شماره 50

بازگشت به صفحه اصلی

گزارش فارس‌نیوز  از لوكس ترين اپارتمان هاي تهران

اين‌جا اپارتمان، متري6 ميليون تومان است


هادی پاکزاد


خبرگزاري فارس: اين‌جا تهران است، فرمانيه و دزاشيب ، نياوران ، اقدسيه و زعفرانيه، تا به حال سري به بنگاه‌هاي مسكن اين مناطق زده‌ايد؟ از قيمت مسكن در اين مناطق پرسيده‌ايد؟ اگر نرفته‌ايد براي تفريح هم كه شده سري بزنيد حتما متعجب خواهيد شد. فقط مواظب باشيد نااميد نشويد. [از چه و که ناامید نشویم؟]
باورتان می‌شود که در همین شهر تهران، شهری که برخی برای گرفتن یک سرپناه کوچک به هر دری می‌زنند پول پیش و اجاره پیدا نمی‌کنند، هستند کسانی که حاضرند برای یک اپارتمان 3 میلیارد تومان پرداخت کنند؟ بله سه میلیارد تومان. اما چه باور کنید و چه باور نکنید چنین اپارتمان‌ها و چنین مشتریانی وجود دارد.
 
این چند سطر، اغاز مطلبی است که گزارش‌گر خبرگزاری فارس به‌طور نسبتا کافی و جامع در سایت «فارس نیوز» اورده است که البته یکی دوجایی که زیرش خط کشیده شده مربوط به اصل نیست.
در این سایت وقتی خواننده‌؛ مطلب، خبر و یا گزارشی را می‌خواند، از او خواسته می‌شود که داوطلبانه نظرش را درج کند. نتوانستم چنان خواسته‌ای را بی‌پاسخ بگذارم؛ پس، درحالی که واقعا منقلب شده بودم، نوشم: درداور است، متاسفم، حالم دارد بهم می‌خورد، گریه‌اور است، گیج‌کننده است. نمی‌دانم، چون حواسم سرجایش نبود... شاید نوشته بودم؛ وحشت‌اور است، لعنت به چنین مناسباتی که می‌تواند شاهد چنین اوضاعی باشد...
یاد ماجرای خودمان افتادم که ان را تحت عنوان «این یک داستان خیالی نیست» نوشته بودم. راستش وقتی این گزارش «فارس نیوز» را خواندم، تازه متوجه شدم که قضیه خیلی بیش‌تر از ان حرف‌ها بوده است که من فکرم را جمع کرده بودم تا ان ماجرای نه خیالی، بلکه خیلی خیلی واقعی را بنویسم!!.
گزارش‌گر این خبرگزاری سنگ تمام گذاشت و همه‌ی حرف‌ها را رک، اشکار و صمیمانه و صادقانه بر روی سینی پهن کرد که فکر می‌کنم ان‌کس که ان را نخواند، نسبت به یک معضل جدی موجود جامعه‌ی خود، نااگاه و یا کم اگاه باقی خواهد ماند!!. پس بهتر است همین حالا و قبل از این‌که این مقاله را به پایان برید بر روی خط اول این نوشته کلیک کنید تا ان مطلب در فارس نیوز ظاهر شود و حتما ان را بخوانید.
با این‌که خواندن ان مطلب قلب را به درد می‌اورد و انسان را به‌سختی متاثر می‌کند... اما به خواندنش می‌ارزد، چرا که ادمی را به فکر بیش‌تر وامی‌دارد؛ به فکر وامی‌دارد که چرا «چنین است و چرا باید چنین باشد، ان‌هم به این شوری شور؟»
واقعا چرا؟
البته نمی‌توان با فکری اشفته به این سوال و ده‌ها سوال دیگر پاسخ داد. ولی فکر می‌کنم اگر با همین فکر اشفته بیان کنم ان‌چه که در دل و ذهن دارم... شاید خالص‌تر و عیان‌تر باشد از ان‌چه که ادیت شده به نگارش دراید. و همین، ممکن است ذهن‌های اشفته‌ی دیگری را موجب شود که احتمالا برایند ان‌ها چیزی درست و حسابی از کار دراید!.
پس بگذار این اشفتگی سرجایش بماند و در همین حالت از گزارش‌گر تیزبین، حساس و انسان «فارس نیوز» سوال شود: منظور از ان گزارش چه بود؟ ایا توصیف و شرح مستدل و واقعی از یک پدیده می‌تواند به خودی خود کافی باشد؟ ایا منظور این بوده است که مسولین مملکتی و به‌ویژه مسولین مربوطه بدانند که الونک نشینان، با بی‌قراری و اضطراب به دنبال حداقل نیازهای خود در زباله‌دان‌ها می‌گردند تا روزی‌اشان را بیابند... و یا بدانند کسانی، نه اندک و استثناء، هستند که درامد روزانه‌اشان با درامد سالیانه‌ی همین فوق متخصص‌های دیار خودمان برابری می‌کند و می‌توانند به‌راحتی در کنار دریا در ویلاهای میلیاردی خود که فقط سالی دو سه بار مورد استفاده‌ قرار می‌گیرد، لم دهند و به‌ریش خلق خدا بخندند؟ ایا منظور این بوده است که هوا فوق‌العاده تیره و تار است؟ ایا مقصود دادن اخطار بوده است؟ ایا خواسته است به این فوق چپاول‌گران بگوید از اخرین تکنولوژی ،  برای در امان نگه‌داشتن ان خانه‌های چند میلیاردی استفاده کنند تا نگاه نامحرم به ان مکان‌های فضایی نیفتد!!.
هر چه فکر می‌کنم، نه تنها به پاسخی نمی‌رسم بلکه این اشفتگی فکری‌یم است که دامنه‌ی وسیع‌تری پیدا می‌کند و مرا در این یورش بی‌رحمانه‌ی افکار، گیج و منگ نگه داشته است! اخر چگونه ممکن است قیمت یک اپارتمان به واژه‌ی چند میلیارد دهن‌کجی کند؟
راستش این گفته بسیار درست است که در کنار کاخ‌ها می‌توان توده‌هایی پر شمار از مخروبه‌ها را دید. البته اگر چشم دیدن وجود داشته باشد، چرا که ان‌گونه کاخ‌ها اجازه نمی‌دهند تا کوخ‌ها در کنارشان لم دهند!.
از حرف و حدیث و شعار بگذریم... به اصل موضوع فکر کنیم که چرا و چگونه ممکن می‌شود اقلیتی چنان باشند و اکثریتی چنین؟ چرا باید زمین و ملک و اپارتمان، تولدگاه پول شود؟ چرا باید تفاوت طبقاتی بی‌داد کند، وحشت‌اور شود؟ چرا هنوز به سرمایه‌ی خصوصی با احترام نگریسته می‌شود؟ مگر دیده نمی‌شود این مهد دموکراسی که نامش را امریکا گذاشته‌اند و بزرگ‌ترین حامی و دل‌سوز سرمایه‌ی خصوصی است دارد با این جهان، با همین سرمایه‌ی خصوصی‌اش چه می‌کند؟ ایا شگفت‌اور نیست که این کشور، با ادعای تمامی ارمان‌ها و اهداف تعریف شده‌اش، دارد همانند یک شاگرد کند ذهن از اهداف تعریف شده‌ی بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول تبعیت می‌کند؟ ایا هنوز مشخص نشده است که تمامی معضلات و فقر و مفاسد ناشی از ان و بسیار نارسایی‌ها و کمبودهای اجتماعی برامده از نقش غارت‌گرانه‌ی سرمایه است؟ اگر هزار بار ان‌گونه گزارش‌ها را خبرگزاری فارس نیوز به‌تکرار اورد... هیچ حاصلی برای سامان‌بخشی زندگی اجتماعی و مناسبات سالم در ان نخواهد داشت مگر این که ریشه‌ی مفسده شناخته شده و با ان مبارزه شود.

تبعیت مستقیم و غیر مستقیم از نظام جهانی سرمایه راه به جایی نمی‌برد. نباید باور کرد که استثمار انسان‌ها برای، حتا، استثمار کننده سعادت و نیک‌بختی به‌همراه داشته باشد. کشور و یا هر ادمی که دیگران را با قوانین و یا بدون قوانین غارت می‌کند، نه تنها زندگی را بر غارت شده‌ها حرام می‌سازد، خود نیز روی آرامش و زندگی همه‌جانبه‌ی مرفه را نخواهد دید. هرگز چنان زندگی‌ای که دوست گزارش‌گر فارس نیوز، ان را رویایی ذکر کرده است... نه تنها رویایی نیست بلکه کثیف است. زشت است و در یک کلام قابل تحقیر است. مرگ و نفرت نثار چنین زندگی‌هایی.
از همه‌ی انعکاس این اشفتگی ذهنی که مرا واداشته تا بی‌پروا حرف‌هایم را بزنم بگذریم... باید بگویم که نباید از ان گفته‌ها نتیجه گرفت که: آمریت و حاکمیت سرمایه‌ی دولتی کارساز و از بین برنده‌ی تمام مشکلات است... باید که تلاش کرد تا« جهان دیگری ممکن شود». تا راهی یافت که سرمایه، حضوری خصوصی و دولتی نداشته باشد. تا جامعه‌ای به‌وجود اید که در آن «مناسباتی شورایی و خودگردان» حرف نخست را بزند. تا هیچ کس یا گروه و یا طبقه‌ای نتواند سلطه‌اش را اعمال کند.

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به ادرس info@farhangetowsee.com بفرستید