شماره 306- بروزرسانی: دوشنبه 28/02/1388 18, 2009 May           بازگشت به صفحه اصلی

به مناسبت صد و سی و نهمین سالگرد تولد ولادیمیر ایلیچ لنین

«گذری کوتاه بر زندگی ولادیمیر ایلیچ لنین»

 

معمار و سازمانده ساختمان سوسياليسم

مؤلفان: ج.د.ابیچ‌کین، ک.آ.استروخوا،

 

م.ی.پانکراتوا، ی.ن.استلیفروسکایا

برگردان: هادی پاکزاد

Hadi.pakzad@yahoo.com

(بخش پایانی)

 

موزه تاریخ و آرامگاه لنین (برج چپ)

 

حزب كمونيست با رهبري لنين، ماهرانه و شجاعانه، مردم شوروي را در ميان تمام گرفتاري‎ها و آزمون‎هاي سخت جنگ داخلي هدايت كرد. ولي موانع هولناك تازه‎اي در مسير بازسازي اقتصادي سربرآورد. با اين‎كه امپرياليست‎ها با توسل به فشار مسلحانه براي اضمحلال جمهوري شوروي شكست خورده بودند، اما كشور را با چنان وسعتي به مخروبه تبديل كردند كه به گفتة لنين «به نيمي از اهدافشان رسيدند.»

     توليدات صنعتي به يك هفتم رقم قبل از جنگ رسيد. بدترين ضربه در مناطق تحت اشغال گاردهاي سفيد و متجاوزان خارجي، متوجه كارخانه‎ها شده بود. بيشترين مؤسسات به خاطر نياز به سوخت و مواد خام از كار افتاده بودند. توليد ناخالص ملي آهن خام و پارچه كتان به ترتيب كمتر از يك كيلوگرم و يك متر بود. راه‎آهن به طور كامل خراب شده بود. كارگران در شهرها در گرسنگي به سر مي‎بردند، كشاورزي در وضعيت نابودي كامل قرار داشت. در جريان جنگ داخلي و مداخله‎گران خارجي، دهقانان دولت شورايي را پشتيباني كرده بودند، دولتي كه به آنان زمين و آزادي داده بود و آنان را از زير يوغ بزرگ مالكان نجات داده بود. دهقانان تمام درد و رنج را تحمل كرده و فداكاري‎هاي زيادي از خود بروز داده بودند، آنان سياست «كمونيسم جنگي» را قبول داشتند. اما وقتي كه كشور بناي صلح‎آميز را در پيش گرفت، آنان در برابر سيستم مازاد تقاضا، شروع به عدم رضايت و ناسازگاري گذاشتند. دهقانان براي مرمت و بازسازي مزارع خواستار كالاي صنعتي بودند، ولي چيزي وجود نداشت. آنان مي‎خواستند تا آزادانه ثمرة توليد كارشان را به فروش رسانند، توليدشان را در بازار بفروشند و كالاي مورد نياز صنعتي را با بهاي قابل قبول خريداري كنند، اما اين چيزها در خلال دورة «كمونيسم جنگي» قدغن شده بود.

     دشمنان نظم نوين اجتماعي، از اين نارضايتي در بخش دهقان‎ها استفاده مي‎كردند تا آنان را عليه حاكميت شوروي تحريك كنند. آن‎ها در اين كار موفق شدند و در شماري از مناطق روسيه مركزي، اوكراين، ناحية دُن و سيبري شورش كولاك‎ها را به راه انداختند و توانستند بخشي از دهقانان متوسط را به سمت خود جذب كنند. در مارس 1921 شورش ضدانقلاب در كرونستاد رخ داد.

     در اين لحظه بحراني در تاريخ جمهوري، يك‎بار ديگر خِرد لنين متجلي شد و آن هنگامي بود كه وي شخصاً تغيير شكل سياست اقتصادي را خواستار شد. سياست اقتصادي جديد (نئپ) كه در حوزة كشاورزي توسط لنين پرورده شد، تكامل طرحي بود كه بستر لازم را براي زيرساخت اقتصاد سوسياليستي فراهم مي‎ساخت. وي آن را در 1918 در رساله‎اش تحت عنوان «وظايف مبرم دولت شورايي» جمع‎بندي كرده بود.

     لنين گفت، توان بخشيدن به اقتصاد كشور بايد از كشاورزي شروع شود، زيرا اقتصاد كشور به طور كلي قادر نبود غلات و نيازهاي مواد خام مراكز صنعتي را فراهم آورد. بدون كشاورزي، احياي صنايع نمي‎توانست امكان‎پذير شود و وسايل براي توسعة صنايع سنگين گردآوري نمي‎شد. وي گفت، روسيه كشور عمدتاً كشاورزي خرده‎پا بود. طبقه كارگر بايد چند دورة مثبت را در زندگي با ميليون‎ها روستايي بگذراند، بايد آنان را بازآموزي كنند تا به سمت ساختمان سوسياليسم هدايت شوند. اين كار، تنها با كمك سياست اقتصادي جديد مي‎توانست تحقق يابد. ماهيت اين سياست چه بود؟ چرا آن را جديد مي‎ناميدند؟

     لنين، به جاي سيستم «مازاد تقاضا»، ماليات بر جنس را پيشنهاد كرد و تجارت شخصي در غلات و فروش مازادهاي غذايي ديگر را امكان‎پذير ساخت.

     لنين در برابر حزب وظيفه «تجارت سازمان‎يافته» متناسب و تجديد سازمان تعاوني‎هاي اشتراكي را قرار داد. از كمونيست‎ها خواست تا حرفه تجارت را فرابگيرند، آموزش ببينند تا كارگران و دهقانان براي عرضه كالاهاي ارزان‎تر و بهتر از كاپيتاليست‎ها، امكانات لازم را به‎دست آورند. اين امر به دهقانان انگيزه توليد بيشتر غلات را مي‎دهد، كه اين خود بازگشت حركت به سوي توان‎بخشي و توسعة همه جانبه اقتصاد ملي را در پي دارد. وي تشريح كرد كه «نئپ» گرايش به افزايش قدرت اتحاد بين طبقه كارگر و طبقه روستايي را دارد و حاكميت شوروي را تحكيم مي‎بخشد.

     سياست «نئپ» تنها سياست دورة انتقال از كاپيتاليسم به سوسياليسم بود. در ابتدا، اين سياست دلالت بر يك بازگشت آشكار داشت، چرا كه تجارت خصوصي و استخدام خصوصي نيروي كار را پذیرفته بود. اما، اين تنها يك برگشت به عقب موقتي به حساب مي‎آمد و خطري براي سيستم شوروي در پي نداشت. صنعت، زمين، بانك‎ها، راه‎آهن، حمل و نقل رودخانه‎اي و دريايي در مالكيت حكومت بود.

     دهمين كنگره حزب كه در 1921 برگزار شد مصوبات اساسي را كه دربارة مسايل سياسي كشور و زندگي اقتصادي آن بود به تصويب رساند. كار كنگره توسط لنين راهبري مي‎شد. او كنگره را افتتاح كرد و سخنراني‎هاي پيوسته‎اي ايراد نمود: دربارة كار سياسي كميتة مركزي، جايگزيني سيستم «مازاد تقاضا» به ماليات بر جنس، وحدت حزب و انحراف به آنارشي سنديكاليستي، اتحاديه كارگران و دربارة مسأله سوخت گزارش داد.

     كنگره، پيشنهاد لنين را براي گذر به سياست اقتصادي جديد تصويب كرد. همچنين رأي درباره اتحاديه‎هاي كارگري را از تصويب گذراند و نقش وظايف آن‎ها را تحت شرايط جديد مشخص كرد. خط مشي لنين را در خصوص اتحاديه‎هاي كارگري، آن طور كه وي ترسيم كرده بود، مانند مدرسة مجريان، مدرسة مديريت، مدرسة كمونيسم، مورد حمايت قرار داد.

     مشكلات كه به طور نامطلوبي در زندگي كشور جاري بود، در وضعيت درون حزب نيز تأثير گذاشته بود. اعضاي حزب تا پايان سال 1920 بيش از هفتصدهزار نفر بود كه كمتر از نيمي از آن را كارگران و تنها يك چهارم را دهقانان تشكيل مي‎دادند. مابقي شامل كارمندان، صنعتگران پيشرو و روشنفكران مي‎شد. شماري از منشويك‎هاي سابق و سوسيال ـ انقلاب‎ها از حزب تصفيه شده بودند. تعدادي از اعضاي حزب، از نظر سياسي موج‎سوار بودند. گروه‎هاي ضدحزبي به سركردگي تروتسكي، بوخارين و ديگر اپورتونيست‎ها به فعاليت‎هايشان جانِ تازه‎اي بخشيدند. آنان، عليه لنين، عليه مشي حزب، در خصوص مسئله شيوه‎هاي ساختمان سوسياليسم و نقش اتحاديه‎هاي كارگري اعلام وجود كردند. آنان، انظباط حزبي را زير پا گذاشتند، براي انشعاب در حزب تلاش كردند و قدرت حزب را رو به تحليل بردند.

     لنين، چنين اوضاعي را خطرناك ارزيابي كرد. وي اهميت سرنوشت‎سازي براي وحدت حزبي قايل مي‎شد كه براساس نگرش او يكي از شاخصه‎هاي اصلي قدرت حزب به حساب مي‎آمد.

     لنين خاطرنشان كرد، انشعاب درون حزبي به طور اجتناب‎ناپذير به طرف از هم گسيختگي اتحاد بين كارگران و روستاييان هدايت مي‎گردد و به فروپاشي حاكميت شوروي و بازگشت كاپيتاليسم منجر مي‎شود. اما در نتيجه تصفيه و پاكسازي درون حزبي، تركيب و ساختار حزب بهبود مي‎يابد و اتحاد حزبي نيرومند مي‎گردد.

     با حمايت از قانون ارايه شده دربارة ماليات بر جنس به جاي سيستم مازاد تقاضا، لنين اين فرآيند را آن‎گونه مدون ساخت كه تداوم عملي اين تصميمات به صورت عيني قابل رؤيت باشد. وي، بهترين شيوه سازماندهي در توليد كشاورزي را توصيه نمود و از محدودة سوسياليستي در امر كشاورزي حمايت كرد و با دقت در حوزة فعاليت‎هاي كشاورزي دولتي بررسي و مطالعه نمود: آن شكل پرولتريِ اصيل در دامداري و كشاورزي كه لنين بنا گذاشت، مزرعه‎داري اشتراكي حمايت شده بود. در عين حال، عليه دستپاچگي بي‎مورد در رسيدن به آن هشدار داد.

     در رساله  ‏اش به نام «ماليات بر جنس» و مقاله‎هايي همچون «چهارمين مراسم سالگرد انقلاب اكتبر» و «اهميت طلا، اكنون و بعد از پيروزي كامل سوسياليسم»، لنين به تفصيل براي كارگران و دهقانان مفهوم سياست اقتصادي جديد را تشريح كرد و چگونگي اجراي آن را مشخص ساخت. با عمل به دستورالعمل‎هاي لنين، حزب، كار را براساس نوسازي اقتصاد ملي و بهبود شرايط زندگي مردم قرار داد.

     فعاليت‎هاي لنين، خستگي‎ناپذير و گوناگون بود، وي توصيه و دستوالعمل‎هاي عملي براي كار جدي در دُنباس، صنعت نفت باكو و وضعيت فولاد و آهن مي‎داد. اغلب از اهميت فوق‎العاده‎اي كه «امكانات گيراي كرُسك» براي اقتصاد كشور داشت، يادآوري مي‎نمود. اولين ايستگاه‎هاي برق با نظارت مستقيم وي ساخته شدند. برقراري حقوق و دستمزد متناسب با كار، ارايه پرداخت‎هاي تشويقي و محرك، پاداش‎هاي كمك هزينه براي صرفه‎جويي در استفاده از اجناس و براي اصلاحات در توليد تمام اين نكات را لنين براي نوسازي و توسعة صنعت، مهم ارزيابي مي‎كرد. او نوشت: «فكر مي‎كنم مؤسسات بزرگ و كارخانه‎ها براساس خودكفايي، بنياد نهاده شوند تا به طور دقيق و به منظور پاسخگو بودن نسبت به مسؤليت كاريشان، بتوانند محيط كار را بدون عيب و نقص اداره كنند.»

     لنين قوياً از اصل مشوق مادي حمايت مي‎كرد: «مگر نه اين كه منافع شخصي وجود دارد، چيز گَندي از آن به وجود نمي‎آيد. ما بايد راهي براي انگيزه‎هاي توليد كردن پيدا كنيم.» با اين وجود، وي به رشد و توسعة بينش و شعور اجتماعي در زحمتكشان، احساس مسؤليت و علاقة شخصي در كارشان باور داشت. قاطعانه دشمن سوء مديريت و خرج بيهودة بودجه‎هاي دولت بود؛ جلوگيري از اتلاف، قانون جامعه كمونيستي است. اين امر در فرمول لنين بيان گرديد: «در چنين زماني براي يك جامعه كمونيستي اصيل كه آن را هميشه بايد به عنوان يك حقيقت پذيرفت هر ذرة غله و سوخت، بي‎اغراق مقدس است... .»

     حزب و دولت شوروي، حصول يك مديريت برنامه‎ريزي شده، متمركز و قوي را براي اقتصاد ملي هدفمند نمود، در حالي كه در همان زمان، رفتار آزاد براي ابتكار عمل محلي و خوداتكايي را مجاز مي‎شمرد. در نامه‎هايش به كژيژانوسكي، كسي كه بعداً رييس كميسيون برنامه‎ريزي دولتي شد، نشان مي‎دهد كه چطور كار اين كميسيون را هدايت كرد. وي بر ارتباط تنگاتنگ برنامه‎ريزي با زندگي واقعي مردم اصرار مي‎ورزيد و براي برنامه‎ريزي، بر علم و تجربة پيشرفته توده‎ها پافشاري مي‎كرد.

     گرچه به اندازة كافي مشغله داشت، اما دقيقاً تمام پيشرفت‎ها و چشم‎اندازهاي علم و تكنولوژي را تعقيب مي‎كرد. علاقة خلاقي به كارهاي ماشين‎هاي برش ذغال‎سنگ در دُنباس نشان داد استخراج هيدروليكي ذغال سنگ خام و غيره. اسنادي كه براي ما به جا مانده است، نشان دهندة علاقة پر شور وي نسبت به ابتكار و اختراع و حمايت و تشويق مبتكران و مخترعان مي‎باشد.

     لنين توجه قابل ملاحظه‎اي را وقف مسايل شغل مديريت و وسايل و امكانات دولتي مي‎نمود. وي، دشمن بوروكراسي، بي‎لياقتي و فرماليتة اداري بود. در خصوص درگيري‎هاي كلامي، راجع به هرج و مرج‎هاي اداري در مؤسسات مهم گوناگون، لنين نوشت: «ماشين اجرايي شوروي بايد به طور دقيق، هموار و با سرعت كار كند.»

     او نقشي جدي در تدوين قوانين شوروي ايفا كرد و قاطعانه بر رعايت و پايبندي به قوانين انقلابي اصرار مي‎ورزيد. تمايل به شتاب‎زدگي و تجديد سازمان‎هاي نابهنگام اداري را به تندي مورد انتقاد قرار مي‎داد. در ژانويه 1922 نوشت: «من از تجديد سازمان‎ها، ترس كشنده‎اي دارم.»، توصيه كرد براي هر كار مهمي، ابتدا در عمل و قبل از اين‎كه به صورت قانون درآيد، آزمايش و تست شود. وي گفت، البته قوانين بايد گذرانده شوند «قبل از اين‎كه از روي چيزي بپريد، با سه بار احتياط نگاه كنيد.»

هيچ كس بهتر از لنين، كاركنان دولت و حزب را نمي‎شناخت. چقدر از آنان سپاسگذار بود كه خودشان را وقف كمونيسم، وقف دانش حرفه خود و ثبات در ادامه مشي حزب كرده بودند و با كارداني و انعطاف‎پذيري به سوي گرايش متضمن به مقصود مردم، پيوند خورده بودند. لنين، اين امر را نيز مفيد ارزيابي كرد، كه هر از چندگاهي، كادرهاي حزبي در مشاغل داد و ستدي جابه‎جا شوند، اشاره داشت كه «كاركنان كميتة مركزي بايد در تماس نزديك‎تر با مناطق محلي، قدرتمند شوند.» وي اصرار مي‎كرد تا «مشاغل اجرايي كه توسط كميتة مركزي برگزيده مي‎شوند، نيروهاي مناطق محلي را وارد جرگه كار كنند و كار آنان را نظارت نمايند و به آنان آموزش دهند.» حزب توسط اين دستورالعمل‎هاي لنين، در موضوعات آموزش و كنترل كارايي كار مدون، راهنمايي و هدايت مي‎شد.

     لنين آشكارا منتقد تمام رياست‎طلبان پرحرارت اداري و خشونت نسبت به اشخاص زيردست بود. در فرصتي در مارس 1919، با شنيدن شكايات بي‎ادبي از طرف «پراودين»، عضو دفتر كميسارياي خلق در امور داخلي، وي به پتروسكي، كميسر خلق گفت: «پراودين را شديداً تنبيه و فعاليت‎هايش را كنترل كنيد، به همان اندازه كه او به كودني گرايش دارد، افشاگري كنيد.»

     لنين در رابطه با سنجش افكار عمومي (نظرات) زحمتكشان، توصيه داشت كه انسان بايد يك گوش را به آن اختصاص دهد. وي نوشت: «زحمتكشان شم دقيقي دارند و همين امر آنان را قادر مي‎سازد تا بين كمونيست‎هاي ايثارگر و شريف كه با عرق جبين در پي معاش هستند و برخوردار از امتياز طبقاتي نيستند و هيچ انگيزة جاذب فردي ندارند، با آنان كه تنفر مردمي را برمي‎انگيزند، تفاوت قايل شوند.

     فشار زياد ناشي از كار، همراه با تأثيرات بعد از جراحتي كه در 1918 (يكي از گلوله‎ها هنوز در بدنش مانده بود) عارضش شده بود، سلامت لنين را رو به تحليل مي‎برد. با شروع زمستان 1921، با پافشاري دكترهايش، به دفعات براي استراحت و درمان، ناگزير از توقف كارش شد. در 1922، ناگهان حالش بدتر شد، اما با وجود وضع جسماني بيماريش به امور روزانة وظايف كشوري ادامه مي‎داد.

     در مارس 1922 براي هفتمين كنگرة حزب سخنراني كرد. در گزارش سياسي خود، به نمايندگي از طرف كميتة مركزي اولين سال «نئپ» را مورد بررسي قرار داد. با خشنودي پيشرفت‎هاي تحقق يافته در تمام بخش‎هاي اقتصاد ملي را برشمرد و وحدت طبقة كارگر و طبقة دهقانان را كه در نتيجة اجراي سياست اقتصادي جديد، استحكام بيشتري يافته بود، از نظر گذراند. در عين حال، نقاط ضعف را به باد انتقاد گرفت. استقرار راه و روش بلشويكي «انتقاد از خود و انتقاد از ديگران» را در بهبود كار دولت، حزب و تمام نهادهاي كاري نشانه گرفت. لنين، آشكار كرد، دورة عقب‎نشيني سپري شده و ديگر لازم بود تا عليه عناصر سرمايه‎داران سازماندهي صورت پذيرد. در مباحثه راجع به نقش حزب در بناي زندگي نوين، عبارت داهيانه‎اش را بدين مضمون بر زبان جاري مي‎ساخت، هيچ قدرتي در جهان نمي‎تواند منكر دستاوردهاي انقلاب سوسياليستي اكتبر شود، چرا كه اين دستاوردها، اكنون بخشي از تاريخ جهان را به وجود آورده‎اند. اين بود آخرين كنگره حزبي كه لنين در آن به سخنراني پرداخت.

     لنين براي تابستان، خارج از مسكو، به كورگي رفت. در پايان مي، يك بازگشت جدي در حالش به وجود آمد، اما با بهبودي مختصري كه در اواسط جولاي پيدا كرد، مكاتبات كاري‎اش را دوباره شروع نمود و درخواست كرد تا كتاب برايش فرستاده شود. نوشته‎هايي كه در اين دوره مطالعه مي‎كرد، مشتمل بر 32 روزنامة متفاوت، 137 مجله به زبان‎هاي گوناگون و بسياري كتاب بود كه از موزة گوركي برايش مي‎بردند.

     كارگران و دهقانان، از سراسر كشور، پيام‎هاي پر از احساس اداي احترام برايش مي‎فرستادند كه در تمامي آن‎ها، از عشق عميق خود نسبت به رهبرشان مي‎گفتند و برايش سلامتي آرزو مي‎كردند. در مسكو، كارگران كارخانه «فرست گوزناك» مصوبه‎اي را امضا كردند كه «ولاديمير ايليچ سه ماه است كه در استراحت بسر مي‎برد، او را ملزم كنيد تا دستور دكترها را انجام دهد، بايد قدرتش را به خاطر زحمتكشان بازيابد.» دهقانان ناحية ماچ‎كاپ، يويزدبوريس گلبسك، گابرنيا تامبوف نوشتند: «آموزگار و رفيق بسيار عزيز، ما نمايندگان كنگره ناحيه، به نمايندگي از طرف پانزده هزار نفر از دهقانان، بهترين آرزوهايمان را براي سلامتي كامل و فوري شما مي‎فرستيم. رفقاي روستايي ما، مي‎خواهند بدانند كه چه وقتي شما دوباره احكام را براي رفاه آنان امضا خواهيد كرد، ما ... استدعا داريم كه شما به فكر خودتان باشيد و آرزو داريم كه خوب استراحت كنيد تا سلامتي كامل را بازيابيد.»

     در اكتبر، لنين به كار بازگشت و رياست شوراي كميسارياي خلق را به عهده گرفت و در امور كميتة مشورتي حزب شركت كرد و سخنراني‎هاي بسياري ايراد نمود.

     در چهارمين كنگره كمينترن در 13 نوامبر 1922 لنين گزارش تحت عنوان «پنج سالِ انقلاب روسيه و چشم‎اندازهاي انقلاب جهاني» را ارايه داد. لنين به نمايندگان اظهار داشت كه حكومت شوروي براساس سياست اقتصادي جديد (نئپ) به چه دستاوردهايي نايل شده بود. وي گفت: سپاس و درود به مشي حزب كمونيست و تلاش قهرمانانة كارگران در سرانجام بخشيدن به نئپ كه توانست پيشرفت اقتصادي بزرگي را نصيب جمهوري شوروي گرداند. سيستم مالي تقويت شد، تجارت سازمان يافته گرديد، زراعت مقبول‎تر گشت و همچنين توسعه در حوزة فرهنگ ملموس به نظر رسيد. لنين نشان داد كه اين موفقيت‎ها حاصلِ مشي صحيح دولت شوروي و حزب كمونيست بود.

     وي سخنراني‎اش را براي نمايندگان با اين گفته كه تجربه حزب بلشويك و درس‎هاي انقلاب بايد با روحي خلاق و نه به صورت دُگم درك شود، پايان داد.

     در 20 نوامبر 1922، لنين در اجلاس عمومي شوراي مسكو به ايراد سخنراني پرداخت كه در آن وضعيت كشور بعد از شكست گاردهاي سفيد و مداخله‎گران خارجي را مورد بررسي قرار مي‎داد. رئوس وظايف پيش روي مردم را ترسيم نمود، راه‎ها و وسايل مواجهه با آن‎ها را مشخص ساخت و بر ضرورت صرفه‎جويي و مديريت بهينه در نگهداري اقتصاد ملي اصرار ورزيد و بر نقش حزب در بناي جامعة سوسياليستي تأكيدي خاص ابراز داشت. وي با عقيدة راسخ ابراز كرد: «روسيه نئپ، روسيه سوسياليست خواهد شد.» اين آخرين سخنراني عمومي لنين بود.

     لنين نسبت به استحكام پيوندهاي دوستي در ميان ملل، توجه جدي مبذول مي‎داشت و هميشه عليه نابرابري و ستم ملي كه منافع بي‎حد و حصر استثمارگران را در پي داشت، مبارزه مي‎كرد. بعد از پيروزي انقلاب اكتبر، لنين مسأله مورد علاقه براي توسعة جمهوري‎هاي ملي را آشكار كرد و دوستي ملل را به مثابه زيرساختي كه براساس آن قدرت حاكميت شوروي به آن متكي شود را مورد توجه قرار داد. وي پيشنهاد كرد تا كشورهاي كثيرالمله شوروي در يك كشور واحد، متحد شوند.

     در نامه‎هايي كه به اعضاي دفتر سياسي حزب با عناوين «دربارة شكل‎گيري اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي» و «مسألة مليت‎ها يا خودمختاري» نوشت، مباني اصلي اتحاد جمهوري‎ها را مطرح كرد كه به معني ايجاد اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي اتحاد داوطلبانة ملل مستقلِ برخودار از حقوق برابر براساس اصول انترناسيوناليسم پرولتري بود. اين اولين دولت كثيرالمله در تاريخ بود كه بر پاية دوستي بين ملت‎ها به وجود آمد و در اين رفاقت بود كه لنين منشأ قدرت تسخيرناپذير حاكميت شوروي را ملاحظه كرد.

     اولين كنگره اتحاد يكپارچه ملل شوروي كه در دسامبر 1922 تشكيل شد، قطعنامه‎اي را براي شكل‎گيري اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي از تصويب گذراند. در اين زمان، لنين به دليل بيماري نتوانست در كنگره حضور داشته باشد، اما سراسر كار كنگره و بيانية آن دربارة ساختار اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي و عهدنامة پيمان اتحاد، تجسمي از دستورالعمل‎هاي وي بود كه الهام گرفته از ايدة برابري و برادري ملت‎ها در تشريك مساعي با يكديگر بود. لنين، در اين كنگره به عنوان رييس شوراي كميسارياي خلق اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي انتخاب گرديد.

     در دسامبر 1922، بار ديگر بيماريش عود كرد، اما تا اندازه‎اي در ژانويه و فوريه 1923 وضع بهتري پيدا كرد. در خلال اين دوره مقالات مشهورش را به خاطر اين كه ديگر نمي‎توانست بنويسد، ديكته كرد: «نامه به كنگره»، «ورق‎هايي از خاطرات»، «دربارة مشاركت و تشريك مساعي»، «انقلاب ما»، «بايد چگونه تجديد سازمان كارگران و دهقانان را بررسي كنيم» و «بيشتر محدودتر، اما بهتر».

     ارادة تزلزل ناپذيرش، آگاهي از مسؤليت و علاقه به آيندة كشور به خاطر پيشرفت مداوم آن، به لنين قدرت مي‎بخشيد تا بتواند با درد ناشي از بيماريش به ستيز بستيزد و چيزهايي را به سرانجام رساند كه به نظر مي‎رسيد فراسوي حد و مرز تحمل انسان باشد. با وجود بيماري سخت، تعدادي از آثار برجسته‎اش را در يك دورة كوتاه شش هفته‎اي نوشت.

     برجستگي و اهميت آخرين نامه‎ها و مقاله‎هاي لنين، فوق‎العاده گران‎بها هستند. در حقيقت اين آثار كار جامعي هستند كه نتايج و موضوعات دربرگرفته در نوشته‎ها و سخنراني‎هاي پيشين وي را دقيقاً همسو و يكپارچه نموده و جرئيات طرح بزرگ ساختمان سوسياليسم در اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي را تشريح كرده‎اند و برنامه‎اي براي دگرگوني زيرساخت سوسياليستي روسيه طرح‎ريزي كرد كه انتظار و توقع همگاني جنبش آزادي‎خواهانة جهان را توسعه بخشيد و به آن پاسخ داد.

     لنين هر چيزي را كه روسيه براي بناي سوسياليسم نياز داشت، مورد توجه قرار داد، وي خاطرنشان كرد، وظيفه عمده بايد بازسازي و توسعه صنايع، به ويژه صنايع سنگين باشد، حذف و فاصله گرفتن از اقتصاد و تكنيك‎هاي عقب مانده و پيشرفت براي رسيدن به رديف جلو در ميان كشورهاي پيشتاز جهان باشد. تحقق اين امر، ضرورت توسعه صنايع بزرگ، صنعتي شدن و برقي شدن كامل كشور را طلب مي‎كرد و افزايش بهره‎وري كار را نياز داشت.

     لنين بر اين باور بود كه براي ساختن سوسياليسم، استحكام وحدت طبقة كارگر و دهقانان، شرط لازم بود. طبقة كارگر بايد دهقانان را رهبري نمايد و آنان را به سوي برپايي بناي سوسياليسم رهنمون شود و به آنان براي سازماندهي مزارع كوچك از هم جدا شده و پراكنده كمك كند تا در مزارع اشتراكي با مقياس گستردة مجهز به ماشين‎آلات كشاورزي تبديل شوند. تنها شيوه‎اي كه مي‎توانست روستاييان را به سمت ساختار سوسياليسم سوق دهد، شركت تعاوني بود. در شركت تعاوني، نفع شخصي روستاييان با منافع عمومي كشور و جامعه به مثابه يك تن واحد، پيوند مي‎خورد. دولت شوروي بايد به روستايياني كه شركت‎هاي تعاوني‎شان را سازماندهي كرده بودند، كمك مي‎كرد و امكانات لازم براي آنان، نظير تراكتور و ديگر ماشين‎آلات مربوط به كشاورزي را فراهم مي‎ساخت. تا آن‎جا كه، اگر به سال 1919 بازگرديم، لنين در گزارش خود به هشتمين كنگره حزب گفت: اگر ما بتوانيم به نواحي روستايي يكصدهزار تراكتور مرغوب بدهيم و براي آنان كارگران فني تدارك ببينيم، روستاييان، كمونيسم را برخواهند گزيد.

     بناي سوسياليسم در ذهن لنين، با انقلاب فرهنگي پيوند خورده بود. اين وظيفه، اهميت فوق‎العاده‎اي داشت. از اين رو، وي تأكيد مي‎كرد كه هيچ بودجه‎اي نبايد براي آموزش و پرورش عمومي در محاق قرار گيرد. لذا وظيفة سريع ريشه‎كني بي‎سوادي را پيش پاي حزب قرار داد كه در استمرار آن، بسط و گسترش مدارس ابتدايي، متوسطه، استثنايي و بالاتر، توسعه بخشيدن به تمام شاخه‎هاي علوم و ساختن نخبگان (روشنفكران) از ميان مردم بود.

     وي، آموزه داد كه دولت پرولتاريايي مهمترين وسيله براي برپايي سوسياليسم محسوب مي‎شود. حكومت شوروي ماشين كهنة دولت را نابود و دستگاه نوين شورايي را به وجود آورد و توده‎هاي زحمتكش را به راه خود سوق داد. اين يك دستاورد عظيم تاريخي بود، هر چند كه در ابتدا بخش‎هايي از آن، ناپخته و ناكافي كار مي‎كردند. كادرهاي ساويت (شوروي) جوان، هنوز تجربه كافي در حكومت نداشتند.

     لنين به طور مستمر توده‎ها را براي ادارة كشور و تسلط به تكنيك مديريت آموزش مي‎داد و به شدت عليه بوروكراسي، عليه سنگدلي و بي‎رحمي نسبت به نيازها و منافع زحمتكشان و عليه نگرش تشريفاتي نسبت به مقولة كار، سرِ ستيز داشت. زندگي شخصي‎اش، نمونه‎اي از خود انظباطي و خودكارايي بود. جلسات شوراي كميسارياي خلق كه وي رياست آن را بر عهده داشت، هميشه با كارآمدي شايسته‎اي اداره مي‎شد. لنين براي حضور در جلسات، هرگز دقيقه‎اي تأخير نداشت. سخنرانان، بيش از سه تا پنج دقيقه اجازة صحبت نداشتند و از آنان درخواست كرده بود تا دلايل و ارقام تحقيق شده را صحيح ارايه دهند و مقاصد را به وضوح روشن نمايند. از لفاظي و بيهوده‎گويي محض بيزار و در برابر اطلاعات غلط و نامشخص نابردبار بود، اما دقيقاً به سخنان نمايندگان مناطق و به نظرات هر شخص در هر پُست و مقامي گوش فرا مي‎داد. وي هميشه براي گماردن اشخاص جديد براي سپردن كار به آنان، در حد مشاغلي خاص كه توانا بر انجام آن باشند، آماده بود.

     وي فوق‎العاده به كار جمعي فكر مي‎كرد و آن را تشويق مي‎نمود، تصميمات در بارة مباحث مهم را بدون اين كه در شوراي كميتة حزب و يا در شوراي كميساراي خلق در ميان گذاشته شود، نادرست ارزيابي مي‎نمود، مايل بود تا تمام مباحث، دقيقاً به بحث گذاشته شود و به طور جمعي توافق حاصل آيد. او جمع‎گرايي را به مثابه اصل عمده و كليدي حزب و رهبري حكومت، مورد توجه قرار مي‎داد.

     اين اصل، در زمان لنين ، هرگز زير پا گذاشته نشد، حتي در جريان جنگ داخلي، هنگامي كه تشكيل كنگره‎ها با اشكال فراوان انجام مي‎شد، با اين وجود هر سال به طور منظم تشكيل مي‎گرديد: هفتمين كنگره در 1918، هشتيمن در 1919، نهمين در1920، دهمين در 1921 و يازدهمين در 1922. لنين در دوازدهمين كنگره در 1923 به دليل بيماري نتوانست حضور داشته باشد، اما گردش كارهاي آن، با دستورالعمل‎هاي وي هدايت شد. در عين حال، لنين تبيين كرد، رهبري جمعي، نفي مسؤليت شخصي در رابطه با حرفه هر كس نمي‎توانست باشد. وي از تمام كارمندان حزب و دولت براي ابتكار عمل، براي احساس‎كامل مسئوليت فردي، براي اثبات جدي اجراي تمام قوانين و مقررات، براي معاينه و ارزيابي در خصوص اين كه امور در عمل چگونه انجام مي‎شود ـ آنگونه كه انتظارش را داشت ـ درخواست نمود و به خصوص در اجراي اين امور، براي كمونيست‎ها استاندارد بالايي را مقرر نمود. لنين به دفعات خاطر نشان مي‎كرد كه آنان، نمايندگان حزب بلشويك هستند و قضاوت مردم نسبت به كل حزب، توسط رفتار آنان صورت مي‎پذيرد، اين امر آنان را ملزم مي‎سازد تا سرمشق خوبي در هر جايي و چيزي باشند. وي تأكيد داشت كه اعضاي حزب هيچ الويت يا امتيازي بر ديگر مردم ندارند، بلكه تنها مسؤليت آنان بيشتر مي‎باشد.

لنين بي‎وقفه نقاط ضعف در كار سازمان‎هاي حكومت را به طور بي‎پرده مطرح مي‎كرد و اصرار داشت بقاياي ريشه‎دار گذشته به كنار گذاشته شود و دستگاه‎هاي حكومت از تمام نشان‎هاي اسراف‎كاري تصفيه شوند. به منظور سادهسازي دستگاه‎هاي حكومتي، كاستن از پرسنل اضافي و به حداقل رساندن مخارج را در دستور كار قرار داده بود. به مردم آموخت تا خود را با زندگي نوين، شيوة سوسياليستي كار، و وظايفشان وفق دهند و قوانين حكومت را به طور جدي رعايت كنند. وي عليه رشوه‎خواري، كه آن را ميراث برجاي مانده از تزاريسم مي‎ناميد، مبارزه مي‎كرد. در مي 1918 به كورسكي، كه بعد‎ها كميسر خلق براي تشكيلات قضايي شد، دستور داد تا پيش‎نويس قانوني را براي مجازات شديد رشوهخواران فراهم آورد.

     خودِ لنين نمونه‎اي از خود‎انظباطي سختي بود كه آن را از حزب و كاركنان دولت انتظار داشت. براي او تصميم حزب، قانون بود و همين شيوه را از ديگران تقاضا مي‎كرد. هميشه عادت داشت بگويد: آن كس كه انظباط حزب را زير پا بگذارد به دشمنان حزب كمك مي‎كند.

     لنين گفت، قوانين حكومت و مقررات زندگي جامعة سوسياليستي، هر كسي را متعهد مي‎كند، از اين لحاظ براي هيچ كس استثناء قايل نمي‎شود. در مي 1918، مدير ادارة شوراي كميسارياي خلق را به خاطر اين كه به طور غيرمجاز حقوق لنين را افزايش داده بود، به سختي مورد مؤاخذه و سرزنش قرار داد.

     يك بار، لنين به تعدادي كتاب از كتابخانة راميانتسز (اكنون كتابخانة لنين) احتياج داشت، تقاضا كرد كتاب‎ها را به خانه‎اش بفرستند، اما با اين جمع‎بندي كه ممكن است اين امر مخالف مقررات باشد، مجبور شد كتاب‎ها را فقط همان شب نزد خود نگهدارد و هنگامي كه صبح، كتابخانه باز شد، آن‎ها را برگرداند. لنين از خصوصيات دلنشين انساني، همچون فروتني، سادگي و احساس همدردي برخوردار بود. جايي كه شخص خودش مورد توجه قرار مي‎گرفت، نمي‎توانست ستايش و تحسين را تحمل كند. كمونيست‎هاي مسكو تصميم گرفتند به خاطر پنجاهمين سال تولد رهبرشان نشستي برپا دارند. لنين، فقط در پايان جمعِ دوستانه رسيد و با اطاعت از درخواست مصرانة رفقا، سخنان كوتاهي مبني بر اين كه خودش را به طور كامل وقف حزب مي‎كند ارائه داد. وي كمونيست‎ها را عليه خطر خود‎پسندي بر حذر داشت و حزب را به متمركز كردن توجه‎اش بر روي مسائل عقب افتاده فرا خواند.

     لنين نسبت به دشمنان سوسياليسم غيرقابل سازش و در برابر كساني كه نسبت به حزب و نظم حكومت مسامحه روا مي‎داشتند يا از بي‎دقتي در كار گناهكار بودند، بسيار پيگير و پر توقع بود. او گفت، فرد مي‎تواند شغلي را براي انجام آن، اگر لازم باشد بيش از ده‎بار بياموزد، مشروط به اين كه ارزشش را داشته باشد.

     توجه دقيقي به نامه‎ها و شكايت‎هاي زحمتكشان، از خود نشان مي‎داد و به كاركنان سراسر دستگاه‎ها انجام اين كار را مي‎آموخت. دستورالعل‎هايي براي منشي‎ها صادر كرده بود تا تمام شكايت‎هاي رسيدة كتبي در ظرف بيست‎ و چهار ساعت و شكايت‎هاي شفاهي در مدت چهل و هشت ساعت به او گزارش شود، بررسي دقيق بر اجراي تصميمات اتخاذ شده در رابطه با چنان شكايت‎هايي را پافشاري مي‎نمود.

     درآخرين مقاله‎هايش، بارها برضرورت ادامة سياست مسالمت‎آميز خارجي، نبرد دائم براي صلح، براي استقرار ارتباطات حرفه‎اي با كشورهاي كاپيتاليستي و براي همزيستي مسالمت‎آميز كشورها با سيستم‎هاي اجتماعي متفاوت تأكيد كرد. در عين حال بر هوشياري هميشگي كه بايد در آن آزموده شد، اصرار مي‎ورزيد تا وسايل دفاعي كشور توانمند شود و ارتش سرخ به مثابة مردمك چشم حفظ گردد. لنين، قاطعانه اعتقاد داشت كه سوسياليسم پيشرفته‎ترين سيستم اجتماعي‎ست كه سرانجام مي‎بايد در تمام كشورهاي جهان مستقر شود.

     يكي از آخرين نوشته‎هاي لنين به كنگره «نامه به كنگره» بود اين نامه براي نمايندگان سيزدهمين كنگره حزب در مي 1924 قرائت شد كه در آن، لنين مجدداً بر ضرورت سالم نگهداشتن وحدت حزب پافشاري كرده بود و انسجام و استواري كميتة مركزي را به مثابة شرط ضروري براي وحدت حزب مورد توجه قرار داده بود. در «نامه به كنگره» پيشنهاد كرد، شمار اعضاي كميتة مركزي به تعداد مناسبي افرايش پيدا كند كه اين امر براي بهبود بخشيدن به اعتبار و اقتدار كميتة مركزي به عنوان يك مجموعة مشترك ضرورت داشت و «براي جلوگيري تعارضات بين بخش‎هاي كوچك كميتة مركزي در كسب نفوذ افراطي براي آيندة حزب» لازم بود. نامه‎اش، سرشار از دلواپسي براي وحدت و قدرت حزب بود.

     تروتسكي با طرح لنيني تقويت كميته مركزي در افزايش اعضاي آن، مخالفت كرد، اما مخالفت وي توسط كميتة مركزي رد شد.

     لنين در نامه‎اش مقولة استحكام حزب را از ديدگاه خصوصيات فردي تعدادي از اعضاء كميتة مركزي كه مختصراً زينويف، كامنوف، تروتسكي، بوخارين، پياتاكف و استالين را دربر مي‎گرفت، توصيف و مورد بررسي قرار داده بود. وي خاطرنشان كرد، سلوك تسليم طلبانة كامنوف و زينويف در شب انقلاب اكتبر نمي‎توانست تصادفي باشد. او از ضد بلشويسم تروتسكي و مبارزة وي عليه كميتة مركزي نام برد و تروتسكي را به عنوان مردي ارزيابي نمود كه امور را با خود اطميناني افراطي در دست مي‎گيرد و با زياده‎روي، مشتاق فرمانبرداري مردم است. لنين دربارة تروتسكي گفت: «او با ماست، اما يكي از ما نيست در همان نامه، لنين از ترديد‎هاي خود دربارة استالين نوشت: «در صورت تمركز قدرت زياد در دستان او، استالين به خاطر خطاهاي شخصي عمده‎اش، قادر به استفاده از قدرت، با بصيرت لازم نمي‎تواند باشد». وي از كنگره درخواست كرد تا جايگزيني رفيق استالين در پست دبير كلي كميتة مركزي مورد بررسي قرار گيرد. لنين اعتقاد داشت كه اين مقام توسط شخصي بايد اشغال شود كه «از تمام جهات ديگر از رفيق استالين كه تنها يك امتياز دارد، متفاوت باشد، بدين معني كه شكيبا‎تر، صادق‎تر، فرهيخته‎تر و نسبت به رفقا با ملاحظه‎تر و كمتر دمدمي و غيره باشد.»

     سيزدهمين كنگره، به بررسي مبارزه سازش‎ناپذير استالين عليه تروتسكيسم و دفاع استالين از مشي لنينيستي حزب پرداخت و وي را در پست دبيركلي كميتة مركزي حزب ابقاء نمود.

     در آغاز مارس 1923، حالِ لنين رو به وخامت گذاشت و در ماه مي به شهر گوركي بازگشت. حزب و تمام مردم با نگراني گزارش‎هاي مربوط به سلامتي رهبرشان را تعقيب  مي‎كردند. نزديك به نيمة تابستان، حال وي قدري بهبود پيدا كرد، در 18 و 19 اكتبر از مسكو ديدار به عمل آورد. نادژدا كروپسكايا، اين روزها را در خاطراتش توصيف كرده است: «يك روز آفتابي به طرف گاراژ رفت، سوار ماشين شد و اصرار كرد تا به مسكو برده شود. در كرملين، به تمام اتاق‎ها سري مي‎زد، به اتاق كارش مي‎رفت، به سالن مجلس شوراي كميسارياي خلق مي‎نگريست، پس از آن، اشتياق رانندگي در شهر را ابراز مي‎نمود وي دسته‎بندي يادداشت‎هايش را سروسامان داد، سه جلد هگل را جدا كرد، آن را هميشه همراه خود داشت روز بعد براي بازگشت، از خود بي‎قراري نشان مي‎داد.»

     در شروع نوامبر 1923، هيأتي به نمايندگي از طرف كارگران كارخانه گلوخوف، از لنين در شهر گوركي ديدار كردند. آنان كه 18 درخت گيلاس براي او هديه آورده بودند به اتاق پذيرايي راهنمايي شدند. فوراً در باز شد و لنين با لبخند به داخل آمد. وي به طرف كارگران رفت و با هر يك از آنان دست داد. بعد از پنج دقيقه مصاحبت با لنين، نمايندگان اجازه خواستند تا وي را درآغوش گرفته ببوسند. در پايان كارگر شصت ساله‎اي به نام كوزنتسوف براي عرض خداحافظي پيش ‎آمد. هر دو، حدود دو دقيقه با بازواني كه دور يكديگر را دربرگرفته بودند، ايستادند. پيرمرد در ميان اشك‎هايش چيزي را بازگو مي‎كرد: «ولاديمير ايليچ، من يك كارگر هستم، آهنگر. به هر آن چه گفتي، قوام خواهيم بخشيد

     وقتي آن‎ها رفتند، تا پاسي از شب بيدار ماند و نامة احوال‎پرسي كارگران گلوخوف را مي‎خواند و بازخواني مي‎كرد. اين آخرين ديدار وي با كارگران بود.

     در 21 ژانويه 1924، در ساعت شش و نيم بعد از ظهر، لنين به علت خونريزي مغزي درگذشت.

     در شب 21 ژانويه، كميتة مركزي حزب جلسة عمومي تشكيل داد و خطابيه‎اي براي مردم تهيه كرد كه مي‎گفت: «انساني درگذشت كه تحت رهبري قاطعانه‎اش، حزب ما توانست در بحبوحة پيكارها و در ميان آتش نبرد‎ها، با عزمي راسخ، پرچم انقلاب را در سراسر ميهن بيافرازد، مقاومت دشمنان را درهم بكوبد و به طور قطع برتري زحمتكشان را بر روسيه تزاري به اثبات رساند. بنيانگذار انترناسيونال كمونيستي، رهبر كمونيسم جهاني، عاشق و ماية غرور انترناسيونال پرولتري، پرچم‎دار شرق تحت ستم، رهبر ديكتاتوري كارگران، در روسيه درگذشت.»

     اين خبر غم‏‎انگيز، فوراً در سراسر كشور و در سرتاسر جهان انتشار يافت. در 22 ژانويه، كالنين، رئيس كميته اجرايي، درگذشت لنين را به نمايندگان يازدهمين كنگره شوراهاي سراسري روسيه كه در آن هنگام برگزار مي‎شد، اعلام كرد.

     در 23 ژانويه، كالبد بي‎جان لنين را از گوركي به مسكو آوردند و در سالن «ستون‎هاي خانة اتحاديه‎هاي كارگري» قرار دادند. براي چهار شبانه روز، در هواي يخبندان گزنده، صدها هزار نفر از مردم ـ كارگران و دهقانان، سربازهاي ارتش سرخ و كاركنان دفتري، هيأت‎هاي نمايندگي از سراسر سرزمين شوروي، بزرگسالان و بچه‎ها ـ از كنارش عبور مي‎كردند تا براي آخرين بار نسبت به رهبر كبيرشان اداي احترام كنند.

     اندوه ملي توان فرسا بود. در 26 ژانويه، نشست يادبودي از طرف دومين كنگره ملل متحد شوروي، در بلشوي تأتر برگزار شد. نخستين سخنران، كالنين رئيس مركزي كميتة اجرايي اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي بود. او گفت، دولت شوروي بايد به طور انحراف ناپذيري ادامهدهندة دستورات لنين در سياست داخلي و خارجي باشد.

     كروپسكايا، سخنش را با تقاضا از تمام زحمتكشان اتحاد شوروي، از تمام محرومان جهان براي وحدت زير پرچم لنين و در لواي پرچم كمونيسم پايان داد.

     در ميان ديگر سخنرانان كنگره؛ استالين، كلارازتكين، نريمانف نيز بودند. سرگيف، از طرف كارگران كارخانه كراسي پوتيلوف و كراپوشكين از طرف دهقانان غير حزبي، وروشيلف، از طرف ارتش سرخ، اسمورودين، از طرف جوانان و آكادميسين اُلدنبروگ به نمايندگي از طرف دانشمندان سخنراني كردند.

     كنگره براي زنده نگهداشتن خاطرة لنين رأي داد تا نشاني را براي زحمتكشان جهان برگزيند. تأكيد كرد بهترين ياد بود براي لنين مي‎توانست انتشار انبوه و گستردة آثارش باشد، آثاري كه ايده‎هاي كمونيسم را به اقصي نقاط جهان برساند.

     بنا به درخواست كارگران پتروگراد، كنگره، شهرشان را تغيير نام داد و از آن به بعد، آن را لنينگِراد ناميدند.

     مراسم تشيع جنازه در ساعت 4 روز 27 ژانويه انجام شد. تابوت در آرامگاه مخصوص كه براي آن در ميدان سرخ ساخته شده بود، قرار گرفت.

     مردم شوروي از رهبرشان با اندوهي عظيم وداع گفتند. انترناسيونال پرولتاريا، براي پنج دقيقه توقف تمام كارها را خواستار شد. وسايل نقلية موتوري و ترن‎ها از جنبش بازماندند، كار در كارخانه‎ها و مؤسسات مربوطه به خاطر احترام به ولاديمير ايليچ لنين متوقف شد. اكنون رهبر و آموزگار زحمتكشان جهان، بهترين دوست و مدافع آنان، براي هميشه، آرام خفته بود.

     مرگ لنين براي حزب، طبقة كارگر اتحاد شوروي، براي تمام جنبش كارگري و كمونيستي جهان، ضايعه‎اي دردناك بود. براي جبران اين فقدان عظيم، حزب در كارِ به هم پيوسته‎تر كردن كميتة مركزي در گرداگرد خود بود، در حالي كه توده‎هاي زحمتكشان دور حزب لنين حلقه مي‎زدند و ده‎ها هزار نفر از كارگران، تمايل براي پيوستن به حزب لنين را ابراز مي‎داشتند. كميتة مركزي، نام‎نويسي لنيني ويژه را از كارگران اعلام نمود و در ظرف چند روز بيش از دويست و چهل هزار نفر از كارگران به حزب ملحق شدند.

     به اصول و آموزه‎هاي لنين، حزب كمونيست ـ حزبي كه وي به‎وجودآورد، آن را آبديده كرد و حزبي كه مردم شوروي را در مسير جاده‎اي كه آن انسان بزرگ طرح ريزي و هدايت نمود ـ وفادار مي‎مانيم.

     نام لنين، اهداف و آموزه‎هاي او در اعصار زنده خواهد ماند. آرمان لنين شكست ناپذير است!

فرهنگ توسعه - 1388 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید