![]() |
|
شماره 3- بروزرسانی:31/4/1383 |
|
برگردان : منوچهر بصير رفقا و مهمانان عزيز امروز چهل و پنجمين باري است که بعد از پيروزي انقلاب روز با شکوه کارگر را جشن ميگيريم. حوادث فوق العاده مهمي در داخل و خارج از کشور در جريان است انقلاب هر چه قويتر و پيروزمندانه تر از هميشه به پيش ميرود و ما دليلي براي ادعاي خود داريم. گردهمائي که در15 و 22 آوريل در ژنو صورت گرفت، در تاريخ ديپلماسي انقلابي ثبت خواهد شد، زيرا لحظه اي را مشخص ميکند که دورويي و حقه بازي دائمي اربابان دنيا براي حفظ سيستم اقتصادي سياسي پوشيده ي تحميل شده به دنيا ضربه خوردکننده اي خورده. بدين ترتيب که کشور ما مجدداً مورد تهمت قرار گرفته. يعني اينکه دولت جديد آمريکا و بعضي از دولتهاي اتحاديه اروپا فراموش کرده اند که هنوز در انتهاي شرق کوبا، يکي از نمونه هاي وحشتناک نقض حقوق بشر در جهان به چشم ميخورد. بدين ترتيب که ۱۱۷۱۶ کيلو متر مربع از خاک کشور به زور اشغال شده و به صورت پايگاه دريائي گوآنتاموي آمريکا در آمده، و اين خود نقض بزرگ حاکميت يک کشور کوچک و حقوق بين المللي است. در اين مورد کسي با ما مشورت نکرد. خيلي ساده به ما اطلاع دادند که دولت آمريکا تصميم گرفته زندانيان را به آن پايگاه منتقل کند. در ۱۱ ژوئن ۲۰۰۲، دولت کوبا با صدور بيانيه اي، نظر کشور ما را در اين مورد روشن ساخت. مردم آگاه جهان جنايت وحشتناکي را در ۱۱ سپتامبر عليه برجهاي دوقلو در نيويورک صورت گرفت را محکوم ميکنند. جاي تعجب است که قدرتمند ترين دولت دنيا ، بي اعتنا به ابتدائي ترين حقوق بشر، زندان مخوفي ساخته که صدها نفر از شهروندان بسياري از کشورها که تعدادي از آنها از معتمدان خود آمريکا هستند، بدون محاکمه، بدون اينکه شناخته شوند، بدون حق دفاع قانوني و بي اعتناء به هر قانون و مقرراتي و سلامتي زندانيان، آن را براي مدت نامحدودي در زندان انفرادي نگه داشته مي شوند. آنها ميتوانستند اين کار عجيب و غريب و دور از تمدن را در خاک خود انجام دهند، نه اينکه در خاک کوبا که به طور غير قانوني اشغال کرده اند، و بعد هر سال هم آن را در ژنو متهم به نقض حقوق بشر نمايند. عليرغم تمام اين شرايط، کميسيون حقوق بشر کار تحسين انگيزي انجام داد. زيرا در شرايط فعلي جهان، همه از تهديدات، وحشيگري ها و فشارهاي يک امپراطوري وحشي، خصوصاً وقتي متوجه کشورهاي آسيب پذير جهان سوم است، مي ترسند. در کنفرانس ژنو چنان که کسي عليه قطعنامه آمريکا، خصوصاً وقتي عليه کوباست رأي بدهد، حکم خودکشي دارد. حتي قويترين و مستقل ترين کشورها در اين مورد مجبور هستند که عواقب سياسي اقتصادي تصميم خود را در نظر بگيرند. اما بعضي اوقات عده اي هم زير بار زور نميروند، مثلاً چند روز قبل کوبا و چند کشور ديگر اعتنائي به اين تهديدات نکردند و شجاعت عجيبي از خود نشان دادند، بدين ترتيب که با قطعنامه آمريکا مخالفت کردند. يعني 20 کشور مخالفت کردند و 10 کشور هم رأي ممتنع دادند. در اين ميان فقط 22 عضو از اعضاي کميسيون حقوق بشر {منجمله} آمريکا به اين بي آبروئي رأي دادند. در اين ميان 7 کشور از آمريکاي لاتين بودند، که 4 کشور چون دچار فقر اجتماعي اقتصادي شديدي بودند و وابستگي زيادي به آمريکا داشتند، مجبور بودند که کاملاً از او اطاعت کنند. اصلاً هيچکس نميتواند آنها را دولتهاي مستقل بنامد، تا امروز که آنها کاملاً خيالباف بوده اند. مثلاً پرو که همراه آمريکا عليه کوبا رأي داد، نمونه اي از وابستگي شديد به امپرياليسم و جهاني سازي {نئوليبرال} آن است، که در يک چشم به هم زدن آنها را از نظر سياسي نابود کردند. بدين ترتيب بود که محبوبيت نخست وزير پرو،فقط در عرض چند ماه به 8 درصد رسيد و ديگر رفع بحرانهاي اقتصادي و سياسي کشور کاملاً غير ممکن بود. در حقيقت رشته امور ديگر از دست او خارج شده بود. خلاصه کلام اينکه، کار افتاد به دست کشورهاي چند مليتي و {اليگارشي} و بالاخره مثل بسياري کشورهاي ديگر جامعه منفجر شد. حالا نوبت دولتهاي شيلي و مکزيک ميرسد. در مورد شيلي نميخواهم قضاوت کنم، زيرا ترجيح ميدهم در مورد رفتار رئيس جمهور شيلي، شخصي مانند سالوادورآلنده فقيد قضاوت کند که در مبارزه با دشمن شهيد شد و مقام ارزنده اي در تاريخ اين قاره دارد. او در قلب مردمي جا دارد که ميليونها نفر آنها توسط کسانيکه اين قطعنامه را عليه کوبا پيشنهاد کردند، ناپديد و شکنجه و کشته شدند. در حاليکه همه ميدانند، مردمي که طرفدار آرمانهاي شريف براي ايجاد يک جامعه انساني هستند، مرتکب هيچ يک از اعمال فوق نشدند. در مکزيک که براي کوبائي ها چون خواهر خوانده اي عزيز است، کنگره ملي از رئيس جمهورشان خواست که در مورد اين قطعنامه رأي ممتنع بدهند. اما پرزيدنت بوش چيز ديگري خواسته بود. واقعاً دردناک است که شاهد باشيم،کشوري مثل مکزيک که نفوذ و احترام زيادي در آمريکاي لاتين و جهان دارد، در يک آن تبديل به خاکستر شود. آنچه که در اين ميان اهميت دارد، همبستگي کشورهاي آمريکاي لاتين با يکديگر براي حمايت از مکزيک و حمايت مکزيک از آمريکاي لاتين است. مسئله اينجاست که بيش از نيمي از خاک مکزيک را همسايه شمالي او به تملك درآورده و بقيه را هم شديداً تحديد ميکند. مرز آمريکا و مکزيک به تمام دلايل عملي، ديگر آن "ريوبراووئي"[1]که "مارتي"[2] ميگفت نيست. آمريکا خيلي بيشتر از اين در خاک مکزيک نفوذ کرده است. اين مرز امروز خط مرگ است. هرسال 500 مکزيکي در آنجا كشته مي شوند. تمام اينها بر اساس اصولي بربرمنشانه و بيرحمانه در يك گذرگاه آزاد سرمايه و کالاست که با شکنجه، اخراج و مرگ انسانها توأم است، اما هنوز ميليونها مکزيکي تن به اين خطر ميدهند. امروز کشور بيشتر از صدور نفت،عليرغم بهاي گران آن از وجوه ارسالي مکزيکي ها استفاده ميکند[3].{3} آيا رأي دولت مکزيک در ژنو عليه کوبا که او را متهم به نقض حقوق بشر نمودند، ميتواند اين همه مشکلات و ظلمي که در حق او ميشود را حل کند؟ خفت آور ترين کاري که دولت مکزيک کرد رأي در 15 و 22 آوريل و اعلام آن در واشنگتن بود. اتحاديه اروپا مثل هميشه به عنوان يک بلوک رأي داد که درست مانند اوباش مافيا رفتار کرد انگار که نوکر سر سپرده و دائمي واشنگتن است. اين رفتارهاي زشت و غير اخلاقي عليه انقلاب کوبا تا قبل از نابودي بلوک سوسياليست، تا به حال سابقه نداشته.در اين مورد بايد رأي آن دسته از خائنيني که جيره خوار کالاها و امتيازات يک جامعه مصرفي هستند را نيز بايد به رأي مافياي جامعه اروپايي اضافه کرد. در نبرد سخت و پيوسته اي که کوبا عليه کمدي نفرت انگيز امپراطوري(آمريكا) ومتحدان او شروع کرده بود،سرانجام منجر به اين شد که آنها اين زايمان کوچک را در کميسيون حقوق بشر انجام دهند و بعد نوزاد نفي قطعنامه را با "فورپست" بيرون کشيدند. --------- بالاخره، نوچه ها و نوکران گوش بفرمان براي اينکه اين وسط به نوائي برسند، در مقابل 60 رأي مخالف و ممتنع عليه کوبا رأي دادند. بعد امپراطوري عليرغم اينکه تلاش سياسي و هزينه مربوطه هر سال بيشتر ميشود، اين برد برابر باخت را موفقيت به حساب آورده و کوبا را محکوم ميکند. امسال وقتي کوبا پيشنهاد کرد که کميسيون حقوق بشر نماينده اي بفرستد و وضع حقوق بشر را در پايگاه دريايي گوانتما بررسي کند، حقه باز ها، خصوصاً آنها که در جامعه اروپا بودند به وحشت افتادند و معيارهاي اخلاقي را فرو گذار كردند. بعضي از دولتهاي اروپايي واقعاً شرمنده شدند . اعتراف کردند که شکست آنها ناشي از ريا کاري آنها بوده و در غير اين صورت مي بايست از اطاعت امپراطوري سرپيچي کنند که اين غير ممکن است. و اين ديگر براي مدافعان سرشناس و محترم حقوق بشر خيلي زياد بود. آخر آنها فقط زورشان به کساني ميرسيد که سال ها مستعمره شان بودند، زيرا ده ها ميليون بومي را از آفريقا به عنوان برده آورده و با آنها بدتر از اسب و گاو رفتار کردند و نابودشان نمودند. همين رفتار را هم با ميليونها مردم جهان سوم نمودند، بدين ترتيب که آنها قرباني غارت، نابرابري روابط تجاري، و حيف و ميل منابع طبيعي و ذخاير ارزي موجودي شدند که اکنون در بانکهاي آمريکا و اروپا است و از آنها براي سرمايه گذاريهاي مادي و کسور مالي و ماجراجوييهاي نظامي امپراطوري و معتمدان او استفاده مي شود. به خاطر پيشنهاد کوبا براي بازديد نماينده سازمان حقوق بشر از پايگاه دريايي گوانتانامو، بوش و زيردستان او به تقلا افتادند و سراسيمه به سراغ کشورهاي مورد نظر رفتند. اصلاً هيچکس نميداند که او چه موقع وقت پيدا کرد که به سراغ عراق برود؟ آيا مشکلات مالي دولت يا مسائل مربوط به انتخابات بود که او را به اينجا کشاند؟ شايد منصفانه نيست که او را فروهر[4] بناميم، شايد هم يک نابغه است؟ چرا بوش از کسر مالي 512 ميليون دلاري و کسر تجاري مشابه که د ر مجموع به تريليون ها دلار ميرسد، راحت و بي خيال حرف بزند؟ زيرا او حقه بازي مي کند و پولي که اکثر مردم جهان با جان کندن بدست مي آورند را راحت خرج ميکند تا از رسوائي هاي مالي و امتيازات ديگر دفاع کند. آنها تا بن دندان مسلح به پيچيده ترين سلاحهاي جنگي هستند و براي دستيابي به مواد خام دست به جنگ و تسخير سرزمينهاي ديگر ميزنند. موقعيت بين المللي پيچيده است و سياستهاي ماجراجويانه اين دولت، مسائل غير قابل حلي براي دنيا ايجاد کرده. نظم اقتصادي تحميلي هر چه غير قابل تحمل تر مي شود. حادثه جالب و نويد بخشي که در اسپانيا رخ داد دستاوردي فوق العاده بود که نصيب مردم اسپانيا خصوصاً نسل جوان شد. نبرد سياسي قهرمانانه اي که 48 ساعت بعد از آن تراژدي در شروع انتخابات صورت گرفت، ضربه خرد کننده اي به مانورهاي رياکارانه دولت قبلي اسپانيا بود که ميخواستند با کلک و حقه بازي از حادثه 11 سپتامبر و منافع خائنانه آمريکا به نفع خود بهره برداري کنند. دولت فعلي، به قول خود براي بيرون کشيدن نيروهاي اسپانيايي از عراق وفادار ماند که اين بدون شک يک عمل قابل تحسين است. اما دولت قبلي اسپانيا براي هدفهاي خود تعداد زيادي از دومينيکن ها، هندوراسي ها، ال سالوادوري ها و نيکاراگوئه ئي ها را استخدام کرده بود تا به عنوان گوشت دم توپ با لژيون اسپانيايي به عراق بفرستد که اين در تاريخ نيمکره بي سابقه بود. اسپانيا به عنوان يک قدرت استعماري سابق در آمريکا لاتين که مايل است به او احترام بگذارند و مورد توجه باشد و حتي در امور آمريکا و جزاير کارائيب نقشي داشته باشد، براي برگرداندن آن جوانان آمريکاي لاتين که از جانب دولت سابق به عراق فرستاده شدند مسئوليت اخلاقي دارد. مردم جهان، منجمله مردم کوبا، نه از مردم آمريکا نفرت دارند نه مي خواهند که سربازان جوان آمريکايي که بسياري از آنان سياه و دورگه هاي آمريکاي لاتين هستند و به علت فقر و بيکاري مجبور شدند به عراق بيايند، فداي يک جنگ غير ضروري و احمقانه شوند. ما از هيچ دولتي در عراق و از هيچ سيستم سياسي خاصي حمايت نمي کنيم، اين حق قانوني مردم عراق است. ما همدردي خود را با کساني که در نيويورک و مادريد مردند اعلام کرده و چنين اعمالي را محکوم مي کنيم. همچنين بمباران وحشيانه بغداد و شهرهاي ديگر که تخم ترور و مرگ بين مردم بيگناه کاشته شد و مردم جهان را به همدردي با مردم عراق تشويق كرد. به طور کلي تجاوزگران جراحات وحشتناک وارده به ميليون ها بچه، بزرگ و زن حامله و سالمندان را ناديده گرفتند. اين بمباران ها اصلا" قابل توجيه نيست و اساس آن بر دروغ آشکار قرار دارد. چون ميليون ها مردم جهان متوجه شده اند که اين جنگ به خاطر تصرف منابع و مواد خام کشور است، مشروعيت قانوني ندارد و نقص قوانين بين المللي و قدرت سازمان ملل است، لذا اين همدردي در حال رشد است. امروز مردم عراق در حال نبرد براي استقلال خود هستند و براي زندگي خود، بچه ها و حقوق مشروع و منابع خود مي جنگند. به همين دليل است که دولت آمريکا با وضع پيچيده اي روبرو شده و دست به خشونت و جنگ و ترور زده. من داراي اين اقتدار اخلاقي هستم تا اين نظريه را مطرح کنم. زيرا مدت ها قبل از اينکه اين جنگ شروع شود، در ١١ سپتامبر ٢٠٠١ که همان حمله وحشتناک صورت گرفت در مراسم بازگشايي يک مدرسه ابتدايي گفتم: اطلاع از واکنش آمريکا خيلي مهم است و احتمالا" روزهاي خطرناکي در انتظار دنيا است. البته منظورم کوبا نيست. کوبا به چند دليل صلح طلب ترين کشور دنيا است، سياست و دکترين ما، نوع مبارزه ما و در عين حال طرز تفکر رفقا، بر اين پايه است که: مطلقا" از هيچ چيز ترس نداشته باشيم. روزهاي آينده در داخل و خارج آمريکا پر تنش خواهد بود. هرگاه چنين حوادث شومي پيش مي آيد، من راه ديگري به جز آرام بودن پيدا نمي کنم – فقط گاهي مجبورم به دشمن قديمي که سالها گرفتار آن هستم اشاره کنم و اين هم به خاطر سلامت و خوشبختي مردم آمريکاست. چون در اين مورد با شما صحبت کرده ام. به همين دليل مي خواهم به رهبران امپراطوري قدرتمند آمريکا توصيه کنم که خونسردي و خرد خود را حفظ کنند و تحت تأثير خشم و نفرت، دست به بمباران اينجا و آنجا نزنند. تکرار مي کنم که هيچ يک از مسائل دنيا حتي تروريسم با زور و خشونت حل نمي شود. خشونت فقط کارها را بدتر مي کند. من اين را با اطمينان کامل از جانب کسي مي گويم که هميشه صادق و داراي عقايد راسخ و تجربيات فراوان بوده و سالها در مبارزات کوبا شرکت داشته.
[1] از شهرهاي مرزي مکزيک و آمريکا در فيلمهاي کابوئي [2] شاعر و انقلابي معروف کوبا [3] منظور مکزيکي هائي هستند که به طور غيرقانوني در آمريکا کار ميکنند. [4] اشاره به لقب هيتلر
|
|
فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |