شماره 63 - به‌روزرسانی دوشنبه: 28/03/1386                                            بازگشت به صفحه اصلی

مقدمه ای بر قضیه ی نهضت جنگل

(1)

رسول مهربان

 

پیش گفتار :

1- در جریان جنگ جهانی اول عده ای از روشنفکران ایرانی که پیش از جنگ هم  برای همکاری با آلمان قیصری در تکاپو بودند دست به تبلیغات دامنه داری به سود آلمان قیصری زدند . این علاقه مندی به امپراتوری آلمان ناشی از شدت فشار نظامی سیاسی و اقتصادی بود که ایرانیان از 2 قدرت روسیه ی تزاری و بریتانیای کبیر در طول سالیان متمادی کشیده بودند که آن هم مولود جنگ های روسیه و ایران و تحمیل قرار داد های استعماری گلستان و ترکمان چای و تبعات آن بود که منجر به بهره برداری سیاسی از آن قرار داد ها به وسیله ی دولت انگلستان شد و بنا به اصل دیپلماتیک رابطه « کامله الوداد » نظیر همان امتیازات سیاسی و نظامی و اقتصادی که دولت روسیه تزاری به دست آورده بود ، به دولت انگلستان نیز تعلق گرفت و دوران ننگین و زبان باری که معروف به عصر امتیازات در ایران شده است خود بحثی است دامنه دار و نتیجه آن که وطن دوستان و روشنفکران ملی تمایل به وابستگی و حمایت سیاسی و اقتصادی به قدرتی داشتند که از سرزمین ایران به دور باشد و طمع ارضی به ایران نداشته باشد و علاوه بر آن با 2 قدرت مزاحم و متجاوز شمالی و جنوبی نیز دشمن باشد و همه ی علقه های دوستی که ایرانیان گاه به فرانسه و گاه به ایالات متحده آمریکا نشان می دادند از همین تصور و آرزوهای پندار گرایانه  و خام ناسیونالیستی سر چشمه می گرفت . بنابراین انس و علاقه ی عده ای قابل توجه از روشنفکران ایرانی به آلمان قیصری از همین اصل ( دشمن دشمن من دوست من است ) نشأت می گرفت و عامل های جاسوسی و اطلاعاتی امپراتوری آلمان که به دوران اوج صنعتی و اقتصادی رسیده بود ، و طالب مستعمره و بازار بودند سرمایه گذاری وسیعی برای جلب احساسات ایرانیان و کانالیزه کردن آن احساسات خصمانه علیه 2 نیروی روسیه و انگلستان به عمل آوردند . احساسات آلمان دوستی در شعر وادبیات ایران نیز انعکاس یافت . در راس این جریان فرهنگی آلمان دوستی ، ادیب پیشاوری قرار داشت که از بزرگان دانش وفلسفه و حکمت و شعر وادب بود و حلقه درسی و ارادتمندان وسیعی داشت قیصر نامه ی ادیب پیشاوری مشتمل بر 14000 بیت است که در وزن شاه نامه ی فردوسی ساخته شده بود و بسیار فصیح و دارای مضامین عالی . [1]

این قیصر نامه ، امپراتور آلمان را تا حد یک پیامبر و قهرمان بزرگ دینی ستوده بود و   شایعه ی مسلمان شدن ویلهم امپراتور آلمان در ذهن بسیاری از ایرانیان متنفر از روس و انگلیس جا افتاده بود [2]. وحید دستگیری از دیگر شاعران آلمان دوست بود که اشعار سیاسی شور انگیزی می سرود و آن اشعار را در روزنامه چاپ می کرد و به درویشان و فلندران تاکید وتوصیه می کرد که در هر کوی و برزن با صوت دلنشین ، آن اشعار را بخوانند و اذهان عمومی را علیه 2 نیروی اشغال گر روس و انگلیس بشورانند . قسمتی از چکامه چنین است . « وا اسفا پای روس به خاک گیلان رسید دست بریتانیا به فارس آسان رسید »

« یکی ز جهرم گذشت یکی به تهران رسید شیون وفریاد رشت تا به خراسان رسید »

« از دو طرف می کنند کشور جم پایمال رو به زشت از جنوب خرس دغل از شمال »

« ایرانی با ژرمن است متحد اندر نژاد هر دو به میدان جنگ پیل تن و شیرزاد »[3] دولت امپراتوری آلمان با زمینه مناسبی که در ایران و عراق و هندوستان و افغانستان وجود داشت علیه 2 نیروی استعماری روس وانگلیس دست به اقدامات گسترده ای زد بنا به نوشته مورخ الدوله ی سپهر ، منشی اول سفارت آلمان در تهران ، نظر سازمان اطلاعاتی آلمان این بود که ( تنها نیروی معظم وملی ، حزب دموکرات است که سید حسن تقی زاده در آن نفوذ دارد و او هم در امریکا است و باید به برلن دعوت شود . در این موقع تقی زاده در نیویورک اقامت داشت و در باغ زیبای علی قلی خان نبیل الدوله زندگی می کرد در آن جا یک جوان ایرانی دیگر به نام میرزا رضا خان که بعدها به افشار معروف شد دارای احساسات تند نیز توقف داشت . . .  قونسول آلمان مقیم نیویورک از تقی زاد وقت ملاقات خواست و پیشنهاد همکاری بر ضد متفقین کرد تقی زاده بدون درنگ آن پیشنهاد را پذیرفت و به اتفاق میرزا رضا خان افشار به طرف آلمان عزیمت کرد . [4]

با بودجه ی هفتگی که سازمان و جاسوسی آلمان در اختیار تقی زاده قرار داد وی توانست عده ای از شخصیت های سیاسی ادبی ایرانی مقیم اروپا را به برلن دعوت کند و هیاتی را برای نجات ایران از مداخله و تجاوز 2 نیروی اشغالگر روسی و انگلیسی در شمال و جنوب که  برابر قراردادهای محرمانه 1907 و 1915 ، کشور ایران را به 2 حوزه و منطقه ی نفوذ تقسیم کرده بودند تشکیل دهد به نوشته ی مورخ الدوله ی سپهر اغلب ایرانیان ملت خواه دعوت تقی زاده را اجابت کردند . کاظم زاده ایرانشهر از کمبریج پورداوود و اشراف زاده و میرزا محمد تقی قزوینی از پاریس ، نصراله خان جهانگیر و سعداله درویش از سویس و میرزا اسماعیل نوبری و حاج اسماعیل آقا امیز خیزی و میرزا آقا ناله ملت و میرزا اسماعیل یگانی از اسلامبول به آلمان رفتند و پس از مشاوره تصمیم به تشکیل یک کمیته ی ایرانی همکاری با آلمان گرفتند و چنین مقرر شد که دسته دسته به نواحی شرقی[5]  ××  کشور عزیمت کنند و فعالیت هر دسته در یکی از ولایت ها  ، تـمرکز حاصل کند و به این ترتیب به مقصد گســیل شدند  ،  کاظم زاده ایرانشهر و میرزا رضا خان افشار به تهران ،  جمال زاده و امیــرخیزی و پورداوود به بغداد و از آن جا به کرمانشاه . [6]

2- گروه دیگری که به منظور مبارزه با انگلیس و روسیه ی تزاری ( دو متحد جنگ جهانی اول ) به وسیله ی آلمان و عثمانی تشکیل شد هیات اتحاد اسلام بود ، این هیات سال ها قبل به وسیله ی سید جمال الدین اسدآبادی که در اواخر عمر در اسلامبول می زیست و در پناه خلیفه ی عثمانی قرار داشت تشکیل شده بود و هدف اصلی این هیات ایجاد یک حزب قوی اسلامی در کشورهای مسلمان بود تا با دخالت مستقیم علمای سنی و شیعه و صدور فتوای جهاد علیه 2 نیروی روس و انگلیس که در عراق و ایران نیروی مسلط و اشغالگر بودند    جبهه ای مرکب از علمای دینی و رجال سیاسی به وجود آید و از کمک های مالی و تسلیحاتی گسترده ی امپراتوری آلمان و خلیفه ی عثمانی برخوردار شود و برای این منظور قوی ترین شخصیت های اطلاعاتی و جاسوسی آلمان به سرپرستی واسموس و عضویت نیدرمایر و شونمان و هنتیگ با اختیارات مالی کافی تسلیحاتی فراوان به بغداد و غرب کشور ایران که زیر سلطه ی قشون عثمانی قرار داشت وارد شدند ، شبکه های اطلاعاتی و جاسوسی آلمان در بغداد و حلب و افغانستان گسترش یافت و شبکه ی فعال ایران با هدایت مستقیم واسموس در ایل قشقایی و منطقه ی شیراز و بوشهر و ایلات تنگستان و چاکوتاهی هسته های مقاومت مسلحانه علیه انگلیس به وجود آورد و دامنه ی آن با حمایت گروه طرفداران آلمان در تهران به وسیله ی سعداله درویش و میرزاکوچک جنگلی و دیوسالار به شمال کشیده شد هیات اتحاد اسلام توانست در نجف و کربلا و سامرا فتوای جنگ و جهاد علیه انگلیس از مراجع تقلید شیعی بگیرد در پشت این استفتای شرعی عامل اطلاعاتی آلمان موسوم به کاپیتان کلاین قرار داشت . این کاپیتان کلاین آلمانی با شیخ العراقین حائری دوستی و ارتباط داشت و به حوزه ی قدرت شرعی آیه اله العظمی میرزا محمد تقی شیرازی از طریق شیخ العراقین نفوذ کرد و همه ی علما و مراجع تقلید عظام علیه روس و انگلیس و فرانسه و ایتالیا ( که بر ضد آلمان قیصری متحد بودند ) فتوای جهاد صادر کردند . بنابراین شعب هیات اتحاد اسلام در بسیاری از استان های کشور و تهران برای مبارزه با روس و انگلیس تشکیل شد متن فتوای میرزای شیرازی و علما و مراجع تقلید شیعه در پاسخ پرسش و استفتای سیاسی و جهت دار پرسش کننده در کتاب ایران در جنگ بزرگ نوشته شده است .[7]

3- شکست انقلاب مشروطه که با انحلال مجلس دوم به وسیله ی ناصرالملک نایب السلطنه توام بود حکومتی وابسته به دولت های روس و انگلیس ( 2 متحد جنگ جهانی اول ) بر سر کار آورد .

مهاجرت دسته جمعی بسیاری از نمایندگان مجلس به طرف غرب ایران فضای سیاسی ایران را متشنج کرد این نمایندگان و شخصیت های معترض که در برابر التیماتوم دولت روسیه قد علم کردند و با رد اولتیماتوم روسیه در حفظ استقلال ملی پای فشردند و تن به مهاجرت اعتراضی همراه با مقاومت مسلحانه دادند جامعه ی ایران را علیه 2 نیروی استعماری شمال و جنوب شوراند و بسیج کرد . سفارت خانه های دولت های آلمان و عثمانی این زمان به مرکزی قوی علیه نیروهای روسی و انگلیسی تبدیل شد و شبکه ی گسترده ی اطلاعاتی و جاسوسی آلمان بر شدت فعالیت خود افزود . واسموس رئیس قدرتمند شبکه ی اطلاعاتی آلمان دست به عملیاتی مسلحانه در جنوب ایران زد و ایل قشقایی و ملی های لار و بوشهر و تنگستان را به قیام مسلحانه علیه نیروهای انگلیس مستقر در جنوب ایران ترغیب کرد و همه گونه پول و سلاح و ابزار جنگی در اختیار آنان گذاشت .

شبکه ی اعزامی تقی زاده به تهران به ریاست سعداله درویش و رضا افشار در گروهی از انقلابیون مشروطه خواه گیلانی که در تهران مایوس و سرگردان بودند نفوذ کرد و گروهی را برای شروع عملیات مبارزه ی مسلحانه به شمال ایران حرکت داد که میرزا کوچک جنگلی و دیوسالار مازندرانی از سران این گروه بودند .

هیات اتحاد اسلام در تهران و گیلان هم به طور مخفی و سری تشکیل شد و رهبری گروه اعزامی به جنگل های شمال را به عهده گرفت . آن چه در شمال ایران به نام نهضت جنگل شهرت یافته و با نام میرزا کوچک خان جنگلی بلند آوازه شده است با هدایت مستقیم و آمرانه ی هیات اتحاد اسلام گیلان بود که با هیات اتحاد اسلام تهران همکاری داشت و با حضور قدرتمندانه و نافذ گائوک آلمانی به شبکه واسموس و اتحادیه ی نظامی آلمان اتریش و عثمانی متصل می شد . بررسی نهضت جنگل بدون توجه به نقش دولت های امپراتوری آلمان و اتریش و عثمانی تحقیقی است ناتمام زیرا هیات اتحاد اسلام تهران گیلان جنوب امیدوار به آلمان و عثمانی بودند .

علمای معروف هیات اتحاد اسلام گیلان عبارت بودند از آیه اله سید محمود روحانی آیه اله سید عبدالوهاب صالح . آیه اله علم الهدی ، میرزا محمدی انشایی شیخ بهاءالدین املشی ، حاج شیخ محمد حسن آمن ، ناصر الاسلام ندامانی و اسم آیه اله حاج شیخ باقر رسولی را نیز به میان آورده اند که همراه تعدادی از بازاریان و تاجران گیلانی در تقویت هیات اتحاد اسلام گیلان کوشیده اند بعدها نوه معین الرعایا آلیانی  به نام دکتر شاپور آلیانی در جزوه ای مدعی شد که معین االرعا هم به طور مستقیم با هیات اتحاد اسلام مرکز ، ارتباط داشته و با مراجع تقلید شیعه در نجف و کربلا و سـامرا مربوط بوده و با مـیرزای شیرازی هم مأنوس بوده است و از طریق آن آیات عظام منتظر نماینده یا نـمایـنـدگـان هیــات اتـحـاد اسلام بوده است که از قضا یکی از افراد آن میرزا کوچک بوده است . [8]

این ادعای بی مدرک که به گزافه گویی شباهت دارد به قصد غبارروبی از چهره ی معین الرعایای آلیانی نوشته شده است . [9]

4- نهضت جنگل در زمان حضور قوای عثمانی در غرب کشور و قدرتمندی امپراتوری آلمان و اتریش در سال های اول جنگ جهانی اول توانست در خطه ی شمال ابراز وجودی کند و برای فتح تهران در به زیر کشیدن دولت وابسته به انگلیس خیز بردارد اما شکست نیروهای آلمان و عثمانی در جنگ جهانی اول دولت محلی هیات اتحاد اسلام گیلان را با تفرقه و شکست وتسلیم سران آن مواجه کرد این واقعیت کم تر مورد توجه قرار گرفته است دوستداران امپراتوری آلمان در ایران که در نهضت های آزادی خواهی و ضد روسی و انگلیسی شمال و جنوب و مهاجران تهران و دولت در مهاجرت مدرس نظام السلطنه مافی در غرب کشور و خروج و عقب نشینی سریع آن نیرو به داخل خاک عثمانی ، سازمان دولت در مهاجرت را درهم ریخت و موجب ناامیدی مهاجران شد و هیات اتحاد اسلام را به شدت ناامید کرد و هر یک در پی وسیله ای بودند که از طریق سازش و تسلیم جانی به در برند . بمباران هوایی قشون انگلیس  و فشار نیروهای قزاق دولت وثوق الدوله ، عرصه را آن چنان به دسته های مسلح میرزا کوچک خان تنگ کرد که دسته دسته به فرار و تسلیم و سازش روی آوردند ، رهبران آن دسته های جنگلی هر یک سرنوشت جداگانه ای داشتند تاریخ نویسان قضیه ی نهضت جنگل در این واقعیت تلخ متفق القولند که شخص میرزا کوچک خان با روحیه ی متزلزل و تنی خسته و مجروح به فرار و عقب نشینی ادامه داد و همراه تنها 8 نفر جنگلی مسلح زخمی و گرسنه و برهنه به اعماق جنگل های فومنات پناه بردند و در یاس و ناامیدی کامل و بی خبر از سرنوشت یاران در خوف و رجا نفسی می کشیدند[10]  که شعشعه ی انقلاب اکتبر و به دنبال آن حضور نیروهای ضد تزاری ارتش سرخ به سواحل دریای خزر رسید و دولت ایران و قزاقان دولتی و نیروهای انگلیسی را غافل گیر کرد و به فرار ناچار شدند و امیدی در دل آن گروه کوچک شکست خورده به وجود آمد و قدرتی دوباه ، در حدی که بتوانند غذایی به دست بیاورند و رخت و لباسی نو کنند و به وضع پریشان خود سر و سامانی دهند ، در چنین حال و هوایی نیروهای انگلیسی و قزاقان دولتی شهر رشت را تخلیه می کردند ، والی گیلان بر اساس دستور تهران و بر مبنای یک برنامه ریزی توطئه آمیز که حالت ریا و سالوسی آن پیدا بود به یاد میرزا کوچک خان در جنگل افتادند و مصلحت دانستند که از حیثیت اجتماعی سیاسی او به منظور جلوگیری از تبعات حضور ارتش انقلابی سرخ استفاده کنند و نظم سیستم ارباب رعیتی را که بر اثر انقلاب مشروطه و سال ها مبارزات جنگل متزلزل شده بود و اینک با حضور و نفوذ ایدئولوژی انقلاب اکتبر در خطر مسلم فروپاشی قرار گرفته بود با کمک هیات اتحاد اسلام حفظ کنند و همه ی عزت و احترامی که نمایندگان حکومت مرکزی ( میرزا احمد خان اشتری حاکم گیلان و پیشکار مالیه ی گیلان و سید محسن صدرالاشراف رئیس عدلیه ی گیلان و عمده مالکان و تاجران رشت مانند ( مدیرالملک سردار منصور امجدالسلطنه و آصف التجار و داوود زاده و مانند آنها ) برای میرزا کوچک خان قایل شدند و با ده ها کالسکه و درشکه همراه روحانیان و افسران نظمیه و شهربانی و ژاندرارمری به استقبال موکب میرزا رفتند از همین زاویه بود ، گریگور یقیگیان هم که ضدیتی ریشه ای با ارتش سرخ داشت و به مخالفت با دولت شوروی معروف است ، حقیقت موضوع را این طور می نویسد که ( میرزا احمد خان گیلان پس از رفتن واحدهای انگلیس و اتباع و کنسول های خارجی رشت ، مالکان و تاجران و ماموران عالی مقام دولت را دور خود جمع کرد و آن ها پس از چند روز مذاکره تصمیم گرفتند نمایندگانی را از طرف ساکنان رشت به پسیخان نزد میرزا کوچک خان فرستاده و از او به نام ساکنان گیلان درخواست کننند به رشت آمده و اداره ی امور ولایت را به دست گیرد . [11]

و این برنامه ریزی پس از آن صورت گرفت که پیش از این میرزا کوچک خان با فرماندهی ارتش سرخ و ناوگان شوروی در غازیان و بندرانزلی ملاقات کرده بود .

5-پس ازسقوط دیکتاتوری رضاشاه که دوران آزادی بیان و قلم به مدت کمی برقرار شد قضیه ی نهضت جنگل و داستان اوج و فرودش و قتل عام انقلابیون جنگل به دست قزاقان حکومت قوام السلطنه و سردار سپه و نقش عوامل ارتجاع و بزرگ مالکی و بورژوازی وابسته در اضمحلال آن نهضت و حکومت شورایی مورد بررسی قرار گرفت و کتاب های متعددی نوشته شد . که بررسی و نقد آن کتاب ها به فرصت دیگری نیاز دارد .

نکته ای که باید در این مقاله ی کوتاه یادآوری کنم ادعای مرحوم ابراهیم فخرایی درباره ی توافق نامه ی مبرزا کوچک خان جنگلی با نمایندگان سیاسی و نظامی ارتش سرخ مانند  راسکولینکف فرمانده ی جهازات جنگی دریای خزر ، سرگوارژ نیکدزه کمیسر عالی قفقاز و مدیوانی است که در صفحه ی 210 در 9 ماده نوشته است پرسش اصلی این است که سند این توافق نامه کجا است و اگر توافقی در آن موارد نه گانه صورت گرفته باشد باید امضای نمایندگان ارتش سرخ در پای صورت جلسه ای که به دو زبان فارسی و روسی نوشته می شد دیده شود ، نه امضایی از مرحوم میرزا کوچک خان دیده می شود و نه امضایی از فرماندهان نظامی و کمیسر سیاسی ارتش سرخ ، این جعل و سند سازی ، از کتاب مرحوم فخرایی به همه ی کتاب هایی که در حوادث جنگل بحث کرده اند دست به دست نقل شده است و فاقد هر گونه سندست است بحث رسیدگی به جعلیاتی که در تاریخ جنبش جنگل گیلان وارد شده است در این مقاله ی کوتاه ممکن نیست و به فرصت دیگری محول می کنیم .

((نکته هایی درباره نهضت جنگل))

تاریخ به وضوح به ما می آموزد که نبرد علیه استعمار مستقیما از راه های ناسیونالیسم نمی گذرد . . . آگاهی ملی که البته همان ناسیونالیسم نیست تنها چیزی است که به ما بعد بین المللی می دهد

فرانتس فانون ، دوزخیان زمین [12]

مقدمه ای بر قضیه جنبش جنگل در شماره 2و3 (آبان و آذر 1384) ماهنامه چیستا نوشتم آن نوشته کوتاه و فشرده بود. هر چند مدارک و ماخذ آن مقاله در ادامه هر بند نوشته شده بود اما برای شرح و بسط بحث توجه به نکته های زیر مفید است

1-   طرح اتحادیه ای از ملل اسلامی به نام هیت اتحاد اسلام توسط سید جمال الدین اسدآبادی (1254-1314 هجری قمری) در دوران خلافت سلطان عبدالحمید امپراتور و خلیفه عثمانی مورد توجه و همراهی شخصیتهایی نظیر شیخ محمد عبده مدرس جامع الازهر مصر و رشید رضا موسس مجله المنار قرار گرفت اما جنبه اجرائی و تشکیلاتی نداشت و دارای شبکه اجرائی منسجمی نبود و بیشتر جنبه تبلیغات سیاسی و مذهبی داشت و مسافرت های سید جمال الدین به کلکته هند و افغانستان و نجف و ایران و پاریس و لندن و مسکو و اسلامبول همراه با تبلیغات و دعوت سران و شخصیت های معروف سیاسی و مالی (مانند حاج امین الضرب تهرانی) نام و شخصیت روحانی سیاسی سید را جهان گیر کرد که البته همراه با حرف و حدیث های زیادی توام بود گروهی وی را  از اعضای فعال لژهای فراماسونی میدانستند و مدارکی در این باره موجود است و اسماعیل رائین در کتاب فراماسونری در ایران شواهدی بر این ادعا آورده است. عده ای وی را عامل سلطان عبدالحمید برای ایجاد و سلطه خلافت اسلامی در همه کشورهای اسلامی معرفی کردند تا آنجا که بسیاری از حرکت های متضاد مذهبی سیاسی وی مورد بحث و انتقاد قرار گرفت. مطالعه آخرین کتابی که درباره سید منتشر شده است موجب حیرت و تامل است . قسمت هایی از آن کتاب تحت عنوان (سلسله الاعمال المجهوله ، جمال الدین الافغانی) تالیف دکتر علی شلش در فصل نامه تاریخ معاصر ایران (سال سوم شماره نهم بهار 1378) ترجمه و منتشر شده است که ورود به آن ما را از بحث اصلی دور می کند اما آنچه هست همراهی   سید جمال الدین اسدآبادی با شیخ محمد عبده و رشید رضا و مسافرت های متعددش به کشورهای مختلف قسمتی مربوط به اقامت وی در لندن و همکاری او با ادوارد براون مستشرق معروف انگلیسی در انتشار روزنامه ای بنام ضیاء الخافقین[13] است . روزنامه عروه الوثقی هم با همت سید جمال الدین منتشر می شد که از زاویه مذهبی با استبداد پادشاه ایران و قاجاریه مخالفت می کرد . در این روزنامه تکفیرو لعن و ملعنتی که علیه ناصرالدین شاه براه انداخت روحیه مبارزه علیه استبداد ناصرالدین شاه را در گروهی از آزادی خواهان و هسته هائی از روشن ضمیران دینی بر انگیخت در همان زمان ، انتشار کتاب طبایع الاستبداد عبدالرحمان کواکبی که طبیعت استبدادی سلطنت و آثار بد و زیان آور آن نوع نظام در ایران و کشورهای اسلامی را تجزیه و تحلیل می کرد به گروه همکاران سید جمال الدین نسبت داده شد و بر وجاهت سید افزود و شعار  اتحاد اسلام علیه استبداد و استعمار و نامه معروفش درباره امتیاز تولید و توزیع و صادرات تنباکو به شرکت تالبوت و امتیاز بانک شاهنشاهی به انگلیس به مرحوم میرزای شیرازی معروف است و در خاطره های هسته های فعال ضد قاجاری با نام  سید جمال الدین پیوند زده شد و به دنبال آن قتل ناصر الدین شاه مستبد توسط میرزا رضا کرمانی که از مریدان و شیفتگان سید جمال بود بر شهرت سید جمال الدین افغانی افزود زیرا بانی حقیقی آن حادثه ضد استبدادی را آموزش های دینی سیاسی سید جمال الدین می دانستند ،هر چند عده ای را عقیده بر این است که آن ترور جزای اخراج افتضاح آمیز سید از بست و تحصن در حضرت عبدالعظیم بوده و جنبه انتقامی داشته است زیرا سید جمال الدین برای آزادی ایران از استبداد و استعمار طرح مدون و جامعی نداشته است پس از قتل ناصرالدین شاه سفیر دولت ایران در عثمانی ، سید جمال الدین و میرزا آقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی و خبیرالملک را به تو طئه و دخالت در قتل پادشاه ایران متهم کرد و مظفر الدین شاه دستگیری و استرداد قاتلین پدر تاجدارش را از سلطان عثمانی خواستار شد و در نتیجه پافشاری دولت ایران سه شخصیت مبارز و فعال آزادی ایران یعنی شیخ احمد روحی و میرزا آقاخان کرمانی و خبیرالملک که بهیجوجه در قتل ناصر الدین شاه دخالتی نداشتند و حضور آنها در اسلامبول برای خلافت استبدادی سلطان عثمانی و نظام استبدادی خلافت عثمانی اسلامی ، خطر آفرین بود ، دستگیر و به دولت ایران تسلیم شدند و در تبریز در حضور محمدعلی میرزا نایب السلطنه که خلق و خوی درندگی و آدم کشی وی مثال زدنی است کشته شدند و نوشته (زیر درخت نسترن) خاطره همین کشته شدن مظلومانه سه شخصیت مبارز آزادی ایران است و می توان گفت که آنها از اولین فدائیان راه آزادی و عدالت اجتماعی ایران بوده اند.

سید جمال الدین در پناه سلطان عثمانی قرار گرفت و به روایتی به مرض سرطان درگذشت و به گفته عده ای مسموم شد و در قصر سلطانی به قتل رسید[14] بهر حال خاطره سید جمال الدین اسد آبادی بعنوان یک شخصیت مبارز دینی سیاسی در اذهان عده ای از مبارزان مشروطه خواهی میدرخشید و بنام او طالب و خواستار جنبشی علیه استبداد و استعمار بودند اما آن هیت اتحاد علماء اسلامی که در زمان جنگ جهانی اول در ایران تشکیل شد فقط از نام و شهرت سید جمال الدین بهره برداری کرد و تحت نام و ایده آل های او خود را تبلیغ و توجیه می کردند اما منبع تغذیه تبلیغاتی و تشکیلاتی آن ها از بودجه دولت عثمانی و آلمان قیصری تامین می شد و تا آن زمان 18 سال از مرگ سید جمال افغانی می گذشت.

2-   هیت اتحاد علماء اسلام که در تهران و جنوب و شمال ایران تشکیل شد آنچنان ارتباط سازمانی و تشکیلاتی منسجم نداشت ودر ایران به حکم ضرورت اجتماعی علیه قدرت دولت های روسیه تزاری و بریتانیای کبیر مخالفت هائی بوجود آورد. و علت اصلی آن ، قراردادهای سری تقسیم ایران بین آن دو دولت استعماری بود و قرارداد 1919 دولت وثوق الدوله با انگلستان ضرورت ایجاد یک جبهه محکم علیه امپریالیسم انگلستان را تقویت کرد و آلمان ها از این اوضاع برای پیش برد سیاست خود با همدستی و اتحاد نظامی با مسلمین و امپراتوری عثمانی استفاده های شایانی کردند و در صدد تشکیل [ زنده کردن]اتحاد اسلام بر آمدند و از سید حسن تقی زاده و حزب دموکرات استفاده کردند  ،هیت اتحاد علماء اسلام تهران از شخصیتهائی مانند سلیمان میرزا اسکندری-سید محمد کمره ای مجتهد-آقا سید جلیل اردبیلی -سید محمد رضا مساوات -    محمدرضا ارباب کاشی سید جمال الدین افجه ای تشکیل شد . این هیت اتحاد علماء اسلام جنبه سری و مخفی داشت و چون مراسم تحلیف در تاریک خانه و قسم و سوگند و تعهد به وفاداری که از  اصول آن بود  شباهتی با مراسم فراماسونری داشت به تشکیلات سری و مخفی تبدیل شد. در این میان سیاست امپریالیستی آلمان قیصری درپوششی از وطن پرستی و ایران دوستی و نجات ایران از ستم انگلستان و روسیه تزاری تظاهر می کرد و همراهی امپراتوری اسلامی عثمانی با صبغه اسلامی و اشتراک در دیانت اسلام با ایرانیان محمل مناسبی برای رشد و نفوذ دولتهای استعمارگر آلمان و عثمانی بوجود آورد . در هیات اتحاد علماء اسلام گیلان برای تقویت اجتماعی آن ، شخصیت های غیر مذهبی هم که عمدتاً از خان ها و ملاکین درجه 2 و بازرگانان خوش نام بودند وارد شدند.

3-   رسیدن کمکهای نظامی و مستشاری دولت های آلمان و عثمانی به حوزه سلطه جنگل سروسامانی به امور جنبش جنگل داد و چون دولت مقتدری در تهران وجود نداشت و انقلاب مشروطه هم بعلت دخالت های امپریالیسم روسیه و انگلیس و خان ها و عوامل وابسته به آنها و علمای دربار قاجاری به اهداف خود نرسید و ناتمام ماند و در نتیجه به هرج و مرج عمدی توسط وابستگان به امپریالیسم  انگلستان و روسیه تبدیل شد[15] . دولت ایران با آنکه اعلام بی طرفی کرده بود بعلت ضعف و نداشتن پشتوانه مردمی نتوانست عملاً استقلال کشور را حفظ کند و التیماتوم دولت تزاری شیرازه دولت تهران را از هم گسست و عده ای از رجال و   شخصیت های سیاسی از تهران خارج و دولت در مهاجرت تشکیل دادند و چون قوای دولت اسلامی عثمانی به جانب غرب کشیده شد دولت در مهاجرت به رهبری رضا قلی خان نظام مافی و سید حسن مدرس و گروه عظیمی از بقایای مشرطه طلبان به طرف آن دولت جلب شدند و رسیدن کمک های مالی و تسلیحاتی امپراتوری آلمان که علیه روس و انگلیس درجنگ بود موجب تقویت دولت در مهاجرت شد و ایل سنجابی و مردم کرمانشاه هم به این دولت در تبعید و مهاجرت کمک های شایانی کردند تا آنجا که این نیروی ملی ، قشون روسیه تزاری را تا همدان به عقب راند و موجب دلگرمی و روحیه آزادی خواهان شد در چنین شرایطی ارتباط جنگل با دولت در مهاجرت که این زمان در کرمانشاه سازمان دهی شده بود موجب تقویت مبارزین جنگل شد و به صورت یک دولت محلی سروسامانی یافت و منطقه های جنگلی گیلان را به تصرف درآورد و تقریباً شهرهای گیلان به ویژه رشت درمحاصره جنگلیان قرار گرفت وعده زیادی از فرصت طلبان هم با مجاهدین جنگل هم صف و هم کاسه شدند و چون امید پیروزی و فتح تهران و تصرف قدرت برای دولت در مهاجرت و نهضت جنگل در دل های مشتاقان آزادی درخشیدن گرفت و آن امید و آرزو در جان و دماغ خان ها و روسای عشایر و ایلات هم بمانند بوی کباب استشمام می شد ، نهضت جنگل جان تازه ای گرفت و عده قابل ملاحظه ای از خان های صاحب ایل و عشیره که از خانهای بزرگی مانند امیر مقتدر (ضرغام السلطنه تالش) و شبان شفتی در اضطراب بودند ، خود را در پناه جنگل قرار دادند و رشید الممالک شقاقی و امیر اسعد تنکابنی پسر سپهسالار تنکابنی هم که این زمان داماد وثوق الدوله  نخست وزیر ایران شده بود با خدعه و نیرنگ به صف مجاهدین جنگل آمدند روسای ایل شاهسون و امیر انتصار و منتظم الملک تنکابنی و سالار رشید با انجام مراسم تحلیف به نهضت جنگل پیوستند[16]

در مازندران هم امیر موید سوادکوهی رئیس ایل سوادکوه و سردار جلیل رئیس ایل گلبادی با آنکه سخت با هم مخالف بودند(انجمن طبرستان)تاسیس کردند و آن هاهم با هیت اتحاد اسلام گیلان ائتلاف کردند و عامل ارتباط مجدالاطباء طبیب مخصوص سردار جلیل بود و هیت اتحاد اسلام گیلان  (حاج شیخ محمد حسن معروف به (آمن) را به سمت نمایندگی به مازندران فرستاد [17] در ترکمن صحرا هم نماینده هیت اتحاد اسلام مرحوم آقا میرزا اسماعیل رسول زاده (معروف به پورسول) که از شخصیت های موجه و مردمی گیلان بود و عمری را به فرهنگ ایران خدمت کرد، به منزل آقا محمد علی تاجر قزوینی ) ورود نمود[18].

بعد از شکست لشکر کشی دولت بریتانیا به روسیه شوروی و فرار نیروهای انگلیسی و ضد انقلاب روسیه به رهبری ژنرال دنیکین ، نیروهای انقلابی روسیه در تعقیب آن قوای مهاجم به گیلان (بندر انزلی )رسیدند .

دولت تهران به والی گیلان دستور داد که از شخص میرزا کوچک خان و حیثیت اجتماعی او برای مقابله با قوای انقلابی که حضور آنها در خطه گیلان مطالبات اجتماعی اقتصادی دهقانان و زحمت کشان را مجداً به حرکت و جنبش در آورده بود استفاده نماید و به آن جهت میرزا احمد خان اشتری نایب الایاله گیلان برابر راهنمائی های تهران میرزا کوچک خان را که پس از شکست و مراجعت از مازندران در نهایت سختی در اعماق جنگل برای رهائی از محاصره پناه برده بود با تبلیغات خاصی به رشت آوردند و به ملاقات نیروهای انقلابی روسیه به بندر انزلی بردند  .  بدنبال آن ملاقات و مذاکرات ، دولت محلی جنگل در رشت بوجود آمد اکثر روسای اداره های دولتی که وابسته و منصوب به دولت تهران بودند پس از چند روزی توقیف با دولت محلی اعلام همکاری نکردند و با دخالت مستقیم میرزا کوچک خان آزاد و به تهران رفتند مانند (صدر الاشراف رئیس کل عدلیه گیلان و مازندران و دکتر عیسی صدیق اعلم و میرزا احمد اشتری) اما تعدادی از روسای نیروهای نظامی مانند کاپیتان علی اکبر خان سیاه پوش و کلنل فتح علیخان تو پچی ثقفی و سلطان عبدالحسین ثقفی و نصرت اله خان آزاد راد علی اکبر خان آب زرشکی سلطان داودخان [19]در دولت محلی جنگل باقی ماندند و در خفا ارتباط و همکاری اطلاعاتی با تهران برقرار کردند و در موقع حمله سردار سپه به جنگل نقش خود را انجام دادند و مورد توجه رضا خان قرار گرفتند و در ارتش رضا شاهی تا مقام امیری ارتقا یافتند و سرتیپ و سرهنگ شدند. حضور این عده که هیچ ایمان و عقیده ای به نهضت اجتماعی و آزادی نداشتند  ملغمه عجیبی از نهضت جنگل ایجاد کرد که منجر به فروپاشی آن از درون گردید .

هیت اتحاد علما  اسلام که ظاهراً بانی و موسس نهضت جنگل بود با پیوستن عده قابل توجه ای از خان های صاحب اراضی وسیع و خدم و حشم مانند جلیل الممالک ، حاجی سید رضی تاجر ، سالارناصر خلج ، مدیر الملک ، امجد السلطنه ، تقویت شد. حاجی احمد کسمائی مالک و بازرگان معروف توتون که دارای اراضی و املاک وسیع کشاورزی بود و حسن خان کیش دره ای معروف به معین الرعایا رئیس ایل آلیانی که دارای اراضی وسیع کشاورزی و خدم و حشم بود از سرکردگان درجه اول نهضت جنگل شدند ، عده ای روشنفکر از خانواده های شهری و مالک مانند وقار السلطنه و عزت اله خان هدایت هریک نقشی در جنگل داشتند چهره هائی مانند میرزا عبدالحسین شفائی و میرزا مهدی محمدی انشائی و میرصالح مظفرزاده در جنبش جنگل نقش داشتند و موثر در تصمیم گیری های هیت اتحاد اسلام بودند ،که نتیجه و عاقبت سیاسی آنها در همکاری با سردار سپه ختم شد ، عبد الحسین شفائی رئیس کل دفتر دیوان عالی کشور شد و میر صالح مظفر زاده نماینده مجلس شورای ملی رضاشاهی شد و این عناوین و سمت ها نتیجه همکاری های مخفیانه ای بود که این گونه اشخاص درخفا با حکومت های تهران و دولتمردان کابینه به ویژه با سردار سپه داشته اند . مخصوصاً نقش میر صالح مظفر زاده و میرزا مهدی محمدی انشائی و کائوک آلمانی و عبدالحسین شفائی در ایجاد اختلاف با انقلابیون عدالت خواه جنگل و میرزا کوچک خان قابل توجه است و همه این شخصیت ها همراه افسرانی از ژاندارمری و نظمیه که با رضا خان در ارتباط بودند در شکست نهضت جنگل دستی داشته اند و مزد های قابل توجهی از سردار سپه گرفته اند.

همه این افرادی که اسم برده ام همراه شیخ احمد سیگاری در جدائی انقلابیون و میرزا کوچک خان از هم  نقش مخربی داشتند ارتباط اکثر این افراد با واسطه هائی که از دولت های تهران چه در زمان تصدی  وثوق الدوله بر دولت و چه در دولت های مشیرالدوله و قوام السلطنه به گیلان می آمدند.محرز است و همه تلاش این زعمای محلی جنگل و ، مامورین اعزامی از تهران دراین بود که میرزا کوچک خان را با ادله های شرعی و ایجاد خوف و ترس ، از اتحاد با انقلابیون عدالت خواه جدا کنند و چون در میرزا زمینه های مناسب شرعی در مخالفت با لغو بهر ه های مالکانه و جود داشت نقش و تاثیر آن مالکان به ظاهر انقلابی و روشنفکران مجذوب به قدرت سردار سپه کار را آسان می کرد و موجب تسهیل سلطه سردار سپه بر دولت محلی جنگل شد.

 

1-کتاب از صبا تا نیما ، نوشته ی یحیا آریان پور ، صفحه ی 321

2-ادیب پیشاوری قیصر نامه را به وسیله ی سفارت آلمان به حضور امپراتور تقدیم کرده بود و بنا به نوشته ی مورخ الدوله ی سپهر آن اشعار به آلمانی ترجمه شد و به عرض امپراتور رسید و هدایایی برای ادیب فرستاده بود که مرحوم ادیب قبول نکرد . 

3-از صبا تا نیما صفحه ی 323 .

4- ایران در جنگ بزرگ نوشته ی مورخ الدوله سپهر صفحه ی 55 نقل به تلخیص .

5 به نظر می رسد ( نواحی شرقی ) اشتباه چاپی است و ( نواحی غربی ) صحیح بنظر می رسد زیرا نواحی غربی کشور در حیطه و تسلط قوای دولت عثمانی که متحد آلمان بود برای اعزام گروه های نجات ملی مساعد به نظر می رسید .

6- همان جا صفحه ی 56

7-صفحه ی 72 ، همانجا .

8- صفحه ی 19 نهضت جنگل و معین الرعایا چاپ اول 1375 انتشارات میشا .

9- معین الرعایای آلیانی که تا حد خیانت به نهضت جنگل و قیام ملی گیلان متهم است و با قبول خدمت گذاری به رضاخان سردار سپه و تسلیم اسلحه خانه ی جنگل به قزاقان و همکاری صمیمانه ای که با سرلشکر آیرم و سرپاس مختاری و سپهبد فضل اله زاهدی داشت و نیز با قبول سمت فرمانداری فومنات و داروغه باشی دولت قزاقان این اتهام را مسجل کرده است،  در آن حد و اندازه نیست که کتابی به نامش چاپ شود .

10- نگاه کنید به کتاب میرزا کوچک خان جنگلی ( سردار جنگل ) نوشته ی ابراهیم فخرایی از صفحه ی 177 تا 184 نویسندگان دیگری مانند صادق کوچک پور ، محمد حسن صبوری ، محمد علی گیلک و ، همین وقایع را در نوشته های خود تاکید و روایت کرده اند .

11-صفحه ی 55 شوروی و جنبش جنگل گریگور یقیگمان انتشارات موسسه ی نوین چاپ اول 1363

[12] نقل از ص 298 انقلاب مشروطه ایران ژانت آفاری

[13] - نور مشرق و مغرب . فرهنگ معین جلد 1 ص 1390 با ترجمه کلمه ضیاء و اضافه کردن به خافقین این معنی بدست می آید.

 -[14] اعلام فرهنگ معین جلد 5 ص 432

[15] برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به ص 56 ، 60، 70، کتاب ایران در جنگ بزرگ تالیف مورخ الدوله سپهر تهران 1336

[16]- سردار جنگل ابراهیم فخرائی چاپ تهران 1344 ص 78

[17] -ص 99 تاریخ گیلک و ص80 و 85 همانجا

[18]- "               "              "               "

[19]- میرزا کوچک خان سردار جنگل نوشته ابراهیم فخرائی تهران 1344 صفحه 80

 

فرهنگ توسعه - ۱۳۸۶ - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید