|
گفتوگو با مندي ون ديوان، مدير انجمن
دختران براي برابري جنسي:
دختراني سرشار از اميد و ايدهآليسم
ميكي زي
برگردان: بابک پاکزاد
مندي ون ديوان را به عنوان سردبير Alter
Magazine و بعدها معاون سردبير clamor ميشناختم. اما همين اخيراً از نقش وي به
عنوان مدير سازماندهي اجتماعي انجمن دختران براي برابري جنسي (GGE) مطلع شدم
اين انجمن يك موسسهی غيرانتفاعي واقع در بروكلين است. ون ديوان به من گفت:
«ماموريت GGE بهبود موقعيت اقتصادي، اجتماعي، رواني و فيزيكي دختران و زنان است
GGE به جامعهی مورد نظر خود براي برداشتن موانع جرات ميبخشد و براي زنان و
دختران فرصتهايي ايجاد ميكند تا از طريق بهبود عزت نفس و مسلح شدن به
مهارتهاي رهبري و بيان مطالبات و همچنين سازماندهي گروهي و آموزش، خود زندگي
خويش را تعيين كنند.»
به منظور اطلاع بيشتر از اين فعاليتها، پرسشهاي خود را با او مطرح كردم.
كمي بيشتر درباره انجمن دختران و اهدافش برايمان بگوييد؟
انجمن دختران براي برابري جنسي سازماني است كه توسط جوانان و با كار داوطلبانه
به پيش ميرود. اين سازمان در سال 2000 توسط گروهي از زنان آمريكايي هائيتي
تبار با سازماندهي ائتلافي از 70 والدين كم درآمد آمريكايي_آفريقايي تبار و يا
آمريكاييهاي كارائيبي تبار ساكن در Brownsville و Bedford stoyvesant بنيان
گذاشته شد. آنها خواستار اين بودند كه سازمان، كارش را در اين جوامع آغاز كند.
شما چگونه به سازمان پيوستيد؟
من در سال 2003 چند هفته پس از اين كه از آتلانتا به بروكلين نقل مكان كردم كار
با GGE را آغاز كردم. من فعاليت خود را به عنوان يك سازمانده اجتماعي نيمه وقت
با كار روي سرفصلهاي آموزشي و راهاندازي كارگاههاي احترام جنسي براي دختران
و پسران مقطع ابتدايي و متوسطه و همچنين سازماندهي معلمان و والدين حول
برنامهی Title IX آغاز كردم. اكنون من مدير بخش سازماندهي اجتماعي هستم و
پرسنل را براي اجراي برنامهها و ادامهی كار سازماندهي، آموزش داده و بر
فعاليت آنها نظارت ميكنم. همچنين همكاري با مديريت براي توسعهی برنامههاي
سازمان، توسعه و اجراي برنامههاي جديد و كار با دختران دبيرستاني به منظور
آموزش آنها به عنوان سازمانده و مربي از فعاليتهاي كنوني من است.
در كنار ديگر عواملي كه ضرورت پرداختن به آنها ضروري است، شما به وضوح روي
موضوعاتي نظير قوميتها، طبقه، فرهنگ، مهاجرت و البته جنسيت متمركز هستيد، كار
در اين عرصه چگونه است؟
دختران دبيرستاني سادهترين گروه سني براي كار هستند. آنها از تواناييهاي
شناختي براي تفكر انتزاعي پيرامون اين نوع موضوعات برخوردارند و به اندازهی
كافي تجربهی زندگي دارند تا صحهاي بر ايدهها و عقايدشان باشد. من كار خود را
با سازماندهي اجتماعي دختران نوجوان آغاز كردم و امسال سومين سالي است كه آن
برنامه را اجرا ميكنم. من به طور مدام از دختران حاضر در گروه انگيزه ميگيرم
چرا كه به طريقي آنها سرشار از اميد و ايدهآليسم هستند. منظورم اين است كه
سرشار از اميدم اما همچنين اندكي نسبت به اين جهان سرخوردهام.
بنابراين اين دخترها واقعاً حس من را نسبت به هدفم و انجام كار تحريك ميكنند.
آنها چنان خود را متعهد به انجمن ميدانند كه فراموش ميكني كه آنها نوجوان
هستند. فكر ميكردم كه بايد آنها را براي انجام پروژههاي خدمات اجتماعي و
سازماندهي اقدامات متقاعد كنم اما آنها چنان هيجانزده و به انجام كار متعهد
بودند كه ناگزير شدم وقت زيادي صرف كنم تا آنها را متقاعد كنم تنها بر روي يك
كار در يك زمان خاص متمركز شوند.
معمولاً از طرف دخترها چه پاسخهايي دريافت ميكرديد؟
با توجه به اين كه زني سفيدپوست و فمينيست از جنوب بودم آنها مرا كاملاً
ميپذيرفتند و به جاي تفاوتها بيشتر روي شباهتها متمركز ميشدند. آنها براي
مزاح به من ميگفتند كه من حقيقتاً سفيد نيستم كه من به اين اظهارنظر قدر
مينهادم چرا كه راهي بود كه آنها حس خود را با من به اشتراك نهند. امتياز
بخشي از زندگي آنها شدن به ويژه در زماني كه آنها به مفهوم خويش از عدالت
اجتماعي و نقش خود در ايجاد تحول شكل ميدادند بسيار درخشان بود.
منبع: Znet |