|
دسترسی به آب؛ یک رویا؟
برگردان: بابك پاكزاد
رماننويس و برنده جايزه نوبل ادبيات،
خوزه ساراماگو، اظهار كرد: در زماني كه ميلياردها نفر بر روي زمين دسترسي به آب
براي شرب، امور بهداشتي و آبياري ندارند، صرف ميليونها دلار براي فهميدن
اينكه آيا در كره ماه آب وجود دارد يا نه منطقي به نظر نميرسد. از آن زمان
مدت زيادي نميگذرد و شاهديم كه موضعگيري وي با انتشار گزارش توسعهی انساني
سال 2006 از سوي UNDP كه بر بحران جهاني آب متمركز است كاملاً تاييد شد.
امروز بيش از يك ميليارد نفر به آب سالم قابل شرب دسترسي ندارند و حدود 6/2
ميليارد نفر در كشورهاي در حال توسعه فاقد امكانات بهداشت عمومياند. آب آلوده
دومين عامل مرگ كودكان است. به طور متوسط در سراسر جهان روزانه پنج هزار كودك
از بيماري اسهال جان ميسپارند. آب آلوده و بهداشت عمومي نازل به دومين عامل
مرگ كودكان بدل شده است.
«مرگ بر اثر اسهال درسال 2004 شش برابر بيش از ميانگين سالانه مرگ بر اثر
درگيرهاي مسلحانه در دههی 90 بوده است.» هر سال 443 ميليون روز تحصيلي بر اثر
بيماريهاي ناشي از آب از دست ميرود. تقريباً نيمي از جمعيت كشورهاي در حال
توسعه از بيماريهاي ناشي از آب و كمبودهاي عرصهی بهداشت عمومي در رنجند. زنان
و دختران بيشتر از همه رنج ميبرند. آنها ساعات بسياري را در روز صرف
جمعآوري آب ميكنند. در بعضي بخشهاي جهان آنها براي دسترسي به آب ناگزير از
طي مسافتهاي طولاني هستند. به تبع آن دختران نميتوانند به مدرسه بروند علاوه
بر اين فقدان آب تقريباً به فقدان كامل دستشويي و توالت براي فقرا در كشورهاي
در حال توسعه منتهي شده است. زنان بيش از همه از تبعات اين امر رنج ميبرند.
آنها زماني كه براي قضاي حاجت به بيرون ميروند ايمن نيستند و مورد تعرض واقع
ميشوند. تراژدي اينجاست كه اين وضعيت در شرايطي حاكم است كه «جهان،
تكنولوژي، سرمايه و ظرفيت انساني لازم براي برداشتن بختك فقدان آب و آب آلوده
را از زندگي ميليونها انسان دارد.» در طول تاريخ بشر، آب براي تداوم بقا مورد
نياز بوده است. به نقل از گزارش مذكور آب براي مصرف در خانه و براي معيشت و
توليد دو ستون براي توسعهی انساني محسوب ميشوند.»
با اين حال ميلياردها نفر فاقد اين امكان هستند. اين امر نه به خاطر عدم
دسترسي مطلق به آب و نه به خاطر رشد سريع جمعيت كشورهاي در حال توسعه است. اين
گزارش نه تنها جزء به جزء چنين نگرشي را رد ميكند، بلكه در آن استدلال ميشود
كه ريشه بحران آب را بايد در مقولاتي چون فقر، نابرابري و مناسبات نامتعادل
قدرت و همچنين سياستهاي مديريت غلط آب كه كميابي را تشديد ميكند، جستوجو
كرد.
اگرچه دولتها و رسانههاي جمعي در سراسر جهان هر روز از حقوق بشر و نقض واقعي
يا خيالي آن سخن ميگويند اما هيچ اشارهاي به دسترسي به آب به مثابه نياز
اوليه انسان و يك حق اوليه براي بشر نميكنند.
حتي در كشوري مانند هند كه دسترسي به آب براي شرب، پختوپز، امور بهداشتي و
آبياري هر روز مشكلي بزرگتر از روز پيش جلوه ميكند، اين امر آن چنان نظر
رسانهها، مجلس و قانونگذاران را به خود جلب نميكند تا وقت كافي براي بحث
پيرامون آن اختصاص دهند. در حالي كه بحث طولاني و مداومي پيرامون كسب نرخ رشد
اقتصادي دو رقمي در جريان است، هيچ اشارهاي به اين واقعيت نميشود كه
«بيماريهاي ناشي از كمبود آب و بهداشت عمومي، توليد و رشد اقتصادي را تحليل
برده و نابرابريهاي عميقي را كه خصلت ساختار جهانيسازي كنوني است تقويت كرده
و خانوادههاي فقير را در چرخهی فقر گرفتار ميكند.»
با وجود تفاوت در طبيعت مشكلات در كشورهاي مختلف، ساختار مشابهي وجود دارد كه
در هر كجاي جهان در حال توسعه قابل مشاهده است. اين ساختار، وجوه مختلفي دارد.
نخست آن كه به ندرت كشور در حال توسعهاي يافت ميشود كه مساله آب و بهداشت
عمومي را در اولويتهاي سياستگذاري خود قرار دهد. اين امر از تخصيص بودجهی
محدود به اين امور هويداست. دوم آن كه در همه جا، مردم فقير ناگزير از پرداخت و
هزينه كردن بيشتر براي آب هستند چرا كه آنها دسترسي كافي به منابع آب عمومي و
دولتي ندارند. در مناطق شهري هند و كشورهاي ديگر، محلههاي مسكوني غيررسمي و
حاشيهاي كه مردم فقير در آنجا زندگي ميكنند وابسته به منابع خصوصي جهت تامين
آب هستند كه بسيار گران تمام ميشود. نهايتاً آن كه جامعهی بينالمللي
نتوانسته است براي دسترسي به آب در كشورهاي در حال توسعه اولويتي ويژه قايل
شود. گزارش به درستي به اين نكته اشاره ميكند كه «علت اين مشكلات در اين حقيقت
نهفته است، مردمي كه از بحران آب و بهداشت عمومي آسيب ميبينند بهطور كل اقشار
فقير و به طور ويژه زنان فقيري هستند كه از نمايندگان سياسي براي پيگيري خواست
خود برخوردار نيستند.»
بايد به اين نكته توجه كرد كه بزرگي و عظمت اين مشكل به اندازهاي نيست كه
راهحلي براي آن وجود نداشته باشد چرا كه هيچ كمبودي در زمينه منابع مالي كافي،
تكنولوژي و ظرفيت انساني براي مقابله با آن وجود ندارد. با اين حال در اين ميان
يك چيز غايب است.طبق اين گزارش آنچه فقدان آن احساس ميشود يك حركت هماهنگ جهت
رسيدگي به موضوع آب و بهداشت عمومي براي همگان از طريق برنامههاي ملي با طراحي
خوب و تامين مالي مناسب است كه مورد حمايت يك برنامه جهاني قرار داشته باشد تا
بتواند ارادهی سياسي براي بسيج منابع را برانگيزد.
گزارش به اين نكته اشاره ميكند كه آسيبپذيرترين مردم جهان كه تعداد آنها به
ميليونها تن ميرسد در بطن اين بحران در حال رشد قرار دارند. اين بحران مسايل
حياتي آنها را چون خواست آب پاك قابل شرب، فقدان بهداشت عمومي و تخريب
معيشتشان را دربرميگيرد. نيازي به گفتن نيست كه اين وضعيت پيشرفتهاي بشري را
متوقف و حتي به عقب بازميگرداند و گسترهی وسيعي از مردم را در معرض انواع
آسيبها قرار داده و ناگزير از زندگي در فقر و عدم امنيت ميكند. اين بحران از
طريق شيوع انواع بيماريها قربانيان زيادي گرفته است. اين موضوع همچنين
نابرابريهاي عمده در عرصه فرصتهاي زيستي را كه ملت فقير و ثروتمند را متمايز
كرده است، تشديد ميكند.
در مناطق پردرآمد در آسيا، آمريكاي لاتين و آفريقا مردم از دسترسي روزانه به
چند صد ليتر آب كه با قيمتي نازل از طريق تاسيسات عمومي به خانههايشان آورده
ميشود بهرهمند ميشوند. در حاليكه حاشيهنشينان در حومهها و مناطق روستايي
همان كشورها به كمتر از روزانه 20 ليتر آب به ازاي هر نفر دسترسي دارند كه
ميزان مورد نياز براي احتياجات اوليه و حياتي انسان است. زنان و دختران جوان به
شكلي مضاعف بار اين كمبود را به دوش ميكشند زيرا آنها كساني هستند كه زمان و
تحصيلاتشان را فداي جمعآوري آب ميكنند.
حداقل آب مورد نياز براي هر فرد 20 ليتر در روز محاسبه شده و بخش اعظم 1/1
ميليارد نفري كه فاقد دسترسي به آب پاك هستند تنها پنج ليتر در روز مصرف
ميكنند كه يك دهم ميانگين مقدار مصرف شده روزانه در كشورهاي ثروتمند است كه از
سيفونها راهي فاضلاب ميشود.
به طور متوسط مردم در اروپا بيش از 200 ليتر و در آمريكا بيش از 400 ليتر آب
مصرف ميكنند. چكهی آب لولهها در كشورهاي ثروتمند بيش از آب در دسترس روزانه
يك ميليارد نفر است.
منبع: Znet |