شماره 288- بروزرسانی: دوشنبه 12/12/1387                             بازگشت به صفحه اصلی

با هم بخوانیم: "بابا نان داد!"

(بررسي تبعيض جنسيتي در كتابهاي فارسي دبستان)

خسروصادقي بروجني

همه ما هنوز نخستين آموزشهايي كه در بدوِ ورود به دبستان آموخته ايم را به ياد داريم؛ "بابا نان داد" .  اما هنوز  هم بابا نان مي هد و مادر نان مي پزد !

از سالها پيش كه به ما آموخته اند پدر منبع مادي (نان آور) خانواده است و مادر "منبع عاطفي " آن ، سالها مي گذرد ودر اين سالها البته بازبيني هاي عمده اي در محتواي كتابهاي فارسي دوران ابتدايي شده است ، اما آنچه بي هيچ تغييري همچنان خود نمايي مي كند همانا كليشه هاي جنسيتي بر جاي مانده از گذشته است. كليشه هايي كه با تعريفي كه از كاركردهاي زن و مرد درخانواده و اجتماع ارائه مي دهند درهمان اوانِ كودكي تكليفِ همه را روشن مي كند ! و صراحتاً بيان مي دارد كه:" چه كسي قرار است چه چيزي شود ". حكم وتابويي كه خود را هنجار جامعه پنداشته و عدول از آن همانا رودرويي با قدسيّتِ "نابو" تلقي مي شود . قدسيّتي كه فرديت انسان را چالش گرفته و انتظار زيستِ كليشه وار وگلّه گون ازهمگان دارد .

مدرسه نهادي منفرد وجدا ازجامعه نيست ؛ برعكس در دل آن جاي دارد و هدف القاي ارزشها وقواعد اجتماعي زمانه و جامعه به كودكان است. به همين سبب هنگاميكه دولت ها ازآرمانهاي برابري دوجنس هواداري مي كنند، مدسه همچنان به انتقال كليشه هاي تبغيض جنسي و به كاربرد تبعيض هاي زيان بار براي زنان ادامه مي دهد.چنين تضادي به ويژه دربررسي تصويرهاي مردان و زنان دركتابهاي درسي آشكارتر مي شود.

ازهمان روزهاي نخست ، مدرسه به طور روزافزون نقشي مهم در قالب زدن به نقشهاي جنسيتي ايفا مي كند ...آن چه در مدرسه يه شما مي آموزند ، و آنچه به آساني نمي توانيد از ياد ببريد ، آن است كه زن و مرد متفاوت و نابرابرند .

سرنوشت تبعيض آميزمدرسه هنگامي آشكارتر مي شود كه نقشهاي زنانه مردانه را درمتن ها وتصويرهاي درسي بررسي مي كنيم. تبعيض نسبت به زنان ودختران به شكلهاي زيرجلوه گر مي شود.

در مطالبب وتصويرها از دختران وزنان بسيار كمترازپسران ومردان يادشده است.درهرحال نقشهايي كه به دختران وزنان اختصاص يافته،محدوديت بيشتر و تنوع كمتر دارندعلاوه براين امكانهاي آنان براي الگوپذيري،محدودتر است وگزينش مثالها وموضوعالت نيز درخدمت امتياززدادن به پسرهاست.

پيش داوري،يعني باور وعقيده اي پيش ساخته كه تحميلي محيط، زمانه وآموزش وپرورش است وبه مفهوم كليشه بسيارنزديك است : كليشه چيزي است كه بي هيچ تغييري تكرارو بازتوليدمي شود.كليشه گرايش به يكنواختي ويكسان سازي، يعني حذف خصوصيات فردي وتفاوتها و نبود كامل روحيه انتقادي درمباحثه وابراز عقيده دارد، ازاين روتحريف واقعيت رادرپي دارد.

دركنار اسم كليشه (Stereotype) درزبان فرانسه فعل كليشه سازي (Stereotyper) ساخته شده است.اين امرنشان مي دهد كه كليشه ها اعم از نژادپرستانه يا جنس پرستانه فطري نيستند، بلكه آفريده اي اجتماعي اند.

كليشه هاي تبعيض جنسي مانندكليشه هاي نژادپرستانه نقش اجتماعي دارندكه جامعه شناسان به بررسي آن پرداخته اند. آنان نشان دادندكه پيش داوريها و كليشه هاي نژادپرستانه پيامداعمال تبعيض آميزدربرابر يك قومند ونقش آنها، توجيه اسارت اين قوم دروضعيت فرودستي(اقتصادي ،اجتماعي ،فرهنگي، سياسي و جزآن) است.

اما ازسوي ديگركليشه هاي نژادپرستانه، براساس يك دورباطل به حفظ اعمال تبعيض آميزنسبت به يك گروه قومي كه فرودست فرض شده است، ياري مي رساند.

كليشه هاي تبعيض جنسي بر مبناي همين منطق شكل گرفته وبازتوليد شده اند . به عنوان مثال درغرب ، پيدايش مالكيت خصوصي منقول كه پول ، آشكارترين صورت آن است به نوع جديدي از خانواده نياز داشت: خانواده بورژوازي كه در آن شوهر ، رئيس خانواده واداره كننده اموال است ، اما زن صلاحيت حقوقي ندارد . اين خانواده كه تاقرن چهارم ميلادي در حقوق فرانسه جايي ندارد وجايگزين خانواده فئودالي مي شود كه درون آن زن شوهردار صلاحيت حقوقي داشته ودرنتيجه ازحق اداره اموال خود ، حق تعقيب قضايي و شركت در زندگي سياسي بهره مند بوده است .

حقوق دانان قرن چهاردهم براي اينكه فقدان صلاحيت حقوقي جديد زن شوهردار را در خانواده هاي بورژوا توجيه كند از حقوق روم مفهوم كليشه اي "جنس ضعيف" را وام مي گيرند . اين امر نشان مي دهد كه چنين كليشه اي براي توجيه نوع جديدي از خانواده به كار مي رود . خانواده اي كه با اعمال و قوانين تبعيض آميز نسبت به زنان شوهر دار مشخص مي شود .

بعدها پيشداوريهاي ديگري براي تحقير زنان غرب رواج يافتند : در پايان قرن نوزدهم ، اعمال تبعيض آميز نسبت به زنان كارگر، در كنار اسارت زنان بورژوا در خانه ها به كليشه هاي جديد درباره زنان انجاميد . بر اساس اين كليشه ها زنان "كدبانو" به حساب مي آيند و حتي وقتي كار بكنند نيز فقط مي توانند "كار فرعي" و به ناجار"مزد ناچيز" داشته باشند .

در جامعه بورژازي كه "سودِ مادي" و و"توليدارزش اضافي" ، منطق حاكم بر آن است.كارِ مرد ارزش دارد، زيرا كه پول ساز است . كار خانگي مادر با وجودي كه آسايش همسر وفرزندان را تأمين مي كند چون چندان يا اصالتاً پول ساز نيست ، بي ارزش است . همين امر از علتهاي بالقوه تحميل كليشه هاي تبعيض جنسي به كودكان است : پدر ، برتر انگاشته مي شود ومادر ، فرودست به حساب مي آيد ، به ويژه كه آداب و رسوم و مقررات خانوادگي نيز معمولاً به عنوان "رئيس خانواده" را به شوهر اعطا مي كند و او را "نان آورِ خانه" مي دادند.

گزارشهاي رسمي متعدد درباره آموزش وپرورش در سده ي ِ بيست برمطلوبيت يك برنامه درسي مبتني بر خانه داري براي دختران تأكيد مي كردند . گزارش هدو(Hadow) در سال 1926 ، افزون بر اين ادعا كه دختر مدت رمان كوتاه تري توانايي كار فكري دارد و مستعد اختلالان روان نژدي است ، استدلال مي كرد بهروزي و خوشبختي ملت در گرو تربيت دختران براي "خانه داري" است . در گزارش نيوسام(Newsom) در سال 1963 آمده بود :

مهمترين"علاقه حرفه اي" دختر ازدواج، خانه داري و بچه داري است .

از نظر"لوئي آلتوسر" آموزش وپرورش يكي ازسازمانهاي دولتي ايدئولوژيك مسلط در كشورهاي سرمايه داري مدرن است . مدارس هستند كه مهارتهاي تكنيكي و فرهنگي لازم براي كار در مناسبات توليدي را به افراد مي دهند. او نقش مدارس را اين چنين توصيف مي كند :

" مدارس كودكان را ازسنين طفوليت دراختيار مي گيرند وطي سالهايي كه كودك از هميشه آسيب پذيرتر است ودستگاه دولتي خانواده و دستگاه دولتي آموزش به او فشار وارد مي آورند به آنها ... مقدار خاصي از مهارتها را كه ايدئولوژي حاكم به آن ها شكل داده است ، مي دهد ....ازطريق دوره هاي كار آموزي وبا انواع مهارتهايي كه به طور گسترده به جايگزين شدن ايدئولوژي حاكم سهولت مي بخشند، مناسبات توليد درشكل اجتماعي سرمايه داري، يعني مناسبات استثمار شونده واستثمار كننده ، عموماً باز توليد مي شود .

سال اول دبستان

در اولین درس كتاب فارسي (بخوانيم) سال اول دبستان ، اولین آموزشی که دانش آموز به طور "رسمی" در مدرسه می بیند، "تفکیک جنسیتی" آشکارا خود را نشان می دهد.

در "نگاره 1" با عنوان "به خانه ی ما خوش آمدید" پدر مشغول خواندن کتاب برای پسر است و در گوشه دیگر اتاق مادر این کار را برای فرزند دختر انجام می دهد. "تفکیک جنسیتی" که در این اولین تصویر کتاب دیده می شود در تصاویر دیگر کتاب سال اول و همچنین تقاطع دیگر دوران ابتدایی بارها تکرار می شود و در "ناخودآگاه" دانش آموز این "جدایی جنسیتی" در خانواده نقش می بندد.

در "با هم بخوانیم"  با عنوان "بابا آمد" پدر خانواده را مشاهده می کنیم که از سرکار باز گشته و "نان" در دست دارد و دختر خانواده با عروسک در دست به استقبال او می رود و شعر "بابا آمد" را می خواند : "بابا آمد، نان آورد با لبخندش جان آورد."

این دومین تصویری است که از وظایف اعضای خانواده به ذهن دانش آموز القا می شود.

این "نان آوری" مرد خانه که به صورت نمادین خود را در این عکس نشان می دهد ریشه در سنتی ترین عقاید و باورها دارد که کارکردهای از پیش تعیین شده ای را برای زن و مرد در خانواده در نظر می گیرد.کارکردهایی که مرد را مسئول تامین  احتیاجات مادی می داند و زن را منبع عاطفی و معنوی که وظیفه انجام کارهای درون خانه و مواظبت و نگهداری از فرزندان  را بر عهده دارد.تصویر نگاره ی دوم  با عنوان "بچه ها آماده!" نیز در ادامه همین نگرش می باشد.

"پدر" بر درب خانه ايستاده و در حال خداحافظی با اعضای خانواده و رفتن بر سر کار است. مادر نیز درون خانه در کنار پسر کوچک خانواه با او خداحافظی می کند و در نبود او از پسر کوچک مواظبت می کند.

در "نگاره 7"  به نام " به به، چه زیبا!" که به گردش خانواده در طبیعت می پردازد. پدر و پسر در قایق مشغول ماهیگیری هستند و مادر و دختر خانواده در چادر در حال انجام همان وظایف خانگی، البته این بار در طبیعت ، می باشند. مادر کتری به دست و دختر سینی استکانها را به دست گرفته و خود را برای رسیدن "پدر" و پسر و پذیرایی از آنان آماده می کنند.

در پس زمینه تصویر نیر مردی مشغول کار در مزرعه دیده می شود ، و مرد دیگری که سوار بر تراکتور کارکرد "نان آوری" برای خانواده اش را بر عهده گرفته است.در "نگاره ی 11"  ، "با من به بازار بیا" که به اصناف گوناگون می پردازد، "پارچه فروش"، "کفاش" و حتی "عروسک فروش" نیز "مرد" هستند.

در "درس 5" ، که "نان" نام دارد در تصویری خواهر و برادری را می بینیم که از نانوایی نان خریده اند. با وجود آنکه در تصویر دختر از پسر بزرگ تر است اما با این وجود این "پسر" است که باید در آينده "نان آور"  خانواده باشد ، از این رو "نان" در دست "برادر کوچکتر" قرار دارد و می خوانیم "باران نم نم می بارد، ایمان در دست نان دارد" در درس "همکاری"  که به تقسیم وظایف و مشارکت در خانواده می پردازد در تصویری از آشپزخانه "زن" و "دختر" خانه در حال کار در آشپزخانه نشان داده می شوند و "پسر" خانه که با سینی چای در حال خروج از آشپزخانه است.

در این تصویر حضور دائمی "زن" در آشپزخانه و اشتغال به "ظرف شستن" را مقایسه کنید با حضور موقتی "مرد" و خروج او از آشپزخانه که بار دیگر نشان دهنده کارکردهای از پیش تعیین شده براساس جنسيت در خانواده مي باشد .

در "کتاب خوانی" ، آزاده وظیفه مادری آینده اش را تمرین می کند و برای برادرش کتاب می خواند تا او به خواب رود: "خواهرم ، آزاده ، قبل از خواب برای من کتاب می خواند".

سال اول

 مرد

 زن

مختلط

 كل

 تعداد

 49

 27

  66

142

درصد

5/34

 19

 4/46

100

در کتاب سال اول که اولین آموزش "رسمی" در دوران ابتدایی به شمار می رود. زن ها اکثرا وجودشان در قالب وظیفه "مادری" تجلی دارد. در این کتاب تنها "شغل" قابل تصور برای زنان "معلم" بودن است که می توان آن را شغلی در تداوم "وظیفه مادری" ،که از وجود عاطفی و مهربان "زن" سرچشمه  می گیرد به شمار آورد. در "بازار"، "زن" در هیچ مغازه ای به عنوان فروشنده وجود ندارد و در اکثر تصاویر "آشپزخانه" بخش جدایی ناپذیری از وجود زنانه به شمار می رود.

از 142تصویری که در کتاب سال اول وجود دارد در 49 تصویر مردان به تنهایی حضور دارند (5/34%)، در 27 تصویر زنان (19%) و در 66 تصویر زنان و مردان در کنار یکدیگر(4/46%)  (این ارقام را درادامه با مشابهشان در کتابهای مقاطع بالاتر مقایسه کنید.).

سال دوم

در فارسی (بخوانيم) سال دوم با توجه به کاهشی که حضور "زن" در تصاویر نسبت به سال اول دارد، همین تفکیک و تبعیض جنسیتی براساس "پيشداوری" همچنان وجود دارد. در درس دهم، "دوستان ما"  ، کشاورز، رفتگر، بنا، باغبان ، پلیس "مرد" هستند و تنها زن شاغل در تصاویر "معلم" است. مولفان این کتاب نیز اصرار دارند مشاغل زنان را تداوم دهنده وظیفه مادرانشان معرفی کنند با این تفاوت نسبت به کتاب سال اول که "پرستاری" نیز به این مشاغل اضافه شده است.

 در یک نگاه کلی در کتاب سال دوم "زن" حضور کم رنگ تری دارد و این روند در سالهای آینده نیز تکرار می شود.

سال دوم

 مرد

 زن

مختلط

 كل

 تعداد

 49

 18

  16  

 83

درصد

 59

6/21

 2/19

100

در این مقطع در برابر 49 تصویراز مردان (59%)، 18 تصویر زنانه (6/21%) و16 تصویر مختلط (زن+ مرد) وجود دارد (2/19%) .

سال سوم

 در درس "بچه های کانون" که در کتاب بخوانيم سوم ابتدایی آمده است "ظرف شستن" کارکرد زنان معرفی می شود: "وقتی مریم ناهارش را تمام کرد، ظرفها را جمع کرد. می خواست آنها را بشوید که مادر گفت: "بهتر است تکلیف هایت را تمام کنی. من خودم ظرفها را می شویم"

در "فداکاران"  سه چهره فداکار معرفی می شود که هر سه مردند: حسین فهمیده ، ریز علی خواجوی و معلمی گیلانی.آیا به راستي هیچ "زن" فداکاری وجود ندارد که در کنار آنان قرار گیرد و دانش آموزان هنگام مطالعه این کتاب او را و فداکاریش را که از اوچهره اي  جاودان ساخته ، "الگو" قرار دهند؟ در "ای ایران ، ای وطن من"  که به مشاهیر و بزرگان ایران می پردازد در کنار نامها یی چون "فردوسی، مولوی، رستم، زکریا، دکتر حسابی" نام هیچ "زنی" وجود ندارد.

سال سوم

 مرد

  زن

مختلط

 كل

 تعداد

 36

 12

   15

 63

 درصد

9/67

04/19

 8/23

100

در این مقطع در برابر 36 تصویراز مردان (9/67%)، 12 تصویر زنانه (04/19%) و15 تصویر مختلط (زن+ مرد) وجود دارد (8/23%) .

سال چهارم

در درس ششم سال چهارم با عنوان "نازنین" می خوانیم که نازنین برای غلبه بر لکنت زبان خود در کلاس، به کمک عروسک بی جانش نیاز دارد و عروسک چنان اعتما به نفس به او می دهد که به خوبی و بدون هیچ مشکلی به سوالات شفاهی معلمش جواب می دهد. "عروسک گفت حالا که این قدر مهربانی، من هم به تو کمک می کنم. مرا در جیبت بگذار و به مدرسه برو. من کاری می کنم که امتحانت را خوب بدهی."

سال چهارم

 مرد

 زن

مختلط

كل

  تعداد

 39

 10

   5    

 54

 درصد

 72

5/18

  2/9

100

در برابر اين تصوير مي توان به درسي ديگر در همين مقطع اشاره كرد با عنوان "كودك باهوش" كه اين بار البته طبق كليشه هاي متعارف كودك باهوش پسر است و نه نازنين ضعيفي كه براي يادآوري دروسش نياز به كمك عروسكي بي جان است ! .

در این مقطع در برابر 39 تصویراز مردان (72%)، 10 تصویر زنانه (5/18%) و5 تصویر مختلط (زن+ مرد) وجود دارد (2/9%)

سال پنجم

درس هشتم كتابِ بخوانيم سال پنجم كه آخرين مقطع ابتدايي است ، " خدمت به مردم ، عبادت است " نام دارد .

سال پنجم

 مرد

 زن

مختلط

كل

  تعداد

 83

  6

  10 

 99

 درصد

8/83

06/6

 1/10

100

دراين درس نيز طبق كليشه هايي كه در چهار مقطع تحصيلي گذشته سعي در تلقين آنها بوده است تنها پرستاري و معلمي به عنوان شغل براي زنان ارائه شده است .

در سال پنجم تصاویر مردانه به حداکثر میزان خود (83 تصویر) و تضاویر زنانه که در آن تنها زنان دیده می شوند به حداقل (6 تصویر) می رسد و این در حالی است که تنها در 10 تصویر از این کتاب زنان و مردان در کنار یکدیگر قرار دارند.

نتيجه گيري

سال:

 اول

 دوم

 سوم

چهارم

پنجم

 مرد

5/34

 59

9/67

  72

 82

  زن

 19

6/21

04/19

5/18

  6

مختلط

4/46

2/19

8/23

 2/9

06/6

با نگاهي به آمار و ارقام ارائه شده پيرامون ميزان حضور زنان ومردان در تصاوير كتب مقاطع مختلف تحصيليِ دوران ابتدايي ، مقايسه اين آمار در سالهاي تحصيلي متمادي و همچنين بررسي كيفيت اين حضور مي توان بر اين ادعا محك صحت زد كه ضمن تفاوت چشمگيري كه ميان حضور زنان در اين تصاوير نسبت به مردان و جود دارد ( 82 درصد در برابر 6 درصد در سال پنجم) و همچنين سيرِ نزولي كه همين حضورِ كم در اين كتب داشته است ( از 19 درصد در سال اول به 6 درصد در سال پتجم) در برابر، سيرِ صعودي كه حضور مردان دارد (از 5/34 درصد درسال اول به 82 درصد در سال پنجم) ، شاهد كاهش چشمگيرِ تصاوير مختلط مي باشيم (از 6/46 درصد درسال اول به 2/9 در سال پنجم) كه حكايت از "تفكبك " و"جدايي" جنسيتي دارد كه اين آموزشها القا مي كنند.  موازي با اين تفاوتهاي  كمّي در تعداد تصاوير همچنين شاهد تفاوت در كيفيت حضور رنان و مردان و كاركردها و كليشه هاي ارائه دهنده اين كاركردها مي باشيم .

به گونه اي كه الگوي ارائه شده از زن و مرد در اين كتب ، درپي پيشداوريهاي سنتي كه دارد به ارائه كليشه هايي مي پردازد كه درآن عمدتاً "مرد نان آور خانه است" و "زن منبعي است عاطفي كه تحت سرپرستيِ مرد" كه اگر شغلي نيز پيش مي كند ، شغلي است در راستاي اين حضورِ عاطفي : يا معلمي مهربان است ، يا پرستاري دلسوز . زنِ مهندس ، زن مدير، زن توليد كننده و... مطلقاً جايي در اين كليشه ها ندارد چرا كه بر اساس پيشداوريهاي موجود توان فكري و جسمي اين مشاغل در زن موجود نمي باشد . آنچه "سيمون دوبوار" ادعا كرده بود كه " زنان ، زن به دنيا نمي آيند بلكه زن مي شوند " را مي توان به وضوح در اين آموزشهاي ابتدايي جشتجو كرد ، آموزشهايي كه با ارائه كليبشه ها و پيشداوريها و شكل دادن ناخودآگاه كودكان قائل به كاركردهاي از پيش تعيين شده و پيش فرضياتي تعريف شده  از زن و مرد مي باشد .

اين آموزشها ازسويي بازتوليد ِ توزيع نابرابر قدرت در جامعه بوده و ازسويي ديگر براين توزيع نابرابر دامن زده وبه ماندگاري آن كمك مي كند . توزيع نابرابري كه  فرادستي مردان  و  فرودستي زنان را موجب شده ونه تنها در اين آموزشها ، كه در ساختار زبان وگفتمان حاكم بر جامعه نيز شاهد آنيم كه با نظري به ضزالمثلها و كنايات موجود در محاورات روزمره مردم مي توان به وجود آن پي برد .

منابع :

-آندره ميشل ، پيكار با تبعيض جنسي، برگردان: محمد جعفر پوينده ، چاپ اول 1376 ،نشرنگاه

- استفاني گَرِت، جامعه شناسي جنسيت، برگردان : كتايون بقايي، چاپ سوم 1385، نشر ديگر

- دومينيك استريناتي، نظريه هاي فرهنگ عامه، برگردان: ثريا پاك نظر، چاپ سوم 1387 ، نشر ني

- دفتر برنامه ريزي و تأليف كتاب هاي درسي، فارسي اول دبستان 1386

-دفتر برنامه ريزي و تأليف كتاب هاي درسي، فارسي دوم دبستان

-دفتر برنامه ريزي و تأليف كتاب هاي درسي، فارسي سوم دبستان

-دفتر برنامه ريزي و تأليف كتاب هاي درسي، فارسي چهارم دبستان

-دفتر برنامه ريزي و تأليف كتاب هاي درسي، فارسي پنجم دبستان  

گرفته از وبلاگ  پوینده:

http://www.pouyande.blogfa.com/post-37.aspx


آرشیو: خسرو صادقی بروجنی

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید