شماره 48- بروزرسانی:5/9/1385

بازگشت به صفحه اصلی

سلام ،عمو صمد

 

خسرو صادقی بروجنی

درسوگ صمد بهرنگی

‹‹شهري است كه ويران مي شود ،نه فرونشستن بامي .باغي است كه تاراج مي‌شود ،نه پرپر شدن گلي .چلچراغي است كه در هم مي‌شكند ،نه فرومردن شمعي وسنگري است كه تسليم مي‌شود ،نه از پا درآمدن مبارزي ! صمد چهره حيرت انگيز تعهد بود .تعهدي كه به حق مي‌بايد با مضاف غول وهيولا توصيف شود : ‹‹غول تعهد!›› ،‹‹هيولاي تعهد! ›› چرا كه هيچ چيز در هيچ دور وزمانه‌اي هم‌چون ‹‹تعهد روشنفكران وهنرمندان جامعه›› خوف انگيز وآسايش برهم زن وخانه خراب كنِ كژي‌ها وكاستي‌ها نيست. چرا كه تعهد اژدهايي است كه گران‌بها‌ترين گنج عالم را پاس مي‌دارد: گنجي كه نامش آزادي وحق حيات ملت‌ها است . واين اژدهاي پاسدار، مي‌بايد از دسترس مرگ دور بماند تا آن گنج عظيم را از دسترس تاراجيان دور بدارد. مي‌بايد اژدهايي باشد بي‌مرگ وبي‌آشتي. وبدين سبب مي‌بايد هزار سرداشته باشد ويك سودا. اما اگر يك سرش باشد وهزار سودا، چون مرگ بر او بتازد، گنج بي پاسدار مي‌ماند. صمد سري از اين هيولا بود. وكاش.... كاش اين هيولا، ازآن گونه سر، هزار مي داشت؛ هزاران مي داشت!››(احمد شاملو)

‹‹ صمد بهرنگي›› در تير ماه 1318 به دنيا آمد . در كوچه اسكوليلر محله چرنداب مركز استان آذربايجان يعني تبريز. و در كوچه جمال آباد همان محله بزرگ شد و به دبستان رفت. پدرش عزت كارگری فصلی بود که هرروز به کاری می‌پرداخت ومادرش، سارا زنی مهربان که پسرانش را به تحصيل وآموزش نصيحت می‌کرد، درزمانه‌ای که جنگ حاصلی چون قحطي وگرانی وناامنی نداشت .

صمد بهرنگي دوره سيكل اول را در دبيرستان خواند ودر پي آن، تحصيلات را در دانش‌سرا دنبال كرد. دانشسراي مقدماتي را در 1336 به اتمام رساند ودر 18 سالگي شد آقا معلم.  براساس تعهدي كه به آموزش وپرورش داده بود براي تدريس روانه روستا‌هاي آذر شهر شد و يازده سال تمام در روستاهاي ممقان، خوراقان، قد جهان، گوگان ، آخير جان و .... با عشق وعلاقه به بچه‌هاي ساده و بی‌آلايش روستايي درس داد ودرس گرفت.

صمد گذشته از قصه‌هاي كودكان كه با بهترين نمونه‌هاي ادبيات كودكان دنيا هم‌ترازند ، مقاله‌هاي زيادي هم نوشته است كه در دوران اختناق وسانسور ستم شاهي با نام‌هاي مستعار قارانقوش، ص-آرام، چنگيز مراتي ، رشيد خلقي و... در برخي از نشريات آن دوران منتشر مي‌شد . كندوكاو در مسایل تربيتي ، مقاله‌هاي تربيتي و مجموعه مقاله‌ها و باقي مقاله‌هاي او به صورت كتاب منتشر شده است . حاصل تلاش‌هاي خستگي‌ناپذير او براي جمع آوري ادبيات شفاهي مردم آذربايجان دفترهاي فولكور است كه تاكنون سه جلد از آنان منتشر شده است . شعرهايي كه از شاعران معاصر فارسي زبان به آذري ترجمه كرده نمودار قدرت وتسلطش به زبان تركي است . تلخون، ماهي سياه كوچولو، افسانه محبت و افسانه‌هاي آذربايجان از جمله مهم‌ترين آثار اوست . با اين همه به قول غلامحسين سا عدي: «شاهكار او زندگيش بود›› .

 ماهي سياه كوچولو پس از ديده برهم نهادن نويسنده‌اش در نمايشگاه 1969بولون در ايتاليا ونمايشگاه بي‌نيال در براتيسلاو چكسلواكي برنده جايزه طلايي شد . سارتر می گويد:‹‹نويسنده ملتزم مي‌داند كه سخن همانا عمل است . مي‌داند كه آشكاركردن تغييردادن است . نمي‌توان آشكار كرد مگر آن‌كه تصميم بر تغيير دادن گرفت . نويسنده ملتزم آن روياي ناممكن  را ازسربه در كرده است كه نقش بي‌طرفانه و فارغانه‌اي از جامعه و از وضع بشري ترسيم كند .انسان موجودي است  كه در برابر هيچ موجودي نمي‌تواند بي‌طرف باشد : حتي خدا.›› و‹‹از هر راهی که بدين جا آمده باشيد، ادبيات شما را به ميدان نبرد می‌افکند. نوشتن، نوعی خواستن آزادی است. اگر دست به کار آن شويد، چه بخواهيد، چه نخواهيد، درگير وملتزميد1››. وبه راستی که صمد وآثارش مصداق چنين سخنی است چرا که صمد در فقر زاده ودر سانسور بزرگ شده بود و به خوبی آگاهی داشت که آن‌چه مسبب اين فقر است نظام طبقاتی حاکم بر جامعه است .

 صمد بهرنگي را بيش‌تر ما به‌عنوان نويسنده‌ي قصه‌هاي كودكان مي‌شناسيم .يا دست بالا به‌عنوان يك نويسنده كه با هدف سياسي و به زبان ساده براي بچه‌ها قصه مي‌نوشت اما تأمل و تفكر در كارهاي صمد ودر قصه‌هاي او ما را برآن مي‌دارد كه ازاين حد فراتر برويم. او يك جامعه شناس تمام عيار است كه به منطق علمي مجهز است. او از درون گود، از درون طبقه، از درون خانه‌ها و زاغه‌ها و خانه‌هاي گلي و از ميان مردمي كه با آنها زندگي مي‌كند و خود او هم يكي ازآن‌هاست با ما سخن مي‌گويد، او اما  پاي خود را از حد يك مفسر و گزارشگر مسایل و مشكلات و دردها فراتر مي‌گذارد و  براي غلبه بر آن‌ها راه حل هم ارایه مي‌دهد. منطق او تغيير جهان است، نه تفسير آن .

 صمد در زمانه‌اي چيز مي‌نوشت كه مرز ميان دو دوره مختلف در تاريخ سياسي و اجتماعي ايران بود. پشت سر او، كودتاي امپرياليستي 28 مرداد 32 و تاخت و تاز فرمانداري تهران و پليس سياسي و قلع و قمع سازمان‌هاي سياسي و تبليغات گوش خراش در رابطه با تثبيت و تحكيم رژيم كودتا و ترويج بي‌تفاوتي و بي‌عملي قرار داشت و در پيش رو در برابر تأمل و تفكر در علل شكست نهضت عظيم ضد امپرياليستي و ضد ديكتاتوري سال‌هاي 32-29 و چاره‌انديشي و راه‌يابي براي غلبه بر جو بي‌عملي موجود. صمد يكي ازهزاران رهرو صادق و صميمي راه سخت و صعب و پرفراز و نشيب  تغيير و تحول اجتماعي بود .

او به كارواني تعلق داشت كه از نخستين روز پيدايش جامعه طبقاتي و در ستيز با اين جامعه و در جهت براندازي و جايگزيني آن با يك جامعه بدون بهره كشي و بدون ستم وآزار به راه افتاده است . صمد به‌عنوان يكي از پيشتازان جنبش نوين انقلابي روشنفكران ما، كوشيد تا جنبش روشنفكران ما را با كارگران و دهقانان پيوند دهد. او به روستا رفت، صمد در ميان مردم، درميان توده‌ها زيست. فقر، محروميت، ستم طبقاتي، ستم ملي، بي‌بهداشتي، بي‌سوادي و گرسنگي آن‌ها را ديد و خودش هم با اين مسایل دست به گريبان شد. او مي‌گفت :‹‹بايد سرما را خوب حس كرد تا آن‌جا كه استخوان‌هايت بسوزد وآن‌وقت داد از سرما بزني››. و او مي‌توانست داد از سرما بزند چون سرما مغز استخوانش را می‌سوخت .

صمد كه به قول يكي از شاگردانش: ‹‹خود در دامان رنج، محروميت وستم پرورش يافت، هر چه بيش‌تر مي‌زيست، با محروميت و ستم بيش‌تر آشنا مي‌شد و حس مي‌كرد كه هيچ وقت نمي‌تواند و نبايد سرنوشت خود را از سرنوشت مردمي كه با آن‌ها زيسته بود جدا كند، همين عدم جدايي از زحمتكشان از او نويسنده‌اي ساخت كه براي فقيران بنويسد آن هم با زباني ساده كه آن‌ها بتوانند نوشته‌هاي او را و زبان اورا بفهمند و اصرار داشت كه تنها اين طبقه حق خواندن داستان‌هاي او را دارند: ‹‹حرف‌هاي آخر اين‌كه هيچ بچه عزيز دردانه وخودپسندي حق ندارد قصه من و اولدوز را بخواند به خصوص بچه‌هاي ثروتمندي كه وقتي توي ماشين سواري‌شان مي‌نشينند پز مي‌دهند وخودشان را يك سر و گردن از بچه‌های ولگرد و فقير كنار خيابان‌ها بالاتر مي‌بينند وبه بچه‌هاي كارگر هم محل نمي‌گذارند. آقاي بهرنگ خودش گفته كه قصه‌هايش را بيش‌تر براي همان بچه‌هاي ولگرد  و فقير و كارگر مي‌نويسد.(2)»

تا پيش از صمد چيزي به نام ادبيات كودكان به معناي واقعي و سياسي آن در ايران وجود نداشت .هر آن چه بود عبارت بود از مطالب صرفا اخلاقي كتب درسي و يا داستان‌هاي تمثيلي هم‌چون كليله ودمنه. صمد نخستين كسي بود كه در حوزه ادبيات كودكان دست به كار جدي زد و با خلق آثاري در اين حوزه، زمينه‌هاي رشد اين نوع ادبيات را فراهم آورد. ‹‹ديگر وقت آن گذشته است كه ادبيات را محدود كنيم به تبليغ و تلقين و نصايح خشك بي برو برگرد. نظافت دست و پا و بدن، اطاعت از پدر و مادر، حرف شنوي از بزرگان، سروصدا نكردن درحضور مهمان... دستگيري از بينوايان به سبك  و سياق بنگاه‌هاي خيريه ومسایلي از اين قبيل كه نتيجه كلي و نهايي همه اين‌ها بي‌خبر ماندن كودكان از مسایل بزرگ وحاد و حياتي محيط است.››(3) ‹‹آيا كودك غيرازيادگرفتن نظافت واطاعت از بزرگان وحرف شنوي ازآموزگار وادب چيزديگري لازم ندارد؟ آيا نبايد به كودك بگوييم كه بيش‌تر از نصف مردم جهان گرسنه‌اند و چرا گرسنه‌اند و راه برانداختن گرسنگي چيست ؟آيا نبايد درك علمي و درستي از تاريخ و تحولات اجتماعي بشري به كودك بدهيم ؟چرا دستگيري از بينوايان را تبليغ مي‌كنيم  و هرگز نمي‌گوييم كه چگونه آن يكي بينوا شد وديگري ‹‹توانگر›› كه سينه جلو بدهد و سهم بسيار ناچيزي از ثروت خود را به آن باباي بينوا بدهد و منت سرش بگذارد كه آري من مردي خير و نيكوكارم  و هميشه از آدم‌هاي بي‌چاره و بدبختي مثل تو دستگيري مي‌کنم.››(4)

صمد براي خلق آثار براي كودكان دو نكته را لازم مي داند:1- ادبيات كودكان بايد پلي باشد ميان دنياي رويايي كودكان با بي‌خبري‌ها و خيال پردازيها‌ي رنگ آميزي شده و شيرين كودكانه آن و دنياي واقعي بزرگ‌ترها كه مملو از دردها ورنج‌ها و سيه روزي‌ها و تلخي‌ها است. در اين صورت است كه بچه مي‌تواند كمك و يار واقعي پدرش در زندگي باشد و موجود سازنده‌اي در اجتماع راكد و رو به نابودي. 2- بايد جهان بيني دقيقي به بچه داد. معياري به او داد كه بتواند مسایل گوناگون اخلاقي را در شرايط و موقعيت‌هاي اجتماعي كه دایما در حال تغيير و تحول‌اند به درستي ارزيابي كند. دوري جستن از ساختن دنيايي فانتزي و خيالي و عاري از واقعيت، مشخصه داستان‌هايي است كه صمد براي كودكان نگاشته است ‹‹اگر مي‌خواهي داستان بنويسي براي بچه‌ها بايد مواظب باشي دنياي قشنگ الكي برايشان نسازي». ‹‹بچه را بايد از عوامل الكي و سست بنياد نا اميد كرد و بعد اميد دگرگونه‌اي بر پايه شناخت واقعيت‌هاي اجتماعي و مبارزه با آن‌ها را جاي آن اميد اولي گذاشت››. روز نهم شهريور 1347 پيكر بی‌جان صمد را در راه درياي خزر از رود ارس گرفتند. مرگ صمد، مردم ما و جامعه ما را از يكي از بهترين فرزندان، يكي از بهترين آموزگاران و يكي از صميمي‌ترين خدمتگزاران خود محروم ساخت.

 براي رسيدن به آن‌چه كه صمد برايش زيست و برايش مبارزه كرد كارهاي بسياري هست كه بايد انجام داد. تا وقتي كه اولدوزها زير دست زن باباهاي  ظالم رنج مي‌كشند. تا وقتي كه خواهر ياشارها زير كرسي از سرما خشك مي‌شوند و تا وقتي كه پولادها و صاحبعلي‌ها در حسرت يك دانه هلو آه می‌كشند، كار صمد به سرانجام نرسيده است و تا هنگامي كه تاري وردي و  خواهرش به‌جاي به مدرسه رفتن و درس خواندن زير دست حاجي قلي‌ها كار مي‌كنند و تا هنگامي كه دده ياشارها بي‌كارند، آرمان‌هاي صمد هم‌چنان در دستور كار دوستداران اوست و صمد، عمو صمد آنان باقی خواهد ماند .

پانوشت : ۱-  ادبيات چيست؟ - ژان پل سارتر،  ترجمه ابوالحسن نجفي،  مصطفي رحيمي، چاپ زمان

۲ -  صمد بهرنگي‌، اولدوز وعروسك سخنگو ۳- صمد بهرنگي،  مجموعه مقالات ۴- همان

برگرفته از: وبلاگ «کوخ»

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید