شماره 23- بروزرسانی:20/6/1384

بازگشت به صفحه اصلی

چند نكته در مورد تروريسم

 منوچهر بصير

 شب تاريك و زهر كاري و دشمن در خواب ، دست به چنان جنايت وحشتناكي بزنم كه روز از ديدنش بخود بلزرد

شكپير – هاملت

 

موج تروريسمي كه جهان را گرفته ، بر خلاف ادعاي رهبران جهان سرمايه داري و پادوهاي آنها ، نبرد تمدن و بربريت نيست . آنها تنها به قاضي ميروند و سرونا را از سر گشادش ميزنند .

بعبارت ساده تر ، اين بازتاب مردم ستمديده اي است كه در مقابل غولهاي زر و زور دستشان از همه جا كوتاه است . انفجار هر بمب حاوي يك پيام است :

قدرت سياسي از لوله تفنگ بيرون مي آيد  ( 1 )

تروريسم دولتي اسرائيل ، تروريسم محسوب نميشود ، اما مبارزات مردم فلسطين براي احقاق حق خود ، تروريسم است . تروريسم دولتي آمريكا در عراق و افغانستان هم تروريسم محسوب نميشود ، اما مبارزه مردم عراق براي بيرون راندن متجاوزين كه خاك عراق را به توبره كشيده اند . تروريسم محسوب ميشود . بهانه حمله به عراق اين بود ، كه اين كشور داراي سلاحهاي كشتار جمعي است و صلح خانواده جهاني را تهديد مي كند در ضمن حقوق بشر نيز آنجا رعايت نميشود .

بعد از دو سال كه از اشغال و نابودي عراق ميگذرد ، به اعتراف كشورهاي اشغال كننده ، خصوصاً آمريكا و انگليس تا كنون هيچ سلاح كشتار جمعي آنجا پيدا نشده .!! اما دليل ارائه جنگ همان است كه يك خانم آمريكايي در تظاهرات است ضد جنگ گفت : اين جنگ ، ربطي به مردم ندارد ، براي منافع شركتها و كارتلها صورت ميگريد .

اما در مورد حقوق بشر بايد گفت : اين همان رژيمي است كه قبلاً دوست و متحد غرب در منطقه محسوب ميشد و در جنگ عليه ايران ، از كمك وسيع غرب در تمام ابعاد سياسي ، نظامي و اطلاعاتي و اقتصادي برخوردار بود . بقول « نعام چاسكي » زبان شناس و روشنفكر آمريكائي : بعد كه حاضر به همكاري با غرب نشد و يا حرف آنها را درست نفهميد جزء دولتهاي سركش بحساب آمد كه بايست حسابش را رسيد .

سرنوشت صدام هم مانند نوريگا و ساير پادوهاي امپرياليست گشت كه تا زماني كه گوش به فرمان آمريكا بود ، دوست و متحد او بحساب ميآيد اما زماني كه خواست چند گام به نفع مردم خود عمل كند و از همه خطرناكتر به كوبا نزديك شد قاچاقچي و جاني و تروريست ناميده شد كه او را بايد با دستبند و پايبند به دادگاه برد .

 طالبان با طرح سازمان سيا ، كمك مالي عربستان و همكاري پاكستان براي مبارزه با حكومت ماركسيست افغانستان و جلوگيري از گسترش آن در منطقه تشكيل گرديد . بن لادن يك شاهزاده تحصيلكرده و ثروتمند سعودي و مسلماني دو آتشه است كه هيچ توهين و تجاوزي به اسلام را تحمل نميكند . او با جان و دل و تمام امكانات خود عليه حكومت چپگراي افغانستان و اتحاد شوروي به مبارزه پرداخت ، اما بعد از سقوط دولت افغانستان و فروپاشي اتحاد شوروي  و تجاوز آمريكا در منطقه متوجه شد كه آلت دست امپرياليسم آمريكا قرار گرفته و آب در هاون كوبيده .

بهر حال طالبان و القاعده تا زماني كه عليه اتحاد شوروي سابق و متحدان او مي جنگيدند مجاهدان راه خدا بودند ، ما به محض جنگ عليه آمريكا و متحدان او تروريست و وحشي و آدم كشهايي شدند كه دنياي متمدن را تهديد ميكردند .

مسئله حقوق بشر را در نظر بگيريد كه چطور بر حسب منافع خداوندان زر و زور تعريف مي شود . از نظر آمريكا حقوق بشر در عربستان و شيخ نشينهاي نفت خيز خليج فارس رعايت مي شود اما در كوبا رعايت نمي شود .

بطور كلي مي توانيم بگوئيم كه تروريسم در جهاني رشد مي كند كه طبق آمار هر سال پنجاه ميليون در آن از گرسنگي ميميرند . پنجاه و پنج درصد بچه هاي جهان به اندازه كافي غذا ندارند .

و هر 4 ثانيه يك بچه در جهان ميميرد . درحاليكه 12 درصد جمعيت جهان در آمريكاي شمالي و اروپاي غربي زندگي ميكنند ، 60 درصد منابع جهان را مصرف ميكنند . هر سال فقط 15 ميليون انسان بخاطر عدم دسترسي به آب مي ميرند . در اروپا سالانه 26 ميليون دلار صرف عطر و بستني ميشود ، در حاليكه فقط با 24 ميليون دلار مي توان به گرسنگي و سوء تغذيه خاتمه داد و تحصيلات پايه را براي فقيرترين جمعيت فراهم كرد . ( 2 )  معلوم نيست در چنين جهاني چطور مي توان صلح و امنيت را بر قرار كرد ؟

آقاي بوش ميفرمايند : خانواده جهاني چنين وحشت و نا امني را قبول نميكند . معلوم نيست كه اين چه خانواده اي است ، عده اي از اعضاء آن از سيري ميتركند و عده ديگري از گرسنگي رو به مرگ هستند و صلح و امنيت در اينجا چه نقشي دارد ؟

آقاي بوش و ياران او نمي خواهند بپذيرند كه تضادهاي ساختاري سرمايه داري فقط با بحران و جنگ حل ميشود . اين نظام مسئول دو جنگ اول و دوم جهاني و ده ها جنگ محدود و منطقه اي است كه با مرگ ميليونها نفر و نابودي شهر ها و كارخانه ها و مزارع تمام شده اگر قبل از فروپاشي بلوك شرق يا جنگ سرد ، خطر كمونيسم بهانه بحران و تسليحات و جنگ بود امروز تروريست است . هفته پيش بوش در سخنراني خود به مناسبت سالگرد پيروزي بر ژاپن و پايان جنگ دوم جهاني ، صريحاً اضهار داشت كه نبرد با تروريسم در سراسر دنيا تا نابودي كامل آنها ادامه خواهد يافت بعبارت ديگر او براي چندمين بار يك جنگ نا محدود و اعلام نشده را در جهان اعلام نمود .

پدر سربازي كه در عراق كشته شده بود ، در تظاهرات ضد جنگ اضهار داشت ؛ جنگ خود وحشت و نا امني مي آورد و بعد اين حضرات كه جنگ را مشروع كرده اند از مبارزه با تروريسم صحبت مي كنند.

مسئله ديگر در مورد تروريسم ، فروپاشي بلوك شرق ، خصوصاً اتحاد شوروي است ، اگر آن بلوك با تمام معايب خود ، انترناسيونال يا بين الملل گرائي را ترويج ميكرد ، بعد از فروپاشي ملي گرائي ها و قوم گرائي هاي كور و افراطي به جنگ هاي خانمانسوز منطقه اي كشيده شد كه پيوسته ابعاد بزرگتري پيدا ميكند . ريگان رئيس جمهور پيشين شوروي را ” امپراطوري شهر ” ميناميد ، اما بعد از فروپاشي و حوادث فعلي جهان ، خصوصاً آنچه كه در عراق و افغانستان ميگذرد ، نشان داد كه دعوا بر سر لحاف ملاست و بقول شاعر :

 نيش عقرب نه از ره كين است 

                                                                             اقتضاي طبيعتش اين است

 10/06/84

1-     مائو كتاب سرخ

2-     منبع گراني چاپ كوبا

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید