![]() |
|
شماره 231 - بروزرسانی شنبه 26/5/1387 بازگشت به صفحه اصلی |
با سازماندهی یک مبارزهٔ مشترک، اجرای سیاست لغو غیرقانونیاصل ۴۴ قانون اساسی و تسلیم به برنامهٔ خصوصیسازیامپریالیستی را متوقف کنیم!
روند عقبنشینی گام بهگام حاکمیت جمهوری اسلامی در برابر سیاست نولیبرالی «خصوصیسازی» اقتصاد دولتی، که از زمان ریاست جمهوری رفسنجانی آغاز گشت و در طول دوران دولت اصلاحات ادامه یافت، بهدنبال صدور «حکم حکومتی» آيتالله خامنهای در تيرماه ۱۳۸۵ مبنی بر لغو غيرقانونی اصل ۴۴ قانون اساسی، اکنون به مرحلهٔ نهایی خود وارد شده و به نقطه عطفی تعیینکننده در روند بازگشت انقلاب بهمن بدل گشته است. پس از گذشت بیش از یک سال تأخیر در اجرای همهجانبهٔ این سیاست، مقاومتهای جناح نماينده قشرهای بينابينی در درون حاکمیت در برابر سياست «خصوصی و آزادسازی اقتصادی» (بهطور عمده در قالب مانورهای تأخیری دولت احمدینژاد)، بهعلت ناپیگیری و عدم تکیهٔ این جناح بر نیروی تودههای زحمتکش، جای خود را به تسليم در برابر سیاست جناحهای سرمايهٔ بزرگ در حاکميت داده است. در نتیجه، امروز تمام جناحهای متشکله هيأت حاکمهٔ جمهوری اسلامی، و همچنين اصلاحطلبان حکومتی، در عمل، به شرکا يا مجریان سياست اقتصادی ايران برباد ده امپریالیسم در میهن ما بدل شدهاند. اکنون معامله در پشتپرده و دور از چشم مردم، میان مجموعهٔ حاکمیت جمهوری اسلامی و امپریالیسم در مورد چگونگى اجراى برنامههای سرمایهٔ مالى امپریالیستى در ایران جریان دارد. و در این رابطه، دیگر بحث نه بر سر اجرا یا عدم اجرای این برنامهها، بلکه بر سر معامله در مورد سرعت، گستره و شرایط ورود سرمایههای امپریالیستى به اقتصاد ایران است. بیتردید، اجرای این برنامه، که معنایی جز تسليم کامل حاکمیت در برابر سياستهای نوليبراليسم اقتصادی و جهانیسازی امپرياليستی ندارد، به شکست نهايی انقلاب بهمن، نقض استقلال سياسی کشور و استقرار مجدد حاکميت سرمايهداری وابسته در ايران منجر خواهد شد. در نتیجه، امروز مبارزه با پیاده شدن برنامههای نوليبرالی امپریالیسم در ایران به مهمترین و عاجلترین وظیفهٔ نیروهای راستین مدافع آرمانهای اولیهٔ انقلاب مردمی و ضدامپریالیستی بهمن ۵۷ در ایران بدل شده است. در شرایط حاضر هیچ نيروی مقاومت مؤثری در «بالا» در برابر سياست «خصوصی و آزادسازی اقتصادی» وجود ندارد. با توجه به اين واقعيت، مبارزه با سياستهای نوليبرالی امپرياليسم تنها میتواند در بیرون و پیرامون حاکمیت و بهویژه با سازماندهی و ایجاد فشار از «پايين»، در بطن جامعه و در میان تودههای میلیونی زحمتکشان میهن، که نخستين قربانیان این سیاستهای ضدمردمی خانمانبرانداز بوده و هستند، شکل گیرد. اما اين نيروی مقاومت بهعلت پيشبرد سياست سرکوب از سوی حاکميت و نقض آزادیها و حقوق دموکراتيک مردم، سازمانيافته نيست. مبارزه جدی و مؤثر عليه برنامههای «خصوصی و آزادسازی اقتصادی» مستلزم سازماندهی زحمتکشان و کشاندن آنها به عرصه مبارزه عملی برای دستيابی به خواستهای اقتصادی ـ اجتماعی آنها از یک سو، و تأمين آزادیها و حقوق دموکراتيک مردم از سوی دیگر است. با توجه بهشرایط کنونی و خطری که با پیشبرد این سیاست کل موجودیت انقلاب بهمن را تهدید میکند، ما مبارزه علیه نقض غیرقانونی اصل ۴۴ قانون اساسی و تسلیم به برنامههای نولیبرالی امپریالیسم را اساسیترین و عاجلترین وظیفهٔ همهٔ نیروهای انقلابی میهن در حال حاضر ارزیابی میکنیم و از همه نیروهای راستین مدافع آرمانهای اولیهٔ انقلاب، و بهویژه تودهایها، دعوت میکنیم تا تمام نیروی خود را روی سازماندهی یک مبارزهٔ مشترک علیه اجرای این برنامههای امپریالیستی در میهن ما، و ایجاد یک نیروی مقاومت جدی و مؤثر در برابر آن در سطح جامعه متمرکز سازند. در این رابطه ما دست همکاری خود را بهسوی همهٔ نیروهای مدافع منافع کارگران و زحمتکشان ایران دراز میکنیم. تحریریهٔ تارنگاشت مهر ۲۴ مرداد ۱۳۸۶ (۱۴ اوت ۲۰۰۸) |
|
فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |