![]() |
|
شماره 62 - بهروزرسانی شنبه: 26/03/1386 بازگشت به صفحه اصلی |
|
بحران مقبوليت در ايالات متحده
عصر بى اعتبارى
سيلوى كوفمن برگردان: حسين قنبرى گرمى
اكنون نظام سياسى آمريكا بيش از هر دوره ديگرى در بحرانى بنام تنزل مقبوليت زمامداران گام نهاده است؛ با سقوط پل ولفوويتز، نماد ديگرى ازنخبگان سياسى آمريكاى پس از حوادث ۱۱ سپتامبر فرو ريخت. رسوايى وى در رأس بانك جهانى با اين كه دليلى شخصى داشت اما زمانى صورت گرفت كه آمريكايى ها سعى در جلوگيرى از تخريب چهره نظام سياسى شان داشتند، چرا كه در دوره رهبرى جورج بوش به خاطر انحراف هايش، تصوير سياهى از ايالات متحده در نزد جهانيان ارائه كرده و حتى وفادارترين متحدان را مبهوت كرده است. به نظر كارشناسان، آسيب هاى كنونى نظام سياسى ايالات متحده، راه بسيار درازى براى اصلاح شدن دارد. هنوز زندان گوانتانامو وجود دارد، نيروهاى نظامى آمريكا بدون اين كه به راه حلى در بحران عراق رسيده باشند با اعزام نيروهاى جديد بر دامنه تشنج افزوده است و تدابير امنيتى موجود در آمريكا، اين كشور را به سرزمينى نامناسب براى خارجى ها تبديل كرده است. اما پيروزى دموكرات ها در كنگره در نوامبر سال ۲۰۰۶ نقطه عطفى بود كه نوعى اشتياق افكارعمومى آمريكابه تغيير عميق ذهنيت ها در زمينه هاى گوناگون را منعكس كرد. اگر مقامات ايالات متحده چشمانشان را پس از يك خواب طولانى باز كنند خواهند ديد كه امروز نه تنها اشغال عراق بلكه طراحان اين سياست و دلايلى كه آنها براى اشغال اقامه مى كنند زير سؤال رفته اند. با اين توصيف مى توان انتظار داشت كه از اين پس در صحنه سياسى آمريكا چرخش ها بسيار تماشايى تر خواهد بود، جايى كه نمايندگان دموكرات مانند هيلارى كلينتون كه كانديداى رياست جمهورى سال ۲۰۰۸ شده است، در سال ۲۰۰۲ جزو مشوقان حمله به عراق بودند، اما در۲۰۰۶ با همين كارت جنگ عراق، موجب كاهش محبوبيت شديد بوش و شكست تاريخى جمهورى خواهان شدند.جدال براى تغيير سياست جنگى بوش آنچنان اوج گرفته است كه بسيارى از صاحبنظران، جنگ عراق را جنگ ميان بوش و اكثريت دموكرات ها تعبير كرده اند. اما اكنون بوش بيش از هر زمان ديگرى در موضع دفاعى قرار گرفته است زيرا بيشتر طرفداران نئومحافظه كارش كه طراحان اصلى حمله به عراق بودند، مانند پل ولفوويتز و داگلاس فيث، دولت وى را ترك كرده اند. عده اى ديگر مانند فرانسيس فوكوياما كه درفرداى ۱۱سپتامبر به اتفاق روشنفكران ليبرال، خواهان توسل به زور بر ضد مخالفان آمريكا شدند اكنون منكر حرف هاى خود شده اند و سرانجام گروه سومى مانند ريچارد پرل، دست هاى خود را به نشانه تسليم در برابر انتقادات شديد و موج مخالفت افكار عمومى و نخبگان آمريكا بالا برده اند. ديك چنى معاون بوش هم كه در گذشته قدرت كاملى به شمار مى رفت (بويژه پس از محكوميت رئيس دفتر سابقش يعنى لوئيس اسكوتر ليبى، به خاطر نقشش در بى اعتبار كردن مخالفان جنگ عراق) بسيار تضعيف شده است. جان بولتون سفير آمريكا در سازمان ملل فراخوانده شد، دونالد رامسفلد وزير دفاع، پس از شكست انتخاباتى سال ۲۰۰۶ قربانى شد و جانشين اش رابرت گيتس نيز تفاوت چندانى با وى ندارد. گيتس نيز كه از كنگره خواسته است تا وى را در يافتن راه حلى براى بستن گوانتانامو كمك كنند با نخستين رسوايى خود در مداواى مجروحان جنگى در بيمارستان هاى نظامى روبه رو گشت و مجبور شد تا مسئولان اين رسوايى را مجازات كند، كارى كه رامسفلد پس از فجايع ابوغريب از انجام آن امتناع ورزيد. دراين فهرست بلند، نمى توان ازنام ونقش جرج تنت رئيس سابق سيا، سخنى نگفت كه به تازگى در كتابى، با نسنجيده و كوركورانه خواندن اقدامات چنى و اطرافيانش، اشتباهات آنان را در حمله به عراق افشا كرده است. بدون شك، توجيه حمله به عراق و اصرار بر ادامه يك راه اشتباه، منشأ اين بحران مقبوليت و عامل شديد ترين انتقادات بر ضد هيأت حاكمه آمريكاست. اگر افشاى حقايق در مطبوعات گاهى جنبه انتقام به خود گرفته باشد امرى تصادفى نيست. رسانه ها نيز كه در جنگ عراق حقايق را تحريف كرده بودند اكنون به دنبال كسب اعتبار از دست رفته خويش هستند.به همين دليل عطش افشاگرى دررسانه هاى امروز آمريكابسيار بالاست. هرروز آنها با پخش چند خبر داغ از زندان هاى مخفى سيا و يا رسوايى بيمارستان هاى نظامى آمريكا در اين مسير گام بر مى دارند.پژوهشگران و مؤلفان سياسى نيز در كتاب ها به نوبه خود دروغ بزرگ سلاح هاى كشتار جمعى عراق را هر روز حكايت مى كنند. نكته جالب اين جدال اين است كه همه نمادهايى كه زمانى پس از۱۱ سپتامبر مقدس شمرده مى شدند، اكنون به چالش كشيده شده و مورد حمله قرار گرفته اند. ديگر از زمانى كه تونى بلر آشكارا عبارت «جنگ بر ضد ترور» را كنار گذاشت، تابويى براى انتقاد از اين مفهوم وجود ندارد. در اين بازنگرى تاريخى، اقدامات قضايى پس از ۱۱ سپتامبر به بهانه مبارزه با تروريسم و اثرات اين اقدامات بر آزادى هاى فردى مورد مخالفت افكار عمومى ونقدنخبگان قرار گرفته است. به طورى كه در جلسه اى در بروكسل (در اواخر آوريل) كه از سوى مركز تحقيقات آمريكايى «ژرمن مارشال فوند» برگزار شد، استفان برير، قاضى دادگاه عالى، كه در گذشته بسيار محافظه كار بود، اين بار به طور آشكارا مخالفت خود با اقدامات بوش در رابطه با نقض آزادى هاى فردى را اعلام كرد و گفت: «ما بايد قانونى بسيار قاطع براى دفاع از آزادى هاى فردى داشته باشيم.» در همان جلسه، يكى از اساتيد حقوق دانشگاه جرج تاون واشنگتن اظهار داشت كه مردم ديگر تدابير و محدوديت هاى اعمال شده براى مبارزه با تروريسم را نمى پذيرند و بايد به فكر تدوين قوانين بلند مدت بود. دادستان آلبرتو گونزالس كه نقشى اساسى در توجيه قضايى شكنجه ها و بازداشت بدون محاكمه متهمان به اقدامات تروريستى داشت، تازه ترين مصداق از مؤاخذه كارگزاران حكومت است كه پس از ولفوويتز در كانون انتقاد كنگره و افكارعمومى واقع شده است. تنها كاندوليزا رايس كه در بطن تصميم هاى سال ۲۰۰۳ آمريكا قرار داشت توانست از اين معركه فرار كند، اما به چه قيمتى و تا كى؟ زيرا قطار اقدام هاى دولت بوش ديگر نخواهد توانست مسافرانش را به سلامت به مقصد برساند. منبع : لوموند http://www.iran-newspaper.com/1386/860309/html/diplomatic.htm |
|
فرهنگ توسعه - ۱۳۸۶ - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |