![]() |
|
شماره 306- بروزرسانی: دوشنبه 28/02/1388 - 18, 2009 May بازگشت به صفحه اصلی |
|
به مناسبت صد و سی و نهمین سالگرد تولد ولادیمیر ایلیچ لنین «گذری کوتاه بر زندگی ولادیمیر ایلیچ لنین»
معمار و سازمانده ساختمان سوسياليسم
مؤلفان: ج.د.ابیچکین، ک.آ.استروخوا،
م.ی.پانکراتوا، ی.ن.استلیفروسکایا
برگردان: هادی پاکزاد Hadi.pakzad@yahoo.com (بخش پایانی)
موزه تاریخ و آرامگاه لنین (برج چپ)
حزب كمونيست با رهبري لنين، ماهرانه و شجاعانه، مردم شوروي را در
ميان تمام گرفتاريها و آزمونهاي سخت جنگ داخلي هدايت كرد. ولي موانع هولناك
تازهاي در مسير بازسازي اقتصادي سربرآورد. با اينكه امپرياليستها با توسل به
فشار مسلحانه براي اضمحلال جمهوري شوروي شكست خورده بودند، اما كشور را با چنان
وسعتي به مخروبه تبديل كردند كه به گفتة لنين «به نيمي از اهدافشان رسيدند.»
توليدات صنعتي به يك هفتم رقم قبل از جنگ رسيد. بدترين ضربه در مناطق تحت اشغال
گاردهاي سفيد و متجاوزان خارجي، متوجه كارخانهها شده بود. بيشترين مؤسسات به
خاطر نياز به سوخت و مواد خام از كار افتاده بودند. توليد ناخالص ملي آهن خام و
پارچه كتان به ترتيب كمتر از يك كيلوگرم و يك متر بود. راهآهن به طور كامل
خراب شده بود. كارگران در شهرها در گرسنگي به سر ميبردند، كشاورزي در وضعيت
نابودي كامل قرار داشت. در جريان جنگ داخلي و مداخلهگران خارجي، دهقانان دولت
شورايي را پشتيباني كرده بودند، دولتي كه به آنان زمين و آزادي داده بود و آنان
را از زير يوغ بزرگ مالكان نجات داده بود. دهقانان تمام درد و رنج را تحمل كرده
و فداكاريهاي زيادي از خود بروز داده بودند، آنان سياست «كمونيسم جنگي»
را قبول داشتند. اما وقتي كه كشور بناي صلحآميز را در پيش گرفت، آنان در برابر
سيستم مازاد تقاضا، شروع به عدم رضايت و ناسازگاري گذاشتند. دهقانان براي مرمت
و بازسازي مزارع خواستار كالاي صنعتي بودند، ولي چيزي وجود نداشت. آنان
ميخواستند تا آزادانه ثمرة توليد كارشان را به فروش رسانند، توليدشان را در
بازار بفروشند و كالاي مورد نياز صنعتي را با بهاي قابل قبول خريداري كنند، اما
اين چيزها در خلال دورة «كمونيسم جنگي» قدغن شده بود.
دشمنان نظم نوين اجتماعي، از اين نارضايتي در بخش دهقانها استفاده ميكردند تا
آنان را عليه حاكميت شوروي تحريك كنند. آنها در اين كار موفق شدند و در شماري
از مناطق روسيه مركزي، اوكراين، ناحية دُن و سيبري شورش كولاكها را به راه
انداختند و توانستند بخشي از دهقانان متوسط را به سمت خود جذب كنند. در مارس
1921 شورش ضدانقلاب در كرونستاد رخ داد.
در اين لحظه بحراني در تاريخ جمهوري، يكبار ديگر خِرد لنين متجلي شد و آن
هنگامي بود كه وي شخصاً تغيير شكل سياست اقتصادي را خواستار شد. سياست
اقتصادي جديد (نئپ) كه در حوزة كشاورزي توسط لنين پرورده شد، تكامل طرحي
بود كه بستر لازم را براي زيرساخت اقتصاد سوسياليستي فراهم ميساخت. وي آن را
در 1918 در رسالهاش تحت عنوان «وظايف مبرم دولت شورايي» جمعبندي كرده
بود.
لنين گفت، توان بخشيدن به اقتصاد كشور بايد از كشاورزي شروع شود، زيرا اقتصاد
كشور به طور كلي قادر نبود غلات و نيازهاي مواد خام مراكز صنعتي را فراهم آورد.
بدون كشاورزي، احياي صنايع نميتوانست امكانپذير شود و وسايل براي توسعة
صنايع سنگين گردآوري نميشد. وي گفت، روسيه كشور عمدتاً كشاورزي خردهپا
بود. طبقه كارگر بايد چند دورة مثبت را در زندگي با ميليونها روستايي
بگذراند، بايد آنان را بازآموزي كنند تا به سمت ساختمان سوسياليسم هدايت شوند.
اين كار، تنها با كمك سياست اقتصادي جديد ميتوانست تحقق يابد. ماهيت اين سياست
چه بود؟ چرا آن را جديد ميناميدند؟
لنين، به جاي سيستم «مازاد تقاضا»، ماليات بر جنس را پيشنهاد كرد و تجارت شخصي
در غلات و فروش مازادهاي غذايي ديگر را امكانپذير ساخت.
لنين در برابر حزب وظيفه «تجارت سازمانيافته» متناسب و تجديد سازمان
تعاونيهاي اشتراكي را قرار داد. از كمونيستها خواست تا حرفه تجارت را
فرابگيرند، آموزش ببينند تا كارگران و دهقانان براي عرضه كالاهاي ارزانتر و
بهتر از كاپيتاليستها، امكانات لازم را بهدست آورند. اين امر به دهقانان
انگيزه توليد بيشتر غلات را ميدهد، كه اين خود بازگشت حركت به سوي توانبخشي و
توسعة همه جانبه اقتصاد ملي را در پي دارد. وي تشريح كرد كه «نئپ» گرايش
به افزايش قدرت اتحاد بين طبقه كارگر و طبقه روستايي را دارد و حاكميت
شوروي را تحكيم ميبخشد.
سياست «نئپ» تنها سياست دورة انتقال از كاپيتاليسم به سوسياليسم بود. در ابتدا،
اين سياست دلالت بر يك بازگشت آشكار داشت، چرا كه تجارت خصوصي و استخدام خصوصي
نيروي كار را پذیرفته بود. اما، اين تنها يك برگشت به عقب موقتي به حساب ميآمد
و خطري براي سيستم شوروي در پي نداشت. صنعت، زمين، بانكها، راهآهن، حمل و نقل
رودخانهاي و دريايي در مالكيت حكومت بود.
دهمين كنگره حزب كه در 1921 برگزار شد مصوبات اساسي را كه دربارة مسايل سياسي
كشور و زندگي اقتصادي آن بود به تصويب رساند. كار كنگره توسط لنين راهبري
ميشد. او كنگره را افتتاح كرد و سخنرانيهاي پيوستهاي ايراد نمود: دربارة كار
سياسي كميتة مركزي، جايگزيني سيستم «مازاد تقاضا» به ماليات بر جنس، وحدت حزب و
انحراف به آنارشي سنديكاليستي، اتحاديه كارگران و دربارة مسأله
سوخت گزارش داد.
كنگره، پيشنهاد لنين را براي گذر به سياست اقتصادي جديد تصويب كرد. همچنين رأي
درباره اتحاديههاي كارگري را از تصويب گذراند و نقش وظايف آنها را تحت
شرايط جديد مشخص كرد. خط مشي لنين را در خصوص اتحاديههاي كارگري، آن طور كه وي
ترسيم كرده بود، مانند مدرسة مجريان، مدرسة مديريت، مدرسة كمونيسم، مورد
حمايت قرار داد.
مشكلات كه به طور نامطلوبي در زندگي كشور جاري بود، در وضعيت درون حزب نيز
تأثير گذاشته بود. اعضاي حزب تا پايان سال 1920 بيش از هفتصدهزار نفر بود كه
كمتر از نيمي از آن را كارگران و تنها يك چهارم را دهقانان تشكيل ميدادند.
مابقي شامل كارمندان، صنعتگران پيشرو و روشنفكران ميشد. شماري از
منشويكهاي سابق و سوسيال
ـ
انقلابها
از حزب تصفيه شده بودند. تعدادي از اعضاي حزب، از نظر سياسي موجسوار بودند.
گروههاي ضدحزبي به سركردگي تروتسكي، بوخارين و ديگر اپورتونيستها به
فعاليتهايشان جانِ تازهاي بخشيدند. آنان، عليه لنين، عليه مشي حزب، در خصوص
مسئله شيوههاي ساختمان سوسياليسم و نقش اتحاديههاي كارگري اعلام وجود كردند.
آنان، انظباط حزبي را زير پا گذاشتند، براي انشعاب در حزب تلاش كردند و قدرت
حزب را رو به تحليل بردند.
لنين، چنين اوضاعي را خطرناك ارزيابي كرد. وي اهميت سرنوشتسازي براي وحدت
حزبي قايل ميشد كه براساس نگرش او يكي از شاخصههاي اصلي قدرت حزب به حساب
ميآمد.
لنين خاطرنشان كرد، انشعاب درون حزبي به طور اجتنابناپذير به طرف از هم
گسيختگي اتحاد بين كارگران و روستاييان هدايت ميگردد و به فروپاشي حاكميت
شوروي و بازگشت كاپيتاليسم منجر ميشود. اما در نتيجه تصفيه و پاكسازي
درون حزبي، تركيب و ساختار حزب بهبود مييابد و اتحاد حزبي نيرومند
ميگردد.
با حمايت از قانون ارايه شده دربارة ماليات بر جنس به جاي سيستم مازاد تقاضا،
لنين اين فرآيند را آنگونه مدون ساخت كه تداوم عملي اين تصميمات به صورت عيني
قابل رؤيت باشد. وي، بهترين شيوه سازماندهي در توليد كشاورزي را توصيه نمود و
از محدودة سوسياليستي در امر كشاورزي حمايت كرد و با دقت در حوزة فعاليتهاي
كشاورزي دولتي بررسي و مطالعه نمود: آن شكل پرولتريِ اصيل در دامداري و
كشاورزي كه لنين بنا گذاشت، مزرعهداري اشتراكي حمايت شده بود. در عين حال،
عليه دستپاچگي بيمورد در رسيدن به آن هشدار داد.
در رساله
اش به نام «ماليات بر جنس» و مقالههايي همچون «چهارمين
مراسم سالگرد انقلاب اكتبر» و «اهميت طلا، اكنون و بعد از پيروزي كامل
سوسياليسم»، لنين به تفصيل براي كارگران و دهقانان مفهوم سياست اقتصادي
جديد را تشريح كرد و چگونگي اجراي آن را مشخص ساخت. با عمل به دستورالعملهاي
لنين، حزب، كار را براساس نوسازي اقتصاد ملي و بهبود شرايط زندگي مردم قرار
داد.
فعاليتهاي لنين، خستگيناپذير و گوناگون بود، وي توصيه و دستوالعملهاي عملي
براي كار جدي در دُنباس، صنعت نفت باكو و وضعيت فولاد و آهن ميداد. اغلب از
اهميت فوقالعادهاي كه «امكانات گيراي كرُسك» براي اقتصاد كشور داشت، يادآوري
مينمود. اولين ايستگاههاي برق با نظارت مستقيم وي ساخته شدند. برقراري
حقوق و دستمزد متناسب با كار، ارايه پرداختهاي تشويقي و محرك، پاداشهاي كمك
هزينه براي صرفهجويي در استفاده از اجناس و براي اصلاحات در توليد
–
تمام اين نكات را لنين براي نوسازي و توسعة صنعت، مهم ارزيابي ميكرد.
او نوشت: «فكر ميكنم مؤسسات بزرگ و كارخانهها براساس خودكفايي، بنياد
نهاده شوند تا به طور دقيق و به منظور پاسخگو بودن نسبت به مسؤليت كاريشان،
بتوانند محيط كار را بدون عيب و نقص اداره كنند.»
لنين قوياً از اصل مشوق مادي حمايت ميكرد: «مگر نه اين كه منافع شخصي وجود
دارد، چيز گَندي از آن به وجود نميآيد. ما بايد راهي براي انگيزههاي توليد
كردن پيدا كنيم.» با اين وجود، وي به رشد و توسعة بينش و شعور اجتماعي در
زحمتكشان، احساس مسؤليت و علاقة شخصي در كارشان باور داشت. قاطعانه دشمن سوء
مديريت و خرج بيهودة بودجههاي دولت بود؛ جلوگيري از اتلاف، قانون جامعه
كمونيستي است. اين امر در فرمول لنين بيان گرديد: «در چنين زماني
–
براي يك جامعه كمونيستي اصيل كه آن را هميشه بايد به عنوان يك حقيقت پذيرفت
–
هر ذرة غله و سوخت، بياغراق مقدس است... .»
حزب و دولت شوروي، حصول يك مديريت برنامهريزي شده، متمركز و قوي را براي
اقتصاد ملي هدفمند نمود، در حالي كه در همان زمان، رفتار آزاد براي ابتكار عمل
محلي و خوداتكايي را مجاز ميشمرد. در نامههايش به كژيژانوسكي، كسي كه بعداً
رييس كميسيون برنامهريزي دولتي شد، نشان ميدهد كه چطور كار اين كميسيون را
هدايت كرد. وي بر ارتباط تنگاتنگ برنامهريزي با زندگي واقعي مردم اصرار
ميورزيد و براي برنامهريزي، بر علم و تجربة پيشرفته تودهها پافشاري ميكرد.
گرچه به اندازة كافي مشغله داشت، اما دقيقاً تمام پيشرفتها و چشماندازهاي علم
و تكنولوژي را تعقيب ميكرد. علاقة خلاقي به كارهاي ماشينهاي برش ذغالسنگ در
دُنباس نشان داد
–
استخراج هيدروليكي ذغال سنگ خام و غيره. اسنادي كه براي ما به جا مانده است،
نشان دهندة علاقة پر شور وي نسبت به ابتكار و اختراع و حمايت و تشويق مبتكران و
مخترعان ميباشد.
لنين توجه قابل ملاحظهاي را وقف مسايل شغل مديريت و وسايل و امكانات دولتي
مينمود. وي، دشمن بوروكراسي، بيلياقتي و فرماليتة اداري بود. در خصوص
درگيريهاي كلامي، راجع به هرج و مرجهاي اداري در مؤسسات مهم گوناگون، لنين
نوشت: «ماشين اجرايي شوروي بايد به طور دقيق، هموار و با سرعت كار كند.»
او نقشي جدي در تدوين قوانين شوروي ايفا كرد و قاطعانه بر رعايت و پايبندي به
قوانين انقلابي اصرار ميورزيد. تمايل به شتابزدگي و تجديد سازمانهاي
نابهنگام اداري را به تندي مورد انتقاد قرار ميداد. در ژانويه 1922 نوشت:
«من از تجديد سازمانها، ترس كشندهاي دارم.»، توصيه كرد براي هر كار
مهمي، ابتدا در عمل و قبل از اينكه به صورت قانون درآيد، آزمايش و تست شود.
وي گفت، البته قوانين بايد گذرانده شوند «قبل از اينكه از روي چيزي بپريد،
با سه بار احتياط نگاه كنيد.»
هيچ كس بهتر از لنين، كاركنان دولت و حزب را نميشناخت. چقدر از آنان سپاسگذار
بود كه خودشان را وقف كمونيسم، وقف دانش حرفه خود و ثبات در ادامه مشي حزب كرده
بودند و با كارداني و انعطافپذيري به سوي گرايش متضمن به مقصود مردم، پيوند
خورده بودند. لنين، اين امر را نيز مفيد ارزيابي كرد، كه هر از چندگاهي،
كادرهاي حزبي در مشاغل داد و ستدي جابهجا شوند، اشاره داشت كه «كاركنان
كميتة مركزي بايد در تماس نزديكتر با مناطق محلي، قدرتمند شوند.» وي اصرار
ميكرد تا «مشاغل اجرايي كه توسط كميتة مركزي برگزيده ميشوند، نيروهاي
مناطق محلي را وارد جرگه كار كنند و كار آنان را نظارت نمايند و به آنان آموزش
دهند.» حزب توسط اين دستورالعملهاي لنين، در موضوعات آموزش و كنترل كارايي
كار مدون، راهنمايي و هدايت ميشد.
لنين آشكارا منتقد تمام رياستطلبان پرحرارت اداري و خشونت نسبت به اشخاص
زيردست بود. در فرصتي در مارس 1919، با شنيدن شكايات بيادبي از طرف «پراودين»،
عضو دفتر كميسارياي خلق در امور داخلي، وي به پتروسكي، كميسر خلق گفت:
«پراودين را شديداً تنبيه و فعاليتهايش را كنترل كنيد، به همان اندازه كه او
به كودني گرايش دارد، افشاگري كنيد.»
لنين در رابطه با سنجش افكار عمومي (نظرات) زحمتكشان، توصيه داشت كه انسان بايد
يك گوش را به آن اختصاص دهد. وي نوشت: «زحمتكشان شم دقيقي دارند و
همين امر آنان را قادر ميسازد تا بين كمونيستهاي ايثارگر و شريف كه با عرق
جبين در پي معاش هستند و برخوردار از امتياز طبقاتي نيستند و هيچ انگيزة جاذب
فردي ندارند، با آنان كه تنفر مردمي را برميانگيزند، تفاوت قايل شوند.
فشار زياد ناشي از كار، همراه با تأثيرات بعد از جراحتي كه در 1918 (يكي از
گلولهها هنوز در بدنش مانده بود) عارضش شده بود، سلامت لنين را رو به تحليل
ميبرد. با شروع زمستان 1921، با پافشاري دكترهايش، به دفعات براي استراحت و
درمان، ناگزير از توقف كارش شد. در 1922، ناگهان حالش بدتر شد، اما با وجود وضع
جسماني بيماريش به امور روزانة وظايف كشوري ادامه ميداد.
در مارس 1922 براي هفتمين كنگرة حزب سخنراني كرد. در گزارش سياسي خود، به
نمايندگي از طرف كميتة مركزي اولين سال «نئپ» را مورد بررسي قرار داد.
با خشنودي پيشرفتهاي تحقق يافته در تمام بخشهاي اقتصاد ملي را برشمرد و وحدت
طبقة كارگر و طبقة دهقانان را كه در نتيجة اجراي سياست اقتصادي جديد، استحكام
بيشتري يافته بود، از نظر گذراند. در عين حال، نقاط ضعف را به باد انتقاد گرفت.
استقرار راه و روش بلشويكي «انتقاد از خود و انتقاد از ديگران» را در
بهبود كار دولت، حزب و تمام نهادهاي كاري نشانه گرفت. لنين، آشكار كرد، دورة
عقبنشيني سپري شده و ديگر لازم بود تا عليه عناصر سرمايهداران سازماندهي صورت
پذيرد. در مباحثه راجع به نقش حزب در بناي زندگي نوين، عبارت داهيانهاش را
بدين مضمون بر زبان جاري ميساخت، هيچ قدرتي در جهان نميتواند منكر
دستاوردهاي انقلاب سوسياليستي اكتبر شود، چرا كه اين دستاوردها، اكنون بخشي از
تاريخ جهان را به وجود آوردهاند. اين بود آخرين كنگره حزبي كه لنين در آن
به سخنراني پرداخت.
لنين براي تابستان، خارج از مسكو، به كورگي رفت. در پايان مي، يك بازگشت جدي در
حالش به وجود آمد، اما با بهبودي مختصري كه در اواسط جولاي پيدا كرد، مكاتبات
كارياش را دوباره شروع نمود و درخواست كرد تا كتاب برايش فرستاده شود.
نوشتههايي كه در اين دوره مطالعه ميكرد، مشتمل بر 32 روزنامة متفاوت، 137
مجله به زبانهاي گوناگون و بسياري كتاب بود كه از موزة گوركي برايش ميبردند.
كارگران و دهقانان، از سراسر كشور، پيامهاي پر از احساس اداي احترام برايش
ميفرستادند كه در تمامي آنها، از عشق عميق خود نسبت به رهبرشان ميگفتند و
برايش سلامتي آرزو ميكردند. در مسكو، كارگران كارخانه «فرست گوزناك» مصوبهاي
را امضا كردند كه «ولاديمير ايليچ سه ماه است كه در استراحت بسر ميبرد، او را
ملزم كنيد تا دستور دكترها را انجام دهد، بايد قدرتش را به خاطر زحمتكشان
بازيابد.» دهقانان ناحية ماچكاپ، يويزدبوريس گلبسك، گابرنيا تامبوف نوشتند:
«آموزگار و رفيق بسيار عزيز، ما نمايندگان كنگره ناحيه، به نمايندگي از طرف
پانزده هزار نفر از دهقانان، بهترين آرزوهايمان را براي سلامتي كامل و فوري شما
ميفرستيم. رفقاي روستايي ما، ميخواهند بدانند كه چه وقتي شما دوباره احكام را
براي رفاه آنان امضا خواهيد كرد، ما ... استدعا داريم كه شما به فكر خودتان
باشيد و آرزو داريم كه خوب استراحت كنيد تا سلامتي كامل را بازيابيد.»
در اكتبر، لنين به كار بازگشت و رياست شوراي كميسارياي خلق را به عهده گرفت و
در امور كميتة مشورتي حزب شركت كرد و سخنرانيهاي بسياري ايراد نمود.
در چهارمين كنگره كمينترن در 13 نوامبر 1922 لنين گزارش تحت عنوان
«پنج سالِ انقلاب روسيه و چشماندازهاي انقلاب جهاني» را ارايه داد. لنين
به نمايندگان اظهار داشت كه حكومت شوروي براساس سياست اقتصادي جديد (نئپ) به چه
دستاوردهايي نايل شده بود. وي گفت: سپاس و درود به مشي حزب كمونيست و تلاش
قهرمانانة كارگران در سرانجام بخشيدن به نئپ كه توانست پيشرفت اقتصادي بزرگي را
نصيب جمهوري شوروي گرداند. سيستم مالي تقويت شد، تجارت سازمان يافته گرديد،
زراعت مقبولتر گشت و همچنين توسعه در حوزة فرهنگ ملموس به نظر رسيد. لنين نشان
داد كه اين موفقيتها حاصلِ مشي صحيح دولت شوروي و حزب كمونيست بود.
وي سخنرانياش را براي نمايندگان با اين گفته كه تجربه حزب بلشويك و درسهاي
انقلاب بايد با روحي خلاق و نه به صورت دُگم درك شود، پايان داد.
در 20 نوامبر 1922، لنين در اجلاس عمومي شوراي مسكو به ايراد سخنراني پرداخت كه
در آن وضعيت كشور بعد از شكست گاردهاي سفيد و مداخلهگران خارجي را مورد بررسي
قرار ميداد. رئوس وظايف پيش روي مردم را ترسيم نمود، راهها و وسايل مواجهه با
آنها را مشخص ساخت و بر ضرورت صرفهجويي و مديريت بهينه در نگهداري اقتصاد ملي
اصرار ورزيد و بر نقش حزب در بناي جامعة سوسياليستي تأكيدي خاص ابراز داشت. وي
با عقيدة راسخ ابراز كرد: «روسيه نئپ، روسيه سوسياليست خواهد شد.» اين
آخرين سخنراني عمومي لنين بود.
لنين نسبت به استحكام پيوندهاي دوستي در ميان ملل، توجه جدي مبذول ميداشت و
هميشه عليه نابرابري و ستم ملي كه منافع بيحد و حصر استثمارگران را در پي
داشت، مبارزه ميكرد. بعد از پيروزي انقلاب اكتبر، لنين مسأله مورد علاقه براي
توسعة جمهوريهاي ملي را آشكار كرد و دوستي ملل را به مثابه زيرساختي كه براساس
آن قدرت حاكميت شوروي به آن متكي شود را مورد توجه قرار داد. وي پيشنهاد كرد تا
كشورهاي كثيرالمله شوروي در يك كشور واحد، متحد شوند.
در نامههايي كه به اعضاي دفتر سياسي حزب با عناوين «دربارة شكلگيري اتحاد
جماهير شوروي سوسياليستي» و «مسألة مليتها يا خودمختاري» نوشت، مباني اصلي
اتحاد جمهوريها را مطرح كرد كه به معني ايجاد اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي
–
اتحاد داوطلبانة ملل مستقلِ برخودار از حقوق برابر براساس اصول انترناسيوناليسم
پرولتري
–
بود. اين اولين دولت كثيرالمله در تاريخ بود كه بر پاية دوستي بين ملتها به
وجود آمد و در اين رفاقت بود كه لنين منشأ قدرت تسخيرناپذير حاكميت شوروي را
ملاحظه كرد.
اولين كنگره اتحاد يكپارچه ملل شوروي كه در دسامبر 1922 تشكيل شد، قطعنامهاي
را براي شكلگيري اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي از تصويب گذراند. در اين زمان،
لنين به دليل بيماري نتوانست در كنگره حضور داشته باشد، اما سراسر كار كنگره و
بيانية آن دربارة ساختار اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي و عهدنامة پيمان اتحاد،
تجسمي از دستورالعملهاي وي بود كه الهام گرفته از ايدة برابري و برادري ملتها
در تشريك مساعي با يكديگر بود. لنين، در اين كنگره به عنوان رييس شوراي
كميسارياي خلق اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي انتخاب گرديد.
در دسامبر 1922، بار ديگر بيماريش عود كرد، اما تا اندازهاي در ژانويه و فوريه
1923 وضع بهتري پيدا كرد. در خلال اين دوره مقالات مشهورش را به خاطر اين كه
ديگر نميتوانست بنويسد، ديكته كرد: «نامه به كنگره»، «ورقهايي از خاطرات»،
«دربارة مشاركت و تشريك مساعي»، «انقلاب ما»، «بايد چگونه تجديد سازمان كارگران
و دهقانان را بررسي كنيم» و «بيشتر محدودتر، اما بهتر».
ارادة تزلزل ناپذيرش، آگاهي از مسؤليت و علاقه به آيندة كشور به خاطر پيشرفت
مداوم آن، به لنين قدرت ميبخشيد تا بتواند با درد ناشي از بيماريش به ستيز
بستيزد و چيزهايي را به سرانجام رساند كه به نظر ميرسيد فراسوي حد و مرز تحمل
انسان باشد. با وجود بيماري سخت، تعدادي از آثار برجستهاش را در يك دورة
كوتاه شش هفتهاي نوشت.
برجستگي و اهميت آخرين نامهها و مقالههاي لنين، فوقالعاده گرانبها هستند.
در حقيقت اين آثار كار جامعي هستند كه نتايج و موضوعات دربرگرفته در نوشتهها و
سخنرانيهاي پيشين وي را دقيقاً همسو و يكپارچه نموده و جرئيات طرح بزرگ
ساختمان سوسياليسم در اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي را تشريح كردهاند و
برنامهاي براي دگرگوني زيرساخت سوسياليستي روسيه طرحريزي كرد كه انتظار و
توقع همگاني جنبش آزاديخواهانة جهان را توسعه بخشيد و به آن پاسخ داد.
لنين هر چيزي را كه روسيه براي بناي سوسياليسم نياز داشت، مورد توجه قرار داد،
وي خاطرنشان كرد، وظيفه عمده بايد بازسازي و توسعه صنايع، به ويژه صنايع
سنگين باشد، حذف و فاصله گرفتن از اقتصاد و تكنيكهاي عقب مانده و پيشرفت براي
رسيدن به رديف جلو در ميان كشورهاي پيشتاز جهان باشد. تحقق اين امر، ضرورت
توسعه صنايع بزرگ، صنعتي شدن و برقي شدن كامل كشور را طلب ميكرد و افزايش
بهرهوري كار را نياز داشت.
لنين بر اين باور بود كه براي ساختن سوسياليسم، استحكام وحدت طبقة كارگر و
دهقانان، شرط لازم بود. طبقة كارگر بايد دهقانان را رهبري نمايد و آنان را به
سوي برپايي بناي سوسياليسم رهنمون شود و به آنان براي سازماندهي مزارع كوچك از
هم جدا شده و پراكنده كمك كند تا در مزارع اشتراكي با مقياس گستردة مجهز به
ماشينآلات كشاورزي تبديل شوند. تنها شيوهاي كه ميتوانست روستاييان را به
سمت ساختار سوسياليسم سوق دهد، شركت تعاوني بود. در شركت تعاوني، نفع شخصي
روستاييان با منافع عمومي كشور و جامعه به مثابه يك تن واحد، پيوند ميخورد.
دولت شوروي بايد به روستايياني كه شركتهاي تعاونيشان را سازماندهي كرده
بودند، كمك ميكرد و امكانات لازم براي آنان، نظير تراكتور و ديگر ماشينآلات
مربوط به كشاورزي را فراهم ميساخت. تا آنجا كه، اگر به سال 1919 بازگرديم،
لنين در گزارش خود به هشتمين كنگره حزب گفت: اگر ما بتوانيم به نواحي
روستايي يكصدهزار تراكتور مرغوب بدهيم و براي آنان كارگران فني تدارك ببينيم،
روستاييان، كمونيسم را برخواهند گزيد.
بناي سوسياليسم در ذهن لنين، با انقلاب
فرهنگي
پيوند خورده بود. اين وظيفه، اهميت فوقالعادهاي داشت. از اين رو، وي تأكيد
ميكرد كه هيچ بودجهاي نبايد براي آموزش و پرورش عمومي در محاق قرار گيرد.
لذا وظيفة سريع ريشهكني بيسوادي را پيش پاي حزب قرار داد كه در
استمرار آن، بسط و گسترش مدارس ابتدايي، متوسطه، استثنايي و بالاتر، توسعه
بخشيدن به تمام شاخههاي علوم و ساختن نخبگان (روشنفكران) از ميان مردم بود.
وي، آموزه داد كه دولت پرولتاريايي مهمترين وسيله براي برپايي سوسياليسم محسوب
ميشود. حكومت شوروي ماشين كهنة دولت را نابود و دستگاه نوين شورايي را به وجود
آورد و تودههاي زحمتكش را به راه خود سوق داد. اين يك دستاورد عظيم تاريخي
بود، هر چند كه در ابتدا بخشهايي از آن، ناپخته و ناكافي كار ميكردند.
كادرهاي ساويت (شوروي) جوان، هنوز تجربه كافي در حكومت نداشتند.
لنين به طور مستمر تودهها را براي ادارة كشور و تسلط به تكنيك مديريت آموزش
ميداد و به شدت عليه بوروكراسي، عليه سنگدلي و بيرحمي نسبت به نيازها و منافع
زحمتكشان و عليه نگرش تشريفاتي نسبت به مقولة كار، سرِ ستيز داشت. زندگي
شخصياش، نمونهاي از خود انظباطي و خودكارايي بود. جلسات شوراي كميسارياي خلق
كه وي رياست آن را بر عهده داشت، هميشه با كارآمدي شايستهاي اداره ميشد. لنين
براي حضور در جلسات، هرگز دقيقهاي تأخير نداشت. سخنرانان، بيش از سه تا پنج
دقيقه اجازة صحبت نداشتند و از آنان درخواست كرده بود تا دلايل و ارقام تحقيق
شده را صحيح ارايه دهند و مقاصد را به وضوح روشن نمايند. از لفاظي و
بيهودهگويي محض بيزار و در برابر اطلاعات غلط و نامشخص نابردبار بود، اما
دقيقاً به سخنان نمايندگان مناطق و به نظرات هر شخص در هر پُست و مقامي گوش فرا
ميداد. وي هميشه براي گماردن اشخاص جديد براي سپردن كار به آنان، در حد مشاغلي
خاص كه توانا بر انجام آن باشند، آماده بود.
وي فوقالعاده به كار جمعي فكر ميكرد و آن را تشويق مينمود، تصميمات در بارة
مباحث مهم را بدون اين كه در شوراي كميتة حزب و يا در شوراي كميساراي خلق در
ميان گذاشته شود، نادرست ارزيابي مينمود، مايل بود تا تمام مباحث، دقيقاً به
بحث گذاشته شود و به طور جمعي توافق حاصل آيد. او جمعگرايي را به مثابه اصل
عمده و كليدي حزب و رهبري حكومت، مورد توجه قرار ميداد.
اين اصل،
در زمان لنين ، هرگز زير
پا گذاشته نشد، حتي در جريان جنگ داخلي، هنگامي كه تشكيل كنگرهها با اشكال
فراوان انجام ميشد،
با اين وجود هر سال به طور منظم تشكيل ميگرديد: هفتمين كنگره در 1918، هشتيمن
در 1919، نهمين در1920، دهمين در 1921 و يازدهمين در 1922. لنين در دوازدهمين
كنگره در 1923 به دليل بيماري نتوانست حضور داشته باشد، اما گردش كارهاي آن، با
دستورالعملهاي وي هدايت شد. در عين حال، لنين تبيين
كرد، رهبري جمعي، نفي مسؤليت
شخصي در رابطه با حرفه هر كس نميتوانست باشد.
وي از تمام كارمندان حزب و دولت براي ابتكار عمل، براي احساسكامل مسئوليت
فردي، براي اثبات جدي اجراي تمام قوانين و مقررات، براي معاينه و ارزيابي در
خصوص اين كه امور در عمل چگونه انجام ميشود ـ آنگونه كه انتظارش را داشت ـ
درخواست نمود و به خصوص در اجراي اين امور، براي كمونيستها استاندارد بالايي
را مقرر نمود. لنين به دفعات خاطر نشان ميكرد كه آنان، نمايندگان حزب بلشويك
هستند و قضاوت مردم نسبت به كل حزب، توسط رفتار آنان صورت ميپذيرد، اين امر
آنان را ملزم ميسازد تا سرمشق خوبي در هر جايي و چيزي باشند. وي تأكيد
داشت كه اعضاي حزب هيچ الويت يا امتيازي بر ديگر مردم ندارند، بلكه تنها مسؤليت
آنان بيشتر ميباشد.
لنين بيوقفه نقاط ضعف در كار سازمانهاي حكومت را به طور بيپرده مطرح ميكرد
و اصرار داشت بقاياي ريشهدار گذشته به كنار گذاشته
شود و دستگاههاي حكومت از تمام نشانهاي اسرافكاري تصفيه شوند.
به منظور سادهسازي
دستگاههاي حكومتي، كاستن از پرسنل اضافي و به حداقل رساندن مخارج را در دستور
كار قرار داده بود. به مردم آموخت تا خود را با زندگي نوين، شيوة سوسياليستي
كار، و وظايفشان وفق دهند
و قوانين حكومت را به طور جدي رعايت كنند. وي عليه رشوهخواري، كه آن را ميراث
برجاي مانده از تزاريسم ميناميد، مبارزه ميكرد. در مي 1918 به كورسكي، كه
بعدها كميسر خلق براي تشكيلات قضايي شد، دستور داد تا پيشنويس قانوني را براي
مجازات شديد رشوهخواران
فراهم آورد.
خودِ لنين نمونهاي از خودانظباطي
سختي بود كه آن را از حزب و كاركنان دولت انتظار داشت. براي او تصميم حزب،
قانون بود و همين شيوه را از ديگران تقاضا ميكرد. هميشه عادت داشت بگويد:
آن كس كه انظباط
حزب را زير پا بگذارد به دشمنان حزب كمك ميكند.
لنين گفت، قوانين حكومت و مقررات زندگي جامعة سوسياليستي،
هر
كسي را متعهد ميكند، از اين لحاظ براي هيچ كس استثناء قايل نميشود. در مي
1918، مدير ادارة شوراي كميسارياي خلق را به خاطر اين كه به طور غيرمجاز حقوق
لنين را افزايش داده بود، به سختي مورد مؤاخذه و سرزنش قرار داد.
يك بار، لنين به تعدادي كتاب از كتابخانة راميانتسز (اكنون كتابخانة لنين)
احتياج داشت، تقاضا كرد كتابها را به خانهاش بفرستند، اما با اين جمعبندي كه
ممكن است اين امر مخالف مقررات باشد، مجبور شد كتابها را فقط همان شب نزد خود
نگهدارد و هنگامي كه صبح، كتابخانه باز شد، آنها را برگرداند. لنين از خصوصيات
دلنشين انساني، همچون فروتني، سادگي و احساس همدردي برخوردار بود. جايي كه شخص
خودش مورد توجه قرار ميگرفت، نميتوانست ستايش و تحسين را تحمل كند.
كمونيستهاي مسكو تصميم گرفتند به خاطر پنجاهمين سال تولد رهبرشان نشستي برپا
دارند. لنين، فقط در پايان جمعِ دوستانه رسيد و با اطاعت از درخواست مصرانة
رفقا،
سخنان كوتاهي مبني بر اين كه خودش را به طور كامل وقف حزب ميكند…
ارائه داد. وي كمونيستها را عليه خطر خودپسندي بر حذر داشت و حزب را به
متمركز كردن توجهاش بر روي مسائل عقب افتاده فرا خواند.
لنين نسبت به دشمنان سوسياليسم غيرقابل سازش و
در برابر كساني كه نسبت به حزب و نظم حكومت مسامحه روا ميداشتند يا از بيدقتي
در كار گناهكار بودند، بسيار پيگير و پر توقع بود. او گفت، فرد ميتواند شغلي
را براي انجام آن، اگر لازم باشد بيش از دهبار بياموزد، مشروط به اين كه ارزشش
را داشته باشد.
توجه دقيقي به نامهها و شكايتهاي زحمتكشان، از خود نشان ميداد و
به كاركنان سراسر دستگاهها انجام اين كار را ميآموخت. دستورالعلهايي
براي منشيها صادر كرده بود تا تمام شكايتهاي رسيدة كتبي در ظرف بيست و چهار
ساعت و شكايتهاي شفاهي در مدت چهل و هشت ساعت به او گزارش شود، بررسي دقيق بر
اجراي تصميمات اتخاذ شده در رابطه با چنان شكايتهايي
را پافشاري مينمود.
درآخرين مقالههايش، بارها برضرورت ادامة سياست مسالمتآميز خارجي، نبرد دائم
براي صلح، براي استقرار ارتباطات حرفهاي با كشورهاي كاپيتاليستي و براي
همزيستي مسالمتآميز كشورها با سيستمهاي اجتماعي متفاوت تأكيد كرد. در عين حال
بر هوشياري هميشگي كه بايد در
آن آزموده شد، اصرار ميورزيد تا وسايل دفاعي كشور توانمند شود و ارتش سرخ به
مثابة مردمك چشم حفظ گردد. لنين، قاطعانه اعتقاد داشت كه سوسياليسم
پيشرفتهترين سيستم اجتماعيست كه سرانجام ميبايد در تمام كشورهاي جهان مستقر
شود.
يكي از آخرين نوشتههاي لنين به كنگره «نامه به كنگره» بود اين نامه
براي نمايندگان سيزدهمين كنگره حزب در مي 1924 قرائت شد كه در آن، لنين مجدداً
بر ضرورت سالم نگهداشتن وحدت حزب پافشاري كرده بود و انسجام و استواري
كميتة مركزي را به مثابة شرط ضروري براي وحدت حزب مورد توجه قرار داده بود. در
«نامه به كنگره» پيشنهاد كرد، شمار اعضاي كميتة مركزي به تعداد مناسبي
افرايش پيدا كند كه اين امر براي بهبود بخشيدن به اعتبار و اقتدار كميتة مركزي
به عنوان يك مجموعة
مشترك ضرورت داشت و «براي جلوگيري تعارضات بين بخشهاي كوچك كميتة مركزي در
كسب نفوذ افراطي براي آيندة حزب» لازم بود. نامهاش، سرشار از دلواپسي براي
وحدت و قدرت حزب بود.
تروتسكي با
طرح لنيني تقويت كميته مركزي در افزايش اعضاي آن، مخالفت كرد، اما مخالفت وي
توسط كميتة مركزي رد شد.
لنين در نامهاش مقولة استحكام حزب را از ديدگاه خصوصيات فردي تعدادي از اعضاء
كميتة مركزي كه مختصراً زينويف، كامنوف، تروتسكي، بوخارين، پياتاكف و
استالين را دربر ميگرفت، توصيف و مورد بررسي قرار داده بود. وي خاطرنشان
كرد، سلوك تسليم طلبانة كامنوف و زينويف در شب انقلاب اكتبر نميتوانست
تصادفي باشد. او از ضد بلشويسم تروتسكي و مبارزة وي عليه كميتة مركزي نام
برد و تروتسكي را به عنوان مردي ارزيابي نمود كه امور را با خود
اطميناني افراطي در دست ميگيرد و با زيادهروي، مشتاق فرمانبرداري مردم است.
لنين دربارة تروتسكي گفت: «او با ماست، اما يكي از ما نيست.»
در همان نامه، لنين از ترديدهاي خود دربارة استالين نوشت: «در صورت تمركز
قدرت زياد در
دستان او، استالين به خاطر خطاهاي شخصي عمدهاش، قادر به استفاده از قدرت، با
بصيرت لازم نميتواند باشد».
وي از كنگره درخواست كرد تا جايگزيني رفيق استالين در پست دبير كلي كميتة مركزي
مورد بررسي قرار گيرد. لنين اعتقاد داشت كه اين مقام توسط شخصي بايد اشغال شود
كه «از تمام جهات ديگر از رفيق استالين كه تنها يك امتياز دارد، متفاوت
باشد، بدين معني كه شكيباتر، صادقتر، فرهيختهتر و نسبت به رفقا با ملاحظهتر
و كمتر دمدمي و غيره باشد.»
سيزدهمين كنگره، به بررسي مبارزه سازشناپذير استالين عليه تروتسكيسم و دفاع
استالين از مشي لنينيستي حزب پرداخت و وي را در پست دبيركلي كميتة مركزي
حزب ابقاء نمود.
در آغاز مارس 1923، حالِ لنين رو به وخامت گذاشت و در ماه مي به شهر گوركي
بازگشت. حزب و تمام مردم با نگراني گزارشهاي مربوط به سلامتي رهبرشان را تعقيب
ميكردند. نزديك به نيمة تابستان، حال وي قدري بهبود پيدا كرد، در 18 و
19 اكتبر از مسكو ديدار به عمل آورد. نادژدا كروپسكايا، اين روزها را در
خاطراتش توصيف كرده است: «يك روز آفتابي به طرف گاراژ رفت، سوار ماشين شد و
اصرار كرد تا به مسكو برده شود. در كرملين، به تمام اتاقها سري ميزد، به اتاق
كارش ميرفت، به سالن مجلس شوراي كميسارياي خلق مينگريست، پس از آن، اشتياق
رانندگي در شهر را ابراز مينمود…
وي دستهبندي يادداشتهايش را سروسامان داد، سه جلد هگل را جدا كرد، آن را
هميشه همراه خود داشت…
روز بعد براي بازگشت، از خود بيقراري نشان ميداد.»
در شروع نوامبر 1923، هيأتي به نمايندگي از طرف كارگران كارخانه گلوخوف، از
لنين در شهر گوركي ديدار كردند. آنان كه 18 درخت گيلاس براي
او
هديه آورده بودند به اتاق پذيرايي راهنمايي شدند. فوراً در باز شد و لنين با
لبخند به داخل آمد. وي به طرف كارگران رفت و با هر يك از
آنان دست داد. بعد از پنج دقيقه مصاحبت با لنين، نمايندگان اجازه خواستند تا وي
را درآغوش گرفته ببوسند. در پايان كارگر شصت سالهاي به نام كوزنتسوف براي عرض
خداحافظي پيش
آمد. هر
دو، حدود دو دقيقه با بازواني كه دور يكديگر را دربرگرفته بودند، ايستادند.
پيرمرد در ميان اشكهايش چيزي را بازگو ميكرد: «ولاديمير ايليچ، من يك
كارگر هستم، آهنگر. به هر
آن چه گفتي، قوام خواهيم بخشيد.»
وقتي آنها رفتند، تا پاسي از شب بيدار ماند و نامة احوالپرسي كارگران گلوخوف
را ميخواند و بازخواني ميكرد. اين آخرين ديدار وي با كارگران بود.
در 21
ژانويه 1924، در ساعت شش و نيم بعد از ظهر، لنين به علت خونريزي مغزي درگذشت.
در شب 21 ژانويه، كميتة مركزي حزب جلسة عمومي تشكيل داد و خطابيهاي براي مردم
تهيه كرد كه ميگفت: «انساني درگذشت كه تحت رهبري قاطعانهاش، حزب ما توانست
در بحبوحة پيكارها و در ميان آتش نبردها، با عزمي راسخ، پرچم انقلاب را در
سراسر ميهن بيافرازد، مقاومت دشمنان را درهم بكوبد و به طور قطع برتري زحمتكشان
را بر روسيه تزاري به اثبات رساند. بنيانگذار انترناسيونال كمونيستي، رهبر
كمونيسم جهاني، عاشق و ماية غرور انترناسيونال پرولتري، پرچمدار شرق تحت ستم،
رهبر ديكتاتوري كارگران، در روسيه درگذشت.»
اين خبر غمانگيز، فوراً در سراسر كشور و در سرتاسر جهان انتشار يافت. در 22
ژانويه، كالنين، رئيس كميته اجرايي، درگذشت لنين را به نمايندگان يازدهمين
كنگره شوراهاي سراسري روسيه كه در آن هنگام برگزار ميشد، اعلام كرد.
در 23 ژانويه، كالبد بيجان لنين را از گوركي به مسكو آوردند و در سالن
«ستونهاي خانة اتحاديههاي كارگري» قرار دادند. براي چهار شبانه روز، در هواي
يخبندان گزنده، صدها هزار نفر از مردم ـ كارگران و دهقانان، سربازهاي ارتش سرخ
و كاركنان دفتري، هيأتهاي
نمايندگي از سراسر سرزمين شوروي، بزرگسالان و بچهها ـ از كنارش عبور ميكردند
تا براي آخرين بار نسبت به رهبر كبيرشان اداي احترام كنند.
اندوه ملي توان فرسا بود. در 26 ژانويه، نشست يادبودي از طرف دومين كنگره ملل
متحد شوروي، در بلشوي تأتر برگزار شد. نخستين سخنران، كالنين رئيس مركزي كميتة
اجرايي اتحاد جماهير
شوروي سوسياليستي بود. او گفت، دولت شوروي بايد به طور انحراف ناپذيري ادامهدهندة
دستورات لنين در سياست داخلي و خارجي باشد.
كروپسكايا، سخنش را با تقاضا از تمام زحمتكشان اتحاد شوروي، از تمام محرومان
جهان براي وحدت زير پرچم لنين و در لواي پرچم كمونيسم پايان داد.
در ميان ديگر
سخنرانان كنگره؛ استالين، كلارازتكين، نريمانف نيز بودند. سرگيف، از طرف
كارگران كارخانه كراسي پوتيلوف و كراپوشكين از طرف دهقانان غير حزبي، وروشيلف،
از طرف ارتش سرخ، اسمورودين، از طرف جوانان و آكادميسين اُلدنبروگ به نمايندگي
از طرف دانشمندان سخنراني
كردند.
كنگره براي زنده
نگهداشتن خاطرة لنين رأي
داد تا نشاني را براي زحمتكشان جهان برگزيند. تأكيد كرد بهترين ياد
بود براي لنين ميتوانست انتشار انبوه و گستردة آثارش باشد، آثاري كه ايدههاي
كمونيسم را به اقصي نقاط جهان برساند.
بنا به درخواست كارگران پتروگراد، كنگره، شهرشان را تغيير نام داد و از آن به
بعد، آن را لنينگِراد ناميدند.
مراسم تشيع جنازه در ساعت 4 روز 27 ژانويه انجام شد. تابوت در آرامگاه مخصوص كه
براي آن در ميدان سرخ ساخته شده بود، قرار گرفت.
مردم شوروي از رهبرشان با اندوهي عظيم وداع گفتند. انترناسيونال پرولتاريا،
براي پنج دقيقه توقف تمام كارها را خواستار شد. وسايل نقلية موتوري و ترنها از
جنبش بازماندند، كار در كارخانهها و مؤسسات مربوطه به خاطر احترام به ولاديمير
ايليچ لنين متوقف شد. اكنون رهبر و آموزگار زحمتكشان جهان، بهترين دوست و مدافع
آنان، براي هميشه، آرام خفته بود.
مرگ لنين براي حزب، طبقة كارگر اتحاد شوروي، براي تمام جنبش كارگري و كمونيستي
جهان، ضايعهاي دردناك بود. براي جبران اين فقدان عظيم، حزب در كارِ به هم
پيوستهتر كردن كميتة مركزي در گرداگرد خود بود، در حالي كه تودههاي زحمتكشان
دور حزب لنين حلقه ميزدند و دهها هزار نفر از كارگران، تمايل براي پيوستن به
حزب لنين را ابراز ميداشتند. كميتة مركزي، نامنويسي لنيني ويژه را از كارگران
اعلام نمود و در ظرف چند روز بيش از دويست و چهل هزار نفر از كارگران به حزب
ملحق شدند.
به اصول و
آموزههاي لنين، حزب كمونيست ـ حزبي كه وي بهوجودآورد، آن را آبديده كرد و
حزبي كه مردم شوروي را در مسير جادهاي كه آن انسان بزرگ طرح ريزي و هدايت نمود
ـ وفادار ميمانيم.
نام لنين،
اهداف و آموزههاي او در اعصار زنده خواهد ماند. آرمان لنين شكست ناپذير است! پایان - نشر مهر، 1381 آرشیو: هادی پاکزاد |
|
فرهنگ توسعه - 1388 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |