![]() |
|
شماره 6- بروزرسانی:5/6/1383 |
|
كمونيست ها و جنبش جهاني عليه جهاني سازي نئوليبرالي [1]
بيانيه حزب سوسياليست مردمي مكزيك در كنفرانس بين المللي جهاني سازي
برگزار شده توسط حزب سوسياليسم دمكراتيك آلمان برگردان :احمد جواهریان
جنبش عليه فرايند جهاني سازي شكل شورشي بزرگ و عمومي عليه سياست هاي بانك جهاني, صندوق بين المللي پول، سازمان همكاري هاي اقتصادي و توسعه، و ساير سازمان هاي مشابه به خود گرفته است. اين جنبش از نظر ايدئولوژي, وابستگي طبقاتي و ملي, ماهيتي گوناگون و چند وجهي دارد. و براي مقابله با نابودي شرايط زندگي, آسيب به منافع برحق مردم، و بر باد رفتن اميدها و آرزوهاي تمامي قشرهاي جامعه بوجود آمده است. اين تنها سرمايه داري بزرگ امپرياليستي و حلقه هاي محدود گرد آن است كه از اين سياست ها منتفع مي شود.. نئوليبراليسم در حال جهاني شدن تجلي واقعي امپرياليسم اين دوران است. پس در واقع, جنبش پديد آمده جنبشي عليه امپرياليسم و در نتيجه داراي پتانسيل عظيم انقلابي است. هرچند كه همه شركت كنندگان آن را چنين نپندارند.
هم اكنون, رفتار امپرياليسم ددمنشانه تر از گذشته شده است. زيرا علاوه بر اعمال سياست نئوليبرالي, جنگي را دامن مي زند كه چيزي جز عملي تروريستي با بهره گيري از زرادخانه هاي قوي ترين كشور تاريخ نيست. بمباران هاي جنايتكارانه افغانستان را تصور كنيد، تهديد بدون پايان واشنگتن براي حمله به ديگر كشورها، چه كشورهايي كه "محور شرارت " ناميده شده اند نظير كره شمالي، ايران، و عراق، و چه ساير كشورها كه در هر لحظه ممكن است به دليل خطرناك قلمداد شدن براي منافع آمريكا هدف حمله قرار گيرند. به نظر مي رسد هر كشوري كه قيوميت آمريكا را رد كند, مشمول اين وضع مي شود. تصور كنيد چگونه اسرائيل به عنوان سرپل عمليات عليه تمامي كشورهاي عربي و بويژه مردم فلسطين مورد استفاده قرار مي گيرد و واشنگتن از سياست هاي فاشيستي جناح راست افراطي حاكم بر آن حمايت مي كند - از جنايتكاراني نظير آريل شارون كه دستش در قتل عام صبرا و شتيلا و ينين غرقه به خون است. و چگونه واشنگتن آشكارا از اشغالگران غير قانوني سرزمين فلسطين پشتيباني مي كند و مانع مي شود آن مردم حكومت ملي خود را بنيان نهند. به همين دليل, جنبش هاي اعتراضي توده اي مردم دنيا فراخوانده مي شوند تا با رشد كمي و كيفي درسازماندهي و ظرفيت مبارزاتي, و اتحاد همراه با پذيرش گوناگونگي دروني خود, به صحنه نبرد وارد شوند. و ما كمونيست ها متعهد و مسئوليم تا با همه توان, و با درك كامل و احترام به تركيب چند وجهي آن، جنبش را دررسيدن به اهدافش ياري دهيم. دقت بر اين امر كه جنبش تا اين حد بويژه در اروپا, ايالات متحده آمريكا و كانادا قدرت گرفته بسيار مهم است. واقعيت آن است كه سياست هاي نئوليبرالي بر زندگي مردم همه كشورها تاثيرمي گذارد, چه كشورهاي توسعه يافته، چه كشورهاي درحال توسعه. اگر چه كشور هاي ما نيز غارت مي شوند و حق حاكميت ما تقليل مي يابد، اما جنگ, چه با تمام قوا و چه به صورت تهديدي محتمل, عليه كشورهاي مناطق ديگر به كارگرفته شده است. ما مي توانيم اين واقعيت را از دو منظر مختلف ارزيابي كنيم. اول اين كه. اعتراضات مردمي كه درحال حاضر به صورت گسترده در اين كشورها برگزار مي شود, اهميت خاص دارد, زيرا انعكاس و بازتاب متفاوت و عظيم تري را به همراه مي آورد. امپرياليست ها همواره سعي كرده اند آرامش را در كشور خود حفظ كنند و بحراني ترين تاثيرات تضادهاي طبقاتي را به كشورهاي وابسته منتقل نمايند. اما امروزه, امپرياليسم با اين حقيقت مصادف است كه اعتراضات جمعي تا حد زيادي "در داخل" متمركز است. دوم اين كه, قوي تر شدن جنبش هاي مشابه در ديگر نواحي يك ضرورت است و اين تعهد ماست كه در ترويج، برانگيختن, و ارتقا اين جنبش ها مشاركت جوئيم. چيزي كه در مورد آمريكاي لاتين و كارائيب حائز اهميت بوده است، موفقيت مجمع جنبش هاي اجتماعي جهان[2] در پورت الگره[3] برزيل است كه ده ها هزار نفر از نمايندگان جنبش ها از سراسر دنيا را گرد هم آورد و مبارزه و مقاومت در سراسر جهان را رهبري كرد. اما جدا از اين, صادقانه بايد اعتراف كرد كه تنها از تلاش هاي محدود ديگر با نتايج كم دامنه تر مي توان نام برد. ما بايد بيش از اين ها تلاش كنيم.
در خاتمه چندكلمه أي هم درباره منطقه خودمان صحبت كنم. آمريكاي لاتين و كارائيب اخيرا با مسائل جدي أي كه پس از 11 سپتامبر شدت يافته - بويژه تهديدهاي پيمان اف تي ا ا[4] كه با هدف غلبه كامل بر منطقه بر اساس دكترين مونرو [5] شكل گرفته - روبرو شده است. هدف واشنگتن حاكميت بر منطقه, و باقي نگذاشتن هيچ چشم اندازي براي آزادي در تصميم گيري است. در اين زمينه ما شاهد اتفاقات زشت و دردناكي بوده ايم. يكي از آن ها تلاش براي سقوط دولت منتخب مردم ونزوئلا با اعمال زور, و به تحليل بردن انقلاب بليوارين به رهبري پرزيدنت هوگو چاوز است _ تلاشي كه با جنبش مردم ونزوئلا شكست خورد. نمونه ديگر برنامه كلمبيا[6] و ضميمه آن طرح آندين[7] است كه به قصد به شكست كشاندن مبارزه انقلابي برحق مردم كلمبيا براي آزادي فرمول بندي شده، و برنامه پوئبلا _ پاناما[8] است. و نمونه ديگر هجوم افسارگسيخته عليه كوبا با هدف ايزوله كردن كامل آن كشور و به روي كار آوردن حكومتي چاپلوس و دنباله رو آمريكا, مشابه با حاكميت مكزيك است. حكومتي كه صدها سال رابطه دوستانه و دوجانبه في ما بين دو كشور را بر هم زده و به سياست خارجي كشورمان از زمان بنمريتو بنيتو جوارز[9] كه در بين ساير ملل اعتباري براي مكزيك كسب كرده بود پشت كرده است. براي مواجهه با تمامي اين مشكل هاست كه ما خواستار همبستگي تمامي احزاب برادر هستيم. ما دشمن مشتركي داريم: امپرياليسم و هدفي مشترك: آزادي [1] www.reglobe.org [2] WORLD SOCIAL FORUM ( WSF ) [3] PORTO ALEGRE [4] FTAA [5] MONRO DOCTRINE [6] PLAN COLOMBIA [7] ANDEAN INITIATIVE [8] 7PLAN PUEBLA - PANAMA [9] BENEMERITO
|
|
فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |