شماره 32- بروزرسانی:30/11/1384

بازگشت به صفحه اصلی

بوش خطاب به  NGOS : مراقب حرفهايتان باشيد!

نا اومي كلاين

برگردان:رضا حريري

دولت بوش، هدف بعدي اش را براي جنگ رواني پيدا کرده است، ولي اين هدف، ايران، سوريه يا کره شمالي نيست .دار و دسته بوش، قبل از اقدام به هرگونه ماجراجويي جديد در ديگر کشورها با برخي مسائل داخلي روبروهستند که بايد به آنها بپردازند: آنها قصد دارند  NGO هاي دردسر آفرين – که در حال کمک به تغيير دادن ديدگاه جهانيان برضد بمب ها و مارک هاي آمريکايي هستند – را از سرراه خود بردارند.

جنگ با NGO ها هم اکنون در دو جبهه ، آشکار است . در يک جبهه ، با پيشنهاد کردن قراردادهاي بازسازي بسيار پر سود براي انجام کارهاي ناشايست به گروههاي انساندوست و مذهبي فعال حق السکوت داده مي شود و در جبهه ديگر، با ادعاي اينکه اقدامات NGO هاي داراي تفکر مستقل تر ، تهديدي براي مردم سالاري است، آنها را به حاشيه مي کشانند و براي آنها جرم تراشي مي کنند . " موسسه آمريکايي براي توسعه

بين الملللی" (USAID) (1)   مسؤول اعطاي اين پاداش ها است، در حالي که موسسه بنگاههاي اقتصادي آمريکا (2) – نيرومندترين  تشکيلات پژوهشي در واشنگتن دي سي – مسؤول تهديد و زهر چشم گرفتن است .   در21  مه  2003 ، " اندرو ناتسيوس " ، رئيس USAID ، طي سخناني درواشنگتن، NGO هاي آمريکايي را شديداً مورد حمله و انتقاد قرارداد و گفت که آنها نتوانستند ازعهده ايفاي نقش و تکليفي که به آنها واگذار شده بود، برآيند، زيرا اصلا نقش خود را درک نکردند . به گفته آقاي " ناتسيوس " اين نقش عبارت بود ازعمل کردن به عنوان رابط هايي با مردم به نفع دولت آمريکا بنا به اعلام Inter Action  که شبکه اي متشکل از 160، NGO در زمينه کمک و توسعه است، آقاي " ناتسيوس " از اين مسأله عصباني بود که کودکان گرسنه و بيمار عراق و افغانستان نفهميده اند که غذا و واکسنهاي فرستاده شده براي آنها از صدقه سر جورج دبليو بوش است . پس از اين سخنراني NGO ها ناگزير شدند کار بهتري در زمينه مساعدت انساندوستانه در راستاي سياست خارجی ايالت متحده انجام دهند و اين نکته را روشن نمايند که آنها "يک بازوي دولت ايالت متحده " هستند . بنا به اعلام Inter Action ، اگر NGO هااين کار را نمي کردند، " ناتسيوس " تهديد مي کرد که شخصاً قراردادهاي دولت باآنها را پاره خواهد کردو شرکاي جديدي خواهد يافت .

براي امدادگران، حتي رشته هاي بيشتري وجود دارد که آنها را به دلارهاي آمريکايي پيوند مي دهد USAID به چند NGO اعلام کرد که آنها نمي توانند با رسانه ها صحبت کنندو تمام سوالات گزارشگران بايستي از کانال واشنگتن عبورکند.  " مري مک کليمونت " مدير عامل Inter Action ، ضمن " بي سابقه " خواندن اين تقاضا گفت" ظاهراًNGO هامستقل نيستند و نمي توانند در مورد آنچه که مي بينند و فکر مي کنند به نفع خودشان صحبت نمايند .  بسياري از رهبران NGO هاي انساندوست وقتي شنيدند کار آنها به عنوان " يک بازوي ايالات متحده " توصيف شده است ، شوکه شدند ، زيرا همانگونه که از واژه "غير دولتي " برمي آيد بيشتر آنها خودشان را مستقل مي دانند .   بهترينNGO  ها به آرمانهايشان وفا دارند نه به کشورهايشان و هيچ باکي ندارند که برضد دولتهاي خودشان حرف بزنند . براي نمونه مي توان بهMedecins sans frontieres اشاره کرد که درمورد Patent  هاي داروي ايدز در مقابل کاخ سفيد و اتحاديه اروپا ايستاد، يا مبارزه " ديده بان حقوق بشر " برضد مجازات

اعدام در ايالات متحده، آقاي " ناتسيوس " در شغل قبلي  خود به عنوان نائب رئيس  World Vision ، از وجود اين استقلال استقبال نمود .در دوران بروز قحطي درکره شمالي ، او بلافاصله و بدون ترديد، دولت آمريکا را به دليلخود داري از ارسال موادغذايي شديداَ مورد انتقاد و حمله قرار دادو واکنش دولت کلينتون را " بسيار کند "  ناميد و ادعاي دولت مبني بر اينکه سياست در اين تعلل نقشي نداشته است  را " کاملا مزخرف" خواند .

انتظار نداشته باشيد گروههاي کمک که هم اکنون تحت نظارت آقاي " ناتسيوس " در عراق فعاليت مي کنند،  چنين انصاف و بي طرفي را داشته باشند . اين روزها تصور بر اين است كه NGO ها كارشان فقط آن است كه بسته هان مراقبتهاي بهداشتي را كه بر روي آنها برچسب " اهدايي ايالات متحده به شما " وجود دارد, بي سر و صدا جابجا نمايند , البته در شراكت دولتي ـ خصوصي با شركتهاي " بچتل " و " هالي برتون ".  اين , پيام " ديده بان سازمانهاي غير دولتي " (1) است كه به ابتكار " موسسه بنگاههاي اقتصادي " و "جامعه فدراليست براي قانون و مطالعات سياستگذاري عمومي " تشكيل شده است . هدف از اين ابتكار, افزايش تاثير سياسي بخش غيرانتفاعي است . هدف اعلام شده در وب سايت آن كه در 11 ژوئن2003 راه اندازي شد , به ارمغان آوردن شفا نيست و پاسخگويي به دنياي در حال شكوفايي NGO هاست .

در حقيقت , اين وب سايت, يك ليست سياه به شيوه مك كارتي است كه در بردارنده داستانهايي در مورد هرNGO است كه جرأت كند مطالبي بر ضد سياستهاي دولت بوش يا در حمايت از پيمانهاي بين المللي ناخوشايند براي كاخ سفيد بگويد اين اصلي كه در داوري اين ابتكار عجيب و غريب وجود دارد آن است كه حقيقتي شيطاني در مورد گروههاي "غير منتخب" از شهرونداني وجود دارد كه تلاش مي كنند بر دولت خود تاثير بگذارند. چنين مدعي شده است "رشد خارق العاده NGO هاي مخالف دولت در دموكراسيهاي ليبرال., اين توان بالقوه را دارد كه اقتدار دموكراسيهاي مشروع را تضعيف نمايد".

چون جمله بالا ، موضع رسمی "موسسه بنگاههای اقتصادی آمريكا " است ، مطمئنا بدون  ايهام نيست . " راج پاتل " تحليلگر سياستها درFoocl First   -  يک NGO مستقر در کاليفرنيا – مي گويد" خود موسسه  بنگاههای اقتصادی آمريكا ،يک NGO   است که از حمايت نيرومندترين شرکتهای دنيا برخوردار است . آنها در برابر هيات مديره خود پاسخگو هستند که عبارتند از موتورولا ،  امريکن اکسپرس ، و اکسون موبيل " . در اين بيان ، هيچ تعجبی ندارد که " ريچارد پرل " ،   عضو کنوني و رئيس سابق هيئت سياست دفاعي  پنتاگون ، يکياز مقامات اين موسسه است . " لين چني " ، همسر معاون  رئيس جمهور نيز همکار " پرل " دراين موسسه است .

در حقيقت، بيشتر اعضاي تيم دولت بوش،اعضاي سابق اين موسسه هستند.

پرزيدنت بوش در يک مهماني شام اين موسسه در فوريه 2003 گفت " در اين موسسه ، بعضي ازناب ترين نفرهاي متفکر در کشور ما وجود دارند که سرگرم کار در مورد برخي از بزرگترين چالشهاي پيش روي ملت ما هستند .کار شما آنقدر خوب است که دولت من، بيست نفر از اين نفرهاي متفکر را به امانت گرفته است ." به عبارت ديگر ، اين موسسه ، چيزي فراتر از يک موسسه پژوهشي است. اين موسسه ، مغز آقاي بوش است که اطلاعات آن را ديگران پردازش ميکنند .

اگر اظهارات آقاي " ناتسيوس " را همراه با مطالب فوق در نظر بگيريم ، اين حمله به بخش غير انتفاعي ، نشاندهنده يک دکترين جديد از سوي بوش است و آن اينکه NGO ها نبايد چيزي بيش از يک بال خوش قلب و کمک رسان براي نيروهاي نظامي باشند که پس از جنگها و بد بختي ها ، غنائم را بي سروصدا جمع نمايند . کار آنها سوال در اين مورد نيست که چگونه ميتوان اين تراژديها را از ميان برد يا اينکه خواهان يافتن راه حلهاي سياسي باشند ، همچنين وظيفه آنها مطمئنا اين نيست که به جنبشهاي ضد جنگ و تجارت عادلانه بپيوندند و خواستارتغييرات سياسي واقعي شوند .

طرفداران کنترل در کاخ سفيد ، اين بار واقعا از خودشان نيز پيشي گرفته اند . نخست آنها کوشيدند دولتهاي منتقد سياستهاي  خارجي خود را با بسته هاي کمک و معاملات تجاري بخرند و ساکت نمايند ( در مه 2003 ، رابرت زوليک ، نماينده بازرگاني ايالات متحده ، اعلام نمود که کشورش توافقات تجاري جديد را تنها با کشورهايي امضاء خواهد نمود که " پيشنهاد همکاري بدهند يا مواضع بهتري در زمينه سياست خارجي فعولات امنيتي داشته باشند " ) . سپس آنها از اين نکته اطمينان حاصل نمودند که مطبوعات در خلال جنگ با عراق ، سوالات مشکل را طرح نخواهند نمود و اين کار را از طريق زدوبند در زمينه دسترسي خبرنگاران به کنترل ويرايشي صورت دادند .

اکنون آنها در تلاشند که امدادگران حاضر در عراق و افغانستان را به عوامل تبليغاتي براي مارک آمريکايي از نوع آقاي بوش تبديل نمايند و آنها را همانند گزارشگران " فاکس نيوز " در پنتاگون مستقر نمايند.

دولت ايالات متحده عموما به عنوان يک دولت " يک جانبه گرا " توصيف مي شود . ولي فکر نمي کنم اين مطلب کاملا دقيق باشد .

دولت بوش ممکن است مايل باشد که به تنهايي در مسير مورد نظرش گام بردارد ، ولي آنچه که واقعا به دنبال آن است ، لژيونهايي از پيروان خود سانسور کن است که طيفي از دولتهاي خارجي تا خبرنگاران آمريکايي و NGO    هاي بين المللي را در بر مي گيرد  .

دولت آمريکا يک گرگ تنها نيست که ما در حال معامله با آن هستيم ، بلکه چوپان يک گله گوسفند است . سوال اصلي اين است :

کدام NGO ها نقش گوسفند را بازي خواهند کرد ؟

1.       U.S. Agency for International Development

2.       American Enterprise Institute

 

1 . NGO  Watch

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید