شماره 62 - به‌روزرسانی جمعه: 25/03/1386                                            بازگشت به صفحه اصلی

مبارزه استالین برای اصلاح دموکراتیک در اتحاد جماهیر شوروی (قسمت دوم)

 

مبارزه بر ضد دیوانسالاری

 

نویسنده : گرور فور Grover Furr 

 برگردان: د.جلیلی

 

37- رهبری استالین  نگران وظیفه حزب در این مرحله جدید سوسیالیسم  نیز بود . خود استالین پرچم  مبارزه  علیه «بوروکراتیسم» را با قدرت تمام  زودتر از هر کسی  در گزارش خود به کنگره 17حزب در ژانویه 1934 برافراشت. (10) استالین مولوتف و دیگران سیستم جدید انتخابات را «اسلحهای علیه دیوان سالاری» مینامیدند.

38- رهبران حزب دولت را هم از طریق صدور حکم برای  کسانی که به شوراها وارد میشدند و هم  به وسیله اعمال اشکال گوناگونی از نظارت یا وارسی کامل آن‌چه که وزرای دولت انجام میدادند کنترل میکردند. مولوتف در سخنرانی کنگره هفتم شوروی در 6 فوریه 1935 گفت که انتخابات مخفی «با نیروی عظیمی برعلیه عوامل بوروکراتیک حمله خواهد کرد و تکان مفیدی برای آن‌ها فراهم خواهد نمود». گزارش ینوکیدزه نه تنها  انتخابات مخفی و گسترش حق رای را پیشنهاد نکرده بود، حتی بدان  اشاره‌ای  هم نکرده بود. (گزارش استالین به کنگره 17 حزب کمونیست. ژوکف، اینوی 124)

39- وزرای دولت و کارمندان آن‌ها در صورتی می‌توانستند موثر واقع شوند که  چیزهایی در حوزه کاری که مسئول آن بودند دانسته باشند. این امر از طریق آموزش و معمولا آموزش فنی در حوزه کاری آن‌ها  فراهم می‌آمد . اما رهبران حزبی اغلب زندگی خود را صرفا با پیشرفت در موقعیت‌های حزبی تطبیق می‌دادند. برای چنین پیشرفتی هیچ تجربه فنی مورد نیاز نبود. بیش‌ترملاک‌های  سیاسی لازم بود.  این مقامات حزبی کنترل را اعمال می‌کردند، اما خود آن‌ها، اغلب فاقد دانش فنی لازمی بودند که می‌توانست نگرش آن‌ها را در اعمال نظارت کارشناسانه سازد. (مصاحبه استالین – هوارد، ژوکف، اینوی 305، ژوکف ، ری پرسی)

40_ این (قصور) ظاهرا همان چیزی است که رهبری استالین از اصطلاح (بوروکراتیسم) مد نظر داشت. آن ها اگرچه بوروکراتیسم را خطر تلقی می کردند –  همانطور که در حقیقت ، همه مارکسیست‌ها چنین تلقی‌ای داشتند  – اما اعتقاد داشتند (بوروکراتیسم) اجتناب ناپذیر نیست، بلکه فکر می‌کردند که با تغییر نقش حزب در جامعه سوسیالیستی می‌توان بر آن غلبه کرد.

41- مفهوم دموکراسی که استالین و حامیان او در رهبری حزب در آغاز خواهان آن در اتحاد جماهیر شوروی بودند، مستلزم  تغییرات کیفی در نقش اجتماعی حزب بلشویک  بود.

اسنادی که برای پژوهشگران قابل دسترسی بوده است به ما اجازه می‌دهد دریابیم... که تا اواخر دهه 1930  برای جدا کردن حزب از دولت و محدود کردن نقش حزب به رفتاری قائم  به ذات  در حیات کشور تلاش های جدی فراوانی انجام  شده بود. (Zhukov,Tayny8)

استالین و حامیان او این مبارزه  را  علیه  مخالفت سایر عوامل  در حزب بلشویک با عزمی  استوار اما با شانسی کاهش یابنده  برای موفقیت، تا زمان مرگ استالین درمارس1953 ادامه دادند. به نظر می‌رسد عزم لورنتی بریا برای ادامه چنین  مبارزه‌ای  دلیل واقعی  اقدام خروشچف و سایر قاتلان او هم‌چون قوه قضائیه با دادگاهی مبتنی بر اتهامات  واهی در دسامبر  1953 یا- آن چنان که اسناد بسیاری گواهی می دهند-  قتل معنوی او پیش از ژوئن باشد.

42- ماده 3 قانون اساسی 1936 اشعار می‌دارد «در اتحاد شوروی همه قدرت از آن کارگران شهر و روستا است که از طریق نمایندگان شوراهای خلقی کارگران نمایندگی می‌شود.» حزب کمونیست درماده 126به عنوان «پیش‌آهنگ طبقه کارگر در تلاش خلق برای استحکام و توسعه سیستم سوسیالیستی و هسته رهبری کننده تمام ارگان‌های کارگری عمومی و دولتی» قلمداد شده است که باید سازمان‌ها را رهبری کند ، اما نباید  قانون گزار و یا عضو اجرایی دولت باشد.  

43- به نظر می‌رسد استالین اعتقاد داشت که حزب باید از اعمال کنترل مستقیم بر جامعه دور باشد و وظایف آن به ترویج و تبلیغ و مشارکت در انتخاب کادرها منحصر گردد. این چه معنایی می‌توانست داشته باشد؟ شاید چیزی بدین معنا  «حزب باید به وظایف بنیادی خود برای رهبری مردم به سوی ایده‌آل‌های کمونیستی  به همان شکلی که آن ها وظایف را درک می کنند برگشت نماید.

این امر می‌تواند  به معنای پایان دادن به کارهای راحت بی‌مسئولیت، و رجعت به سبک کارسخت و فداکارانه‌ای باشد که  علامت مشخصه بلشویک‌ها در اثنای تسلط بر تزاریسم، انقلاب و جنگ داخلی، دوره  NEP، و دوران بسیار دشوار صنعتی سازی و اشتراکی کردن بوده است. در طی آن  دوران، اعضا حزب، بیش از همه و اغلب میان افراد غیر حزبی، که بسیاری از آنان دشمن بلشویک‌ها بودند، سخت و فداکارانه کارمی‌کردند. معنای این تلاش لزوم کسب پایگاه در میان توده‌ها بود.  Zhoukoc,kpNocv.1302,Mukhin,ubiystvo

44- استالین اصرار می‌کرد که کمونیست‌ها باید افرادی سخت کوش، تحصیل کرده، و در کمک واقعی به تولید و خلق جامعه‌ای کمونیستی  توانمند باشند. استالین خود دانشجویی خستگی ناپذیر بود(11)

45- به طور خلاصه، اسناد گویای آن است که استالین سیستم جدید انتخابات را برای انجام اهداف زیر مد نظرداشت:

کسب اطمینان از این که عموما فقط افراد متخصص  در رهبری تولید و جامعه سوسیالیستی باشند.

جلوگیری از انحطاط حزب بلشویک، و بازگشت اعضا حزب، به ویژه رهبران به وظایف اولیه خود مبنی بر پرداختن به رهبری سیاسی و معنوی با ارائه الگو و تشویق بقیه جامعه

تقویت کار توده ای حزب

کسب حمایت شهروندان کشور پشت دولت

ایجاد بسترهایی برای جامعه بی طبقه کمونیستی   

شکست استالین

46- در1935درسایه اندری ویشنسکی، رئیس تامینات اتحاد جماهیر شوروی، شهروندان بسیاری که تبعید، زندانی و-برای هدف کنونی ما بسیار پر معنی – سلب امتیاز شده بودند اعاده حیثیت شدند. صدها هزار از کولاک‌های سابق، دهقانان ثروتمندی که هدف اصلی اشتراکی کردن مزارع بودند، و کسانی که به خاطر مقاومت در برابر اشتراکی کردن به طرق گوناگون تبعید و زندانی شده بودند، آزاد شدند. ویشنسکی شدیدا NKVD (کمیساریای خلق برای امورامنیت داخلی) را به خاطر یک رشته خطاهای خام و اشتباه محاسبه در تبعید 12000نفر از مردم لنینگراد بعد از ترور کیروف در دسامبر 1934مورد انتقاد قرار داد. اواعلان کرد که کمیساریای خلق از آن پس برای امور و امنیت داخلی، حق دستگیری هیچ کس  را بدون جلب رضایت رئیس تامینات  ندارد. عده افراد اعاده حیثیت شده، به حداقل صدهزارنفر گسترش یافت که برای این احساس خود که دولت و حزب با آن‌ها برخورد ناعادلانه‌ای کرده  است ، دلیلی داشتند.

47- پیشنهاد اصلی استالین برای قانون اساسی جدید در برگیرنده انتخاباتی رقابتی بود. او اولین بار آن را در مصاحبه با روی هاوارد در مارس 1936 اعلام کرد. یاکولف ، یکی از اعضا کمیته مرکزی، که همراه با استالین، به دقت روی پیش نویس قانون اساسی جدید کار می‌کرد در پلنوم کمیته مرکزی ژوئن 1937 اظهارداشت که پیشنهاد انتخابات رقابتی توسط خود استالین تهیه شده بود. به نظر می‌رسد این پیشنهاد با مخالفت گسترده ، ولو ضمنی رهبران مناطق حزب، دبیران اول یا آن‌چنان که ژوکف آن ها را می‌نامد (حزب سالاران)  مواجه گردیده باشد. پس از مصاحبه با هوارد حتی هیچ‌گونه حمایت صوری هم از اظهار نظر استالین  در مورد انتخابات رقابتی در ارگان ‌های مرکزی – که به شدت تحت کنترل پولیت بورو بودند وجود نداشت. تنها پراودا مقاله‌ای در 10مارس منتشر کرد که در آن ذکری از انتخابات رقابتی نشده نبود.

48- ژوکف از این رخ داد نتیجه می‌گیرد : این تنها می‌تواند به یک معنی باشد .نه تنها رهبری محلی (دبیران اول مناطق) بلکه حداقل بخشی از شعب حزبی کمیته مرکزی، شعبات تحت تسلط  استتسکی وتال، نوآوری استالین را حتی در رفتاری کاملا رسمی نپذیرفتند و نخواستند تایید کنند، انتخابات رقابتی، برای بسیاری ازجمله  کسانی که از الفاظ استالین به صورتی که  پراودا تاکید کرده بود پیروی می‌کردند خطرناک بود،  و مستقیما مخالفان و قدرت واقعی دبیران اول – کمیته مرکزی احزاب کمونیست ملی، منطقه، ناحیه، شهر وکمیته های محلی ، - را تهدید می کرد.                                                                                                              

49- دبیران اول، دفاتر حزب را از وجود کسانی که در صورت شکست در هر انتخابات شوروی پاکسازی  آن‌ها ممکن نبود پاکسازی کردند.  اما ساقه های قدرت محلی‌ای که آن‌ها نگه داشتند اساسا از قدرت کنترل حزب بر تمام جنبه‌های اقتصادی ودولتی – کالخوز، کارخانه، آموزش و پرورش، ارتش– ناشی می‌شد. سیستم جدید، انتخابات دبیران اول را از موقعیت خود به خودی‌شان به‌عنوان نماینده شوروی محروم و بسادگی نمایندگان دیگری هم سطح قابلیت  آن‌ها را برمی‌گزید. شکست آن‌ها و یا نامزدهای آنان (نامزهای حزبی) می‌توانست در حکم رفراندومی برای آن‌ها تلقی شود. دبیر اولی که نامزدهای او در برابر نامزدهای غیر حزبی شکست می‌خوردند می‌توانست به عنوان کسی که همبستگی ضعیفی با توده‌ها دارد تلقی گردد. نامزدهای مخالف در اثنای مبارزات انتخاباتی، مطمئن بودند که می‌توانند مبارزات انتخاباتی را از هر نوع انحراف، قدرت طلبی، یا عدم صلاحیتی که آن‌ها در میان مقامات حزبی سراغ داشتند خارج نمایند. نامزدهای شکست خورده، می‌توانستند به‌عنوان کمونیست، کسانی که دارای ضعف اساسی هستند نمایش داده شوند، و این امر احتمالا می‌توانست  به جابه‌جایی آن‌ها منجر شود.  (ZHUKOVkp.1302,inoy226. )

50- رهبران ارشد حزب معمولا از اعضای مقاوم و ورزیده روزهای واقعا خطرناک دوران تزاریسم، انقلاب، جنگ داخلی واشتراکی سازی بودند. همین طور متعلق به زمانی بودند که کمونیست بودن با سختی‌ها  و مخاطرات  بسیار همراه بود.  بسیاری از آن‌ها  بر خلاف استالین، کیروف یا بریا، آموزش رسمی اندکی داشتند. ظاهرا بسیاری از آن‌ها برای خودسازی از طریق خودآموزی بی‌میل و یا ناتوان بودند.

51- بسیاری از این مردان مدت مدیدی از حامیان سیاست‌های استالین بودند. آن‌ها امر ناخوشایند اشتراکی کردن دهقانان را به اجرا درآورده بودند که منجر به  تبعید صدها هزارنفر شده بود. بین سال‌های 1932-33 افراد زیادی شاید قریب به سه میلیون نفر، در اثر قحطی‌ای که بیش‌تر انسان ساخته بود جان خود را از دست دادند. اما چیزی که برای دهقانان بسیار طاقت فرسا بود اشتراکی کردن و سلب مالکیت گندم برای تغذیه کارگران شهرها یا طغیان کارگران مسلح روستایی بود (که طی آن بلشویک‌های زیادی نیز کشته شدند). این رهبران حزبی باز هم  مسئول شکست صنعتی سازی در شرایط ناگوار کشور قلمداد شده بودند که آن کمبودها شامل: کمبود غذا و مراقبت های پزشکی، دست مزدهای پایین و کالای اندکی که برای خریدشان با آن دستمزدهای پایین هیچ تناسبی نداشت، می‌شد.  

52- اکنون آن‌ها با انتخاباتی مواجه می‌شدند که در آن انتخابات کسانی که قبلا به دلیل قرار گرفتن در سمت مخالف سیاست‌های شوروی این رهبران از حق رای خود محروم شده بودند به  ناگهان حق رای خود را به دست می‌آوردند. به احتمال زیاد آن رهبران از این که بسیاری از این افراد به نامزدهای  آن‌ها یا در کل برعلیه هر نامزد بلشویکی رای دهند می‌ترسیدند. اگر چنین می‌شد آن‌ها با تنزل رتبه یا حتی بدتر از آن مواجه می‌شدند. آن‌ها هنوز می‌توانستند  بعضی موقعیت حزبی یا در بدترین حالت برخی از انواع کار را به دست آورند. قانون اساسی استالین کار را همراه با مراقبت‌های پزشکی، بازنشستگی، آموزش وغیره به عنوان حق  شهروندان شوروی  تضمین می‌کرد. اما این مردان (واقعا همگی مرد بودند) به قدرت و امتیازی که با شکست نامزدهای آن‌ها تهدید می‌شد معتاد بودند.

محاکمات ، توطئه چینی ، سرکوب

53- طرح هایی برای قانون اساسی جدید وانتخابات ژوئن1936در اثنای پلنوم کمیته مرکزی طراحی شده بود. نمایندگان به اتفاق آرا پیش نویس قانون اساسی را تایید کرده بودند. ولی هیچ یک به طرفداری از آن صحبتی نکرده بود. این کوتاهی در نشان دادن حداقل موافقت  تشریفاتی به پیشنهاد استالین، یقینا بر «مخالفت پنهان ازسوی  رهبری گسترده» دلالت می‌کرد  و نمایشی از فقدان علاقه  بود.   

54- درخلال  هشتمین کنگره سراسری روسیه در نوامبر- دسامبر 1936استالین و مولوتف، دوباره بر ارزش گسترش حق رای و انتخابات مخفی و رقابتی تاکید کردند. بر اساس روح مصاحبه استالین با هوارد، مولوتف دوباره  بر تاثیر سودمندی پذیرش نامزدهای غیر کمونیست در شوروی برای حزب پافشاری کرد.

این سیستم که می‌توانست کند که باید برای جانشینی عناصرعقب مانده یا بوروکرات شده  پیش‌آیند. تحت شرایط جدید انتخابات، انتخاب عناصر دشمن امکان پذیر است. اما حتی با وجود این خطر، در تحلیل نهایی، باید در جهت کمک به ما خدمت کنند، همان‌طور که بعد از این به مثابه  شلاق برای آن سازمان‌هایی که به آن نیاز دارند، و به کارکنان حزبی  که به خواب رفته اند خدمت خواهند کرد.

55- خود استالین حتی آن را محکم تر مطرح ساخت:

بعضی‌ها می‌گویند این کار از آنجایی که دشمنان قدرت شوراها، افرادی از گاردهای سفید پیشین؛ کولاک‌ها، کشیش‌ها و غیره در ادارات عالی نفوذ می‌کنند خطرناک است. اما واقعا چه ترسی وجود دارد؟ اگر شما از گرگ‌ها می‌ترسید، در جنگل قدم نزنید. اولا تمام کولاک های قدیم، گاردهای سفید و کشیش‌ها دشمن قدرت شوروی نیستند، ثانیا اگر مردم این‌جا وآن جا نیروهای دشمن را انتخاب کنند، به معنی آن است که کار آشفته ما بسیار فقیرانه سازمان داده شده است و ما کاملا سزاوار این رسوایی هستیم .

56-دبیران اول یک‌بار دیگر ضدیت ضمنی خود را آشکار کردند. پلنوم کمیته مرکزی دسامبر 1936که نشست آن به کنگره پهلو می‌زد در 4 سپتامبر برگزار شد. اما هیچ بحث واقعی از، پیش‌نویس قانون اساسی به‌عنوان  اولین موضوع جلسه وجود نداشت. گزارش یژوف «در مورد تروتسکی و سازمان‌های راست ضد شوروی» بیش‌ترمورد نگرانی اعضا کمیته مرکزی بود.

57- در 5 دسامبر 1936 کنگره پیش نویس قانون اساسی را تایید کرد. اما مذاکرات واقعی اندکی به‌عمل آمد. در عوض نمایندگان – رهبران حزب- بر ترس از دشمنان خارجی و داخلی تاکید داشتند. حتی ترجیحا از گفتگو درباره تصویب قانون اساسی که به عنوان موضوع اصلی جلسه از سوی استالین، مولوتف، ژدانف، لیتوینف و ویشینسکی گزارش شده بود، خودداری کردند. نمایندگان در واقع آن را نادیده گرفتند. کمیسیونی برای مطالعات بیش‌تر پیش نویس قانون اساسی بدون هیچ قرار مشخصی برای انتخابات رقابتی تشکیل شد.

58- وضعیت بین‌المللی حقیقتا وخیم بود. پیروزی فاشیسم در جنگ داخلی اسپانیا تنها مسئله‌ای از دوران  بود. اتحاد جماهیر شوروی توسط کشورهای متخاصم محاصره شده بود. در نیمه دوم دهه 1930 تمام این کشورها به شدت هوادار رژیم‌های متمرکز نظامی، ضد کمونیستی و ضد شوروی بودند. در اکتبر1936 فنلاند به روی مرزبانان شوروی آتش گشود. در همان ماه محور برلین – رم توسط هیتلر وموسولینی شکل گرفت. یک ماه بعد، ژاپن برای تشکیل (پیمان ضد کمونیستی) به آلمان نازی وایتالیای فاشیست پیوست. تلاش‌های شوروی برای اتحاد نظامی علیه آلمان نازی با عدم پذیرش پایتخت‌های غربی مواجه شد.

59- درحالیکه کنگره متوجه قانون اساسی جدید بود، رهبری شوروی در اولین دادگاه از دو دادگاه مهم مسکو درگیر بود. زینوویف و کامنوف به همراه تعداد دیگری در اوت 1936 به دادگاه فرستاده شده بودند. دادگاه دوم در ژانویه 1937تعدادی از پیروان تروتسکی را گیرانداخت، که توسط پیاتاکوف که تا همان اواخر جانشین کمیسر صنایع سنگین بود اداره می‌شدند. 

60- پلنوم کمیته مرکزی فوریه – مارس 1937تناقضات درونی رهبری حزب را به نمایش گذاشت: مبارزه در برابردشمنان داخلی،  ولزوم تدارک رازداری، انتخابات رقابتی براساس قانون اساسی جدید را برای سال‌ها مسکوت گذاست. کشف تدریجی بیش از پیش گروه‌هایی که خواهان سرنگونی حکومت سوسیالیستی بودند نیازمند عملیات پلیسی بود. اما تدارک انتخابات واقعا دموکراتیک برای دولت، و بهبود دموکراسی داخلی حزب، -موضوعی که مورد تاکید بیش از بیش نزدیکان استالین در پولیت بورو بود- نیازمند رودررویی با: آزادی انتقاد  وانتقاد از خود، انتخابات مخفی رهبری توسط صفوف اعضا حزب و پایان دادن به گزینش توسط دبیران اول بود .

61- این پلنوم، که طولانی‌ترین پلنومی بود که در تاریخ اتحاد جماهیر شوروی برگزار شد، دو هفته به طول انجامید. با این حال تا سال 1992، زمانی که  انتشار صورت جلسات عظیم پلنوم، در «ووپروسی استوری» آغاز شد- روندی که  تا تکمیل نهایی تقریبا برای روزنامه چهار سال طول کشید -، چیزی در باره آن نمی‌دانستند.

62- گزارش پژوف درباره تحقیقات مداوم درباره توطئه‌ها در سراسر کشور تحت‌الشعاع نیکلای بخارین قرار گرفت، که با پرگویی برای اعتراف به جرایم گذشته،  نشان دادن فاصله خود از هم‌دستان سابق و جلب اطمینان  به وفاداری خود، و صرفا بیش‌تر مقصر قلمداد کردن خود تلاش می‌کرد. (تورستن،42-40، گتی ونااوموف آگری ، 563)

63-  درست سه روز بعد از این (اعترافات) ژدانف با درخواست مبارزه علیه بوروکراسی در باب نیاز به دموکراسی گسترده تر هم در کشور و هم در حزب  و نیاز به نزدیکی بیش‌تر به توده ها اعم از حزبی و غیر حزبی سخنرانی کرد:

سیستم جدید انتخابات فشار قدرتمندی به پیشرفت کار در جامعه سوسیالیستی، محو بدنه‌های بوروکراسی، قصور و دگردیسی کارسازمان‌های سوسیالیستی، خواهد داد. و این کوتاهی‌ها هم‌چنان که مستحضرید بسیار اساسی هستند. بدنه حزب ما باید برای مبارزات انتخاباتی آماده باشد. ما در انتخابات مجبور به مبارزه با تحریکات خصمانه و نامزدهای متخاصم خواهیم بود.( ژوکف ، اینوی 343)

64-شکی نمی‌تواند وجود داشته باشد که ژدانف، سخنگوی رهبری استالین، مبارزات واقعی انتخاباتی با نامزدهای غیر حزبی را که به‌طور جدی با توسعه اتحاد شوروی مخالفت می‌کردند پیش بینی می‌کرد. این حقیقت به تنهایی کاملا با محاسبات جنگ سرد و خروشچفیسم ناسازگار است.

65- ژدانف هم‌چنین در طول سخنرانی، بر نیاز به توسعه دموکراسی در داخل حزب بلشویک تاکیدکرد. «اگر ما خواهان جلب احترام اتحاد شوروی و کارمندان حزب به قوانین خود و توده‌ها به قانون اساسی شوروی، هستیم  پس باید امر بازسازی (پروستریکا) کار حزب را بر مبانی بی‌چون و چرا و کاربست کامل بنیان‌های دموکراسی داخل حزبی که در راس مطالب اساسنامه حزب ما قرار داده شده است  تضمین کنیم .»

واساسی ترین اقداماتی  را که او قبلا برشمرده بود در پیش نویس  قطعنامه به گزارش او وارد شده بود: حذف هم گزینی، ممنوعیت  رای گیری  بر اساس فهرست نمایندگان، تضمین «حق نامحدود برای اعضا حزب در کنارگذاشتن نامزد های گزینش  شده و حق انتقاد نامحدود از این نامزدهای نمایندگی» (ژوکف، اینوی 345)  

اما گزارش ژوکف، در مذاکرات در باره سایر موضوعات دستور جلسه به ویژه مذاکره در مورد «دشمنان» غرق شده بود. تعدادی از دبیران اول، با هشدار پاسخ دادند  که آن ها‌یی که با پشتکار فراوان انتخابات شوروی را تدارک دیده‌اند یا انتظار می‌رود که تدارک دیده باشند: سوسیال رولسیونرها، کشیش‌ها و سایر « دشمنان»،  مخالفین قدرت شوروی بودند (13)

67- مولوتف با گزارش دیگری با تاکید دوباره بر «گسترش و تقویت انتقاد از خود» و مخالفت مستقیم با جستجوی دشمنان پاسخ داد:  رفقا، هیچ دلیلی برای جستجوی افرادی برای سرزنش وجود ندارد. اگر شما مطرح می‌کنید، همه ما در این‌جا از ابتدا با نهادهای مرکزی حزب تا انتها با پایین ترین سازمان‌های حزبی قابل سرزنشیم. ( ژوکف، ای نوی 349)

68- اما آن ها‌یی که  از مولوتف در برابر هیات رئیسه پیروی می‌کردند گزارش او را نادیده گرفتند و به غوغای ضرورت "یافتن دشمنان، افشا کردن خرابکاران و مبارزه در برابر خرابکاری" ادامه دادند. زمانی که او دوباره سخن گفت، مولوتف  اظهار تعجب کرد که تقریبا به مفاد گزارش او،  که بعد از اولین گزارش مختصر آن چه در مقابل دشمنان داخلی انجام شده بود تکرار کرده بود هیچ توجهی نشده بود.

69- سخنرانی 3 مارس استالین نیز تقسیم شده بود، که در پایان به لزوم بهبود کار حزب و بیرون انداختن اعضا نالایق حزب و جایگزینی آن‌ها با افراد جدید برمی‌گشت. گزارش استالین  نیز مانند گزارش مولوتف در واقع  نادیده گرفته شد. هراس استالین از آغاز مذاکرات قابل درک بود. به نظر می‌رسید او به سوی دیوار گنگ عدم درک و بی‌میلی اعضای کمیته مرکزی رانده شده است که در گزارش صرفا آن‌چه را می‌خواستند برای مذاکره در مورد آن‌چه او از آن‌ها می‌خواست بحث کنند شنیدند. از 24 نفری که در مباحثات شرکت کرده بودند ، 15 نفر اساسا از «دشمن مردم» که به زعم آن‌ها تروتسکی بود صحبت کردند. آن‌ها با اعتقاد محکم و پرخاشگر درست همان‌طور که بعد از گزارش ژدانف و مولوتف سخن گفتند.  تمام مسائل را به یک مسئله تنزل دادند ،-  "ضرورت جستجوی دشمن". و عملا هیچ یک از آنان موضع اصلی استالین درباره  کوتاهی در کار سازماندهی حزب، تدارک برای برگزاری انتخابات هیات عالی شوروی را یاد‌آور نشدند. 

70- رهبری استالین گام های اولیه در حمله به دبیران اول را برداشت. درمیان دیگران یاکولف رهبر حزب مسکو، خروشچف را به خاطر اخراج اعضا حزب مورد نتقاد قرارداد. مالنکوف دبیران حزب را به خاطر بیتوجهی به سلسله مراتب حزبی زیر انتقاد گرفت. به نظر میرسد که این امراعضا کمیته مرکزی را برای متوقف کردن صحبتهای موقتی درباره دشمنان، اما تنها در راستای شروع به دفاع از خودشان تحریک کرده باشد. هنوز هم پاسخی به گزارش استالین وجود نداشت. (ژوکف ،اینوی60-358)

71- استالین درسخنرانی پایانی خود در 5 مارچ، روز آخر پلنوم، لزوم شکار دشمنان، حتی تروتسکیست‌ها، که به گفته او بسیاری از آن‌ها به حزب برگشته بودند، کم اهمیت جلوه داد. مضمون اساسی گفتار او، لزوم  پالایش مقامات حزبی از رفتن به سمت هر جنبه از فعالیت اقتصادی برای مبارزه با بوروکراسی، و ارتقا سطح سیاسی مقامات حزب بود. به عبارت دیگر استالین فتیله انتقاد از دبیران اول را بالا کشید.   

«برخی از رفقا گمان می‌کنند چون آن‌ها نارکم (کمیسر خلق) هستند، پس همه چیز را می‌دانند. آن‌ها فکرمی‌کنند که درجه به خودی  خود،  بزرگی و تقریبا دانش پایان ناپذیر اهدا می‌کند. یا فکر می‌کنند : اگر من عضو کمیته مرکزی هستم تصادفی نیست، پس من باید همه چیزدان باشم. موضوع این چنین نیست.» (استالین ژوکف ، اینوی 1-360)

نحس‌ترین چیز برای مقامات حزبی، از جمله دبیران اول، این بود که استالین  اظهار داشت هر یک از دبیران وقتی که برای گذراندن دوره آموزشی ششماهه‌ای که به زودی برگزار می‌گردید اعزام می‌شوند باید دو نفر از کادرها را به جای خود بگذارند. با جانشینی کادرها به جای دبیران، دبیران حزبی باید به خوبی ترسیده باشند که به آسانی می‌توانستند در طی همین دوره کنار گذاشته شوند، حمایت خانواده‌ها (مقامات مادون چاپلوس آن‌ها)،  سبب عمده بوروکراسی را ازدست بدهند . ژوکف ، اینوی 362)

تورستون سخنان استالین را «نسبتا ملایم» ارزیابی  می‌کند که بر «نیاز به آموزش از توده‌ها و توجه به انتقاد از پایین» تاکید دارد. حتی تحلیل ارائه شده برای دستیابی به دشمنان در اساس گزارش استالین مختصر و بحث اصلی عمدتا بر قصور در سازماندهی حزبی و رهبری آن‌ها متمرکز بود. بنا به نقل ژوکف از این تحلیل منتشر نشده، هیچ یک  از 25 نکته اصلی گزارش به طور عمده به دشمنان نه‌پرداخته بود. (تورستون، 48-9، ژوکف، اینوی 362-4)

74- پس از پلنوم، دبیران اول به یک شورش واقعی دست زدند. در ابتدا استالین و پس از او پولیت‌برو  طی پیام‌هایی بر نیاز به  انتخابات مخفی حزبی، برخلاف ترجیح همکاری به جای انتخاب، و نیاز عام به دموکراسی درون حزبی مجددا تاکید کردند. دبیران اول بدون توجه به مصوبات پلنوم، به شیوه‌های سابق رفتار می‌کردند،

75- در طی ماه‌های بعد، استالین و همبستگان نزدیک او تلاش کردند تمرکز بر شکار دشمنان خارجی -پراهمیت ترین موضوع  برای اعضای کمیته مرکزی – را به سمت مبارزه با بوروکراسی در حزب باز گردانند، و برای انتخابات شوراها تدارک ببینند. با این حال «رهبران محلی دست به هر کاری در محدوده دیسپلین حزبی (وگاهی فراتر از آن) برای جلوگیری و یا تغییر انتخابات انجام می‌دادند.» ( گتی،« افزاط» 126، ژوکف ، آینوی 367-71)

76- کشف ناگهانی آن چه به نظر می رسید توطئه‌ای  وسیعا متکی به پلیس و ارتش باشد ، در اوریل ، می و اواخر جولای 1937، سبب عکس‌العمل وحشت زده دولت استالین شد. گنریخ یاگودا رئیس پلیس  مخفی و وزیر کشور در مارس 1937 دستگیر و در آوریل شروع به اعتراف کرد. در می و اواخر جولای 1937فرماندهان رده بالای ارتش  به دسیسه چینی با  ژنرال استاف آلمانی برای درهم شکستن ارتش سرخ به خاطر فراهم کردن زمینه هجومی از سوی آلمان و متحدانش و نیز ارتباط شخصیت‌های سیاسی منجمله بسیاری از کسانی که هنوز موقعیت‌های بالایی را در اختیارداشتند به توطئه اعتراف کردند. ( گتی « افراط»115،135 ، تورستون 70،90،101-2،گنریخ یاگودا )15

77- موقعیت جدید بسیار خطرناک‌تر از موقعیت‌هایی بود که  دولت‌های  شوروی پیش از آن با آن مواجه شده بودند .به دلیل محاکمات 1936و1937 مسکو، دولت بیش‌تر وقت خود را صرف  تدارک امور دادگاه و سازمان دادن دادگاهی عمومی با حداکثر تبلیغات کرد. اما توطئه نظامی بسیار متفاوت اجرا شده بود. در 11-12 ژوئن کمی بیش از سه هفته بعد از تاریخ  دستگیری مارشال میخائیل توخاچفسکی در اواخر می و صدور حکم دادگاه برای اعدام 7 نفر دیگر از فرماندهان رده بالای نظامی گذشته بود. در طی آن مدت صدها فرمانده عالی نظامی به مسکو فراخوانده شده بودند تا مدارک  موجود علیه همکارانشان را – که برای بسیاری از آن‌ها بالادست‌هایشان بودند- بخوانند و به تحلیل‌های هشدار دهنده استالین و مارشال وروشیلوف کمیسر خلق در امور دفاعی و بالاترین شخصیت نظامی کشور گوش فرا دهند.

78- در زمان برگزاری پلنوم فوریه – مارس نه یاگودا نه توخاچفسکی هیچ یک دستگیر نشده بودند. استالین و پلیت بورو تمایل داشتند که موضوع اصلی  دستور جلسه قانون اساسی باشد اما از این حقیقت که بسیاری از اعضا کمیته مرکزی موضوع را نادیده می‌گرفتند و ترجیحا بر مبارزه با "دشمنان" تاکید می‌کردند در موضع دفاعی قرار داشتند. پولیت بورو برنامه ریزی کرد که اصلاح قانون اساسی موضوع  مرکزی دستور جلسه در پلنوم آینده ژوئن 1937 هم باشد. اما تا ژوئن موقعیت تفاوت کرد. کشف توطئه های سران NKVD ( ان .کی.وی .دی) و تعدادی از رهبران برجسته نظامی برای سرنگون کردن دولت و کشتار اعضا رهبری آن،  فضای سیاسی را کاملا دگرگون کرد.

79- استالین در موضع تدافعی بود. او در 2 ژوئن در نشست  وسیع  ارتش شوروی16 (که از 1تا 4 ژوئن برگزارشد ) سخنرانی کرد. او رشته  توطئه‌های پنهان اخیر را محدود توصیف کرد و از موفقیت عظیم مقابله با آن سخن گفت. در پلنوم فوریه – مارس نیز  او و حامیانش  در پولیت بورو مهم‌ترین نگرانی دبیران اول را در رابطه با دشمنان داخلی بی‌اهمیت جلوه دادند. اما آن چنان که ژوکف یادآوری کرده است، موقعیت آرام، اما قطعا خارج از کنترل استالین بود.

80- پلنوم کمیته مرکزی ژوئن 1937 با پیشنهاد محرومیت شروع شد17 . ابتدا 7 نفر از اعضا و نامزدان عضویت در کمیته مرکزی «فقدان اعتماد سیاسی» شناخته شدند، سپس در دور بعد  19نفر از اعضا و نامزدان کمیته مرکزی به «خیانت و اقدامات ضد انقلابی» متهم گردیدند. این 19 نفر به انضمام 10عضو متهم به موارد مشابه قبل از پلنوم به اتفاق آرا کمیته مرکزی (شامل فرماندهان نظامی که پیش از این محاکمه، محکوم و اعدام شده بودند) می‌بایست توسط NKVD (ان کی وی دی) دستگیر می‌شدند. این امر بدان معنا بود که 36 نفر از اعضا و نامزدان کمیته مرکزی  120نفره تا اول ماه می پاکسازی می‌شدند.

81- یاکولف و مولوتف کوتاهی رهبران حزبی را برای سازمان دهی حزب جهت  برگزاری انتخابات مستقل شوروی مورد انتقاد قرار دادند. مولوتف بر لزوم ایجاد جنبشی حتی به  قیمت کنار گذاشتن انقلابیون قابل احترام در صورتی که خود را برای وظایف روز آماده نکرده باشند تاکید کرد. او تاکید نمود که مقامات شوروی «کارگران طبقه دو» نیستند .ظاهرا رهبران حزب  با این روش آن‌ها را به جمع آوری رای وادار می کردند.

82- یاکولوف بی‌پرده کوتاهی دبیران اول در برگزاری انتخابات مخفی برای پست های حزبی را با تکیه به انتصاب (برگزینی داخلی) مورد انتقاد قرار داد. او تاکید کرد که اعضا حزب که به نمایندگی شوروی انتخاب شده بودند نباید تحت انتظام گروه‌های حزبی خارج از مقامات شوروی جای بگیرند و چگونگی گزینش را بیان کرد. چگونگی رای دادن از سوی مقامات حزبی هم‌چون دبیران اول  به آن‌ها گفته نشده بود. آن‌ها باید از دبیران مستقل اول باشند. یاکولوف کمونیست‌ها را در سخت ترین شرایط به  لزوم «سربازگیری از ذخیره غنی کادرهای جدید برای جایگزینی کسانی که فاسد یا بوروکرات شده‌اند»  ارجاع می‌دهد. تمام این اظهارات حمله صریحی علیه دبیران اول را تشکیل می‌داد. ( ژوکف ، اینوی 7-424، تانی 40-39،گرفته شده از مطالب آرشیوی)

83-  قانون اساسی سرانجام طراحی  و تاریخ اولین انتخابات  روز12دسامبر 1937تعیین گردید. رهبری استالین دوباره مزایای مبارزه علیه بوروکراسی و ایجاد ارتباط توده‌ای را مورد تاکید قرار داد. هرچند – بطور مکرر- تمام این‌ها به شکل بی‌سابقه‌ای  با اخراج بی‌درنگ  26 عضو کمیته مرکزی که 19 نفر آن‌ها مستقیما به خیانت و اقدامات ضد انقلابی متهم شده بودند پیگیری شد. ( ژوکف ، اینوی 430)

84- اتفاقا پیگیری تذکر توسط استالین در نقل قول ژوکف خیلی آشکار است: در پایان مذاکرات، وقتی که  موضوع یافتن روش بی‌طرفانه شمارش آرا مطرح  بود، استالین متذکر شد که در غرب، در نتیجه سیستم چند حزبی، این مشکل وجود ندارد. او بلافاصله بعد از آن عبارتی را به زبان آورد که در همایش‌هایی از این نوع بسیار بیگانه بود: «ما احزاب سیاسی مختلف نداریم. خوشبختانه یا بدبختانه ما فقط یک حزب داریم» (تاکید از ژوکف) و بعد پیشنهاد کرد، اما به‌عنوان وسیله‌ای موقت، برای استفاده  به نیت نظارت بی‌طرفانه بر انتخابات  نمایندگان تمام سازمان‌های اجتماعی موجود غیر از حزب بلشویک… به مبارزه طلبیدن حاکمیت مطلق آغاز شده بود. (ژوکف ، آینوی 1-430، اهمیت موکد ، تاینی ، تاینی 38)

85- حزب بلشویک در بحران سختی گرفتار بود، و انتظار آن که حوادث می‌توانند به آرامی رخ دهند غیر ممکن بود. دوران تدارک برگزاری انتخابات دموکراتیک – مخفی، عمومی و رقابتی – بدترین فضای ممکن بود. برنامه استالین برای اصلاح دولت شوروی  و نقش حزب بلشویک در داخل دولت محکوم به فنا بود.

86- در پایان پلنوم روبرت ابخه، دبیر اول سیبری کرای غربی (منطقه ای در جمهوری روسیه) محرمانه با استالین دیدار کرد. سپس چندین دبیران اول دیگر نیز با او ملاقات کردند. آن‌ها به احتمال قوی خواستار قدرت ترسناکی بودند که اندکی بعد بدان‌ها اهدا شد: اختیار تشکیل «نروئیکا» یا گروه‌های  سه نفره از مقامات، برای مبارزه همه جانبه با  توطئه‌ها علیه دولت شوروی در مناطق خود18. به این "تروئیکا"ها  قدرت اعدام بدون استیناف را داده بودند. برای کسانی که باید کشته می‌شدند و کسانی که باید تحت قدرت این تروئیکا زندانی می‌شدند محدوده عددی در خواست شده بود  و داده  شده بود. وقتی که آن‌ها مرخص شدند‌، دبیران اول مورد بازخواست واقع شدند و محدویت‌های بالاتری پذیرفتند.. ژوکف فکر می‌کند که اریخ از طرف یک گروه غیر رسمی از دبیران اول وارد عمل شده بود. (گتی، «افراط» 129، ژوکف آینوی 435)

87- چه کسانی هدف محاکمات بی‌رحمانه تروئیکا بودند؟ ژوکف اعتقاد دارد که آن‌ها باید لیشنتس  lishentsy، یعنی  اکثر مردمی که حقوق شهروندی، از جمله حق انتخاب آن‌ها اخیرا به آن‌ها بازگردانده شده بود و رای آن‌ها  بزرگ‌ترین خطر بالقوه برای زیر سوال بردن دوام دبیران اول در قدرت بود،  بوده باشند. ژوکف وجود توطئه‌های واقعی  را تا حد زیادی تخفیف می‌دهد. اما اسناد آرشیوی  اخیرا منتشرشده در روسیه روشن می‌کند که رهبریت مرکزی در کم‌ترین حد به طور مداوم اسناد  بسیار معتبر پلیس از توطئه‌ها، منجمله رونوشتی از اعترافات را دریافت می‌کرده است.   قطعا استالین و دیگران در مسکو، به‌وجود این توطئه‌ها باور داشتند. حدس من در مورد این  حرکت  ژوکف، آن است که حداقل برخی از توطئه‌ها به‌قول معروف واقعا وجود داشتند و آن که دبیران اول به آن‌ها باور داشتند. (ژوکف ، کی پی Nov1302، آی نوی CH18"Repressii"23,Lubianka B

88- فرضیه دیگر آن است که کسانی که  در حال حاضر یا همیشه در هرنوع جنبش مخالفی  درگیر بوده‌اند احتمالا «دشمن» تلقی می‌شدند و موضوع دستگیری و بازجویی NKVD  بودند، یکی از اعضا آن‌ها همیشه بخشی از تروئیکا را تشکیل می‌داد. گروه دیگر کسانی بودند که آشکارا بی‌اعتمادی و نفرت خود را از سیستم شوروی  به‌عنوان یک مجموعه ابراز می‌داشتند. تورستون شواهدی را ذکر می‌کند که چنین افرادی اغلب سریعا دستگیر می‌شدند. هر چند کسانی که  حقیقتا رهبران احزاب محلی را مورد انتقاد قرار می‌دادند، به ویژه در نشست‌های  انتقادی  فراخوانده شده برای این هدف دستگیر نشده بودند، حال آن که کسانی را که آن‌ها مورد انتقاد قرار می‌دادند از جمله رهبران حزب دستگیر می‌شدند. (تورستون 5-94)

89- بر عکس آن‌هایی که استدلال می‌کنند که توطئه‌ها توهم ذهن پارانوئید استالین بوده است – یا حتی بدتر از آن، دروغی است که برای تحکیم خود بزرگ پنداری استالین در قدرت جعل شده است – مدارک متقنی حاکی از آن است که  توطئه وجود داشت. گزارشات توطئه‌گرانی که بعد‌ها توانسته بودند  از اتحاد شوروی خارج شوند موید وجود توطئه است. حجم زیادی از اسناد پلیس در رابطه با این توطئه‌ها، که تنها اندکی ازآن اسناد منتشر شده است، شدیدا در برابر هر تصوری که در تمام آن توطئه می‌تواند جعل شده باشد ارائه دلیل می‌کند. از این گذشته، یادداشت‌های استالین درحاشیه این اسناد روشن می‌سازد که او اعتقاد داشت توطئه‌ها صحت دارد.

برای مشاهده قسمت اول این جا را کلیک کنید.

فرهنگ توسعه - ۱۳۸۶ - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید