![]() |
|
شماره 292- بروزرسانی: یکشنبه 25/12/1387 بازگشت به صفحه اصلی |
|
نوروز؛
زايشي دوباره
خسرو صادقی بروجنی
كوشش براي يافتن تاريخ آغاز
جشن نوروز كاري بيهوده است وبراي دريافتن اين امر نبايد در پي چيزي بغرنج
وپيچيده باشيم .آيين نوروز همانند پديد آمدن جوانه يا شكوفه اي ،آرام وبي صدا و
در
نهايت سادگي ،به خودي خود در جامعه اي ساده و
روستايي پديد آمده است وازاين روي نمي تواند آغازي
بغرنج داشته باشد .
چوپانان با چارپايانشان وكشاورزان با زمين هاي ديمي وآبي ودرختانشان هر قدر هم
كه ساده و
ناآگاه
باشند ،به سبب پيوند تنگاتنگ آهنگ شب و
روز و
گردش ماه و
سال و
چرخش سرما و
گرما با كارشان نمي توانند با ضرباهنگ پيوسته دگرگوني هاي طبيعت پيرامونشان
بيگانه باشند .بنابراين يكي از ميزان هايي كه آشنايي باآن به خودي خود براي
چوپانان وكشاورزان پديد مي آيد ،شناخت زمان آيش وزايش است و
دريافتن اين واقعيت كه طبيعت پيوسته ودر فاصله هاي معيني دگرگوني مي پذيرد و
مانند آدمي كار خود را
از
نوآ
غاز مي كند.
همين آشنايي ديرين آدمي با شيوه كار طبيعت سبب مي شود كه ازشكوفه اي تا شكوفه
ديگر و
از اين زايش تا زايش بعدي راواحدي از عمرش به شمارآورد .در نتيجه‹‹نوروز››
درگذشته هاي دور سالگرد طبيعي چوپانان و
كشت ورزان بوده است .
با اينكه در فرهنگ قديم ايران درهريك از ماههاي سال يك يا چند جشن كوچك وبزرگ
داشته اند ،فروردين يا نوروز به سبب
گردش وچرخش سال از كهنه به نو وبراي اينكه روزنويي را براي ايرانيان
آغاز مي كند ،بزرگترين جشن ميهني به حساب آمده وهمچنان مانده است .فراواني
گزارش ها وافسانه ها در مورد اين جشن كار بررسي را به سبب نياز به گزينش سره از
نا سره دشوار ساخته است .
البته خود افسانه ها آن قدر اهميت ندارند كه ميل به آفريدن آنها .در جاي جاي
كوشش وروي آوري ايرانيان سده هاي نخستين به افسانه ها وپيوند زدن آن به نوروز
،تلاش براي پاسداري از آييني كهن به چشم مي خورد .روزهاي نوروز ،روزهاي ميزباني
از فروهر هاست . از اين رو است كه اين ماه را فروردين ناميده اند . باور به
فرود فروهرها در پايان هر سال ،سبب شده است كه ايرانيان باستان وپيروان زرتشت
،پنج روز پيش از پايان سال ،به سبب ششمين گاهنبار وپنج روز پس از آن به سبب
كبيسه يا نوروزي ،روي هم ده روز ،ميزبان فروهرها باشند وبا شير وپوشاك آنها را
پذيرايي كنند .
در باره فروهر ها گفتگوهاي زيادي شده است .ازآنجا كه زرتشت تأ كيدي برآنها
ندارد ، اين مفهوم بايد ريشه در زمان هاي پيش از او داشته باشد . فروهر همزاد
نا ميراي آسمان هستي است. فروهرها گوهرهاي اصلي باشندگان جهان هستي اند وبه
ماده خواه جماد،نبات، وحيوان وخواه موجودات ناپيدا وناديدني مانند عطر،بو ،
خيال وزيبايي ،هستي مي بخشد .درباور ايرانيان ،فروهرها به هنگام آفرينش بوده
اند . آنها پيش از جهان وجودداشته اند ودر پايان عالم نيز حاضر خواهن بود .
فروهر انسان ها ، پس از جدايي روح از هيولاي مادي ،راهي جهان بالاتر مي شود
،اما درآن جهان نيز همراه با هيولاي مادي اش در پيوند است ودر پايان هر سال
براي سر كشي از بازماندگان هيولاي مادي اش فرود مي آيد . ايرانيان باستان
وزرتشتيان باروشن كردن آتشن وساختن تنوره دود بربامها ،فروهرها را به خانه خويش
راه مي نمودند .آتشي كه امروز به نادرست آتش چهارشنبه سوري ناميده مي شود
.‹‹سور›› درزبان پهلوي به معني سرخ است وواژه ‹‹سور ›› به معني ‹‹مهماني››
اززبان مغولي به پارسي راه يافته است .بنابراين اصطلاح چهارشنبه سوري نمي
توانسته است پيش از اسلام وجود داشته باشد ،زيرا واژه ‹‹شنبه›› ريشه اي سامي
دارد وروز شماري پيش از اسلام به جاي شمردن نامهاي هفته ،با شمارش نامهاي سي
روز ماه انجام مي گرفت .ايرانيان باورداشتند كه درآن ده روز فروهرهاي (ارواح)
درگذشتگان به هنگام نوروز سري به خانه هاي خود مي زنند وانتظاردارند كه خانه اش
ترو تازه وبا طراوت باشد .
‹‹مهرداد بهار›› نوروز راجشني همگاني درفرهنگ ايران وبين النهرين وآيين نوروزي
راسنتي كهن ومحتملا رايج در هزاره سوم پيش از ميلاد مي داند ومعتقد است : اين
آيين يا همراه با كوچ بوميان نجد ايران به بين النهرين به آن سرزمين رفته يا
همزمان در سراسر منطقه وجود داشته است . به باور دكتر معين ،آرياييان درهردوفصل
تابستان هفت ماهه و زمستان پنج ماهه سال ،جشني برپا مي داشتند كه هر دو آغازسال
نو به شمار مي رفت .جشني كه به هنگام آغاز فصل گرما بود ودرزماني كه گله ها را
از آغل ها به چمن هاي سبز وخرم مي بردند وجشني كه درآغاز فصل سرما به هنگامي
بود كه گله ها رابه آغل مي آوردند وبرايشان توشه روزگار سرما را فراهم مي كردند
.
نوروز درفرهنگ هاي منطقه ودر ميان اقوام سامي نيز ازكهن ترين زمان هاي شناخته
شده بود وبسياري از مردم جوامع عرب دوره جاهليت آن را جشن مي گرفتند . الوسي در
بلوغ الارب نوروزومهرگان را دوعيدمردم مدينه پيش ازظهور اسلام معرفي مي كند
.اما دراوستا ،كتاب ديني زرتشتيان به نوروز وآيين هاي نوروزي اشاره اي نشده است
.
در جامعه هاي كهن وابتدايي وجامعه هاي سنتي فعلي شماري از رفتارهاي فرهنگي
وآييني با گذروانتقال برخي از پديده هاي طبيعي ازوضع وحالتي به وضع وحالتي ديگر
،يا انتقال انسان ازيك پايگاه اجتماعي به پايگاه ديگر پيوند دارد .درساخت وقالب
بيشتر اين رفتارها ،سه دوره ومرحله جداشدن يا گسستن ،جداگزيني يا گذار وانتقال
وپيوستگي يا همبستگي را مي توان شناخت واز يكديگر تميز داد .اين مراحل سه گانه
راكه بازتابنده دگرگوني در روند زندگي اجتماعي –فردي يا گروهي در جامعه است
،اصلاحا ‹‹مناسك گذار›› مي نامند . مناسك گذار در بسياري از رسم ها وآداب مربوط
به زناشويي ،آبستني،بلوغ،مرگ ونوشدگي سال در ميان قوم هاي مختلف جهان به خوبي
ديده مي شود .
آداب پيشباز نوروز رفتن مانند غبارروبي وپاك سازي خانه ومحيط زيست يا خانه
تكاني، شكستن ودورافكندن كوزه هاي سفالين كهنه ،نوكردن اسباب واشياي كهنه
وفرسوده وناكارامد ،سفيد كردن ظروف مسين دود گرفته ،پاكيزه كردن سروتن وجامه
وكنار گذاشتن لباس هاي كهنه وژنده ،سوزاندن خار وخاشاك وشاخه هاي خشك درختان در
شب آخر سال و... همه نشانه ومظهر خيزش جمعي مردم در پلشت زدايي ونابودي ارواح
زيانكاري است كه در سياهي كهنگي ومرگ آشيان گزيده اند .اينها همه نشانه مرحله
(جداشدن) انسان از تباهي وسياه كاري وزندگي گذشته در سال كهنه ودورانداختن
ارواح خبيثه وزيانكار از فضاي زيست در سال نو است .
مرحله ديگر اين گذار ،مرحله جدايي گزيني از سال كهنه ودوره انتقال اززندگي قديم
به تازه درسال نو است . دوره انتقال دوازده روز ،اززمان تحويل سال تا آخر روز
دوازدهم فروردين به دراز مي كشد . دراين دوره مردم اوقات خودرا درخانه ها
ودرميان اعضاي خانواده ودودمان وخويشاوندان وبا ديدوبازديد يكديگر مي گذرانند
.اين دوره رامردم باياد مردگان خود در شب سال نو آغازمي كنند ورستاخيز مردگان
وبازگشت روان آنها راازآن جهان به جهان خاكي وپيوستن به زندگان وباهم زيستن را
جشن مي گيرند .
گستردن‹‹خوان نوروزي›› درنوروز ودرآغاز دوره جداگزيني نماد ومظهر اين دوره
ازمناسك گذر است .خوان نوروزي (هفت سين) تمام اعضاي خانواده راازدورونزديك به
خانه فرامي خواند وبرسر خوان مي نشاند .ازاين رو نقش وكاركردي بس مهم
درگردآوردن افراد خانواده آنها به دور هم وزدودن گرد دوري ونفاق وكدورت ميان
اعضاي خانواده وايجاد صلح ودوستي وهمبستگي ميان آنها دارد .
به باور مردم ،روان درگذشتگان نيزدرپاي سفره نوروزي حضور خواهند داشت وبه جمع
خانواده خواهند پيوست .
آرايه هاي خوان نوروزي وهفت گونه خوراكي ويژه آن،هريك در فرهنگ ايران رمز
ونشانه وبيان كننده بينش ها وبرداشت هاي مردم ازجهان وكائنات است .مثلا آينه
مظهر پاكي ويكرنگي وبازتابنده هستي ازلي وبخت وسرنوشت ؛شمع،نشانه فروزش
وروشنايي وزداينده تاريكي وسياهي ،تخم مرغ نمادآفرينش وزايندگي ؛ماهي وشمشاد
مظهر ناهيد فرشته آب وزندگي،سبزه نشانه رويش وحيات ،انار مظهر باروري وفراواني
،نان نماد بركت وفراواني واسپند وسير ،رماننده ارواح زيانكار .
سرانجام مرحله پاياني مناسك گذار وانتقال ومرحله آمادگي براي بازگشت
و‹‹پيوستن›› دوباره مردم به جامعه وحيات اجتماعي واقتصادي روزانه فرا مي رسد
.سيزده نوروز ،مرز جدايي وفاصله ميان دوره يا مرحله گذار ودوره ومرحله پيوستن
وهمبستگي است .آيين هاي مربوط به روز سيزده فروردين يا‹‹سيزده به در›› از جمله
بيرون رفتن دسته جمعي از خانه ها وپيوستن به جمع مردم ديگر ،پناه گرفتن در دامن
طبيعت ،درآب افكندن سبزه هاي رويانده ورهايي از هر قيد وبند اجتماعي وپرداختن
به نوش كامي وبازي وشادي ، بازتابنده آشوب اجتماعي وازهم گسستگي ونويد دهنده
فرا آمدن دوره نظم وقانون وسر آغاز يك زندگي دسته جمعي بسامان دوباره درسال نو
است .
|
|
فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |