![]() |
|
شماره 29- بروزرسانی:16/11/1384 |
|
سلاح کشتار جمعی نوشته: منوچهر بصير امروز آلودگی هوا یک سلاح بیرحم کشتار جمعی است که ریشه در عملکرد نظام سرمایهداری دارد. «مزاروش»، نظریهپرداز چپ جدید، این عملکرد را بدین ترتیب خلاصه میکند: تولید سوسیالیستی برای مصرف است و تولید سرمایهداری برای سود. تولید انبوه، گوشهای از این نظام را شکل میدهد و فرهنگ مصرف روبنای فرهنگی آن است. دکتر محیط اشاره داشتهاند که اگر در آمریکا، دژ سرمایهداری جهان، هر خانواده دو یا چند اتومبیل دارد بخاطر ثروت جامعه و نشانهی تشخص مردم نیست، بلکه ناشی از کمبود وسایل نقلیه عمومی و محدویتهای استفاده از آن است. زمانی که آمریکا دچار مشکل ترافیک و آلودگی هوا میشود، پس وای به حال جهان سوم و چهارم که زبالهدانی این کشورها هستند. یک دیپلمات ویتنامی میگفت: تهران به زودی به صورت پارکینگ بزرگی در خواهد آمد. نکته اصلی اینجاست که در فرهنگ مصرف مرز بین ضرورت و تجمل از بین میرود و مصرف بیشتر نشانهی تشخص بیشتر میشود. در رژیم گذشته شعار حکومت این بود: به امید روزی که هر ایرانی یک پیکان داشته باشد و بالاخره این شعار حساب شده تبدیل به پدیده پیکانیسم شد و داشتن پیکان آرزوی هر ایرانی گردید تا جایی که فریدون تنکابنی، طنز نویس آن دوران، به تقلید از دکارت نوشت: پیکان دارم، پس هستم! این فضای آلوده و ترافیک کشنده که کمر به قتل و عام ما بسته، ناشی از پشت کردن به آرمان انقلاب است که قرار شد، بتدریج از میزان تولید اتومبیلهای شخصی کاسته و وسایل نقلیه عمومی افزایش یابد! اما به علت تحولات سیاسی مسئله وارونه شد و بهتدریج فرهنگ مصرف حاکم گردید. فرهنگ مصرف از بُعد اقتصادی یعنی سیاست درهای باز و ورود سیلآسای کالا و رواج دلالی و واسطهگی، به حداقل رسیدن تولید و در کنار آن تورم و بیکاری،گوشهای از آن است. زوج و فرد کردن اتومبیلها و مقررات شدید ترافیکی، مانند افزایش میزان جریمهها،هیچکدام راه حل مشکل نیست. حل قطعی مسئله در مبارزه با فرهنگ مصرف است که بدتر از اعتیاد به مواد مُخدر به عوامل زیادی بستگی دارد. مثلاً استفاده از تلفن همراه برای اشخاصی است که به آن نیاز مبرم داشته باشند، نه اینکه از بچهی مدرسه عادی تا افراد کوچه و بازار، سوار بر اتومبیلهای تک سرنشین راجع به هر موضوع پیش پا افتادهای صحبت کنند و برای هم پیامهای جوک بفرستند. طبق آمار رسمی در تهران روزانه بیشتر از 1500 اتومبیل و 2000 موتور شماره میشود و به طور متوسط 500 تصادف در روز روی میدهد که تعداد زیادی از آنها به مرگ و جرح منجر میشود و در این جا دیگر لزومی ندارد که به آمار کشتههای جادهها اشاره کنم که خود مصیبتِ وحشتناکی است. در جمهوری خلق چین با جمعیتی معادل یک میلیارد و سیصد میلیون نفر، بیشتر مردم از دوچرخه استفاده میکنند اما کبابی سرکوچه ما معتقد است که پیکان در شأن او نیست و مانند بقیهی جماعتِ مصرفزده فکر میکند. مقایسه جامعه ایران با چین یک مقایسه بیجا و نابرابر است، رشد اقتصادی چین به جایی رسیده که جهان را به وحشت انداخته، اما تراز واردات ما تا جایی است که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را هم وارد میکنیم و برای خرید هر جنس دنبال نوع خارجی آن هستیم. کاسترو معتقد است که جامعهی مصرفی، یک جامعه شیطانی است و ما امروز در دام این شیطان افتادهایم. |
|
فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |