![]() |
|
شماره 233 - بروزرسانی پنجشنبه 31/5/1387 بازگشت به صفحه اصلی |
|
هويت و موجوديت جنگ سرد جديد
اردشير زارعي قنواتي
سال ها از پايان رسمي " جنگ سرد " و جهان دوقطبي گذشته است و نزديك به دو دهه است كه افكار عمومي بين المللي تمايل دارد تا ابرهاي خاكستري تهديد و جنگ را بر فراز زمين حداقل در اشكال بزرگ و فرامنطقه اي به فراموشي بسپارد. زماني كه "فرانسيس فوكوياما " مغرور از پيروزي غرب ليبرال بر شرق سوسيال نداي " پايان تاريخ " را سر داد تا به امروز كه اين نظريه پرداز خود نيز بر بطالت اين توهم اذعان مي دارد، هنوز كارشناسان و سياستمداران براي پذيرش وجود يك جنگ سرد جديد با مفاهيم متفاوت از خود خساست نشان مي دهند. در اين واقعيت نمي توان هيچ شك نمود كه جنگ " سرد ايدئولوژيك " قبلي در قالب صف آرائي دو بلوك رقيب غرب ليبرال و شرق سوسياليست با فروپاشي اردوگاه شرق و به خصوص فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در ابتداي دهه نود ميلادي براي هميشه به سر آمده است. اما كمتر از دو دهه وقت لازم بود تا تاريخ تحولات سياسي – اجتماعي قاعده و قانون رقابت و تغييرات ديالكتيكي خود را به اثبات برساند. تفاوت در مفهوم روابط بين الملل با نظام رقابت هاي ژئوپلتيك يا به تعبيري ديگر عبور از ذهنيت مجرد به عينيت ارگانيكي، نشان مي دهد كه در جهان كنوني چينش هاي سياسي، نظامي و اقتصادي در حيطه رقابت هاي پراگماتيستي يك واقعيت انكار ناپذير مي باشد. هميشه منافع متفاوت بين حوزه هاي ژئوپلتيك در موقعيت هائي چون شمال – جنوب، صنعتي – كشاورزي، وارد كننده – صادر كننده، برخوردار از منابع انرژي – متقاضي انرژي و متروپل – مستعمره، مي تواند قاعده رقابت يا همكاري را در جهان سامان دهد. اگر در سال 1991 با فروپاشي شوروي ناقوس پايان جنگ ايدئولوژيك براي برتري بر حوزه هاي نفوذ در اروپا ي دو پاره شده و اعم مناطق جغرافيائي به صدا در آمد، جنگ سرد جديد با هويت نوين موجوديت خود را با پشت سر گذاشتن دوران گذار هزاره دوم به هزاره سوم با تكثري كه در ساخت منافع ملي اضلاع قدرت در آستانه ظهور ملي گرائي روسي – تولد اژدهاي زرد چيني و همچنين هويت هاي سيال و ژلاتيني سياسي، قومي، مذهبي و فرهنگي چون بنيادگرائي تروريستي در كناره هاي موج هاي تمدني موجوديت خود را مفهوم بخشيد. در اين فضاي جديد از يك طرف رقابت – همكاري بين اضلاع قدرت بين المللي هم در درون غرب ليبرال شكاف ايجاد كرد و هم اينكه بزرگان شرقي را به سمت بازستاني حقوق خود از خزانه بين المللي بيش از پيش ترغيب كرد. منطقه گرائي اتحاديه اروپائي و تفكيك سود و زيان خود از شراكت تاريخي با ايالات متحده هر چند كه هنوز در ابتداي راه است ولي دروازه آخرين دژهاي تسخير ناپذير غرب در قرن بيستم را در مقابل بازيگران تازه يا مدعي سهم بيشتر گشود. اما آنچه كه بيش از همه بازگشت نوع ديگري از جنگ سرد را كه اين بار بر اساس بازي پراگماتيستي رقابت – همكاري سامان يافته بود، اعلام كرد، بار ديگر روسيه به عنوان ميراث دار شوروي سابق و متحد جديد و جوياي نامي چون چين بوده است. يكجانبه گرائي واشينگتن و روحيه " تاجر خسيس " بودن اروپائي، محور مسكو – پكن را به سمت شروع يك بازي مبتني بر " بقا در منازعه " سوق داد. نبرد پنهان اين دو كشور با همتايان غربي خود كه در طي يك دهه از قانون تمكين به هژموني برتر تاثير مي پذيرفت پس از حوادث تروريستي يازدهم سپتامبر و ديكته سرشار از اشتباه ايالات متحده براي تثبت و نهادينه كردن ابرقدرت يكجانبه نگر در عرصه ژئوپلتيك جهاني، موجوديت خود را به رخ كشيد. سفر 12 ژوئيه " سرگي لاورف " وزير امور خارجه روسيه به چين و مذاكره با " هوجين تائو " رئيس جمهوري و ديگر رهبران پكن در خصوص حل و فصل تمام اختلافات مرزي گوياي رويكرد استراتژيك اين دو كشور بوده است. اين زمان براي شروع جشن موجوديت با توجه به نبرد گرم و خونبار واشينگتن با جنبش هاي تروريستي – اسلامي پيرو القاعده و مقاومت شورشيان ناسيوناليست عرب در بين النهرين در طي جنگ عراق فرصت مطلوب و مورد انتظار را به رقباي شرقي ارزاني داشت. در چنين شرايطي ايالات متحده به جاي تصحيح اشتباهات خود، بيش از پيش به حيطه فضاي منازعه پاي نهاد و با اصرار بر گسترش ناتو به سمت شرق و حوزه نفوذ روسيه، بحث استقرار سيستم سپر دفاع موشكي در جمهوري چك و لهستان، استقلال كوزوو و دخالت آشكار در كشورهاي اوكراين، گرجستان، تايوان و تبت رقباي شرقي را به مبارزه طلبيد. اين درست است كه هم اكنون روسيه و چين به لحاظ اقتصادي پيوندهاي استراتژيكي با واشينگتن و مجموعه غرب دارند ولي همين گستردگي پيوند نيز در حالي كه حامل فرصت مي باشد به لحاظ رقابت در متن و حاشيه مي تواند خود نماد تهديد هم تلقي شود. سفر " نيكلاي پاتروشف " دبير شوراي امنيت ملي روسيه به منطقه آمريكاي لاتين و مذاكرات مهم وي در كوبا با رهبران اين كشور در خصوص گسترش مناسبات سياسي، اقتصادي و نظامي و هم زمان سفر " هوگو چاوز " رئيس جمهور ضدآمريكائي ونزوئلا به روسيه و انعقاد پيمان هاي بزرگ اقتصادي و نظامي با مسكو بازتاب اين فضاي جديد مي بايست تلقي شود. پاتروشف در ديدار با " رائول كاسترو " رهبر جديد كوبا مي گويد " رهبران مسكو و هاوانا قصد دارند در خصوص احيا، توسعه و تعميق روابط سنتي خود در همه زمينه ها همكاري كنند ". روز يكشنبه 3 اوت نيز چاوز اعلام كرد " هر 24 سوخوي خريداري شده از روسيه به ونزوئلا منتقل شده و آماده دفاع از اين كشور در مقابل تهاجمات امپرياليستي مي باشند ". اين در حالي است كه رهبران روسيه و كشورهاي حوزه آمريكاي لاتين در هفته هاي اخير بارها اعلام كرده اند كه قصد ايجاد پايگاه هاي نظامي و تنش با آمريكا را ندارند ولي اكثر تحليلگران اين اقدامات را در راستاي مقابله در مورد استقرار سپر موشكي آمريكا در اروپا ارزيابي مي كنند. دبير شوراي امنيت ملي روسيه همچنين اين پيام " دميتري مدويدف " رئيس جمهوري روسيه را به رائول كاسترو ابلاغ كرد كه در آن بر گسترش همه جانبه مناسبات دو كشور تاكيد شده است. هم زمان با تحولاتي كه در آمريكاي لاتين در حال انجام است " گونزالو گاليگوس " معاون سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا در خصوص فروش 20 سيستم دفاع ضدهوائي، 12 فروند هواپيماي ترابري نظامي و 24 فروند جنگنده سوخوي روسي به كاراكاس به شدت اظهار نگراني كرده است. به هر حال جنگ سرد جديد در هيبتي تازه از راه رسيده است و اينكه هنوز بسياري اين واقعيت را نمي پذيرند، بيشتر ناشي از درك سنتي از جنگ سرد قديمي مي باشد كه ابعاد متفاوتي را از خود بروز مي داد يا اينكه فكر مي كنند زمينه هاي همكاري در سطح قدرت هاي بزرگ غربي و شرقي نقض كننده وجود يك هويت در قالب جنگ سرد خواهد بود. 14/5/87
|
|
فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |