![]() |
|
شماره 3- بروزرسانی:31/4/1383 |
|
جاي سن مترجم : خسرو باقري گردهمائي اجتماعي جهان (گاج)3- كه در ديماه 1382 (ژانويه 2004) در شهر بمبئي هندوستان برگزار شد و قرار است نشست بعدي آن نيز در ديماه سال آينده (ژانويه 2005) در پورتو الگره برزيل – يعني همان جا كه متولد شد برگزار شود؛ كاملاً هدفمند طراحي و ايجاد شده است و ميخواهد تا در مسائل جهاني مؤثر باشد. به نظر بعضي از صاحب نظران، گردهمائي اجتماعي جهان كه در بمبئي برگزار شد در مسير اين آرمان گام گذاشته است و بايد از آن استقبال كرد. جنگ آمريكا و متحدان آن در خاورميانه و انتخابات سراسري آينده هندوستان، دو رويداد مهمي هستند كه بايد مورد توجه جدي قرار گيرند. طبيعي است كه گردهمائي بمبئي را نيز بايد در ارتباط با اين دو رويداد مورد ارزيابي قرار داد. آيا "گردهمايي اجتماعي جهان " در بمبئي و اصولاً ديگر نشستهاي گاج تأثيري در اين رويدادها و ديگر رخدادهاي مهم منطقه و جهان داشته است؟ تأثير مخرب جنگ عراق و تنشهاي خاورميانه بر منطقه و جهان كاملاً روشن است، و اما ما حداقل در هندوستان – در اين شرايط خطير خود را با انتخاباتي كه آن را ساده انديشانه پياده كردن "دموكراسي" در بزرگترين كشور جهان ميناميم. خرسند كرده، مسائل مهم جهان را ناديده ميگيريم؛ و از خود نميپرسيم "دموكراسي" چيست و معناي آن كدام است؟ درك معناي دموكراسي در شرايط حساس كنوني جهان از اهميت ويژهاي برخوردار است. اما واقعيت چيست؟ واقعيت اين است كه در "بزرگترين دموكراسي" جهان، ائتلاف نيروهاي دمكراتيك ملي4-، تحت رهبري راستگرايان، كشور را اداره ميكند. جالبتر آنكه خود اين نيروي راست را نيروهاي بنيادگرا – نيروهاي واپسگرا و بسيار متعصبي كه چندان هم در اقليت نيستند – محاصره كردهاند. در دهه گذشته، خشونتهاي سياسي و قومي و نيز بحرانهاي اقتصادي اوج گرفتهاند. نسلكشي در گجرات، حمله عليه مسيحيان، خودكشيهاي گسترده در ميان زحمتكشان بخاطر تنگدستي، آزمايش بمبهاي هستهاي و سرانجام احتمال جنگ گسترده با پاكستان، تنها نمونههائي از خيزش خشونتهاي سياسي و قومي و بحرانهاي اقتصادي سالهاي اخيرند. اما آن چه سخت نگران كننده است اين است كه اين رويدادها، منحصر به دوران، حاكميت راست در هندوستان نيست؛ بلكه در اين دوران، تنها تشديد شده است. در شرايطي كه بنظر ميرسد، انتخابات آينده، تنها به تحكيم حاكميت راست منجر خواهد شد، لازم است تا صريحاً بر اين واقعيت تأكيد كنيم كه اين انتخابات يك انتخابات عادي در يك كشور عادي نيست: اگر راست افراطي در كشوري در مقياس هندوستان كنترل كشور را بدست گيرد؛ پيامدهاي خطرناك خود را خواهد داشت كه ما ملزم به شناخت آنها هستيم. تمام آنچه گفته شد به بحث ما در باره گردهمايي اجتماعي جهان (گاج) مربوط ميشود. گرچه كمتر به صراحت گفته شده، اما هر ناظر آگاه سياسي ميداند كه "گاج" در واقع جنبش جهاني چپ است كه ميكوشد بر روندهاي سياسي جهاني اثر بگذارد، منتهي چپ با معناي گسترده كنوني آن. در اين "چپ" بسياري از سازمانهاي غير دولتي (سغد)1- و نيز شخصيتهائي كه در معناي مرسوم سياسي نيستند – و حتي از احزاب چپ دوري ميكنند- عضويت دارند. شرايط بحراني كنوني جهان اين نيروها را بشدت نگران كرده است؛ بنابراين ميتوان گفت در مجموع با انديشههاي چپ همخواني بيشتري احساس ميكنند تا با انديشههاي ميانهرو و راست. در نتيجه، "گردهمايي اجتماعي جهان" در واقع حضور پررنگ چپ است در متن چالشهاي جهان؛ منتهي چپ به مفهوم گسترده نوين آن. وقتي تأثير گاج بر انتخابات هندوستان و حوادث عراق – ونه تنها عراق بلكه كل خاورميانه – را مورد ارزيابي قرار دهيم؛ متأسفانه ميتوانيم آن را "اندك" يا "به كلي هيچ" بدانيم. گردهمايي بمبئي با همه عظمت آن و با همه آن شوري كه برانگيخت، تنها يك رويداد كوچك تلويزيوني بود – تازه اگر باشد. اگر چنين است، پس چنين رويدادي چه تأثيري در آينده "گاج" وخيزش گسترده چپ نوين جهاني خواهد داشت؟ ماهها پس از برگزاري نشست بمبئي، بسياري از شركت كنندگان، آن را رويدادي بس شورانگيز ارزيابي كردهاند. بعضي ديگر بطور كلي بر اين نكته تاكيد كردهاند كه گردهمائي بمبئي بازتاب دقيق تنوع زندگي و باورهاي سياسي بود. و اينكه گاج "دموكراسي واقعي" در عمل است. اما كساني نيز اين بحث را به ميان كشيدهاند كه آيا اين نشست گاج را ميتوان "بوته آزمايشي" براي تحولات نوين سياسي جهان كه در حال زايش است دانست. جامع شناسي به نام"دوسوسا سانتوز"1- ميگويد كه شعار گاج مبني بر "جهان ديگري ممكن است" نماد پر طنين آرمان شهر نويني است كه هنوز جامع عمل نپوشيده است و نويسنده نام دار خانم "آرونداتي روي"2- با بانگي بلند در نشست گردهمايي اجتماعي جهان در پورتوالگره اعلام كرد كه: "احساس ميكنم جهان ديگري زاده ميشود".
اما در اين مقطع حساس انتخابات و جنگ، همچنان اين پرسش چالش برانگيز مطرح است كه تأثير گاج بر رويدادهاي "اكنون" و "اينجا" چيست؟ البته دلنشينتر آن است كه در آغوش "اميد به خيزش جنبش در آيندهاي مبهم و مهآلود” بياسايم و شرايط حساس "حاضر" را از ذهن خود بزداييم. زماني كه گاج در سالهاي 2000 و 2001 شكل گرفت. براستي حادثهاي محسوب ميشد. اما آيا ذات تشكيل گاج در مد نظر بود؟ آيا نبايستي انرژي و توان خود را صرف تشخيص و پيشبرد تحولات جهان ميكرديم. تصويري خيالي در ذهن ايجاد كردن و به آن دلخوش بودن چيزي است و كار و مبارزه در جهان واقعي چيز ديگر. اين پرسشها، تازه و ابتكاري نيستند. بسياري، بويژه چپهاي راديكال اين پرسشها و پرسشهاي ديگري را به ميان كشيدهاند و از آن بالاتر كوشيدهاند تا درنشست اخير گاج نه تنها اين انتقادها را مطرح كنند بلكه آنهارا در چارچوب برنامه سياسي "مقاومت بمبئي"3- تدوين كنند. اما واكنش سازماندهندگان "گاج" نسبت به اين كوشش، همان است كه نگراني ما را دامن ميزند. آنها ترجيح دادند كه اين مسائل را ناديده بگيرند و بجاي تأمل ورزيدن و ايجاد تغييرات در روياي شيرين موفقيت كمَي فرو روند. سال گذشته (ژانويه 2003) در ميان شركت كنندگان گاج - از جمله در ميان بنيانگذاران آن – اين بحث مطرح شد كه آيا محرك اصلي تظاهرات گسترده ضدجنگ در 26 بهمن 1381(15 فوريه 2003)، گاج بوده است؟ زيرا همانطور كه همه ميدانند نشست گاج كه در دي ماه 81 (ژانويه 2003) در پورتو الگره برگزار شد، از همه مردم جهان خواسته بود كه در تظاهرات ضدجنگ شركت كنند به نظر شركتكنندگان در آن نشست، آن تظاهرات گسترده، ثابت كرد كه گاج "موتور محرك لكوموتيو جنبش" است. اما اگر اين نتيجهگيري درست باشد – با آنكه ميكوشيم از هر ارزيابي افراطي مكانيستي خودداري كنيم – سرانجام اين پرسش مطرح ميشود كه پس چرا امسال عليرغم آنكه دوباره در نشست بمبئي از مردم جهان خواسته شد تا در تظاهرات ضد جنگ 26 بهمن ماه (15 فوريه) شركت كنند؛ استقبال از اين دعوت بهيچ عنوان در اندازههاي تظاهرات سال گذشته نبود؟ غير از استثناي مبارزه گاج عليه آغاز جنگ عراق (كه آنهم در نهايت موفق نشد) به سختي ميتوان رابطهاي ميان جنبشهاي ضد جنگ كه گاج محرك اصلي آنها محسوب ميشود و اوضاع اسفبار چند ماه گذشته در عراق و افغانستان پيدا كرد. آيا تنها بايد از موفقيتهاي خود شاد باشيم و از آنها براي خود اعتباري بسازيم ، يا آنچه را كه روي داده مورد ارزيابي و خوانش مجدد و دقيق قرار دهيم. به همين ترتيب، يكي از دلايلي كه براساس آن، سازمانهاي هندي، در پاسخ به دعوت "كميته سازماندهي و شوراي بينالمللي" گاج در برزيل، مسئوليت برگزاري نشست بمبئي را پذيرفتند، اين بود كه گاج را ابزار مهمي نه تنها در برابر جهاني سازي نوليبرال ميدانستند بلكه با ابراز نگراني از رشد فرقه گرايي و بنيادگرايي ميخواستند از نفوذ گاج براي اتحاد احزاب و جنبشهاي سياسي و مقابله با اين روند خطرناك استفاده كنند. با اينهمه مهمترين دليل مخالفت هندوستان با برگزاري مجدد نشست گاج در برزيل آن بود كه سال 2004 سال انتخابات سراسري در هندوستان بود. آنها اميدوار بودند كه تشكيل نشست گاج در هند در آغاز سال انتخاباتي شايد بتواند نقش مهمي را در تشكيل نيروهاي پيشرو در مقابله با نيروهاي فرقهگرا و راست ايفا كند و حتي بر نتايج انتخابات اثر بگذارد. نيروي بالقوه گاج و اين واقعيت شورانگيز كه شمار عظيمي از جوانان از آن استقبال كردهاند، مهمترين انگيزه نيروهاي رسمي و سازمان يافته چپ – يعني احزاب كمونيست – براي پذيرش دعوت گاج برزيل بود. احزاب كمونيست كه در گذشته همكاري با سازمانها غير دولتي (سغد) را رد و فاصله جدي خود را با آنان حفظ ميكردند، دست دوستي و همكاري بسوي اين نيروها دراز كردند. گر چه نميتوان انكار كرد كه نشست بمبئي در ديماه 82 (ژانويه 2004)، نمايش قدرتمندي عليه فرقهگرايي بود و در سالن اصلي نشست سخنرانيهاي شديدالحني عليه اين پديده ايراد گرديد؛ اما در عين حال بايد از خود صميمانه و علمي بپرسيم كه آيا اين نشست و ديگر فرصتهاي ارزشمند (از جمله گردهمايي اجتماعي آسيا كه در ديماه 81 (ژانويه 2003) در حيدر آباد برگزار شد) از سطح تشريفات و لفاظي فراتر رفته است؟ آيا تأثيري بر "فرقه گرايي" كشور داشته است و آيا توانسته زمينه اتحاد نيروهاي دموكراتيك ملي را براي انتخابات آتي كشور فراهم سازد. در همين حال، يكي از دلايلي كه "شوراي بينالمللي" گاج را ترغيب كرد تا نشست گردهماي اجتماعي جهان را در هندوستان و آسيا برگزار كند آن بود كه تصور ميكرد آسيا از مستعدترين زمينه در مقابله با نوليبراليسم، جنگ وامپراطوري نوين برخوردار است. قرار شد نشست بعدي خارج از آمريكاي لاتين برگزار شود و چون آسيا بخاطر تحولات خاص آن در مد نظر قرار گرفت، هندوستان بهترين گزينه نشست بود. بار ديگر اين پرسش مطرح مي شود كه آيا برگزاري نشست گاج در هندوستان در ديماه 83(ژانويه2004) درست نه ماه بعد از اشغال امپرياليستي بخش ديگري از آسيا تأثيري بر اشغال ،جنگ و برعملكرد قدرت امپرياليستي داشته است؟ به طور قطع پاسخ مثبت به اين سؤال آسان نيست. هدف از مطرح كردن اين مسائل ،ناديده گرفتن و بي اعتبار كردن فعاليت و مبارزات گاج نيست. نمي خواهيم بگوييم كه تلاشها و مبارزات الزاماْ به موفقيت مي انجامد و تنها بايد مسائل حال و "اينجا" را مورد توجه قرار داد . اين نوع نگاه به صورت خطرناكي ابزاري است .(در واقع نگرش احزاب چپ به گاج تقريباْ اينگونه است.) بر عكس ،كوشش ما تأمل بر اين نكته است كه "گاج" اكنون چيست؟ و چه مي تواند باشد. واقعيت آن است كه اين جنبش را مي توان در دو سطح متفاوت ارزيابي كرد:يكي آرماني و بلند مدت ( اينكه گاج را موتور محرك لكوموتيو جنبش بدانيم )و ديگري عيني و كوتاه مدت (اينكه گاج را جنبشي ضد جنگ يا ضد فرقه گرايي هندوستان تصور كنيم) طبيعي است كه اين دو سطح در تقابل با يكديگر قرار ندارند بلكه از پيوندي دروني برخوردار هستند.اما دلايل روشن و آشكاري وجود دارد مبني بر اينكه از ديدگاه نظري و عملي ،تصور غالب از گاج ،سطح دوم بوده است و اين يعني محو تماشاي درخت شدن و فراموش كردن جنگل.ترديدي نيست كه نبايد دستاوردهاي نشست را ناديده گرفت . از نظر من آنچه در بمبئي گذشت رويدادي بزرگ و چند جانبه بود.تعداد شركت كنندگان ،شور وشوق آنها،غنا و تنوع جنبش و حضور چشمگير زحمتكشان در آن ، هم سازماندهندگان و هم بسياري از شركت كنندگان را براستي مسحور كرده بود .نشست بمبئي بزرگترين حركت گاج تا كنون بوده است .اما دستاورد كلي چيست؟ آيا فاجعه نيست كه صداي اين نشست حتي در ديگر شهر هاي اين ايالت به گوش نرسيد؟اكنون چند ماه از برگزاري نشست مي گذرد اما تقريباًْ هيچ سخني از اين نشست –كه آنقدر مهم تلقي مي شد –نه تنها در رسانه هاي رسمي و دولتي بلكه حتي در رسانه هاي مدافع جنبش در ميان نيست .باري نه بحثي نه تحليلي .اين نشست هيچ تأثيري حداقل در تظاهرات ضد جنگ دهلي در 25 ديماه (15 ژانويه ) باقي نگذاشت و تا آنجا كه به انتخابات آينده مربوط است اثر آن مانند اثر سايه اي است كه از خياباني گذشت و ديگر هيچ. آنچه در تجربه و عمل از سازماندهي نخستين گردهمايي اجتماعي آسيا (گاس) و بعد گردهمايي اجتماعي جهان بدست آمده با ايدهآل نخستين سازماندهندگان و بنيان گذاران همخواني ندارد. با اين وجود نبايد از ياد برد كه اين اقدامات، ابتكارات و فعاليتهايي بسيار مؤثر بودند. اما فاجعه اينجاست كه نشست هندوستان از ديد توده مردم تمام شده است و هيچ اثري، نه در انتخابات، نه در مبارزات عليه فرقهگرايي و جنگ و بطور كلي در هيچ چيز باقي نگذاشته است. اكنون زمان آن فرا رسيده است كه فعاليتها را مجدداً مورد بازبيني ژرف قرار دهيم. سعي كنيم معنا و مفهوم روندهايي را كه بر شمرديم دريابيم و ببينيم براي ساختن جهانهاي ديگر – كه هدف نهايي گاج بود، چه كردهايم و چه بايد بكنيم. برپا كردن جشنهاي پيروزي كار دشواري نيست. اما سازماندهي و انديشيدن در باره ابزار و روشهاي مبارزه و حركت بسوي بناي جهانهاي ديگر و بهتر - و بويژه توجه به اين نكته كه مبادا در جهان انديشه خود زنداني شويم – كاري است بس سترگ. جشن پيروزي بخشي از فعاليت ماست، اما نبايد با كار اصلي ما اشتباه گرفته شود. در شرايط حساسي چون شرايط حاضر، گردهمايي اجتماعي جهان بايد سطح دوم را در نظر بگيرد و به پيش ببرد يعني به موتور محرك لكوموتيو جنبش تبديل شود. دل خوش كردن به پيروزيهاي انتخاباتي يا خروج آمريكا از عراق ... همانا محو تماشاي درخت شدن و غفلت از جنگل است. -1 Jai, Sen پژوهشگر مستقل در زمينه نيروي محركه جنبشهاي مردمي، سردبير نشريه گردهمايي اجتماعي جهان به نام چلنجينگ امپاير (Challenging Empires) ، از ساماندهندگان سمينار "فضاي باز" در دانشگاه دهلي و از اعضاي كميته زحمتكشان گردهمايي اجتماعي جهان در سال 2002
-2 بايد توجه داشت كه بعضي رويدادهاي اخير از جمله نتايج انتخابات هندوستان نظرات نويسنده را به چالش ميكشد. بهر صورت مقاله حاضر بيانگر نظرات بخشي از شركتكنندگان نشست گردهمائي اجتماعي جهان در بمبئي است. (مترجم) 3- The World Social Forum (WSF) 4- National Democratic Alliance 1- Nongovernmental Organization (NGO) 1- Sousa Santos 2- Arundhati Roy 3- Mumbaz Resistance
|
|
فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |