![]() |
|
شماره ۵۸ - بهروزرسانی: 16/03/1386 بازگشت به صفحه اصلی |
|
مبارزه استالین برای اصلاح دموکراتیک دراتحاد جماهیر شوروی (قسمت اول) گرور فور برگردان: د. جلیلی کوتاه سخنی از مترجم:
«استالین" تبه کار" یا استالین "کبیر، رهبر پرولتاریا"؟ استالین "میراث دار لنین " یا "خائن به میراث لنین"؟ استالین "دیکتاتور" یا استالین "یاور خلق ها "؟ وصد ها از این دوگانه های سلبی وایجابی دراطراف شخصیت استالین به پرسش های جهانی اذهان متفکران تبدیل شده است. پاسخ به این دوگانه ها وصد ها سوال مختلف ومتفاوتی که در این رابطه وجود دارد کار یک یا دو یا حتی ده ها نفرنیست. حق مطلب را در این رابطه تنها می توان در طول تاریخ و از میان تحقیق وتفحص طولانی در اسناد وتاریخ ادا کرد. راه یافتن به حقیقت تاریخی استالین از جنبه های بسیار متفاوتی دارای اهمیت فراوان است . اهم این موارد به زعم بر گرداننده این مقال به شرح زیر است. 1- شناخت راستین از استالین ، لاجرم با شناخت زوایای پنهانی از تاریخ شوروی قرین خواهد شد که می تواند به بازگشایی افق های جدیدی در نقد سلبی وایجابی جمهوری شوروی بیانجامد . 2- تحقیق در رفتارهای استالین ودریافت شرایط ویژه زیست او وهمراه او اتحاد جماهیر شوروی وتاریخ عملکرد حزب کمونیست شوروی ورهبری آن حزب می تواند به سنجش دوباره ای از تاریخ تاکتیک ها وسیاست های عمال شده ، تند روی ها وغفلت ها منجر گردد. 3- استالین شاخص یک دوران تاریخی بسیار مهم در سرنوشت بشریت است . شناخت دقیق ، علمی ومتکی به فاکت های آن زمان می تواند به راز گشایی از یک دوره تاریخی عملکرد انسان های پیشگامی که بر بستر آلوده تاریخی سرمایه داری ، در تلاش بنای نوینی ازارزش ها ، ارتباطات وکنش های انسانی ، اجتماعی ، سیاسی وتاریخی بوده اند ختم شود. با توجه به این موارد مهمی که بر شمرده شد ، مقاله پرفسور گرور فور گامی در این راستا تشخیص داده شد ولذا به برگردان آن اقدام گردید . برگرداننده لازم می داند اعلام نماید که خود در این باره به داوری متقنی دست نیافته است ولی بعنوان جوینده ای در راستای کشف حقیقت دورانی از تاریخ اتحاد شوروی وشخصیت های محوری آن می کوشد . در پایان امید است این مقاله با حسن استقبال جویندگان حقیقت مواجه وهر کس در حد بضاعت خود به روشنی موضوع بکوشد . یاری شما بیش از هر کس، بر گرداننده را یاوری خواهد بود تا آستانه کشف حقیقت . حقیقتی که زیر خروارها حب وبغض موافقان ومخالفان ودر تاریکنای تاریخ معاصر ما غبار گرفته و از نظرها پنهان مانده است . استالین رازی است که با گشوده شدنش می توان رازهای پنهان تلاش خلق های بسیاری را در ساختمان جامعه ای نوین آشکار گرداند.»
مبارزه استالین برای اصلاح دموکراتیک در اتحاد جماهیر شوروی :
1- این مقاله خلاصه ای از تلاش جوزف استالین برای دموکراتیزه کردن دولت اتحاد جماهیر شوروی از دهه 30 تا هنگام مرگ او را نشان می دهد . 2- این اظهارات واین مقاله عده ای را متحیر وتعدادی را عصبی خواهد کرد . در حقیقت حیرت خود من نیز ازنتیجه تحقیقاتی که گزارش آن را بیان می کنم ، مرا به نوشتن این گفتار وادار نمود . من مدت طولانی گمان می کردم که نسخه جنگ سرد از تاریخ اتحاد جماهیرشوروی داراي خدشه ی جدي است . با اين حال هنوز هم براي (رد) دروغ گسترده اي که مدت های مدید حقیقت می پنداشتم آماده نشده بودم . 3- داستان استالین ، در روسیه که احترام وحتي ستایش استالین امري عادي است به خوبی معروف است. یوری ژوکف تاریخ نويس تواناي روس ، پارادایم « استالین دموکرات » را مطرح مي كند و کارهای اومهمترين ماخذ بر گزیده اگرچه نه تنها منبع منحصر بفرد این مقاله است ، ژوکف از شخصیت های برجسته عضو آکادمی علوم است . کارهای او وسیعا خوانده مي شوند . 4- نه تنها این داستان وحقایقی که آن را اثبات می کند در خارج ازروسیه واقعا ناشناخته هستند ، بلکه پارادایم " استالین تبه کار" ساخته جنگ سرد، آثار منتشرشده از منابع مورد استناد این مقاله را چنان کنترل می کند که حتی تاکنون هم به دشواری (درافکارعمومی ) مطرح شده اند . بنا بر این بسیاری از منابع ثانوی به کار گرفته شده در این مقاله ، همانند منابع اولیه فقط وفقط در روسیه قابل دسترس هستند . 5- این مقاله درپی آگاه کردن خواننده از حقایق جدید وتفسیر جدیدی از تاریخ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی نیست. این گفتارترجیحا تلاشی است برای آگاه کردن خوانندگان غیرروس از نتایجی که از تحقیقات وجستجو در بایگانی های شوروی و بایگانی خود استالین در زمان استالین بدست آمده است . حقایقی که اینجا از آن ها گفتگو می شوند با زنجیر ه ای از پارادایم تاریخ شوروی تطبیق می کنند که به نوبه خود به اثبات تعدادی از تفسیر های دیگر می پردازند . این حقایق در حقیقت برای کسانی کاملا باورناپذیر و عصبانی کننده خواهند بود که جان مایه سیاسی وتاریخی خودرا بر داده های مغلوط و تحریک کننده ایدئولوژیک "جنگ سرد " "توتالیتاریسم " ملت های اتحاد جماهیر شوروی و" ترور" استالینیست ها بنا کرده اند . 6- تفسیر خروشچفی استالین به مثابه دیکتاتوری حریص قدرت و خائن به میراث لنین برای تامین نیاز نومن کلاتورهای ( طبقه جدید ) حزب کمونیست در دهه 1950ساخته وپرداخته شد ه بود. اما این تفسیر شباهت های نزدیکی رابا ارثیه جنگ سرد از استالین نشان می دهد و دربسیاری از فرضیات خود، با گفتار متعارف در باره ارثیه جنگ سرد ازاستالین شریک می شود . این گفتار در خدمت امیال سران سرمایه داری بود تا با توسل به آن استدلال کنند که مبارزه کمونیست ها یا در واقع هرمبارزه ای که برای قدرت طبقه کارگرانجام می گیرد الزاما به برخی ازانواع وحشت منجرمی گردد . 7- این تفسیر، عرضحال نیاز تروتسکیست ها نیز هست تااستدلال کنند که شکست تروتسکی ، این "انقلابی راستین " تنها به دست دیکتاتوری می توانست عملی گردد که به هتک حرمت تمام قوانینی که انقلاب برای آن ها می جنگید متهم باشد . پاردایم خروشچفیست ها ، ضد کمونیست های جنگ سرد وتروتسکیست ها از تاریخ اتحاد جماهیر شوروی بنا به تبعیت شان از تصویر سازی مجازی از استالین ، رهبری او واتحاد شوروی دوران او کاملا شبیه یکدیگر است . 8- چشم انداز اجمالی استالین در این گفتاربا تعدادی از پارادایم های تاریخی متناقض همخوان است . ضد رویزیونیست ها وکمونیست های مائوئیست متاخر در توضیح شان از تاریخ شوروی ، استالین را فردی خلاق ومنطقی ، اگر چه دربرخی رابطه ها دارای خدشه ، جانشین میراث لنین می دانند . بسیاری از ناسیونالیست های روس ،اگرچه به سختی دست آوردهای استالین را بعنوان کمونیست تایید می کنند ، اما به استالین بعنوان شخصیتی بسیار مسئول در بنیان گذاری روسیه بعنوان قدرت عمده صنعتی ونظامی جهانی احترام قائلند . استالین برای هر دو این گروه ها هر چند در شیوه های بسیارمتفاوت شخصیتی بنیادی است . 9- این گفتار در پی "اعاده حیثیت " استالین نیست . من با یوری ژوکف موافقم آن جا که می نویسد : «می توانم شرافتمندانه اعلام کنم که مخالف اعاده حیثیت استالینم ، چون با اعاده حیثیت در کل مخالفم .هیچ کس و هیچ چیز در تاریخ نباید مورد اعاده حیثیت قرار گیرد - اما باید حقیقت را آشکار کنیم وبه راستی سخن بگوئیم -. هرچند ، از دوران خروشچف تنها قربانیان سر کوب استالینی که شما درباره آن ها شنیده اید، کسانی هستند که یا خود در ان ها شرکت داشتند یا کسانی که ان هارا یاری دادند یا کسانی که از مخالفت با انها خودداری کردند. » من هر گز مایل نیستم اظهار کنم که اگر صرفا استالین راه خودش را رفته بود ، مسائل متعدد ساختمان سوسیالیسم یا کمونیسم د ر اتحاد جماهیر شوروی می توانسه اند حل شده باشند. 10- در دورانی که مطمح نظر این گفتار است ، استالین نه تنها برای ترقی دموکراسی در طرزحکومت دولت بلکه برای تسریع دموکراسی درون حزبی نیزنگران بود . این مهم وموضوعات مربوطه نیازمند مطالعات جداگانه ای است ، واین گفتاربه طور محوری آن را نشان نمی دهد . اگرچه مفهوم دموکراسی ، مفهومی استنباطی است ، اما می تواند در متن حزب دموکراتیک – سانترالیست مبتنی بر اعضا داوطلب نسبت به جامعه گسترده ی شهروندانی که هیچ بنیان سیاسی پذیرفته شده ای نمی تواند بر آنها حاکم باشد معانی متفاوتی داشته باشد . 11- این گفتار هر جا که امکان داشته بر منابع اولیه متکی است .اما بر کار آکادمیک تاریخ دانان روسی که به آرشیو منتشر نشده ویا اخیرا منتشر شده اتحاد شوروی دسترسی داشته اند بسیار زیاد تکیه می کند . خیلی از مدارک بسیارحائز اهمیت شوروی فقط برای پژوهندگانی که از امتیاز خاصی بر خوردارند قابل دسترس است. اسناد بسیار زیاد دیگری از جمله بایگانی شخصی استالین ، موارد محاکمات وتحقیقات دادگاه ها در مسکو بین سال های 1936-1938 ومفاد بازجویی های پاکسازی ارتش از هواداران « توخاچفسکی » در 1937 وبسیاری اسناد دیگر هم کاملا سری وطبقه بندی شده مانده اند . 12- یوری ژوکف موقعیت بایگانی را چنین شرح می دهد «با آغاز پروستریکا یکی از شعارهای آن گلاسنوست بود... از آرشیو کرملین که قبلا به روی محققین بسته بود رفع ممنوعیت شد . جابجایی دارایی ( این آرشیو به بایگانی های مختلف عمومی ) آغاز شد . این روند آغاز شد اماکامل نشد . بسیاری از اسناد مهم و محوری مجددا در 1996 بدون هیچ توضیح وشرحی ، طبقه بندی و در بایگانی رییس جمهور فدراسیون روسیه مخفی گردید . علت این عملیات پنهان کارانه خیلی زود روشن شد .این اسناد احیانا یکی از دو افسانه قدیمی وبسیار نخ نما را مجاز می کرد . منظور ژوکف از این دو افسانه «استالین تبه کار» و« استالین , رهبر کبیر » است . برای خوانندگان وتاریخ نویسان ضد کمونیست غرب تنها افسانه اول آشناست . اما امروز در روسیه وکشورهای مستقل مشترک المنافع هر دو این مکتب ها هواداران خوبی پیدا کرده است . 13- یکی از کتاب های ژوکف وپایه بسیاری از مطالب این گفتار « اینوی استالین » یا استالین متفاوت نام دارد . « استالین متفاوت » یعنی هم "متفاوت" ازافسانه وهم نزدیکتر به حقیقت ، بر مبنای اسناد ی که اخیرا از طبقه بندی خارج شده اند . اشکار سازی او تصویری از استالین را اثبات می کند واین تصویر را با تصویر منفی ساخته مخالفین او رودررو قرار می دهد . ژوکف به ندرت از منابع دست دوم استفاده می کند . در قسمت بسیاری او به مواد ارشیوی منتشر نشده یا اسناد ارشیوی که تنها به تازگی از طبقه بندی خارج و منتشر شده اند استناد می کند . 14- ژوکف مقدمه خودرا با این جملات به پایان می برد : من ادعای قطعیت یا بی چون وچرایی ندارم . من تنها دراجرای یک وظیفه تلاش کردم : احتراز ازدو پیش داوری ، دو افسانه . سعی در باز سازی گذشته ، یکبار به خوبی شناخته شده ،اما اکنون عمدا فراموش شده ، عمدا غیر قابل ذکر، مورد تجاهل همه . به پیروی از ژوکف این گفتار نیز در جهت شفافیت هر دو افسانه می کوشد . 15- تحت چنین شرایطی کلیه نتیجه گیری ها می بایست مقدماتی باقی بماند . من در استفاده از مصالح خردمندانه خواه عمده خواه کمکی تلاش کرده ام . برای احتراز از گسیختگی متن ، ارجاعات متن را در پایان هر پاراگراف آورده ام . من روش سنتی پانوشت های شماره گذاری شده را هر جا که به توضیح طولانی تری نیاز بوده است به کار گرفته ام . 16- پژوهشی که این گفتار خلاصه می کند برای کسانی از ما که علاقه مند پیش برد تحلیل طبقاتی تاریخ از جمله تاریخ اتحاد شوروی هستیم پی آمد مهمی دارد . 17- جی . آرچ گتی ، یکی از بهترین پژوهندگان امریکایی دوران استالین در اتحاد شوروی سوسیالیستی تحقیقات تاریخی انجام شده در دوران جنگ سرد را "محصولات تبلیغات " نامیده است . – "پژوهشی " که هیچ حس انتقادی بر نمی انگیزد یا به سهم خود در اصلاحی نمی کوشد پژوهشی است که یکبار دیگر باید به تمامی از ابتدا انجام گیرد .- من با گتی موافقم ، اما اضافه می کنم که این "پژوهش " جانبدارانه ،از نظر سیاسی حمایت شده ومتقلبانه هنوز هر روزه تولید می گردد. 18- پارادایم خروشچف – جنگ سرد ،چشم انداز غالب تاریخ « سال های استالین » شده است . پژوهشی که در اینجاگزارش می شود می تواند در حرکت به سوی یک « پاک سازی زمین » ، یک « آغازی کاملا نو از آغاز» سهیم باشد . حقیقتی که سر انجام پدیدارمی شود ، برای پیشنهاد مارکسیستی درک جهان برای تغییر آن ، ساختمان جامعه بی طبقه و عدالت اقتصادی معنای عظیمی خواهد داشت . 19- دربخش نهایی گفتار ، با تکیه بر نتایج این مقاله برخی زمینه های اجمالی را برای پژوهش بیشتر پیشنهاد کرده ام . قانون اسا سی جدید 20- کنگره فوق العاده هشتم اتحاد شوروی در دسامبرسال 1936 پیش نویس قانون اساسی جدید شوروی را تصویب کرد. کنگره برای انتخابات مخفی ورقابتی فراخوان داد. (ژوکف ، اینوی ص 307-9) 21- نامزد ها نه تنها از حزب بلشویک – تمام احزاب کمونیست اتحادیه، بلشویک خوانده می شدند – بلکه از سایرگروه های شهروندان نیز بنا به محل اقامت ، وابستگی ( مثل گروه های مذهبی ) یا سازمان های محل کار اجازه شرکت در انتخابات را یافتند . این بند نهایی هرگز به اجرا در نیامد و انتخابات رقابتی هرگز بر گزار نشد . 22- جنبه دموکراتیک قانون اساسی در اظهارات صریح جوزف استالین درج شده بود .استالین همراه حامیان نزدیکش در هیت سیاسی حزب بلشویک به صورت سرسختانه برای حفظ این بندها مبارزه می کردند . ( شرح گتی ) استالین وحامیانش تنها زمانی که با امتناع کامل کمیته مرکزی حزب وبا وحشت فراگیرناشی از کشف توطئه ای جدی در ائتلاف با فاشیسم ژاپن وآلمان برای سرنگونی دولت شوروی مواجه شدند تسلیم شدند. 23- در ژانویه 1935 هیئت سیاسی تدارک طرح اجمالی قانون اساسی جدید را به عهده « آول ینوکیدزه » (6) محول کرد . او پس از چند ماه طرح را با پیشهاد انتخاباتی روباز وغیر رقابتی باز گرداند. تقریبا بلافاصله در 25ژانویه 1935 استالین عدم موافقت خودرا با پیشنهاد ات ینو کیدزه اعلام وبر انتخابات مخفی اصرار کرد . ( ژوکف ، پیشین 116-21) 24- استالین مخالفت آشکارخود رابا هیجان در مارس 1936 در مصاحبه با روزنامه نگار آمریکایی روی هوارد به نمایش عام گذارد . استالین در این مصاحبه اظهار داشت که قانون اساسی اتحاد جماهیر شوروی تضمین می کند که همه انتخابات ها با اخذ رای مخفی انجام گیرد. رای گیری باید برپایه برابر استوار باشد ، و رای یک روستایی در پایگاه های منطقه ای و روستایی نه تنها مثل کشورهای غربی بلکه فراتر از آن بعنوان محل اشتغال وبه صورت مستقیم باید همانندرای یک کارگر شاغل ارضی شمرده شود ، تمام مقامات شوروی می بایست مستقیما توسط خود شهروندان وبه طور مستقیم ونه از طریق نمایندگی انتخاب شوند . ( استالین – مصاحبه با هوارد . ژوکف ) استالین : " ما شاید بتوانیم در پایان سال قانون اساسی جدید خودرا به تصویب برسانیم . کمیسیون مامور تنظیم قانون اساسی مشغول به کارند وباید به زودی به کار خود خاتمه دهند . همچنان که قبلا اعلام شده است بر اساس قانون اساسی جدید ، حق رای عمومی ، برابر حقوق ، مستقیم ومخفی خواهد بود ." (استالین مصاحبه با هوارد 13) 25- مهمترین نکته ای که استالین ابراز داشت رقابتی بودن تمام انتخابات بود . "شما از این واقعیت که تنها یک حزب در انتخابات پیش رانده خواهد شد گیج شده اید .شما نمی توانید چگونگی برگزاری انتخابات رقابتی در چنین شرایطی را تصورکنید. از قرار معلوم نمایندگان نه تنها از حزب کمونیست بلکه ازطرف خلق و سازمان های اجتماعی غیر حزبی نیز مطرح خواهند شد . وما صد ها از این نمایندگان خواهیم داشت . ما هیچ حزب مخالفی غیراز طبقه سرمایه داری که طبقه کارگر را استثمارمی کند ، نداریم . جامعه ما مرکب از زحمتکشان شهر وروستا – کارگران ، دهقانان ،روشنفکران است . هر یک از این لایه ها ممکن است علایق خاص خودشان را داشته باشند که آن ها را از طریق ایزار بی شمارسازمان های خلقی موجود ابراز می کنند" 26- استالین همچنین اهمیت انتخابات رقابتی در مبارزه با بوروکراسی را خاطر نشان کرد . استالین: گمان می کنید که هیچ انتخابات رقابتی وجود نخواهد داشت .اما انتخابات رقابتی وجود خواهد داشت ، ومن کارزار انتخاباتی با نشاطی را پیش بینی می کنم . نهاد های اندکی در کشور ما نیستند که بد کار می کنند . این موارد زمانی روشن می شوند که بدنه این یا ان دولت محلی درتامین نیاز مندی های رشد یابنده زحمتکشان شهر وروستا با شکست مواجه می گردند .آیا مدرسه خوبی ساخته اید یا نه ؟ آیا شرایط مسکن را بهبود داده اید ؟آیا بوروکرات هستید ؟ آیا به اثر بخشی نیروی کارما وافزایش سطح فرهنگی زندگی ما کمک کرده اید ؟ چنین معیارهایی با میلیون ها رای دهنده ، شایستگی نامزدهارا اندازه گیری خواهد کرد ، نامناسب هارا رد خواهد کرد واسامی آن ها را از لیست نامزدها خط خواهد زد ،و بهترین هارا ترویج ومعرفی خواهد کرد . آری ، کارزار انتخاباتی با نشاط خواهد بود .این کارزارها حول بیشمار مسائل بسیاربحرانی ، مبتنی بر طبیعت عمل ، ودارای اهمیت درجه اول برای مردم هدایت خواهد شد . سیستم جدید انتخابات ما ، نهاد ها وسازمان های مارا استحکام بخشیده وآن هارا وادار خواهدکرد که کارهای خودرا بهبود بخشند . حق رای عمومی ،برابر، مستقیم ومخفی در اتحاد جماهیر شوری تازیانه ای در دست مردم در برابر نهادهای دولتی خواهد بود که بد عمل می کنند . به نظر من قانون اساسی شوروی جدید ما دموکراتیک ترین قانون اساسی در جهان خواهد بود . (15) 27- از این منظر ، استالین ، ویاچسلاو مولتوف و اندری ژدانوف نزدیک ترین یاران او در هیت سیاسی ، در تمام بحث های رهبری حزب ، از انتخابات رقابتی دفاع می کردند . (ژوکف ، آینوی10-207 مصاحبه استالین – هوارد) 28- استالین همچنین تصریح کرد که بسیاری از شهروندان شوروی که از حق رای محروم شده بودند آن را بدست خواهند آورد. این محرومین ازجمله اعضای سابق طبقات استثمارگر مثل اربابان سابق ، وکسانی راکه در جریان جنگ مدنی معروف به " گاردهای سفید " در فاصله سال های 1918-1921 علیه بلشویک ها جنگیده بودند و نیز کلیه محکومین به اعدام به دلیل جنایت مشخص ( مثل امریکای امروز) را شامل می شد .مهم ترین وشاید پر تعداد ترین افراد در بین این محرومین ، دوگروه ، کولاک ها ، اصلی ترین آماج حرکت اشتراکی کردن سال های قبل و مخالفین قانون سه گوش – درباره دزدان اموال عمومی ، اغلب حبوبات ، که بسیاری از مواقع حقیقتا مانع از قحطی می گردید _ 1932 بودند.(ژوکف ، آینوی) 29- این اصلاحات انتخاباتی بدون تمایل رهبری استالین برای تغییر دادن درروشی که اتحاد شوروی با آن اداره شده بود غیر ضروری بوده اند. 30- اتحاد شوروی دردوران انقلاب روسیه وسال های بحرانی متعاقب آن ، به صورت قانونی توسط سلسله مراتب انتخابی شوراها از سطح محلی تا ملی ، با شورای عالی شوروی بعنوان دستگاه مقننه، شورای کمیساریای خلق بعنوان قوه مجریه ، وصدر شورای عالی بعنوان رئیس دولت اداره شده بود. اما در حقیقت ،در خیلی از سطوح ، انتخاب این مقامات اغلب در اختیار حزب بلشویک بود . انتخابات بر گزار می شد ، اما انتخاب توسط رهبران حزبی ، که انتصاب خوانده می شود ، هم رایج بود . حتی انتخابات توسط حزب کنترل می شد تا مبادا کسی بدون موافقت حزب به مقامی دست رسی نیابد . 31- این رفتار برای بلشویک ها ، حس مشترکی ایجاد کرده بود . این امرشکل اعمال دیکتاتوری پرولتاریا در شرایط تاریخی مشخص انقلابی وپس از انقلابی اتحاد شوروی بود .تحت شرایط جدید (سازماندهی) نیروی کار ومهارت های سابق وجاری سیاست اقتصادی " یا " نپ" استثمارگران مورد نیاز بودند. اما آن ها باید صرفا در خدمت دیکتاتوری طبقه کارگر، برای سوسیالیسم به کار برده می شدند . ان ها نه مجازبودند روابط سرمایه داری را بیش از حد معینی بازسازی کنند ونه مجاز بودند به قدرت سیاسی دست یابند 32- حزب بلشویک درطی سال های دهه 20 واوایل دهه 30 به شدت از میان طبقه کارگر عضو گیری کرد . در پایان دهه 20 اکثر اعضای حزب کارگر بودند ودرصد بالایی از کارگران در حزب بودند. این عضو گیری کلان وتلاش های گسترده درعرصه اموزش سیاسی ،هم زمان بعنوان تحول چشمگیردر اولین برنامه پنج ساله ، تسریع صنعتی شدن و تا حدی به اجبار اشتراکی کردن مزارع خصوصی در تعاونی (کالخوز) یا مزارع شوروی (ساوخوز) نمودارگردید. رهبری بلشویکی هم در تلاش خود برای "پرولتریزه کردن " حزبشان مخلص بودند وهم در نتایج حاصله موفق بود . 33- استالین وحامیان او در هیئت سیاسی دلایل زیادی برای دموکراتیزه کردن اتحاد شوروی ارائه دادند . این دلایل باور رهبری استالین را بر این که باید به دولت جدید سوسیالیستی رسید بازتاب می داد . 34- بسیاری از روستائیان در مزارع اشتراکی متشکل بودند . با کمتر شدن ماهانه مزارع خصوصی روستائیان ، رهبری استالین اعتقاد داشت که روستائیان دیگر عملا طبقه اجتماعی – اقتصادی جداگانه ای را تشکیل نمی دهند . شباهت روستائیان به کارگران بیش از تفاوتشان با آن ها بود . 35- استالین استدلال می کرد که با رشد سریع صنعت سوسیالیستی ،وبه ویژه بااعمال قدرت سیاسی طبقه کارگراز طریق حزب بلشویک ، کلمه " پرولتاریا" دیگر دقیق نبود .به زعم استالین "پرولتاریا" به کارگران تحت استثمار سرمایه داران یا زحمتکشان تحت شرایط حاکمیت روابط تولید سرمایه داری ، مثل 12سال اولیه دوران اتحاد شوروی به خصوص تحت شرایط "نپ" اطلاق می شود. اما اینک با منسوخ شدن استثمار مستقیم سرمایه داران از کارگران طبقه کارگر نباید پرولتاریا خوانده شود . 36- بر اساس این نظر،استثمارگران کارگران دیگرموجود نیستند. کارگرانی که درحال حاضر توسط حزب بلشویک کشوررادر جهت منافع خود ،پیش می برند، دیگر شبیه پرولتاریای کلاسیک نیستند ، بنا بر این " دیکتاتوری پرولتاریا " دیگرمفهوم رسایی نیست .این شرایط جدید نوع جدیدی از دولت را طلب می کند .(ژوکف، آینوی، 231،292، استالین "پیش نویس " 1-800)
|
|
فرهنگ توسعه - ۱۳۸۶ - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |