي پاكستان در زمان طالبان در مناطقي از افغانستان مي گذرد و بيش از سه ماه است كه در مذاكرات دو طرف عامدانه با تمام شواهد مسكوت گذاشته شده و اينك يك باره مطرح مي شود، چگونه مي توان به معاملات و معادلات پشت پرده و صداقت اين قبيل سياستمداران در خصوص طرح دعاوي اعتماد داشت. اتهام افكني كابل بر عليه اسلام آباد در چنين چارچوبي مي بايست مورد توجه قرار گيرد با اين ويژگي كه تنها قسمتي از واقعيت را بازگو مي كند و همچنين اعتراض طرف پاكستاني مبني بر اينكه مشكلات كشور همسايه ريشه در مسائل داخلي دارد نيز قسمت ديگر اين پازل فاجعه است. كپي تصوير " روز رستاخيز " را مي توان هم اينك در محيط جغرافيائي افغانستان مشاهده كرد جائي كه " جنگ همه با همه " و رقص شمشير جنگاوران عصر حجر طالباني با موشك و بمب هاي هدايت شونده ليزري جنگاوران دنياي مدرن در قالب طنزهاي " آنتوان چخوف " خودنمائي مي كند. امروز كرزاي آن چنان خشمگين است كه همسايه اتمي خود را تهديد به تلافي جوئي و ورود به خاك آن كشور مي كند و از آن سو " يوسف رضا گيلاني " نخست وزير بهار دمكراسي كنوني پاكستان با هزار دليل و برهان مي خواهد ثابت كند كه گناهي در بي ثباتي افغانستان ندارد. با روند كنوني اوضاع در افغانستان و جو پر تنش فعلي در روابط اين كشور با پاكستان به نظر مي رسد كه از اين پس مي بايست بي ثباتي و و ناامني را فراتر از مرزهاي افغانستان به حساب آورد. تهديدات كنوني دولت كابل بر عليه پاكستان چنانچه با چراغ سبز واشينگتن ابراز شده باشد، نشاندهنده سياست جديد كاخ سفيد براي دخالت مستقيم در نواحي قبيله اي و پشتون نشين پاكستان خواهد بود. اين اظهارات اگر هم مستقل و بدون صلاحديد متحد آمريكائي كابل ابراز شده باشد، نيز نشان مي دهد كه دولت بي اراده و منفعل حامد كرزاي برون رفت از بن بست كنوني را در منطقه اي كردن جنگ مدنظر قرار داده است. اگر وضعيت جديد در روابط دو كشور همسايه را بعد از حمله به سفارت هند، تحت تاثير فشارهاي فزاينده دهلي براي مات كردن اسلام آباد در صفحه شطرنج افغاني نيز تحليل كنيم باز هم در چارچوب سياست منطقه اي كردن بحران انجام شده است. منطقه اي شدن بحران افغانستان هر چند كه از همان ابتدا نيز تا حدود زيادي از اين خصوصيت بهره مند بوده است، اما در اين سطح از تنش آشكار مي تواند بسيار خطرناك و احتمالا در آينده غيرقابل كنترل تلقي شود. قدرت نيروهاي ناتو مستقر در افغانستان و ارتش ملي اين كشور براي مهار يك جنگ منطقه اي كه پايگاه و ريشه در سنت هاي قبيله اي داشته و ساختار اتمي همسايه را به اين بازي جنگي بكشاند، در حدي نيست كه زمان و مكان اين جنگ فرسايشي براي آنان قابل دوام و برخوردار از ابتكار عمل تلقي شود. طرح اين مباحث با چنين لحن خشم آلودي چنانچه براي شانتاژ واعمال فشار بر دولت گيلاني به كار گرفته شده باشد نيز چندان تاثيرگذار نخواهد بود، چرا كه ژلاتين سياسي در پاكستان خود هم اكنون در چنبره مسائل داخلي دست و پا مي زند و هرگونه حركت اشتباهي مي تواند گام هاي تازه فعلي در اين كشور براي برون رفت از فضاي ديكتاتوري نظامي را با ناكامي روبرو كند. 27/4/87 |
|
فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |