![]() |
|
شماره 235 - بروزرسانی دوشنبه 4/6/1387 بازگشت به صفحه اصلی |
|
ديكتاتور رفت اما ميراث ديكتاتوري ماند اردشير زارعي قنواتي
ژنرال " پرويز مشرف " ديكتاتور پاكستان بالاخره پس از كش و قوس هاي فراوان در "توهم قدرت" خويش گرفتار آمد و صياد چكمه پوش خود صيد شد. 9 سال ديكتاتوري نظامي و در انتهاي آن سياسي، آن چنان ژنرال را در چنبره توهم كاذب گرفتار كرده بود كه شكستن جام بلورين قدرت خود را متوجه نشد. روز 18 اوت مشرف پايان غم انگيز سرنوشت خود را در برابر مردم با اين سخن "خداحافظ پاكستان، زنده باد پاكستان، خدا پاكستان را حفظ كند" بيان كرد تا شايد در گوشه اي از تاريخ حتي براي يك لحظه هم كه شده براي خود در سايه قدرت مردم جائي باز كند. بيماري مزمن توهم قدرت كه بسيار زود و با شدت زياد اين ژنرال پاكستاني را در چنبره خود گرفتار كرده بود هم چون ديگر ديكتاتورهاي تاريخ، مجال انديشه در عقل و زيستن در كنار ملت را از وي سلب كرد. مشرف رفت ولي در پشت سر خود ميراثي از بدترين نوع حكومت كردن بر يك ملت كه فراتر از وي هم اكنون در بند ساختار بيمار خود گرفتار شده است را به ارمغان بر جاي گذاشت. شور و شعف اكثريت مردم پاكستان، احزاب سياسي، نهادهاي مدني و به طور كلي جهان مدرن و دمكراتيك در روزهاي اخير آن چنان عقل را در پيشگاه احساس بي سلاح كرده است كه هيچ كس فعلا به فرداي پس از ديكتاتوري نمي انديشد. تاريخ براي مشرف و حاميان محدود وي ديگر هرگز تكرار نخواهد شد ولي محيط و ساختار بيماري كه ديكتاتورپرور است نه تنها پايان نيافته كه حتي مي تواند در ناكامي هاي آينده در اين جغرافياي سياسي – اجتماعي بار منفي تشديد يافته تري را نيز بر پاكستان و منطقه تحميل كند. اينكه هم اينك احزاب سياسي، حقوقدانان، مناطق قبايلي و اسلامگرايان به يك نسبت در اين بزم شادمانه شريك مي باشند دقيقا با توجه به تضادهاي موجود در ساختار سياسي – اجتماعي اين كشور همان حفره هولناكي است كه زير پاي همه ي بازيگران و تاثيرگذاران اين عرصه گشوده شده است. از اين پس آن حلقه اشتراكي كه تاكنون موجب تعامل نهادهاي مدني، احزاب سياسي، جامعه متكثر فرهنگي و وحدت سرزميني پاكستان در اين سال ها به حساب مي آمد با شكستن خود اين زنجير ملي را دستخوش گسست و پارگي خواهد كرد. ديكتاتوري پرويز مشرف تنها يكي از مشكلات متنوع پاكستان بوده است و اينكه امروز با رفتن وي همه ي مشكلات به يك باره حل شود تنها مي تواند ناشي از يك توهم خوشبينانه هم چون همان توهم قدرتي كه ديكتاتور را به زانو در آورد، به حساب آيد. در آينده پعد از يك دوره كوتاه تعارفات سياسي بين حزب مردم و حزب مسلم ليگ ( شاخه نواز ) به نظر مي رسد كه رقابت براي سهام قدرت شدت گرفته و در نبود آلترناتيو دشمني چون مشرف، آنان همكاري كنوني را با رقابت تاخت خواهند زد. بنيادگرايان اسلامي در مناطق قبايلي نيز در نبود ديكتاتور، فرصت عرض اندام بيشتر و پيوند زدن بنيادگرائي با بافت قبيله اي خود را حداقل در مناطق پشتون نشين همجوار افغانستان افزايش خواهند داد. اصولا مشكلات پاكستان معضلات ساختاري است كه ريشه در بافت سياسي – اجتماعي اين كشور دارد كه در اين 9 سال با ورود دوباره ديكتاتوري نظامي شكاف دوگانه قدرت در حوزه سياسي، اجتماعي و فرهنگي را به يك شكاف سه گانه تبديل كرد كه به جهت تحولات كنوني بايد منتظر بود تا ارتش قدرتمند اين كشور جايگاه تازه خود را تعريف كند. به يقين ارتش حداقل در كوتاه مدت تجربه تلخ و آزموده ژنرال مشرف را تكرار نخواهد كرد و ترجيح مي دهد كه نه تنها خود را از سياست دور نگاهدارد بلكه حتي در حيطه امنيت نيز محتاطانه تر عمل كند. موقعيت شكننده سياسي – اجتماعي پاكستان و تجميع پارادوكس هاي كنوني در اين كشور در وضعيتي كه ارتش نيز خود را در حاشيه نگاه خواهد داشت، مي تواند براي دمكراسي و ثبات ملي و منطقه اي بسيار خطرناك تلقي شود. پاكستان به لحاظ موقعيت ژئوپلتيك و ساختار متصلب سياسي – اجتماعي خود يك ميدان بزرگ نبرد است كه روند دمكراتيك در رقابت بين احزاب سياسي حلال تمام مشكلات نخواهد بود. پيوند پشتونيسم و تروريسم كه در طي سال هاي اخير فراتر از مرزهاي جغرافيائي، پاكستان و افغانستان را درگير خويش كرده است در غياب ديكتاتور نظامي قدرت بيشتري براي بقا و تثبيت پيدا مي كند. مذاكرات پنهان سياسي و امنيتي بين دولت اسلام آباد و ارتش با رهبران قبايلي و طالبان پاكستاني در يك سال گذشته كه در راستاي ثبات ملي پاكستان انجام گرفته است هموراه براي نيروهاي خارجي و دولت افغانستان به عنوان زنگ تنفس و قدرت گيري تروريسم منطقه اي تلقي شده است. از ديگر سو گوش به فرمان بودن مشرف در مبارزه ايالات متحده با تروريسم و طالبان در كنار وجود تنفر مردمي از ديكتاتوري وي، در افكار عمومي اين كشور نمودي از نقض استقلال ملي به شمار مي آمد. مشرف در حالي كه خود سلاخ دمكراسي نيم بند ملي بود مي بايست به عنوان قرباني بدون اراده بازي هاي ژئوپلتيك در عرصه منطقه اي و بين المللي نيز مورد توجه قرار گيرد. سرنوشت مشرف كاريكاتوري از يك بازي بزرگ است كه بعد از حوادث يازدهم سپتامبر با عنوان نبرد برعليه تروريسم به جهان، منطقه و ساختارهاي ملي تحميل شد. در اين تصوير پردازي بدون در نظر گرفتن ساختارهاي سياسي – اجتماعي منطقه خاورميانه و شبه قاره هند اين مبارزه به غلط تنها ابعاد نظامي – امنيتي پيدا كرد. حتي از اين نيز فراتر مبارزه برعليه تروريسم دستخوش تمايلات يكجانبه و هژمونيك عرصه بيروني برضد حوزه دروني قرار گرفت و ناسيوناليسم را در آغوش بنيادگرائي مذهبي رها ساخت. به يقين مشرف محصول اين سياست اشتباه و همچنين ساختار دوگانه سياسي و شكاف اجتماعي درون جامعه پاكستان بوده است و با رفتن وي بدون تغيير در اين مناسبات هيچ تحول اساسي انجام نخواهد گرفت. از هم اكنون نيروهاي سياسي پاكستان و مناطق پيراموني بايد خود را براي تحولات غير قابل پيش بيني در اين كشور آماده كنند، خوشحالي بيش از اندازه براي رفتن مشرف مي تواند نشئگي كنوني را به خماري در آينده پيوند زند. 30/5/87 |
|
فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |