شماره 37- بروزرسانی:15/2/1385

بازگشت به صفحه اصلی

آموزش و پرورش*

هادی پاکزاد

... اصل چهل و چهارم: در كشور اتوپيان، فرا‎گيري در تمام حوزه‎هاي دانش و علوم گوناگونِ موجود كه ميراث و گنجينهی با ارزش بشريت است،  يكي از مهم‎ترين و ضروري‎ترين كارها محسوب مي‎شود. براين اساس هرگونه فراگيري گزينشي را كه پاسخگوي نياز منافع بخشي از مردم باشد، مردود مي‎شمارد و باور دارد كه اگر علوم و فنون، فرهنگ و ادبيات، اقتصاد و سياست، علم و دانش، به نفع يك طبقه ويك نگرش كاناليزه و سانسور شود، فلسفه جوهري و كاربردي امر آموزش از بيخ و بن قلب مي‎گردد و نتيجه‌ی استمرار چنان وضعي، براي بانيان آن نيز حاصلي معكوس ببار مي‎آورد. از نظر كشور اتوپيان هر طبقه و گرايشي مي‎تواند بر خاستگاه‎هاي خود پاي فشارد، آن را تبليغ كند و دستاوردي بر ارزش‎هاي انساني بيافزايد، اما هيچ تفكر، ايدئولوژي، نگرش و بينشي نمي‎تواند خود را براي ديگران واقعيتِ محض بداند و آن را با قدرتي كه به هر دليلي برايش فراهم شده، به سايرين تحميل كند. در كشوري نمي‎توان سراغ گرفت كه اِعمال ايدئولوژي‎هاي تك‎قطبي، حاصلي پويا و سازگار با پذيرش توده‎هاي گوناگون مردم را به‌همراه داشته باشد. در هر نقطه‎اي از جهان و در طول تاريخ زندگي اجتماعي بشر، هر جا كه يك ‎نفر گفت «فقط من» و خواست من بودنش را به كرسي بنشاند، عقب ماندگي، فقر، جنگ، مرگ، كشتار، ترور، وحشت وفاجعه آفريده است. ـ كشور اتوپيان وجود تمام «من‎ها» را ضروري مي‎داند و معتقد است كه برآيند عملكردهاي اين «من‎ها»ي گوناگون كه بايد حضور يك‎ديگر را شرط حيات خود ‎بدانند، به اسارت انسان در تمام زمينه‎ها پايان خواهد داد و چگونگي امر آموزش را نيز با هدف انساني‎اش هم‌راه خواهد گرداند. در اين راستا و به منظور اين‎كه همگان بتوانند از علم، انديشه، خرد، دانش، نگرش، بينش و ايدئولوژي‎هاي گوناگونِ يك‎ديگر بهره برند، كشور اتوپيان نظام شورايي آموزش را در دستور كار جدي خود قرار داده است.

اصل چهل وپنجم: كادرهاي آموزشي شاغل در هر نقطه كشور، اعضاي فعالِ شوراي آموزش همان جا محسوب مي‎شوند كه براين اساس مي‎توانند ساختار آموزشي خاص آن محل را با لحاظ كردنِ خصوصيات، آداب و رسوم، زبان و فرهنگ همان منطقه و در رابطه با خط مشي كلي آموزش كشور تدوين و اجرا نمايند.

اصل چهل و ششم:  كوچك‎ترين شوراي اداري آموزش كشور، شوراهاي آموزشي روستاها هستند كه در ارتباط با شوراهاي آموزشي شهرهاي كوچك و بزرگِ وابسته به خود، تبادل تجربه و انجام وظيفه مي‎كنند . نماينده هر يك از اين شوراهاي آموزشي كوچك (از نظر تعداد اعضا)  كه منتخب اعضاي شوراي خود هستند، به عنوان رابط، عضو شوراي نمايندگان آموزش بخش‎ها و يا شهرهاي نزديك به خود نيز مي‎شوند. ـ اعضاي رابط بخش‎داري‎ها، عضو شوراي نمايندگان آموزش شهرها مي‎شوند.

اصل چهل و هفتم: شوراي آموزش شهرها، «شوراي نمايندگان آموزش  شهر» خود را انتخاب مي‎كنند و اين شورا يكي از اعضاي خود را كه بيشترين آرا را كسب كرده باشد، به عنوان رابط و عضو به «شوراي نمايندگان آموزش استان» مي‎فرستد.

اصل چهل و هفتم: هر «شوراي نمايندگان آموزش استان» يك نماينده براي «شوراي نمايندگان آموزش كشوري» انتخاب مي‎كند تا به عنوان عضو اين نهاد شناخته شود. اين نهاد شورايي نيز سه نفر كانديدا را به «شوراي نمايندگان كشورداري» معرفي مي‎كند تا آن شورا از ميان آن‎ها يك نفر را براي عضويت در « شوراي نمايندگان كشورداري» انتخاب كند. دو نفر ديگر به عنوان اعضاي علي‎البدل شوراي نمايندگان آموزش كشور شناخته مي‎شوند تا در مواقع ضروري جاي اعضاي اصلي را در «شوراي نمايندگان كشورداري» پر كنند.

اصل چهل و هشتم: عمده ترين وظيفه « شوراي نمايندگان آموزش كشور» تدوين ساختار خطوط كلي آموزش كشور است كه براساس نظام شورايي بنا گرديده است. ـ « شوراي نمايندگان آموزش كشور» كه نماينده آن عضو «شوراي نمايندگان كشورداري» مي‎باشد، بايد ارايه دهنده‌ی راه‌كارها و مصوباتي باشد كه موجب ارايه ابتكار و خلاقيت در تمامي اعضاي خود در سراسر كشور گردد. ـ در تحقق اين امر مسايل رفاهي و خدماتي را براي اعضاي خود در سراسر كشور در اولويت قرار دهد. ـ براي پيش‎برد اهداف آموزش در نظام شورايي، نكات ذيل از اهميت برخوردار مي‎باشند: 1. هدف از تحصيل گرفتن مدرك نباشد. ـ 2. هر دانش‎آموز از دبستان تا دانشگاه ، دليل فرا گرفتن دروس مربوط به خود را بداند و ناآگاهانه هيچ چيزي را فرا نگيرد ـ 3. از ايجاد حس رقابت فردي، براي بالابردنِ انگيزه دانش‎آموز به منظور درس خواندن اجتناب شود ـ 4. از مقايسه افراد و به رخ كشيدنِ برتري‎هاي آن‎ها نسبت به هم، به منظور بي‎ارزش دانستن حسِ حسادت و حقارت و غرور فردي، پرهيز گردد. ـ 5. با دادن كار جمعي به دانش‎آموزان و كمك در انجامِ موفقيت‎آميز آن، و ايجاد اين حس كه هركاري بدون شركت جمعي به سرانجامِ مفيد و دلچسب نمي‎رسد، بايد حس دوستي، وحدت و كار شورايي را در ذهن دانش‎آموزان عميق‎تر کرد. ـ 6. دانش‎آموز بايد بياموزد كه علوم و فنون را براي بالا بردن ارزش‎هاي نيروي كار در جامعه فرا مي‎گيرد و از آن بايد به منظور شركتِ فعال در شوراهاي گوناگون كشور بهره برداري كند. ـ 7. براي رتبه بندي دانش آموزان در هيچ مقطعي، از معيار «نمره» استفاده نشود. اين كار مي‎تواند توسط شوراي ارزش گذاري كه توسط معلم‎ها، دبيران، استادان و... تشكيل مي‎شود، انجام پذيرد. با اين شيوه‌ی ارزش گذاري، هيچ دانش آموزي نبايد در جايگاه سابق خود بماند، بلكه مي‎توان با پي بردن به علاقه و تمايلات آنان، رتبه و موقعيت جديد آن‎ها را مشخص نمود. ماندگاري دانش آموز در كلاس سابق به اين معني است كه از وي هيچ چيزي درك نشده باشد كه اين امر براي شوراي آموزش كشور و تمام مربيان شوراهاي آموزشي غيرقابل قبول است. به سخني ديگر در كشور اتوپيان، پديده‎اي به نام «افتِ تحصيلي» جايي ندارد. شناخت دانش آموز و كشف استعدادهاي وي، پيشرفت محسوب مي‎شود. ـ 8. در ساختار آموزش شورايي کشور تنبیه، جريمه و مجازات دانش آموز جايي ندارد، آن‎چه باقي مي‎ماند فقط تشويقِ جمعي ا‎ست به گونه‎اي كه هر دانش‎آموز سهم خود را در اجتماع درك و احساس كند. تنبيه، خطاي نادانسته‌ی دانش آموز را به خطاي دانسته تبديل مي‎كند و تكرارِ تنبيه، وي را در خطاي دانسته‎اش مصمم‎تر مي‎سازد. مربي بايد راهكارهايي بيابد كه عملِ تنبيه را هم به صورتِ تشويق القا نمايد. تشويق حركت مي‎آفريند و زندگي را براي دانش آموز شيرين مي‎كند.

اصل چهل و نهم: در كشور اتوپيان هر نهاد آموزشي كه مستقيما با دانش‎آموزان، از كودكستان تا دانشگاه، سروكار دارند و مسؤل آموزش آن‎ها هستند، يك شوراي مالكيت اقتصادي آموزشي شناخته مي‎شود. اين شوراهاي مالكيت اقتصادي آموزشي كه در امر بنيادي‎ترين آماده‎سازي نيروهاي كار براي توليدات همه‎جانبه‌ی مورد نياز جامعه نقش كليدي دارند، بايد از حمايت تمامِ نهادهاي شورايي در كشور برخوردار شوند. ـ براين اساس همه‌ی مكان‎هاي آموزشي سراسر كشور در مالكيت جمعيِ پرسنل محل كار خود در مي‎آيد. خوشبختانه نظر به اين‎كه از قبل در كشور اتوپيان اكثر مكان‎هاي آموزشي در مالكيت دولت سابق بوده و ديگر مكان‎ها نيز در مالكيت شركايي بوده كه در آن مكان‎ها به فعاليت مشغول بوده‎اند، اجراي چنين امري به سادگي امكان‎پذير شده است.

 اصل پنجاهم: هرنهاد آموزشي با لحاظ كردن خطوط كلي خط مشي برنامه‎هاي «شوراي نمايندگان آموزش كشور» و«شوراي نمايندگان آموزشِ» مناطق خود مي‎توانند براساس شرايط ويژه دانش‎آموزان ساختارسازي كنند و محتويات كتاب‎هاي درسي را بر پايه ابتكارها وراهكارهايي كه در جريانِ عمل با آن مواجه مي‎شوند تدوین و تدريس نمايند. اين بدان معنا ا‎ست كه هر شوراي آموزشي در محدوده كار خود استقلال عمل دارد و اين استقلال به‌وجود نمي‎آيد مگر اين‎كه شوراهاي آموزشي مرتباً براي بالابردن ظرفيت‎هاي علمي مربوط به خود تلاش كنند و در عين‎حال با نگاه و توجه جدي به دانش‎آموزان خود، از آن‎ها نيز دايماً آموزش ببينند.

* برگرفته از کتابِِ در نوبت چاپِ «جهان دیگری ممکن است»

 

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید