شماره 6- بروزرسانی:5/6/1383

بازگشت به صفحه اصلی

 چرخش و تغيير اوضاع سياسي در سوئد

مارتين اسكارسن  

بر گردان: بهروز احمدي

      تحريريه مجله سوسياليستن       3 فوريه 2002

 

 

سال 2001 م سالي به ياد آورده مي شود كه تغييرات سياسي سوئد را درنورديدكه تنها به واسطه حملات تروريستي در آمريكا نبود.سالي بود كه اعتراضات بين المللي جوانان جاي ثابتي در سوئد پيدا كرد.سالي كه شكوفايي اقتصادي به پايان رسيد و سالي كه ابرقدرتهايي كه تاكنون شناخته ميشدند توسط بزرگترين و وحشيانهترين اقدام تروريستي تاريخ بر خود لرزيدند .

ضعيف ترين كشورهاي جهان سوم اولين كساني بودند كه از بحران اقتصادي ضربه خوردند.بحراني كه نهايتاّ منجر به شورش عمومي در آرژانتين گرديد.اين بحران هم اكنون به مركز اقتصادي جهان رسيده است.آمريكا و اروپا و حتي ژاپن غول اقتصادي آسيا براي مدت مديدي است كه در محدوده ي بحران قرار گرفته اند .

سال گذشته در سوئد 69000 كارگر اخطاريه كاهش نيروي كار را دريافت داشتند دو برابر سال 2002 ميلادي .

 اين تقليل نيروي كار عموماّ بيشتر در صنايع توليدي و بخش فناوري اطلاعات صورت گرفته است .

 

افزايش بي ثباتي

در نتيجه حملات تروريستي در آمريكا اين كشور سياست گذشته خود در افغانستان را رها كرد و تصميم به تغيير عقيده نسبت به متحد پيشين خود طالبان گرفت.افغانستان كه در جنگ هاي ويرانگر گذشته نابود شده بود با ويراني جديدي روبرو گشت.رژيم تروريستي طالبان برانداخته شد و سران قاچاقچيان مسلح مواد مخدر اتحاد شمال جايگزين آن شدند .

همزمان با حملات آمريكا بي ثباتي در كل آسيا افزايش يافت.اسرائيل در نهايت نيت حقيقي خود را آشكار ساخت و پيمان صلح را نقض نمود و احتمال جنگ جديدي بين اعراب و اسرائيل قوت گرفت.قدرتهاي اتمي هند و پاكستان نيز در نقطه عطف جنگ جديدي قرار گرفتند .

دقيقاّ در زمانهاي شبيه اين هنگامي كه تغيير در شرايط و اوضاع بوجود مي آيد آگاهي سياسي به سرعت تغيير ميكند، عقايد و مفاهيم سنتي به زير سئوال مي رود و كساني كه توجهي به سياست نداشته اند بيدار شده به سياست علاقهمند ميشوند و كساني به سياست حال حاظر دولت اعتماد داشته اند شروع به تفسير و پرسش از آن مي كنندو اميد به تغييرات در ميان كساني كه تا كنون نا اميد بوده اند شكل مي گيرد.

در سند آرامش قبل از طوفان كه در پائيز 2000 چاپ شد نوشتيم تجربه دوران دهه 30 م نشان مي دهد كه يك بحران عميق بيش از هر چيز ديگري هوشياري سياسي را تغيير مي دهد، چنانچه عموماّ طبقه كارگر و ديگر اقشار جمعيت را به جنبش وا مي دارد.موج جديد بيكاري و تعطيلي كار درست اندكي بعد از حركت رو به بهبودي اوضاع اقتصادي بوجود آمد.قربانيان جديد كارگراني بودند كه چشم به آينده روشنتر داشتند.سقوط و احتمال ورشكستگي بازار بورس تاثيرات رواني زيادي به بار آورد افراد زيادي دارايي خود را در بازار بورس كه سمبل سرمايه داري است از دست دادند و همين رويگرداني از سيستم موجود را برانگيخت .

و آيا اين واقعه همان چيزي نيست كه شروع آن را وعده داده بوديم؟

اضافه بر اين اوضاع بد بين المللي است.صلح و ثبات جهاني كه بعد از جنگ سرد شكل گرفته بود در حال رنگ  باختن است در گيريهاي خون آلود در يوگسلاوي، خاورميانه، چچن، هند، پاكستان، آفريقا وكلمبيا يك قدم به سمت حل مناقشه پيشنمي رود.در عوض درگيريها چهره هميشگي به خود گرفته و بدتر شده است.در اين برهه در حالي كه بمبها در حال سقوط بر فراز بغداد، بلگراد و كابل است چهره واقعي آمريكا و اروپاي استعمارگر آشكار شده است .

 

جنبش جوانان

بعد از چندين سال اينك جمعي از دانشجويان و جوانان به سمت جناح چپ متمايل شدهاندو شروع به انتقاد از تفكر سرمايهداري نمودند.اين قضيه به طور آشكاري در تظاهرات اعتراض آميز به اجلاس اتحاديه اروپا در گوتنبرگ در ژوئن گذشته انعكاس داده شد.سه گردهمايي اعتراضي 10000 و 15000 و 20000 نفري شكل گرفت. اين تمايل درحال حاضر اقشار بيشتري از جوانان را در بر مي گيرد.در هر مدرسه و دانشگاه و مكانهاي كاري كه جوانان بيشتري استخدام هستند علاقه سياسي بيشتري نيز وجود دارد و حركت به سمت چپ مشهود تر است. 

در سازمان سوسيال دمكراتيك جوانان در سوئد تفكر اصلاحات اساسي به وجود آمده و در نتيجه به جناح چپ قوت بخشيده.هنگامي كه رهبريت جناح راست در رد كردن طرح سوسياليستها در برنامه همايش جوانان سال گذشته به موفقيت رسيد جناح چپ كه تقريباّ40% از نمايندگان مؤتلف را دارا است متحد شدند و برنامه ديگري را دنبال كردند و در زماني كه يك راست گراي جديد به رياست انتخاب گرديد به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند و به اين ترتيب سازمان عميقاّتفكيك گرديد .

همچنين نظر سنجي ها تصويري از از تغييرات بوجود آمده ميان جوانان را نشان مي دهد.در گذشته زماني كه دانشجويان و جوانان عموماّ به سمت چپ تمايل داشتند جناح چپ، حزب كمونيست پيشين بود كه از اين برايند بيشترين بهره را مي برد.اما هم اكنون كه علاقه سياسي در ميان جوانان طبقه كارگر در حال فزوني يافتن است سوسيال دمكراتها در حال بدست آوردن حمايت هاي بيشتري هستند و اين حمايت ها در راي گيري ها به 40%

مي رسد(10%بيشتر از سال 1997 م) در حالي كه حزب چپ 10 تا 11 درصد در مقايسه با گذشته

(15 تا 14 درصد) از آرا را بدست آورد.

اين جوانان عموماّدر طول اوائل دهه 1990 م رشد يافته اند در زمانيكه بحران عميق اقتصادي و احتمال از دست دادن كار والدينشان وجود داشت يا در طول شكوفايي نيمه دوم دهه هنگامي كه اميدواري ها براي دوران طلايي بهبود مداوم بوجود آمداما به شكل متناقض در همين زمان ميزان فشار در محل كار و دانشگاه افزايش يافته بود.

اين اميدواري ها و انتظارات در حال حاظر همچنانكه بيكاري دوباره مشهود ميشود در حال رنگ باختن است .    

 

قدرت طبقه كارگر

اين افكار باعث افزايش و تعميق خواست اصلاحات بنيادي در ميان جوانان گرديد و باعث بوجود آمدن اعتراضات جديدي هم در سوئد و هم به طور بين المللي بر ضد نابرابري جهاني، ‍ سازمان تجارت جهاني WTO، ‍ صندوق بين المللي پول IMF و تاحدي مخالفت با جنگ طلبي و امپرياليسم گرديد .

اين مسائل نهايتا تعداد بيشتري از كارگران را به اقدام وام مي دارد . طبقه كارگر قويترين نيرو در سطح زمين است و هنگامي كه به حركت درآيد ميتواند جهت جهان را تغيير دهد و راهي براي برون رفت جهان از جنگ، ‍ فقر و بيكاري بگشايد .

اكثريت عظيمي از جمعيت آمريكاي شمالي و اروپا و ژاپن از كارگرانند و در صورتي كه شرايط زندگيشان به مخاطره بيفتد ‍ انتخاب ديگري جز مبارزه برايشان باقي نمي ماند .

همچنين در اكثر كشورهاي جهان سوم كارگران در شهرها و زمين هاي كشاورزي در اكثريت هستند . بعنوان مثال در برزيل، ‍ آرژانتين، ‍ مكزيك، ‍ آفريقاي شمالي، ‍ كره جنوبي، ‍ ‍ اندونزي و كشورهاي ديگر. در سوئد بيشترين جمعيت بزرگسالان ‍ كارگران عضو اتحاديه ها هستند(3.5 ميليون نفر). هرگز تابحال در هيچ كشوري ‍ طبقه كارگر اينچنين به خوبي سازمان پيدا نكرده است .

 

مسير مبارزه

در كل جهان طبقه كارگر تاكنون به مسير مبارزه كشيده سده است . اين اقدامات طبقه متوسط اجتماع نبود كه دولت آرژانتين را سرنگون نمود . بلكه نتيجه اعتصابات عمومي طبقه كارگر بود. مبارزه طبقه كارگر در اروپا و آمريكا نيز آغاز شده است . اعتصابات و تظاهرات عظيم خصوصا در فرانسه و يونان صورت گرفته است . هنگامي كه شركت هاي چند مليتي تعطيلي كارخانجات بزرگ را اعلام كردند ، در سوئد اعتراضات عظيمي متشكل از 5000 تا 10000 نفر (نيمي از جمعيت) در مكان هاي كوچكي شبيه گيلاود ، دگرفورث و كاترين هولم بوقوع پيوست .

گروه هاي مختلفي نيز بر ضد كاهش خدمات عمومي اعتراض كردند ،‌همچنين نارضايتيهاي عظيمي بر ضد سياست خصوصي سازي بي ضابطه صنعت برق ، مخابرات ، پست ، راه آهن و جاده ها شكل گرفت . كه آخرين مورد آن در 21 نوامبر 2001 بود ، كه تعداد 1500 نفر از كارگران تجمع نمودند كه بوسيله شاخه هاي جناح چپ و بخش هاي آن در SSU (سازمان سوسيال دمكراتيك جوانان) با حمايت همه جانبه اتحاديه هاي محلي و ناحيه اي سازماندهي شد . اين نارضايتي ها همچنين در همايش شورا و اتحاديه خدمات بهداشتي كارگران (كه در نوع خود بزرگترين است ، با بيش از 600 هزار عضو) در تابستان گذشته انعكاس يافت ، يعني هنگامي كه نمايندگان آنان قيام نمودند و رهبران طرفدار سياست خصوصي سازي را مغلوب ساختند .

 در پاييز همين سال دولت سوسيال دمكرات با انتخابات عمومي روبه‌رو شد و اين انتخابات فقط شامل ريكداگ (پارلمان)نيست بلكه شوراهاي محلي و ناحيه اي را نيز شامل مي شود.اين بدين معني است كه مبارزه بين چهار حزب عضو طبقه متوسط (محافظه كاران، آزاديخواهان، دمكرات مسيحي ها و حزب كشاورزان)به همراه حزب جنبش كارگر و حزب (سوسيال دمكرات) در راس اخبار رسانه خواهد بود.بنابر اين اختلافات دروني احزاب موقتاّ بر طرف خواهد شد. دولت سوسيال دموكرات مجبور به اعتماد به حزب چپ و سبز ها براي بدست آوردن اكثريت است.حتي ممكن است حزب سوسيال دمكرات و حزب چپ در مجموع اكثريت را بدست آورند.

علت اين امر اين است كه بحران هنوز توده مردم را تحت تاثير قرار نداده است.شكوفايي اقتصادي دوران 1997 تا 2000 كه به معني سقوط آمار بيكاري رسمي از 8% به4% شد و باعث افزايش دستمزدها و برخي منابع الحاقي به بخش عمومي شد هنوز در اذهان بسياري از مردم تازه است.در همايش حزب سوسيال دمكرات در پائيز،گوران پرسون رهبر حزب و بورينگ هوام وزير دارايي اين تضمين را داد كه اقتصاد سوئد پر قدرت باقي خواهد ماند و وعده اصلاحاتي را داد كه منفعت اجتماعي بيشتر و تثبيت خدمات بهداشتي و استخدام سراسري را شامل مي شد.

اين اقدام به برخي اصلاحات همان چيزي است كه فعالان شكاك و ناشكيباي حزب انتظار دارند،اما آنها به واقع چه چيزي خواهند داد؟

در نتيجه كاهش رونق اقتصادي و عميق شدن آن و افزايش نرخ بيكاري دست دولت سوسيال دمكرات خالي ماند.در فقدان هر گونه راه حل سوسياليستي براي بحران، دولت سياست سرمايه داري كاهش خدمات عمومي و رفاه اجتماعي و تضعيف حقوق كارگران را در پيش گرفت .دولت سوسيال دمكرات يك بار ديگر بار بحران را بر شانه هاي كارگران قرار داد اما آنها مانند گذشته از خود شكيبايي نشان ندادند.طوفان اعتراضات، درون حزبي كه هنوز 180000 عضو و ارتباط قوي با اتحاديه ها دارد را فرا گرفت اين تقسيمات را حتي در بالاترين سطوح حزب ،در كميته مركزي حزب، گروه پارلماني و حتي درون دولت ايجاد كرد .

 

رويارويي طبقات اجتماعي

اتحاديه ها نيز وارد كشمكش شدند و اعتراضات وسيعي و حتي اعتصاباتي را سازمان دهي كردند دير يا زود شاهد رويارويي عمومي بين طبقات جامعه خواهيم بود درست همان طور كه در سال 1980 شاهد بوديم هنگاميكه تقريباّ

نزديك يك ميليون كارگر در اعتصاب بسر مي بردند و بورژوازي همانند دولت فاقد قدرت كافي براي انجام هر عملي بود. بعد اين مساله كه چه كسي مديريت و كنترل توليد و توزيع را عهده‌دار است. مطرح شد.كساني كه اعتقاد داشتند سوسياليسم قديمي شده است شگفت زده شده بودند. اكنون دوباره براي مرتبه ديگر كارگران سعي در تغيير حزب دارند .

جريان عظيم حركت به سمت چپ افزايش يافته است. در اين برآيند ‌، نظريات سوسياليست ها و ماركسيست ها به وسيله مجله سوسياليستن كه تريبون تمايلات ماركسيستي در جنبش است مطرح شده و انعكاس وسيعي خواهد داشت.

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید