![]() |
|
شماره ۵۸ - بهروزرسانی: 14/03/1386 |
|
بدون توطئه، هرگز! آمریکا بازهم برای سرنگونی دانیل اورتگا توطئه می کند الکساندر تروشین برگردان: ا. م. شیزلی
وعده دولت جرج بوش مبنی بر حفظ روابط دوستانه با دولت ساندینیست نیکاراگوئه، ارائه کمکهای «انساندوستانه» و عدم مداخله در امور داخلی این کشور آمریکای مرکزی مدت زیادی طول نکشید. پس از بازگشت رهبر جبهه آزادیبخش ملی، دانیل اورتگا به حاکمیت، در ماه ژانویه سال جاری، یکی از سازمانهای آمریکا، در نزدیکی ماناگوئه، حتی یک محله مسکونی برای اسکان خانواده های فـقـیر نیکاراگوئه ساخت. اما، بهطوریکه معلوم شد، ایالات متحده آمریکا، مخفیانه از مخالفین دولت برای سرنگون کردن دولت ساندنیست نیکاراگوئه حمایت می کند. این توطئه، هنگام دیدار رئیس جمهور اورتگا با مردم شهر ماسایا، در ماه مه فاش شد. وی گفت: آمریکا با استفاده از مخالفین، توطئه سرنگونی دولت نیکاراگوئه را تدارک می بیند. دولت آمریکا به رهبران مخالفین که اورتگا از آنها با عنوان «خائنین مهین» و «بازیچه های امپریالیسم» نام برد، مخفیانه پول می دهـد. وی، هدف دیدار مامورین سفارت آمریکا با فعالین سیاسی و اجتماعی را تشکیل جبهه واحد ضد دولتی ارزیابی کرد. در یکی از این دیدارها در هتلی در پایتخت، سه تن از نامزدهای شکست خورده انتخابات ریاست جمهوری ماه نوامبر سال ۲٠٠٦، حضور داشتند. به عقیده اورتگا، توطئه گران، یعنی کاخ سفید و مخالفین، سعی می کـنند اقدامات مردم نیکاراگوئه برای مبازره با فقر و بدبختی را متوقف سازند. وی، از مخالفین خواست که، «بازیچه های یانکیها» نشوند و به میهن خویش و سعادت آن بیاندیشند. واشینگتن دشمن قسم خورده دولت ساندنیست در دوره «جنگ سرد»، درسالهای ریاست جمهوری اورتگا (١۹۷۹ـ ١٩٩٠) محسوب میشد. دستگاه رهبری آمریکا در آن سالها، به باندهای مسلح «کـنتراها»، که به اقدامات مسلحانه برای سرنگون ساختن حاکمیت سادینیستها دست می زدند، پول می پرداخت. جنگ داخلی به زندگی هزاران انسان نیکاراگوئه پایان داد. دستگاه رهبری جرج بوش، در جریان مبارزه انتخاباتی ماه نوامبر سال گذشته، دانیل اورتگا، نامزد جبهه آزادیبخش ساندنیست را شخصیتی خواند که «اعتبار سیاسی خود را در گذشته نیکاراگوئه از دست داده است» و از مردم خواست به وی رای ندهند. اما، پس از پیروزی وی در انتخابات، آمریکا جامعه آمریکای لاتین را مطمئن ساخت که انتخاب مردم نیکاراگوئه را محترم می شمارد. مقامات آمریکا بارها به «برقراری روابط محکم» بین دو کشور اشاره کرده و گـفتند؛ در زمینه مسائلی، همچون آشتی ملی، توسعه دموکراسی و ایجاد مراکز جدید کار، همکاری خواهند کرد. رهبری تازه نیکاراگوئه به این وعده ها باور کرد. ساموئل سانتوس، وزیر امور خارجه کشور، امیدوارانه، در ماه مه، از واشینگتن دیدار رسمی به عمل آورد. وی در بازگشت از این سفر به کشور گفت: « ما در جهت تعمیق روابط دو جانبه، دفـن مشکلات گذشته و به سوی تحکیم دوستی با ایالات متحده آمریکا حرکـت خواهیم کرد». وی افزود: دولت نیکاراگوئه، مشکلات سالهای دهه ٨٠ را که آمریکا مسبب آنها بود، با همکاری این کشور حل خواهد کرد. ولی، علیرغم همه این اظهار امیدواریها، پیش برد سیاست مستـقـل دولت نیکاراگوئه در ارتباط با سیستم موشکهای ضد هوائی قابل حمل «سام ٧» موجود نیروهای مسلح این کشور، به عنوان اولین موانع سر راه روابط واشینگتن و ماناگـوئه، کافی بود که دستگاه تحت رهبری جرج بوش تصمیم خود را برای «سر جای خود نشاندن» این دولت، بگـیرد. در حالیکه، دانیل اورتگا، نگهداری سیستم های موشکی را برای حفظ توان دفاعی ارتش کشور ضروری می داند، آمریکا، از بین بردن تمامی سیستمهای موشک انداز ضد هوائی موجود در انبارهای ارتش نیکاراگوئه را خواستار است. رهبر ساندنیستها گـفـت: با وجود راکـتها و ماشینهای جنگی آمریکا در ارتش کشور هـمسایه، هندوراس و تصمـیم دولـت امریکا مبنی بر تحـویـل هواپیماهای جنگی تازه به این کـشور، این خـواست آمریکا از ما، بی جاست. رهبر ساندنیستها، با افشای تامین مخفیانه مالی مخالفین دولت نیکاراگوئه توسط آمریکا، سیاستهای ریاکارانه کاخ سفید، و حتی نگرانی شدید این کشور از رشد روزافزون نیروهای چپ در آمریکای لاتین را نشان داد که، ایالات متحده آمریکا، برای مقابله با آنها، بیهوده تلاش میکـند. دانیل اورتگا در اولین روزهای پس از بهدست گرفتن حاکمیت، با صراحت تمام، همکاری استراتژیک نیکاراگوئه با کوبا و ونزوئلا را مورد تاکید قرار داد. او، پشتیبانی قاطع خود را از تشکـیل اتحاد بولیواری آمریکا، بلوک تجاری- اقتصادی هوگو چاوز در مقابل برنامه ایالات متحده آمریکا مبنی بر تشکیل منطقه آزاد تجاری از آلاسکا تا هر سرزمین سوزانی که، منافع ایالات متحده آمریکا را تامین می کـند، اعلام داشت. اصل موضوع این است که، واشینگتن نگران آن است که، نیکاراگوئه می تواند باعث تقویت «جبهه» مخالفین آمریکا شود. تا قـبل از پیروزی اورتگا، کشورهای کـوبا، ونزوئلا و بولیوی با اولین رئیس جمهور هندوی خود، ائوا مورالیس، در این جبهه بودند. اما، به نظر تحلیل گران آمریکای لاتین، اینگونه اصطلاحات را خود سیاستمداران و مبلغین آمریکایی بهمنظور تاثیرگذاری بر واقعیات جاری منطقه مطرح می سازند. زیرا، اگرجبهه ای شبیه آنچه که در سالهای دهه سی بین آلمان، ژاپن و ایتالیا تشکیل شده بود، در آمریکای لاتین وجود می داشت و به تبع آن، خطری از سوی شرکـت کـنندگان این جبهه، کشوری را مورد تهدید قرار می داد، در این صورت، هرگونه اقدام «خصمانه»، قابل توضیح می نمود. در واقعیت امر، همه رفتارهای « خصمانه»، عبارت از: تلاش برای دفاع از تهاجمات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اشکال دیگر سلطه طلبی امپریالیسم می باشد. و بهویژه اینکه، دانیل اورتگا با در پیش گرفتن این سیاست، به هیچ وجه ایالات متحده آمریکا را تهدید نمیکـند. سووتسکایا راسیا، شماره۷٦ تاریخ: 2/6/2007 |
|
فرهنگ توسعه - ۱۳۸۶ - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |