شماره 61 - به‌روزرسانی سه شنبه: 22/03/1386                                            بازگشت به صفحه اصلی

         

 

نگاهى بر نقش شركت هاى تامين كننده نيروهاى ارتش آمريكا

 

سربازان مزدور درجنگ عراق

 

جرمى اسكاهيل

برگردان: پوراندخت مجلسى

 

جرمى اسكاهيل نويسنده گزارش هاى تحقيقاتى مجله «نيشن» نامى آشنا براى محققان حوزه روابط بين الملل ، بويژه در حوزه جنگ هاى معاصر است .

آثاراسكاهيل از زمانى مورد توجه افكارعمومى قرار گرفت كه او حوزه مهمى به نام نقش شركت هاى خصوصى درتأمين نيروى انسانى جنگ هاى آمريكا را پى گرفت ؛ يعنى همان چيزى كه مابه عنوان سربازان مزدور مى شناسيم. اسكاهيل موضوعى را سوژه تحقيق قرارداده بود كه خوانندگان روزنامه ها ومخاطبان رسانه ها عطش بالايى براى دانستن آن داشتند .

براى همه جالب بود بدانند اين همه جنگجو را دولت بوش وشركايش در جنگ عراق وافغانستان از كجا تأمين مى كنند ؟ به همين دليل نخستين گزارش هاى او از پروژه جذب نيرو به وسيله شركت هاى خصوصى براى جنگ عراق بسيارسروصدا كرد و كتاب تحقيقى دراين باره در رديف آثار پر فروش سياسى آمريكا قرار گرفت. شايد به همين علت هم بود كه دموكرات هاى حاكم بر كنگره كه درانديشه فهميدن زواياى پنهان جنگ هستند به سراغ اسكاهيل رفته اند. مطالب زير گزارش اين نويسنده وپژوهشگر است به كميسيون فرعى بودجه دفاعى مجلس نمايندگان كه در تاريخ ۱۰ مه، در مورد نقش پيمانكاران نظامى يا همان دلال هاى تأمين كننده سرباز در اداره جنگ در عراق نوشته است:

نام من جرمى اسكاهيل است. نويسنده كتاب «بلك واتر ؛ پيدايش نيرومند ترين ارتش مزدور جهان.» من دوسال و نيم گذشته را به بررسى خصوصى شدن جنگ صرف كرده ام. با افراد مطلع زيادى صحبت كرده ام، به بسيارى از قراردادهاى دولتى و اسناد كمپانى هاى خصوصى در مورد عمليات درعراق، افغانستان و جاهاى ديگر دسترسى داشته ام. همان طور كه اين كميته اطلاع دارد، ما اكنون درگير جنگى هستيم كه بيش از هر جنگ ديگرى در تاريخ كشورمان به بخش خصوصى واگذار شده است.

البته نمى توان گفت اين مسأله پديده جديدى است بلكه از مواردى است كه از زمان شروع «جنگ با ترور» و تهاجم به عراق و اشغال آن به شدت گسترش يافته است. بسيارى از آمريكاييان اين برداشت را دارند كه در حال حاضر حدود ۱۴۵ هزار نيروى نظامى فعال در خاك عراق وجود دارد، ولى واقعيت اين است كه دست كم ۱۲۶ هزارنفر از اين نيروها را كمپانى هاى خصوصى در اين كشوربا به كارگرفتن سربازان مزد بگير وارد ارتش آمريكا كرده اند.

اين نيروهاى خصوصى عملاً تعداد نيروهاى مسلح را به دو برابر مى رسانند و پروژه جذب آنان بيشتر هم بدون اطلاع ماليات دهندگان آمريكايى كه پرداخت كننده هزينه آنها هستند ، انجام مى گيرد.

با وجود همانندى نقش اين نيروها با قواى نظامى آمريكا در عراق، تفاوتى اساسى در شيوه برخورد دولت با سربازان نيروى نظامى و اين سربازان قراردادى يا مزدور وجود دارد. براى مثال مى دانيم كه تقريباً ۳ هزار و ۴۰۰ سرباز آمريكايى در عراق كشته و بيش از ۲۵ هزار نفر زخمى شده اند . ولى تعداد دقيق كشته شدگان و يا زخمى هاى سربازان قراردادى را نمى دانيم. همين قدر توانسته ايم از طريق وزارت كار بفهميم كه از دسامبر ۲۰۰۶ دست كم ۷۷۰ نفر كشته و ۷ هزار و ۷۰۰ نفر زخمى داشته اند. اين تعداد جزو مرگ هايى كه به وسيله مسئولان اعلام مى شود، نيست.

در اين زمان كه به نظر مى رسد دولت مايل نيست استراتژى جنگ را در معرض بررسى كنگره قرار دهد، استفاده وسيع از نيروهاى مزدور كه به نظر مى رسد خارج از نظارت موثر ارگان هاى قانونى است، براى دولت غنيمتى است. در حال حاضر كمپانى هاى خصوصى فقط ۴۸ هزار كارمند در عراق دارند. اين كارمندان براى كمپانى هايى نظير بلك واتر، تريپل كانوپى و دين كورپ كار مى كنند و همين طور هم براى كمپانى هايى در ساير مناطق جهان.

حقوق ماهيانه بعضى از سربازان قراردادى به اندازه حقوق يك سال سربازان ارتشى در حال خدمت در مناطق جنگى است. در واقع دريافتى بعضى از اين افراد در عراق بيش از وزير دفاع و بيش از ژنرال هاى فرمانده است. احساس نيروهاى ارتش آمريكا درباره اين سربازان آن طور كه شنيده مى شود خشم آميخته به حسادت است. آنها مثلاً در منطقه جنگى ، سربازان قراردادى را مى بينند كه دوچرخه هايى خيلى بهتر از دوچرخه هاى خودشان سوار مى شوند ، سلاح ها و وسايل دفاعى بهترى دارند و پول بيشترى هم مى گيرند. آن ها مى پرسند: آيا زندگى ما ارزش كمترى دارد؟

 

اما اگر چه اين سربازان پول زيادى پس انداز مى كنند، ولى پول نمى تواند آنها را از خطر حفظ كند و يا سپر محافظ آنها باشد. نيروهاى رسمى ارتش، اغلب ، قهرمان بازى هاى آنها را مى بينند و دل شان مى خواهد نظير آنها باشند . بنا براين پديده سربازان در حال خدمت را داريم كه ترك خدمت مى كنند تا به بخش خصوصى بپيوندند.

كمپانى هاى خصوصى مسئول سربازان مزدبگيرسيستمى ايجاد كرده اند كه به خاطر منافع عده اى، مسائل ملى به كنارى نهاده شده است. ولى با وجود اينها بايد بگوييم كه اين افراد براى مأموريت هاى خطرناك در نظر گرفته مى شوند ؛ مثلاً ژنرال ديويد پترائوس تأييد كرده است در ژانويه گذشته - آخرين مسافرتش به عراق - نه به وسيله سربازان ارتشى ، بلكه به وسيله «مأموران امنيتى» قراردادى محافظت

مى شده است. درست همان طور كه مبلغ پرداختى به اين سربازان قراردادى چند برابر ميانگين حقوق نيروهاى رسمى است ، برخوردارى آنها از قانون مصونيت قضايى و عدم تعقيب كيفرى بيش از سربازانى است كه مرتكب جنايت مى شوند و يا به انواع ديگر جرايم دست مى زنند.

اعضاى رسمى ارتش اگر جرمى مرتكب شوند، براساس اصول و قوانين نظامى مورد تعقيب كيفرى قرار مى گيرند. ۶۴ دادگاه نظامى مربوط به اتهام هاى نظاميان تنها در عراق وجود دارد ، ولى براى اين سربازان قراردادى چنين دادگاه هايى وجود ندارد. با وجود اين كه ده ها هزار و شايد هم صد ها هزار سرباز قراردادى از مارس ۲۰۰۳ به عراق وارد و يا از آن خارج شده اند ، فقط دو نفر از آنها با تعقيب قانونى رو به رو شده اند. يكى از آنها براى همكارش چاقو كشيده بود و ديگرى هم به خاطر تصاوير مستهجن كه در كامپيوترش در زندان ابوغريب داشت.

در مدت ۴ سال حضور نظامى آمريكا درعراق هيچ يك از اين سربازان قراردادى در مورد جنايت هايى كه عليه عراقى ها مرتكب شده اند محاكمه نشده اند.

سرتيپ كارل هورست از لشكر پياده نظام آن چنان از مصونيت وجوابگو نبودن اين نيرو ها خشمگين شد كه يك تنه شروع به پيگيرى خشونت هاى آنها در بغداد كرد . او فقط در ۲ ماه ۱۲ مورد تيراندازى اين افراد به غيرنظاميان را گزارش و اثبات كرد كه رفتار خودسرانه آنان به مرگ ۶ نفر و زخمى شدن ۳ نفر انجاميده است . اين گزارش تنها مربوط به ۲ماه بود، آن هم به وسيله يك ژنرال كه اين مسأله را تعقيب مى كرد. همين چند مورد هم براساس قوانين ارتش و يا قوانين عراق مورد تعقيب قرار نگرفتند.

سربازان مزدور نيروهايى هستند كه به نام ايالات متحده عمل مى كنند . سوء رفتار اين مزدوران به عنوان سوء رفتار همه آمريكاييان به حساب مى آيد. در حالى كه در كنگره اين موضوع مطرح است كه چگونه مى توان اين نيرو ها را به مسئوليت پذيرى و جوابگويى واداشت ، عزمى سياسى براى حل اين مشكل وجود ندارد.

هيچ حسابرسى نمى تواند به محل هاى سازماندهى اين سربازان قراردادى دسترسى داشته باشد؛ به دلايل امنيتى، روزنامه نگاران هم در منطقه سبز محدود شده اند و معلوم نيست كدام سازمان يا موجوديتى قرار است امكان يا قدرت اين را داشته باشد كه بر اين مردانى كه از سوى صاحبان ثروت به عراق برده شده اند - به جايى كه هيچ كس حاضر نيست برود- نظارتى داشته باشد.

در بحث جارى كنگره در مورد اين نيروهاى غير مسئول آنچه كمتر مورد بحث قرار مى گيرد، اين است كه چگونه خصوصى كردن جنگ، موجب ايجاد و رشد كمپانى هايى شده است كه سود آنها در اين است كه جنگ وسعت و شدت بيشترى بگيرد.

در خاتمه در ضمن اين كه فكر مى كنم لازم است اين كنگره به فوريت اقدامى در جهت نظارت بر اين نيروها وكمپانى هاى مسئول تجارت سربازانجام دهند ، موضوع عميق ترى هم هست كه بايد مورد توجه قرار گيرد و آن اين است كه سيستم اين جنگ، منافع كمپانى ها را بشدت به تداوم جنگ پيوند داده است.

اين كمپانى ها هيچ رغبتى به كاهش حضورشان در منطقه جنگى ندارند. كنگره اين را به مردم وامدار است كه پرده ها را كنار بكشد و مسائل راز مانندى را كه موضوع نيروهاى قراردادى وسربازان مزدور را در برگرفته است، روشن سازد.

 

برگرفته از: روزنامه ایران 

 مجله نيشن

فرهنگ توسعه - ۱۳۸۶ - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید