شماره 29- بروزرسانی:16/11/1384

بازگشت به صفحه اصلی

جنگ داخلي و پايان فدراليسم در عراق

 

نوشته : نام لاستر

برگردان : بهنام افضل

 

پنج روزي که در شمال عراق صرف مصاحبه با سربازان عراقي- که اکثراً کرد هستند- شد، روشن کرد که بسیاري از آنها فکر مي کنند جنگ داخلي در راه است. جعفر مستفیر، یکي از مشاوران نزدیک جلال طالباني رئیس جمهور موقت عراق و معاون فرماندهي پیشمرگه هاي جبهه میهني کردستان مي گوید: « عراق گام به گام به سه منطقه که روزي مستقل خواهند شد، تقسیم مي شود. مي بینم که به آخر خط براي عراق نزدیک مي شویم.»
 

***

کرکوک- سربازان عرب و کرد که یونیفورم ارتش عراق را به تن دارند، بسیار غیرتي و احساساتي هستند. کرکوک چند کیلومتر از یکي از بزرگترین میادین نفت کشور، به ارزش میلیاردها دلار، فاصله دارد. عرب ها مي گویند ثروت نفتي شهر باید به عراق تعلق داشته باشد، در حالیکه کردها آن را بخشي از کشور کردستان آینده مي بینند.
گروهبان حاذم عزیز، سرباز عربي که در یکي از اطاق هاي پادگان پک محکمي به سیگار مي زند، مي گوید
« مساله اي نیست اگر کردها بخواهند جدا شوند، مادامیکه مرزهاي کنوني را تغییر ندهند. اما در باره گرفتن کرکوک حرفي نمي تواند در میان باشد... اگر موضوع جنگیدن باشد، آنموقع ما به هر نیرویي که براي حفظ کرکوک بجنگد خواهیم پیوست.»
این حرفها، خون سربازان کرد حاضر در اطاق را به جوش آورد. سروان اسماعیل محمود، عضو سابق میلیشاي کرد( پیشمرگه) در خالیکه با عصبانیت اطاق را ترک مي کرد گفت:« راه دیگري وجود ندارد. اگر کرکوک بطور مسالمت آمیز بخشي از کردستان نشود، اگر لازم باشد 100 سال براي آن خواهیم جنگید.» پنج روزي که در شمال عراق صرف مصاحبه با سربازان عراقي- که اکثراً کرد هستند- شد، روشن کرد که بسیاري از آنها فکر مي کنند جنگ داخلي در راه است. جعفر مستفیر، یکي از مشاوران نزدیک جلال طالباني رئیس جمهور موقت عراق و معاون فرماندهي پیشمرگه هاي جبهه میهني کردستان مي گوید: « عراق گام به گام به سه منطقه که روزي مستقل خواهند شد، تقسیم مي شود. مي بینم که به آخر خط براي عراق نزدیک مي شویم.»
کسب استقلال موضوع مرگ و زندگي براي محمد، یکي از سربازان کردي است که با او مصاحبه شد. پدر او پیشمرگه اي بود که در سال 1991 بدست سربازان صدام حسین در یک درگیري در کرکوک کشته شد. در پي آن درگیري، کل محله که شامل 2000 خانه مي شد با خاک یکسان شد و عرب ها در آنجا مستقر شدند. محمد در حالیکه در گل و لاي سرد بیرون قدم مي زند، مي گوید:« همه ما پا برهنه محله را ترک کردیم. پدر من شهید این مبارزه است. حالا نوبت من است، و اگر من موفق نشوم پسرم مبارزه را ادامه خواهد داد... مگن سعي مي کنم اینها را براي سربازان عربم توضیح دهم، و امیدوارم که مجبور نشوم با آنها بجنگم.» تقریباً همه سربازان کرد مصاحبه شده اینطور فکر مي کنند. سرهنگ صابر سلیم، سرپرست اطلاعات تیپ چهار لشکر دوم در شهر موصل مي گوید انتظار مسالحه بر سر کرکوک را نباید داشت. سلیم، پیشمرگه سابق مي گوید:« جنگ شکل دیگري از راه حل سیاسي است.» او مي گوید اگر چه یونیفورم ارتش عراق را به تن دارد اما به مامریت بزرگتري فکر مي کند:« من به شما مي گویم بخشي از ارتس عراق هستم، اما وقتي به مساله کردستان برسد، من آماده ام جان و سرم را براي یک سانتیمتر از خاک کردستان، بخصوص کرکوک،فدا کنم.»

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید