![]() |
|
شماره 29- بروزرسانی:16/11/1384 |
|
جنبش براي اقتصاد مشاركتي (5) نويسنده: مايكل آلبرت برگردان: بابك پاكزاد
برنامهاي براي تحقق كار متناسب با شان انساني ما ميخواهيم كار را با شان انسان هماهنگ كنيم و بنابراين درصدديم تا جاي ممكن اثر ارتقابخش مشاغل با يكديگر به شكل قابل مقايسهاي نزديك و تقريبا برابر باشد اما چطور؟ بالا بردن پايينيها كار زياد چنان منجر به سكوت، حماقت و گنگ و لال شدن ميگردد كه كارگران را از دستيابي به دانش و اعتماد بهنفس لازم جهت مطرح ساختن تقاضاهايشان در مورد دستمزدها و شرايط كار باز ميدارد. همين داستان براي كارگراني كه به صورت نظاممند از يكديگر جدا شده و هرگونه تعامل و روابط اجتماعي آنان با يكديگر انكار ميشود اتفاق ميافتد. در حقيقت، نزول شرايط كار امكان كنترل از بالا را فراهم ميسازد. بنابراين اولين حركت به سوي كار متناسب با شأن انساني، بهبود وضعيت، شرايط و گزينهها براي كساني است كه از مشاغل فرساينده و به اصطلاح سطح پايين برخوردارند. براي مثال ما ميتوانيم خواستار بهبود شرايط، استرس كمتر در محيط كار، سيستم تهويهي بهتر يا ديگر امكانات مشابه از جمله آموزش حين خدمت براي دستيابي به مشاغل بهتر باشيم. هر محيط كار و شغلي البته از جزييات ويژهي خود برخوردار است اما در محيط كاري با مشاغل فرساينده و خسته كننده، كارگران بايد درصدد كسب حق جابهجا كردن مشاغل به منظور تنوع و افزايش تعامل در محيط كار براي همبستگي بيشتر باشند. آنها همچنين بايد قادر باشند از اوقات غيرفعال آزادانه جهت آموزش و برخوردهاي خلاق استفاده كنند. پايين آوردن بالاييها حركت به سوي تركيبهاي متعادل شغلي نه تنها شرايط نامساعد بسياري از مردم را بهتر ميكند بلكه همچنين آناني كه انحصار مشاغل مطلوب و ارتقابخش را دارند وادار ميكند كه برخي مسووليتهاي پرزحمت را برعهده گيرند. به يك بنگاه حقوقي فكر كنيد. ما پيشاپيش با مفهوم جالب كار حقوقي عامالمنفعه آشنايي داريم. اعضاي بنگاه مقدار معيني از انرژيشان را بهعنوان مسووليت اجتماعي صرف افراد تهيدست و كمدرآمد ميكنند. اما مبارزه براي كار متناسب با شأن انساني ميتواند برخورداري از وظايف نخبگان و همچنين انجام وظايفي كه براي افراد در نظر گرفته نشده است را نيز شامل شود. بنابراين، ما خواستار آنيم كساني كه مشاغل ارتقابخش و لذتبخش دارند بخشي از اوقات كاريشان را به مشاغل معمولي و سطح پايين در سلسله مراتب شغلي محل كارشان اختصاص دهند. به اين ترتيب به كساني با وظايف كاري نه چندان مطلوب فرصت داده ميشود زمان لازم براي دنبال كردن گزينههاي بهتر را داشته باشند. وكلا ميتوانند بعضي اوقات وظايف منشي يا مستخدمشان را برعهده گيرند و زمان آنها را براي شركت در دورههاي آموزشي و... آزاد كنند يا آنكه پرستارها، بهياران و خدمتكاران ميتوانند خواستار اوقات فراغت براي آموزش بيشتر، استرس كمتر، شرايط كاري بهتر و تعامل بيشتر در محيط كاري باشند و همچنين خواستار آن باشند كه پزشكان و مديران در بيمارستانشان حداقل بخشي از تفاوت فاحش در محيط كار را جبران كنند. آيا فقط فكر كردن به اين موضوع لبخند به لبتان نميآورد؟ ايجاد يك ردهي متوسط جديد اگر درصدد تحقق آن باشيم كه منشيها و سرايدارها، پرستار ها و بهياران و يا تودههايي كه در خطوط مونتاژ كار ميكنند و يا سر ميز رستورانها كارهاي فرساينده انجام ميدهند از شرايط بهتر و يا وقت كافي براي كسب آموزشهاي جديد بهرهمند شوند و كساني كه در سلسله مراتب محيط كار در ردهي بالا قرار دارند بعضي اوقات را براي جبران كاستيها به انجام كارهاي پرزحمت اختصاص دهند، اين امر البته بسيار خوب است؛ اما رويكرد بهتر آن است كه ما مجموعهي وظايفي را تغيير دهيم كه افراد متعهد به انجام آن هستند. براي مثال ما خواستار آن هستيم كه مالكان به كارگراني كه در سمتهاي پايين مشغول كار هستند وظايفي متضمن پردازش اطلاعات اختصاص دهند يا وظايفي كه به آنها اعتماد به نفس اعطا كند و مهارتهاي مربوط به تصميمگيري را رشد دهد و همراه با تخصيص اين وظايف، مقدار وظايف مشابه در مشاغل كساني كه در سطح بالاي اجرايي و سياستگذاري قرار دارند كاهش يابد. بنابراين، پرستاران، خدمتكاران، كارگران خط مونتاژ و آشپزها، گارسونها، پيكها و رانندگان تاكسي محيط كارشان را ارزيابي كرده و تخصيص مجدد وظايف و مسووليتها را از مشاغلي كه به لحاظ سلسله مراتب بالاتر از آنها است به تعريف شغلي خودشان خواستارند. همچنين آنها تمايل دارند به عكس برخي از وظايف پرزحمت خود را به ردههاي بالاي سلسله مراتب منتقل كنند. در نتيجه، الزامات شغلي انسانيتر و ارتقابخشتر شده و به سوي تعادل حركت خواهد كرد. منشيها خواستار بر عهده گرفتن مسووليتهاي ارتقابخش متنوع بيشترند كه به آنها زمان بيشتري در رابطه با فعاليتهاي فكري و فعاليتهاي مرتبط با تصميمگيري اعطا ميكند. گارسونها و پيشخدمتها به تعريف مجددي از وظيفهي خود اقدام ميكنند كه ارايهي خدمات را همراه با تعامل اجتماعي بيشتر كرده و از حالت خسته كننده و تكراري خارج كند. آنها خواستار تعامل اجتماعي و شرايط جديد هستند و به همان نسبت خواست قدرت بيشتر در تصميمگيريِ امور رستوران. ميدانم كه شايد تمام اينها كمي مبهم به نظر ميرسد اما به نظر من اين مساله در اين سطح از بحث كاملا طبيعي و بديهي است. درباره چنين موضوعاتي اگر قواعدي عمومي وجود داشته باشد اين قواعد بسيار محدود و اندك است. موضوع براي كساني كه در يك كارخانه شاغلاند اين است كه از شوراهايشان جهت ارزيابي مجدد كارشان استفاده كنند و تقاضاهايشان را مبني بر تخصيص مجدد اجزاي كار به شيوهاي عادلانه ارايه كنند؛ عادلانهتر از زماني كه براي غيرانساني كردن، اتميزه كردن و تضعيف بخش اعظم كاركنان تخصيص مييافت و تنها تعداد اندكي را بالا ميبرد. تاكيد بر قدرت موضوع محوري در تعادلبخشي به مشاغل حصول اطمينان از اين امر است كه با توجه به زندگي اقتصادي، تمام شاغلين به شكل برابر و قابل مقايسهاي براي شركت در تصميمگيريها آمادگي داشته باشند و از امكان قابل مقايسه و برابر براي مداخله در فرآيند تصميمگيريها برخوردار باشند. بنابراين بهترين و در عين حال انتقاديترين تحولات در مسير تلاش براي كار متناسب با شان انساني، آندسته از تحولات است كه بر فرآيند قدرت و ارتقابخشي اثرگذار است. بهويژه آن كه كارگران در صدد تحقق اصلاحاتي باشند كه دسترسي به دانش و اطلاعات را گسترده كند، تعامل اجتماعي را روز به روز وسيعتر كند، منجر به كسب مهارتهاي تصميمگيري گردد و بالاخره تاثير مستقيم فزاينده بر خود فرآيند تصميمگيري داشته باشد. به جاي آن كه تنها پزشكان در بحثها و تصميمهاي مربوط به سياستهاي بيمارستان درگير شوند، اين «وظيفه» بايد ميان پزشكان، پرستاران و بهياران تخصيص مجدد پيدا كند. به جاي آن كه مديران بهعنوان يك تافتهي جدابافته به تنهايي مالك اطلاعات و فرصتهاي مربوط به تصميمگيري در كارخانهها باشند با تعريف مجدد، مسووليتها و اطلاعات ميان تمام كارگران تقسيم ميشود و بنابراين سلسله مراتب قدرت تخفيف مييابد. كارمان را با شأن انسان متناسب كنيم. جنبشها و سازمانهايي كه به گونهاي موثر پرچمدار تركيب متعادل شغلي در جامعهاند بايد خود نيز در فعاليتهايشان تركيب متعادل شغلي را به خوبي اعمال كنند. براي مثال آيا ميشود كسي در كمپاني جنرالموتور خواستار برعهده گرفتن وظايف و كارها به صورت عادلانه باشد و بعد تنها به شكل منفعلانه وظايف فرساينده و سخت را در اتحاديهاش و يا در ديگر جنبشها و سازمانها برعهده داشته باشد؟ اگر به آنچه ترويج و تبليغ ميكنيد عمل نكنيد آيا كسي كه بيرون جنبش ايستاده را تحتتاثير قرار خواهيد داد؟ شما كه ميگوييد براي تركيب شغلي متعادل مبارزه ميكنيد چرا خود آن را در روابطتان اعمال نميكنيد؟ به Mother Jones, Nation، صلح سبز، انستيتو مطالعات سياسي، NAACP, Now، اتحاديههاي كارگري، مبارزه براي اسكان بيخانمانها، حزب جديد و ديگر موسسات و جنبشهاي چپگرا كه ميخواهيد مورد توجه قرار گيرند فكر كنيد. در هر مورد ممكن است بپرسيد آيا آنها از تركيب متعادل شغلي برخوردارند يا اين كه همان تقسيم كار مرسوم در شركتها را دارند و به همان ترتيب برخي گروهها وظايف رضايتبخش و ارتقادهنده را در انحصار دارند و بقيه تنها تابع و كارهاي فرساينده را انجام ميدهند و اگر وضعيت دوم حاكم است آيا گروههايي كه وظايف سخت و طاقتفرسا را انجام ميدهند بيشتر دستمزد دريافت ميكنند؟ آيا «مالكان» و «مديران» جنبش به تقاضاهاي نيروي كارشان مبني بر متعادل كردن شرايط جنبش از منظر اثرات ارتقابخش وظايف پاسخ ميدهند؟ آيا آنها به تخصيص مجدد وظايف در راستاي حركت به سوي تركيب متعادل شغلي از جمله كاهش امتيازات و حقوق انحصاريشان اقدام ميكنند؟ شايد در برخي موارد پاسخ مثبت باشد اما نه هميشه. با اين حال موضوع محوري، فرو نشاندن نگراني كساني كه هماكنون سرقفلي جنبشها و سازمانها را در دست دارند نيست. بلكه مساله، دستيابي به جنبشي است كه به آنچه ادعا ميكند عمل كند؛ جنبشي كه از حضور اعضايش بهرهمند شود، برونداد و محصولش را بهبود بخشد، براي رايدهندگان از طبقهي كارگر مطلوب جلوه كند و با دستيابي به تركيب شغلي متعادل در سازمانهايش، مشروعيت لازم براي بيان تقاضاهايش در بيرون را فراهم آورد. درست شبيه سياهپوستها، آمريكاي لاتينيها و زنان در جنبشها، پروژهها و سازمانها كه مسووليت پيشبرد و مبارزه پيرامون روابط دروني نژادي و جنسي را برعهده داشتهاند به همان ترتيب كساني كه هماكنون در جايگاه مشاغل سطح پايين و فرساينده در سازمانها و جنبشهاي ما قرار دارند مسووليت پيشبرد مبارزه در راستاي محو فاصلهي طبقاتي در درون سازمان يا جنبش را بهعهده دارند. كليهي درخواستها و نقاط تمركزي كه طي اين مقاله براي جامعه طرح شد، قابل كاربست در موسسات و سازمانهايمان نيز هست، گرچه ميتوانيم اميدوار باشيم كه مبارزه درون نهادهايمان سرعت بيشتري پيدا كند و به زودي به نتيجهي نهايي برسد و بتواند بنيان مستحكمي براي مبارزات وسيعتر بعدي در خارج از نهادهايمان فراهم كند. |
|
فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |