![]() |
|
شماره 26- بروزرسانی:21/8/1384 |
پيش به سوي پانزدهمين كنگرهي جهاني سنديكايي كارگريبرگردان : مجتبي ميثمي هفدهمين نشست شوراي رهبري كه در روزهاي 31 اكتبر و اول نوامبر سال 2004 در آتن برگزار شد، فراخواني را خطاب به سازمانهاي عضو و دوست براي همكاري در برگزاري پانزدهمين كنگرهي جهاني سنديكايي كارگري كه در روزهاي 1 تا 4 نوامبر سال 2005 در كوبا و در شهر هاوانا برگزار ميشود، منتشر كرد. در بيانيه بر اهميت اين رويداد كه مصادف است با شصتمين سالگرد تأسيس فدراسيون جهاني سنديكايي كارگري تإكيد شده است. كنگره در شرايطي برگزار ميشود كه كارگران و زحمتكشان سراسر جهان با پيآمدهاي دهشتناكِ جهانيسازي امپرياليستي و نقض بنياديترين حقوق بشر روبرو هستند. اينك زمان آن رسيده است كه به اين سياستهاي خطرناك امپرياليستي خاتمه داده شود. از همين روي، ضروري است كه جنبش جهاني سنديكايي كارگري راه گفتگو، همكاري و رويكرد به اقدام واحد با هدف نقد جدي گذشته و اتخاذ مشي مشترك براي آينده در پيش گيرد. كميتهي بينالمللي برگزاركنندهي كنگره، در نشست پراگ از سازمانهاي سنديكايي كارگري سراسر جهان خواستار آن شد كه نظر خود را در بارهي مباحثِ زير و مطرح در پانزدهمين كنگرهي جهاني سنديكايي ارسال كنند: 1 – جهان در آستانهي هزارهي سوم با مشكلات و چالشهاي بيسابقهاي روبرو است. 1-1 تغييرات عميق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كه از پايان هزارهي دوم شاهد آن هستيم، عواقب وخيمي را براي جنبش بينالمللي سنديكايي كارگري به همراه داشته است. توازن نيروها در مقياس جهاني به سود سرمايههاي انحصاري كه از پشتيباني حكومتهاي امپرياليستي برخوردارند، تغيير كردهاست. سياستهاي جهاني سازي نوليبرالي در حمايت از شركتهاي چند مليتي و فرامليتي در مقياس بزرگ و بيسابقهاي دستآوردهاي زحمتكشان و جنبش كارگري را به خطر افكنده است. سرمايهداري بزرگ با كاهش فشارِ ناشي از نظام هاي سوسياليستي ، تهاجم همه جانبهاي را عليه حقوق و منافع كارگران و نيز عليه آزاديهاي دموكراتيك بنيادين سازمان داده است. در چنين شرايطي توجه به ابعاد تهاجم كلان سرمايه و توجه به مسايل اجتماعي با هدفِ اتخاذِ شيوههاي مناسبِ مقاومت، مبارزه و جايگزيني اجتماعي، محوريترين بحث جنبش سنديكايي كارگري است. 2-1 نتيجهي ناگزير فزوني و فزايندگي تهاجم نوليبراليسم، نابودي رفاه اجتماعي، تخريب بنيانهاي تمدن بشري و به قهقرا بردن تودههاي مردم است. 3-1 زيرا سمت اصلي اين تهاجم، نقض و ناديده گرفتن حقوق و آزادي هاي كارگري و سنديكاي، مدت زمان كار، حق پيمان هاي جمعي، خدمات عمومي، تضعيف نقش نظارت دولتي و به طور كلي زير پا نهادنِ حقوق دموكراتيك و شهروندي است. 4-1 بيكاري، استخدام ناهنجار و غير مجاز، شغلهاي سست بنياد، بيثبات و غيرمولد در سراسر جهان شيوع يافته است. 5-1 درچنين شرايطي، بر عهده ي اتحاديههاي كارگري، سازمانهاي اجتماعي و نيروهاي دموكراتيك و پيشرو است كه در برابر اين سياستهاي تهاجمي بايستند و براي برقراري جامعهاي بر پايهي دموكراسي و ترقي بكوشند. 6-1 واقعيت آن است كه نوليبراليسم نه تنها نيازهاي زحمتكشان را برآورده و منافع آنان را تأمين نميكند، كه برعكس، بر مشكلات آنان به طور بي سابقه افزوده است .كارگران و سنديكاهاي كارگري به خوبي واقفاند كه استثمار، سياستهاي ضداجتماعي، نقض حقوق بشر منافع آنان را پيوسته تهديد كرده و مي كند. 7-1 در عصر پيشرفتهاي غولآساي علمي و صنعتي يك ميليارد و يكصد ميليون مردم، روزانه با كمتر از يك دلار در روز زندگي ميكنند. دركشورهاي درحال توسعه تعداد افراد زير خط فقر پيوسته رو به افزايش است. ميليونها كارگر به خيل بيكاران ميپيوندند. تنها در كشورهاي قدرتمند سرمايهداري بيش از پنجاه ميليون نفر بيكار و هر سال 36 ميليون نفر از گرسنگي تلف ميشوند. 8-1ميليونها انسان به سبب فقر، جنگ، درگيري هايهاي مسلحانه يا آزار و شكنجهي اقليتها، كشورشان را در جستجوي زندگي بهتر ترك ميكنند. مهاجرت به ويژه به كشورهاي قدرتمند سرمايهداري در سراسر گيتي رو به فزوني است. در كشورهاي ميزبان دولتهاي دست راستي و كارفرمايان از يك سو با بهرهجويي از نيروي كار ارزانِ مهاجر، مزد واقعي كارگران را كاهش ميدهند و آنان را از كار يا حقوق شهروندي محروم ميكنند و از ديگر سو، كارگران مهاجر را سپر بلاي بحرانها، و بيكاري قرار ميدهند. عواقب ناگزير اين سياست ها گسترش نژادپرستي و بيگانه ستيزي است. 9-1متوسط عمر در اكثر كشورها رو به كاهش است و بيماري ايدز شصت ميليون را مبتلا كرده است. ارتشا، رشوهخواري و جرم و جنايتِ سازمان يافته در ابعاد بي سابقه به ديگر عوامل فساد و تباهي افزوده ميشود. براساس اسناد سازمان بينالمللي كار بيش از ده درصد كودكان دنيا در سنين ده تا 14 سالگي استثمار ميشوند، بيست و دو هزار كودك در اثر حوادث كار كشته ميشوند، ساليانه دو ميليون زن و مرد به همين سبب يا بر اثر ابتلا به بيماريهاي شغلي، ميميرند. 10-1 تخريب فزاينده ي محيط زيست نتيجه ي بلافصل سياست هاي شركت هاي فرامليتيها مبني بر كسب حداكثر سود و ترويج مصرفگرايي است. 11- 1 جهانيسازي نوليبرالي و روابط اقتصادي بر پايه ي “ نظم نوين” امپرياليستي از شاخص هاي استراتژي كلان سرمايداري جهاني است. ادامهي اين استراتژي مصيبتبارِ قدرتهاي عمدهي سياسي – اقتصادي به ويژه ايالات متحده، اتحاديه اروپا و ژاپن كه از مشخصه ي آن، تحميل سلطه و هژموني خود برصندوق بينالمللي پول، بانك جهاني، سازمان تجارت جهاني و نظاير ان و نيز مهار سازمانهاي عمدهي بينالمللي مانند سازمان ملل متحد است، پيامدهاي ناگوار بين المللي را به دنبال دارد. 12-1 اين تلاش سلطهجويانه زير رهبري ايالات متحده مبني بر نظاميگري، جنگ نابرابر و مداخله جويي و اشغال سرزمينها و از جمله در افغانستان،عراق،فلسطين، سوريه و لبنان در تقابل آشكار با منشور و قوانين بينالمللي است. 13-1 سياست هاي مبتني بر جنگ سرد هم چنان زير نقاب جهانيسازي كه از سوي بانك جهاني و صندوق بينالمللي پول حمايت ميشود، عليه كشورهايي كه در جهت بناي اجتماعي ديگر گام بر مي دارند، اعمال مي شود. سمت اصلي اين استراتژي هم چنان متوجه كشورهاي چين، كوبا، سوريه،جمهوري دمكراتيك خلق كره، ونزوئلا، بلاروس و ديگر كشورهايي است كه از تمكين به سياستهاي اقتصادي و اجتماعيِ تحميليِ بانك جهاني، صندوق بينالملي پول و ديگر مراكز قدرتِ تحت حمايت آنان سرباز مي زنند. 14-1 اكنون، هنگام آن رسيده است كه به اين وضع و به اين سياستهاي خطرناكِ امپرياليستي پايان داد و فرآيند تدوين و تلاش مشترك براي يك جايگزيني دمكراتيك را آغاز كرد.
2 مبارزه و ايستادگي مردم و كارگران 1-2 تهاجم جهاني و سراسري جهاني سازي نوليبرالي اگرچه، كارگران و سازمانهاي سنديكايي كارگري را در ايفاي وظايف خود با مشكلات و دشواريهاي جدي روبرو كرده است، اما به همان نسبت بر ايساتدگي آنان افزوده است. 2-2 از اين رو، مبارزات جنبش سنديكايي كارگران و مزدبگيران به عنوان پابرجاترين و پيگيرترين نيروي اجتماعي و برخوردار از اهميت و نقشِ اساسي در جنبش اجتماعي توده اي، در عرصه هاي مختلف گسترش يافته و عمق روز افزوني يافته است. 3-2 مبارزهي كارگران و توده هاي زحمت كش با توجه به گستردگي و تنوع آن در مقياس جهاني بزرگ ترين مانعِ اهداف و اقدامات ضداجتماعيِ لجام گسيختهي امپرياليسم، استثمار، ظلم و تعديِ ناشي از آن است. از همين رو، اتحاد گسترده و فراگير جهاني در مبارزه عليه نو ليبراليسم با هدفِ صلح و پيشرفت اجتماعي ضرورتي درنگ ناپذير است. 4-2 ايستادگي و مبارزه ي كارگران و زحمتكشان جهان بر آماج زير مبتني است: پايان دادن به سياستهاي ضدكارگري انحصارهاي فرامليتيها، جهاني سازي نوليبرالي، استثمار، فقر، گرسنگي، سوداگري و بورسبازي سرمايه هاي قمار خانه اي براي هدايت منابع مالي و انساني به سوي توسعه و سرمايهگذاري مولد با هدف تإمين بهداشت همگاني، آموزش و پرورش و نظام تأمين اجتماعي؛ 5-2 مبارزه براي تبلور كار به مثابه مهم ترين نماد منزلت و مقام آدمي و به عنوان مهم ترين ارزش اجتماعي و ازهمين روي، مبارزه عليه بيكاري، تإمين حق كار، مزد بيش تر، كاهش ساعت كار بدون كاهش مزد، شرايط كار بهتر و از جمله،بهداشت، سلامت، امنيت شغلي، بهبود مهارتها با بهرهجويي از برنامههاي صحيح آموزش فني حرفهاي، شرايط بازنشستگي انساني ومهم تر از همه تأمين و تعميق حقوق و آزادي هاي سنديكايي؛ سنديكاهاي كارگري سلاح نيرومندي در دستان طبقه كارگر براي تغيير ساختار اجتماعي اند و از نيازهاي مبارزه براي پي ريزي جامعه اي عميقآ دموكراتيك در همه ي زمينه هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي دموكراتيك كه در آن برابري حقوق زنان و مردان و حق كودكان در برخورداري از زندگي بهتر تأمين شده باشد، ريشه مي گيرند. 6-2 اين آماج آميخته ي مبارزه براي هدف هاي زير است: - صلح جهاني از طريق مبارزه عليه نظاميگري و امپرياليسم؛ - احترام به قوانين بينالمللي منشور جهاني سازمان ملل متحد؛ - تإمين حقوق، آزادي و استقلال فردي و جمعي و دفاع از قربانيان ستيزهجوييهاي خارجي و محاصره اقتصادي - مبارزه عليه هرگونه رفتار و عمل فاشيستي، نژادپرستي، بيگانه ستيزي يا تاريك انديشي از طريقث اتحاد سراسري و همه گير سنديكاهاي كارگري و توده هاي زحمت كش. 7-2 مبارزه براي توسعه پايدار، براي حفظ منابع و دخاير طبيعي و حفظ توازن محيط زيست و جلوگيري از بيابان زايي.
3- نقش كارگران، اتحاديههاي كارگري و جنبشهاي اجتماعي 1-3 كارگران و به طوركلي همه ي مزدبگيران شاغل در بخشهاي خدماتي، فني، مديريت و اداري كه در جريان ايستادگي عليه سياستهاي نو ليبراليسم مقاومت و پايداري ميكنند و از نقش منحصر به فردي برخوردارند، نگران از آينده ي جهان در مركز ستيزه جويي امپرياليسم واقع اند. 2-3 هدف از اين ستيزه جويي فزاينده ي نوليبراليسم، استثمار و بي عدالتي هر چه بيش تر و بي پرده تر است. نو ليبراليسم با نام اصلاحات مدعي است بي آن كه اساس نظام كنوني را تغيير دهد، استثمار را به حداقل مي رساند. و اين ادعا، متإسفانه از سوي برخي از نيروهاي سياسي و سازمان هاي كارگري تكرار مي شود. اين سياست رفرميستي يك مرزبندي آشكار در جنبش كارگري است. 3-3 فدراسيون جهاني سنديكايي كارگري (WFTU) و سازمانهاي وابسته به آن اعم از سازمان هاي منطقهاي و ملي در برانگيختن، تهييج، تجهيز، سازمان دادهي، توسعه و تقويتِ جنبش كارگري و پي ريزي مبارزه ي مشترك در مقياس جهاني داراي مسوليت ويژه اي است. به همين سبب برنامههاي عمل و آرمان هاي ما با برنامه ها و آرمان هاي ديگر سازمانهاي جنبش قدرتمند ضد نوليبرالي كارگري و مردمي در همسويي كامل است. 4-3 سياست هاي تجاوزگرانه ي سرمايه هاي انحصاري و ضرورت انزواي اجتماعي آن، مستلزم همكاري و اتحاد نيروهاي ضد نوليبرالي و به ويژه مستلزم تعميق و گسترش همكاري و اتحاد سازمان هاي سنديكايي است. جنبش ضدجهانيسازي به رغم تناقضات و تنوع وسيعِ نيروهاي سياسي و اجتماعي آن، واقعيتي است كه ميليونها مردم را در برمي گيرد. مردمي كه به اين آگاهي رسيده اند كه بايد براي صلح، عليه جنگ به پا خيزند؛ مردمي كه ميخواهند در توسعهي پايدار و پيشرفت اجتماعي سهيم باشند. 5-3 مشكلات جهان در واقع جهاني شده است. از اين رو ضرورت ايجاب ميكند كه سنديكاهاي كارگري استراتژي جهاني داشته باشند. تنها با اتحاد و همبستگي است كه مي توانيم به پيش رويم و به چالشهاي بسيار جدي روياروي خود پاسخ كارآمد و جهاني دهيم. فدراسيون جهاني سنديكايي كارگري بار ديگر تعهد خلل ناپذير خود را نسبت به ارتقا و تعالي نقش سنديكاهاي كارگري و يكپارچگي بينالمللي آن، دگرباره تأكيد ميكند.
4 فدراسيون جهاني سنديكايي كارگري ( ( W.F.T.U بديل سنديكاهاي كارگري 1-4 فدراسيون جهاني سنديكايي كارگري در زمرهي نخستين سازمان هاي مشاور بين المللي است كه در سازمان ملل متحد پذيرفته شد. به ابتكار فدراسيون، سازمان بينالمللي كار مقاوله نامه هاي 87 و 98 مبني بر آزادي هاي سنديكايي و حق پيمان هاي جمعي را تصويب كرد كه خود موجب رشد سريع جنبش سنديكايي كارگري در تمام قاره ها شد. 2-4 سهم مهم كارگران و سنديكاهاي كارگري در مبارزه عليه فاشيسم و براي حقوق بشر و پيش رفت اجتماعي كه خصلت جهاني داشت، در اعلاميه ي فيلادلفياي سازمان بينالمللي كار (1944 / 1323 ) به رسميت شناخته شد و در آن اعلام شد: - كار كالا نيست. - آزادي بيان و اجتماعات اساسِ پيشرفت پايدار است. - فقر و محروميت در هر كجا خطري براي رفاه عمومي است. 3-4 فدراسيون به مثابه يك جبهه ي گسترده و جهاني در خط مقدمِ مبارزه جهان شمول عليه فاشيسم و جنگ و يراي دموكراسي، حقوق بشر و پيشرفت اجتماعي رزميد و اين حضور قاطع كارگران بود كه فاشيسم را به زانو درآورد. 4-4 پس از معاهده ي تحميلي « برتون – وودز» و نيز به دنبال سياست هاي نوليراليستي تحميليِ صندوق بين المللي پول و بانك جهاني، همچنان فدراسيون به مثابه يك جبهه ي نيرومند جهاني بي تزلزل از توسعه ي اجتماعي و حق حاكميت ملت ها دفاع كرد. 5- 4 ديري نيست كه فدراسيون در مبارزه عليه سياست هاي نواستعماري، سياست هاي مداخله جويانه و اشغال گرانه ي ايالت متحده در صف نخست همبستگي بين المللي با رييس جمهور هوگو چاوز و مردم ونزويلا و نيز مردم عراق و ديگر ملت هايي كه در معرض تهديد و محاصره و تحريم اقتصادي هستند، ايستاد. 6-4 فدراسيون و سازمانهاي وابسته به آن آمادگي خود را در به كارگيري همه نوع اشكال اصولي و ضرور براي جايگزيني پيشرفت اقتصادي و اجتماعي درخوردِ جامعه ي بشري، در مبارزه عليه نوليبرالسيم و “نظم نوين جهاني” كه هدفش جنگ و غارتگري است، اعلام مي كنند. از اين رو ما براين باوريم كه: - سنديكاهاي طبقاتي كارگري بايد با اقدامات عملي از مبارزه عليه سلطه گري حمايت و پشتيباني كنند. - چرا كه جهاني بهتر نه تنها امكانپذير كه ضرورتي درنگ ناپذير است. 7-4 كارگران سراسر جهان قاطعانه تصميم خود را به مبارزه و تلاش براي تغيير بنيادين و واقعي به نمايش ميگذارند. فدراسيون بر آن است كه از سنديكاهاي كارگري به مثابه پايه هاي گريز ناپذير نيل به اين تغيير حمايت و پشتيباني كند. فدراسيون، در گير در مبارزه ي كارگران در تمام قاره ها، خود را متعهد به كمك در تحقق و پيشبرد خواست ها و آرمان هاي كارگران در مقياس ملي، منطقه اي و بين المللي مي داند. 8-4 فدراسيون آمادگي خود را در مبارزه عليه نوليبراليسم براي گسترش و تحكيم همكاري و اتحاد با تمام نيروهاي خواهان يك جهان دموكراتيك و مبتني بر عدالت و پيشرفت اجتماعي اعلام مي كند. 9-4 از طرفي، تحقق وحدت جنبش بينالمللي سنديكايي كارگري در گروي مبارزه براي تإمين خواست هاي عيني و ملموس كارگران است. 10- 4 جنبش بينالمللي سنديكايي كارگران نيازمند بهبود و تحكيم اتحاد و تشريك مساعي است. اما سوء استفاده از نام اتحاد براي برتري طلبي و اعمال تعصبات گروهي نه تنها به انگيزه ي كارگران كمك نخواهد كرد كه، به جدايي و تفرقه خواهد انجاميد. 11- 4 درشرايط عيني جهان امروز هم گرايي و اتحاد نظري سنديكاهاي كارگري نيازي است مبرم. اما قدرت سنديكاها به ميزان رابطه ي آن با توده هاي كارگر بستگي دارد. تنها برپايه ي چنين سمت گيري توأمان است كه مي توان به مبارزه براي غلبه بر نوليبراليسم و پي ريزي جهاني با اهداف عميقأ اجتماعي نايل آمد. 12-4 گردهمايي اخير بينالمللي سنديكايي كه به تفاهم نامه ي پكن منتهي شد، تلاش واقعي در جهت برقراري همكاري خلاقانه براي تقويت جنبش بينالمللي سنديكايي كارگري بود. 13-4 فدراسيون، از هر تلاشسازمانهاي بينالمللي، منطقهاي و ملي سنديكايي كارگري به ويژه در سازمان بينالمللي كار براي ارتقا و تحكيم همكاري و اتحاد عمل در ميان خود و در مقياس عمومي با ديگر نيروهاي اجتماعي كه در سالهاي اخير فزوني يافته است، استقبال ميكند. 14- 4 بايد به جدايي و تفرقه ي موجود كه به طور مصنوعي و از خارج به جنبش سنديكايي بين المللي تحميل شده است، خاتمه داد. دست هايي در كارند كه از هيإت نمايندگي كارگران در نشست هاي سازمان ملل و نيز در سازمان بين المللي كار سواستفاده كنند. گروه كارگران در سازمان بين المللي كار بايد معرف تمام ديدگاه ها و تمايلات كارگري در جنبش سنديكايي بين المللي باشد. بايد با در پيش گرفتن راه هاي تعميق گفتگو و همكاري بر اعمال تبعيض بين كشورها و سازمان هاي سنديكايي غلبه كرد.
5 كنگره جهاني سنديكايي كارگري 1-5 فدراسيون بر آن است كه همراه با تمام نيروهاي كارگري و پيشرو در جنبش بينالمللي سنديكايي كارگري، پانزدهمين كنگرهي خود را با هدف قدرت بخشيدن به سازمانها، بسط دامنه ي كار و فعاليت خويش از طريق اقدامات كيفي در زمينه ي اصلاح ساختار، شيوهها و تدقيق هدفها برگزار كند. 2-5 از موانع و محدويت هاي موجود براي رسيدن به اين هدف آگاهيم. اما تن به تقدير نمي سپاريم. زيرا، گزينه ي ما گفتگوي هدفمند براي دست يابي به اتحاد و تلاش مشترك است. 3-5 با عنايت به اصول سازمان طبقاتي، دموكراتيك، يكپارچه و مستقل و بر پايه ي اصل همسويي و همگامي با تودهها و در مبارزه ي آنان، هدف، پي ريزي فدراسيوني با ساختاري نوين است. 4-5 برآنيم كه با بهبود شيوه هاي كار، مشاركت هر چه بيشتر اعضا و جذب اعضاي جديد، انعطاف پذيري و پويايي هر چه بيش تري را در تمام هستي فدراسيون و در تمام گستره ي كار و مبارزه ي ان برقرار كنيم. 5- 5 هدف قدرت بخشيدن به سنديكاهاي كارگري در سراسر جهان است. براي گسترش مبارزه و نيرومندي هر چه بيش تر جنبش سنديكايي كارگري، طبقه كارگر را در سازماندهي و پيكار آموزش دهيم. 6- 5 فدراسيون و اعضاي آن با توجه به بينش و بصيرت روشن ونيز با توجه به تجربه ي ناشي از شركت بي وقفه در مبارزه ي كارگران آمادگي خود را براي همكاري با تمام نيروها در مقياس كارگاه، محلي، ملي، منطقه اي و بين المللي در دست يابي به هدف هاي واحد اعلام مي كنند. 7-5 فدراسيون با صداي بلند تشكيل پانزدهمين كنگرهي جهاني سنديكايي كارگري را اعلام ميكند و از هم اكنون خود را براي چنين روي داد بزرگي آماده ميسازد. مي دانيم كه ميليونها كارگر ، هزاران سازمان دوست و وابسته و چه بسيار رفقا و هم زنجيران در سراسر جهان با شور و هيجان در انتظار اين كنگره هستند. آنان هم اينك نيز حمايت خود را از برگزاري كنگره به صورتهاي مختلف ابراز ميكنند. 8-5 ما از تمام سنديكاهاي كارگري كه مايل به شركت در گفتگوهاي آزاد به حول مبارزه براي آزادي، پيش رفت اجتماعي و صلح هستند و خواهان استحكام و دوام همبستگي بين المللي سنديكايي كارگري، بدون توجه به وابستگي آنان به سازمان هاي سنديكايي كارگري جهان ، دعوت مي كنيم تا در هاوانا به ما پيوندند. 9-5 باشد كه بذر ارزش ها و خواست هاي كارگران را بيفشانيم، بذرهايي كه اميد به دنيايي بهتر و مبتني بر عدالت اجتماعي و صلح مي پروراند. كارگران جهان، متحد شويد و مبارزه كنيد: - عليه جهاني سازي امپرياليسم، جنگ و استثمار براي عدالت اجتماعي، محو بيكاري، همبستگي و صلح! پراك ، 25 فوريه ي 2005 |
|
فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |