شماره 59 - به‌روزرسانی: 18/03/1386                                                             بازگشت به صفحه اصلی

 اقدام اضطراري براي جلوگيري از جنگ‌هاي نفتي 

 ميشل ميچر

برگردان: بابك پاكزاد

 

در حالي كه توجه اذهان عمومي در جهان به عواقب و پيامدهاي جنگ اسراييل-حزب‌الله معطوف شد، تهديدات خطرناك براي امنيت جهاني به شكل قابل توجهي در حال رشد است. در ماه جولاي، وزير انرژي ايالات متحده، ساموئل بودمن اظهار كرد: «در آيندهی نزديك، شاهد عبور حجم تقاضاي نفت از ميزان تامين آن خواهيم بود.»

ماه گذشته، بيل كلينتون، رييس‌جمهور پيشين ايالات متحده اين زنگ خطر را به صدا در آورد كه جهان طي 35 تا 50 سال، منابع نفتي خود را از دست خواهد داد و اين امر خطر جنگ بر سر منابع از هر نوع را افزايش مي‌دهد. نوامبر گذشته، جوليبرمن‌، كانديداي پيشین معاونت رياست جمهوري آمريكا هشدار داد كه تلاش‌هاي ايالات متحده و چين براي واردات بيش‌تر جهت پاسخ به تقاضاي فزاينده، ممكن است رقابت را به چيزي حاد و خطرناك در اندازه‌ی مسابقه تسليحاتي هسته‌اي ميان ايالات متحده و اتحاد شوروي بدل كند.

هم اكنون مصرف جهان حدود 84 ميليون بشكه در روز است. اما به دليل تقاضاي رشد يابنده ناشي از رشد فزاينده‌ی اقتصادي چين، هند و ديگر كشورها، مركز اطلاعات انرژي ايالات متحده اخيرا پيش‌بيني كرده كه ميزان تقاضا تا سال 2050 به 121 ميليون بشكه در روز افزايش خواهد يافت. در اين زمينه رييس بخش اكتشافات شركت توتال اظهار كرد: «ارقامي نظير 120 ميليون بشكه در روز هرگز محقق نخواهد شد.»

دليل اول اين كه ديگر ذخاير نفتي چنداني وجود ندارد. در دهه گذشته، مصرف جهان 24 ميليارد بشكه در سال بوده است، اما به طور متوسط سالانه كم‌تر از 10ميليارد بشكه منابع نفت جديد كشف شده است. دوم آن كه حتي اگر چنين ذخايري در دسترس باشد، هزينه بهره‌برداري از آن به صرفه نيست، تخمين زده مي‌شود كه براي اين كار 17 هزار ميليارد دلار سرمايه‌گذاري نياز است تا بتوان نفت را به مصرف‌كنندگان رساند كه معادل بيش از نيمي از توليد ناخالص داخلي ايالات متحده است. سوم آن كه بدون جهش قيمتي غيرقابل كنترل، زيربناهاي لازم براي تحويل آن فراهم نخواهد شد و چهارم آن كه توليد و ظرفيت تصفيه مازاد جهاني ديگر وجود ندارد.

در 20 سال آينده وابستگي غرب به توليدكنندگان عمده در خليج‌فارس-ايران، عراق، عربستان سعودي، كويت و امارات متحده عربي-تقريبا دو برابر خواهد شد. هم‌چنين سهم اين كشورها در توليد جهاني نفت از يك چهارم به تقريبا نصف، افزايش پيدا خواهد كرد و هم‌راه با روسيه و ونزوئلا انتظار مي‌رود كه آن‌ها مسووليت بيش از 60 درصد از توليد جهاني نفت را تا سال 2025 برعهده گيرند. هم اكنون ميزان توليد كشورهاي غيراوپك، تقريبا به نقطه اوج خود رسيده و روند نزولي خود را طي خواهد كرد.

هنگامي كه در سال 2010 اين كشورها قادر به تامين تقاضاهاي فزاينده نباشند، انتظار مي‌رود كه اوپك توانايي لازم براي جايگزيني و كنترل نوسانات كوتاه ‌مدت را نداشته و افزايش قيمت و ناپايداري آن اجتناب‌ناپذير و رشد تقاضا نيز دامن گستر شود.

تنها سه راه براي خروج از اين بحران قريب‌الوقوع وجود دارد:

راه اول، تخريب تقاضاست كه براثر كاهش عرضه تا حدودي اجباري و تحميل خواهد شد اما اين امر مطمئنا بسيار محدود و با تاخير صورت خواهد گرفت. راه دوم، تنوع بخشي منابع انرژي غير از سوخت‌هاي فسيلي و گرايش به منابع انرژي تجديد شونده است. راه سوم هم حفظ و ذخيره سازي انرژي است. هيچ نشانه‌اي مبني بر پيگيري راه دوم در سطح جهاني و در مقياس مورد نياز وجود ندارد. راه سوم كه بينش كوتاه مدت و غيرخلاق بر آن حاكم است، مسيري است كه در حال حاضر پيگيري مي‌شود و هدف آن به دست آوردن سهم بيش‌تري از ذخاير در حال اتمام فعلي است.

ژنرال جان‌ابي زيد، فرمانده ستاد فرماندهي ايالات متحده در عراق در ماه مارس خطاب به كميته تخصيص بودجه اظهار كرد: «ممكن است نياز باشد نيروهاي آمريكايي به خاطر نفت براي مدت نامحدودي در عراق بمانند.»

در طرف مقابل طي سال گذشته چين، هند، روسيه و ايران قراردادهايي را در حوزه‌ی انرژي به امضا رسانده‌اند كه ارزش آن‌ها بالغ بر 500 ميليارد دلار است و شروع به تاسيس «كلوپ انرژي» آسياي ميانه كرده‌‌اند كه شبكه خط لوله و بازار انرژي خاص خود را دارد. سازمان همكاري‌هاي شانگهاي نه تنها روسيه و چين را شامل مي‌شود بلكه هم‌چنين از ايران، پاكستان و هند دعوت كرده تا به عضويت دايم اين سازمان درآيند. هدف اين بازي اقتصادي واضح است منحرف ساختن تلاش‌هاي ايالات متحده براي سلطه بر ذخاير انرژي درياي خزر. سازمان همكاري‌‌هاي شانگهاي در مسير تبديل به سازماني است كه دسترسي ژئو پليتيكي ايالات متحده را به چالش مي‌كشد.

وضعيت پيرامون گاز تهديدآميزتر است. پيوندهاي تعميق يابنده ميان روسيه و الجزاير نگراني‌هايي را دامن زده مبني بر اين‌كه مذاكرات اخير ميان گازپروم روسيه و سونات راچ، كمپاني ملي انرژي الجزاير گام نخست در تشكيل يك كارتل گاز طبيعي محسوب شود. تعداد اندك كشورهاي تامين كننده مي‌تواند شكل‌گيري يك اوپك گازي را ترغيب كند. ائتلافي ميان كشورهاي برتر يا چهار صادركننده‌ی گاز -كه مي‌تواند بسيار موثرتر از اوپك نفتي باشد- براي بازار جهاني يك كابوس است.

اين يك نقطه عطف تاريخي است. قبل از اين هرگز در تاريخ منبعي چنين اساسي مانند نفت با كاهش سريع بدون هيچ چشم‌اندازي براي جايگزيني آن مواجه نشده است. استراتژي خود ويرانگر كنار گذاشتن منابع نفت و گاز در حال اتمام بايد فورا با ساختن نظم نوين انرژي جهاني بر پايه اقتصاد هيدروژني و بر پايه منابع تجديد شونده در كنار ذخيره و حفظ انرژي پيگيري شود در غير اين صورت ما خود را در معرض ركود بزرگ دوم تنش‌هاي نظامي و چشم‌انداز جنگ‌هاي بزرگ قرار داده‌ايم.

منبع: فايننشال تايمز چهار سپتامبر 2006

فرهنگ توسعه - ۱۳۸۶ - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید