|
آقایان «دموکرات»، باز هم حرفی
دارید؟
ا. م. شیزلی
به گزارش خبر گزاریها، امروز، ٢٦ماه مه
سال ٢٠٠٧، جنگده های اسرائیل مهد کودکی را درغزه مورد هدف قراردادند. شما به
این صحنه ها ازصفحه تلویزیون توجه کردید؟ به چهره کودکان فلسطینی، نگاه کردید؟
از تماشای آن صحنه ها چه احساسی به شما دست داد؟ اشک کودکان، چه تاثیری بر روح
و روان شما داشت؟ توانستید آن لحظات دردناک خوف و وحشت کودکان فلسطینی را درک
کنید؟ اگر کودک شما بهجای آنها بود، چه کار میکردید؟ و...
کودنهای بسیاری بر دموکراسی اسرائیل تاکید می کنند. اسرائیل کشوری است که
تاکنون فاقد مرزهای شناخته شده بینالمللی است، کشوری است که توسط مهاجران، در
سرزمین دیگران تشکیل شده و تاکنون به هیچیک از قطعنامه های سازمان ملل متحد
گردن ننهاده است. کشوری است که در سال ١۹٤٨،بزرگترین فاجعه انسانی را به مردم
فلسطین تحمیل کرد، کشوری است که پا در جای پای پدرانش می گذارد. جنگنده های
آمریکا- انگلیس در بمباران بغداد در ماه مارس سال ٢٠٠٣، زایشگاهی را مورد هدف
قرارداده و به قول رسانه های امپریالیستی، بیش از٭ ٧٠نوزاد را (تروریست) کشتند
و بزرگترین فاجعه انسانی را به مردم عراق تحمیل کردند و... و امروز، فرزند
دلبندشان اسرائیل، مهد کودکی را هدف قرار داد. شاید مقامات و رسانههایشان مهد
کوک را کارگاه ساخت موشکهای قسام اعلام نمایند. کسی چه می داند. کسی از کار
این دموکرات سر در نمی آرود! شما «دموکراتها» چه؟ اگر سر درمیآورید، حرف
بزنید!
٭- من هیچ وقت از این عبارت «بیش از» چیزی نفهمیدم.
حجب و حیا یک خصیصه عالی انسانی است که بلرها ندارند
اظهارات تهدیدآمیز تونی بلر بر علیه ایران در آخرین سفر خود به قتلگاه عراق و
پیشتر از آن، برگزاری کنفرانس شرم الشیخ، یادآور حکایت «شراکت شیطان و دهقان»
است:
یک روزصبح، شیطان طبق معمول همه روز، نقشه جهان را روی میز کارش گذاشته و در پی
تدبیر تازه ای بود که، خبرچینان و کارگزارانش وارد شدند. پس از سلام و
احوالپرسی، از طرح تازهاش پرسیدند. گفت: هنوزدارم فکر میکنم. گفتند: وقت تلف
نکن، ما خبر تازهای داریم. در فلان منطقه، در سرزمینی حاصلخیز، دهقانی مشغول
کار است. بلند شو، برو دنبال این کار که سود سرشاری خواهد داشت.
شیطان به آنجا، به نزد دهقان رفت، سلامی کرد و علیکی شنید. هدف دهقان را جویا
شد. جواب این بود: دارم زمینم را شخم می زنم تا گندم بکارم. شیطان پیشنهاد
شراکت داد. مرد دهقان پذیرفت. شروط شراکت مشخص و بر آن توافق کردند: زمین و بذر
به پای دهقان، کاشت وآبیاری به عهده شیطان، محصول روی خاک ازآن دهقان و آنچه
از دل خاک بدست آید، سهم شیطان خواهد بود. چون گاه برداشت رسید، شیطان فهمید
که؛ کلاه برسرش رفته است، خبرچینان و کارگزارانش را جمع کرد و برای گرفتن گندم
به منزل دهقان رفت. چون هیچ یک از طرفین از توافق تخلف نکرده بودند، صحبتها
بینتیجه بود. دهقان فقط ، برسر شراکت سال آینده موافقت کرد با این شرط که، سال
دیگر، پیاز بکارند و حاصل روی خاک از آن شیطان و آنچه از زیر خاک بهدست آید،
سهم دهقان باشد. چنین هم کردند. هنگام برداشت، باز شیطان خود را باخته دید و
چون صحبت با دهقان و ادامه شراکت را بی فایده دید، برای جبران خسارت، به هر کس
و ناکسی متوسل می شد تا شاید کسی این کلاه گشاد را از سرش دربیاورد. در این کار
دهقان و همه، از جمله خبرچینان و کارگزارانش را نیز مقصر می شناخت. از همه طلب
حق السهم می کرد...
آمریکا و انگلیس به رهبری دو رهبر به غایت «عاقـل» خود، به هوای مواد مخدر وارد
افغانستان و به بوی نفت وارد عراق شدند. ویران کردند، کشتند و کشتند. با این
همه، چونمردم این کشورها (دهقان) همه رشتههایشان را پنبه کرد، اینک شیاطین،
بدون شرم و حیا، برای توجیه شکست خفت بار خویش، همه را مقصر می شمارند، همه را
تهدید می کـنند و از همه سهمیه شکست می خواهند.
آمریکا و انگلیس اشغالگر، بعد از اینهمه کشتار و ویرانی، با هدف تقسیم شکست و
زیان، کنفرانس شرم آور شرم الشیخ را برگزار کرده و از کشورهای دیگر تقاضای بخشش
بدهی ها و تخصیص بودجه برای «بازسازی» عراق را کردند. منطق جالبی است: ما
میکشیم، ما ویران می کنیم، شما ببخشید، شما «بازسازی» کـنید!
علاوه بر ویرانیها، میلیونها کشته، زخمی و رانده شده از آب و خاک خویش تنها
در دو کشور افغانستان و عراق، حاصل جهان گشایی دو دیوانه بیمجازات ماندهای
است که هنوز به رجز خوان مالیخولیایی خویش ادامه می دهند، چرا که بعد از
اینهمه قـتـل، کشتار و ویرانی که به بار آورده اند، هیچ ارگانی در پی مجازات
قاتلین نیست و هیچ ارگانی نیست که آنها را جنایت کاران جنگی و جنایتکاران ضد
بشری بشناسد.
وقتی که می گوییم دیوانه، بی دلیل نیست. زیرا اگر اینان عاقل بودند، اول «زاده
های» خود در عراق و افغانستان را بزرگ میکردند و بعد به دیگران می پرداختند.
|