![]() |
|
شماره 49- بروزرسانی:30/9/1385 |
|
رنجنامهی یک کارگر نساجی مازندران
با خواندن مطالبی که بازتاب درباره نساجی مازندران نوشته بود خاطرات سی سا ل کار و زندگی در کارخانهی نساجی مازندران برایم زنده شد. چهارده ساله بودم که برای کار وارد کارخانهی نساجی مازندران شدم در سه شیفت و در قسمتهای مختلف بافندگی و رنگرزی و ریسندگی به مدت سی سال کار کردم. کارگران با سابقه، کار یادم دادند و دست محبت به سرم کشیدند تا این جوان تازه کار به آنجا عادت کند. در واقع بهترین سالهای عمرم را در کنار کارگران زحمتکش و با ماشین آلات و نخ و پنبه و رنگ و پارچه زندگی کردم و خاطرات تلخ و شیرین زیادی از آن دوران دارم. در آن سالها نام نساجی مازندران نامی آشنا در ایران و خاورمیانه و در بسیاری از کشورهای خارجی دیگر بود و تولیدات آن با کیفیت بسیار مرغوب و در رنگها و طرحهای بسیار زیبا در فروشگاههای زنجیرهای در شهرهای ایران و خارج از کشور عرضه میشد و جالبتر اینکه در بسیاری از این فروشگاهها صفهای طولانی برای خرید پارچه تشکیل میشد. بیش از پنج هزار کارگر در این کارخانه مشغول به کار بودند و اگر فرض کنیم که هر کارگر نان آور چهار نفر بوده باشد بنابراین از طریق درآمد حاصل از کار در این کارخانه بیش از بیست هزار نفر در قائمشهر زندگی رامیگذراندند. کارگران جوان با حضورفعا ل خود درمسابقات ورزشی برای کارخانه افتخار میآفریدند ونیزدر مبارزه با رژیم شاه ودرجنگ با عراق ودفاع ازمیهن نقش بسیار مهمی داشتند0اما اکنون چه برسر نساجی مازندران آمده است. در اواخر دهه شصت شروع به بازنشسگی پیش از موعد کارگرانی که هنوز انرژی و توان کار داشتند کردند و آن عده از کارگران نیز که بازنشسته نشدند چند سال دیگر در کارخانه کار کردند اما حقوق هایشان را با تاخیر چند ماهه آنهم به مقدار ناچیز دریافت میکردند تا بالاخره عذر آنها نیز خواسته شد و بازنشسته شدند و بدینگونه کارخانهی عظیم نساجی مازندران که میتوانست نقش مهمی در اقتصاد و تولید و خودکفایی کشور و نیز کاهش بیکاری جوانان داشته باشد از صحنهی تولید خارج شد و جای خالی پارچههای زیبای نساجی مازندران را پارچههای نامرغوب وارداتی به خود اختصاص داد0 تعداد زیادی ازجوانان قائمشهرکه میتوانستد دراین کارخانه مشغول به کار باشند وچرخهای اقتصاد مملکت را به حرکت درآورند متاسفانه وضعیت بسیار دردآور و نگران کنندهای دارند عدهای بیکار و سرگردان درخیابانهای شهر پرسه میزنند 0عدهای دیگر در کوچه پس کوچههای خلوت شهر به رد و بد ل کردن مواد مخدر و یا به تزریق هروئین مشغولند وگروهی نیزسوار بر موتور از کیف زنی درخیابان گرفته تا دزدی ازمغازهها و منازل و تجاوز و جنایت و دیگر کارهای خلاف مشغولند 0 شهری که با داشتن سه کارخانه بزرگ نساجی(شماره 1و2 و3 ) وکارخانه گونی بافی زمانی از شهرهای مهم صنعتی کشور محسوب میشد چرا باید 70 درصد جوانانش بیکارو خانوادهها زیر خط فقر زندگی کنند؟ چرا نمایندگان شهرمان فراموش کردهاند که چه وعده و وعیدهایی در زمان کاندیداتوریشان بهخاطرکسب آرای مردم برای راه اندازی کارخانجات و حل مشکل بیکاری دادهاند؟ چرا مسئولین شهر با توجه به اینکه همه مشکلات را بهخوبی میدانند اما هیچگونه اقدامی نمیکنند؟ مسئولین باید پاسخگوی چراهای زیادی باشند برای مردمی که صدای صوت کارخانجات شهرشان وپارچههای زیبا و رنگارنگ نساجی مازندران در ویترین فروشگاهها هرگز از خاطرشان نمیرود0 مطلب مورد اشاره کارگر نساجی : چگونه يك كارخانه ثروتمند را ورشكسته كنيم؟!
|
|
فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |